eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
120 دنبال‌کننده
210 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
یادداشت‌هایی کوتاه درباره #نبرد_نامتقارن_فرهنگی قسمت اول مقدمهِ مقدمه خلاصه و مفید خدمتتان بخواهم
یادداشت‌هایی کوتاه درباره داشته‌ها توجه به داشته‌ها برای شروع کار، مخصوصاً جایی که رقیب شما قدرت زیادی دارد خیلی مهم است. وقتی از داشته‌هایتان بی‌خبر هستیم یا سعی می‌کنیم گرته‌برداری کنیم و شبیه دیگران بشویم، مثل کلاغ که آمد راه رفتن کَبک را یاد بگیرد، بال زدن خودش را هم فراموش کرد یا مأیوس می‌شویم و شکست خورده به گوشه‌ای فرار می‌کنیم. ما در دفاع مقدس هشت ساله اول به داشته‌هایمان توجه کافی نکردیم. فکر می‌کردیم ما هم مثل ارتش بعث قرار است با ارتش کلاسیک جلو برویم و بجنگیم. اما چند ماه که گذشت، وقتی خرمشهر اشغال شد و شهرهای کوچک دیگری مثل مهران و بستان را هم از دست دادیم فهمیدیم ماجرا چیست. ما در دفاع مقدس، اولین قدم بزرگی که برداشتیم خودشناسی در داشته‌هایمان بود. هم در زمینه منابع انسانی و هم در زمینه منابع مادی و مالی. وقتی صحبت از داشته‌ها می‌کنیم هم نقاط قوت است و هم نقاط ضعف. وقتی بدانیم کجا ضعف داریم و کجا نقطه قوتمان است، تصمیم‌های دقیق می‌گیریم. نمونه‌اش در ابتدای جنگ در شکار تانک‌های ارتش بعث عراق با کمک بالگردهای هوانیروز بود. بعدها که موشک‌های مخصوص بالگردهای کبرا تمام شد، سراغ موشک‌های هاگ رفتیم. موشکی که از آن زیاد داشتیم. البته موشک هاگ زمین به هوا است. این منابع انسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که این موشک را به موشک هوا به زمین تبدیل کرد. نمونه چند سال بعد آن، عملیات بدر و خیبر بود. ضعف سپاه در عملیات در مناطق باز و دشت، باعث شد در هور عملیات کنیم. بعدها در دفاع مقدس دوم و سوم هم همین وضع را داشتیم. هم از قدرت موشکی‌مان به نحو احسن استفاده کردیم هم از مسدودسازی تنگه هرمز استفاده کردیم. طبیعتا قدرت‌گیری در زمینه موشکی و هوافضا و استفاده از مسدودسازی تنگه هرمز، تصمیم‌های ناگهانی نبودند. ما مدت‌ها به داشته‌هایمان فکر کرده بودیم که امروز چنین تصمیم‌هایی گرفتیم. عالم رسانه و ادبیات هم همین است. چه در مقام نویسنده، چه در مقام انسان رسانه و حوزه‌های دیگر، باید بدانیم چه چیزهایی برای شروع کار داریم. نقاط قوتمان کجاست و نقاط ضعفمان چیست. در نبرد نامتقارن فرهنگی صرف اینکه برخلاف جریان شنا کنیم کافی نیست. باید بدانیم چرا و چگونه از ابزارهایمان استفاده کنیم و بهترین قدم را برداریم. به عنوان نویسنده، فرصتی را به خودتان اختصاص بدهید و بدانید در چه زمینه‌هایی توانایی دارید و کجا نقاط ضعفتان است. ببنید اهمیت این نقطه ضعف چقدر است. آیا نیاز دارید در آن زمینه قوی شوید یا بهتر است روی نقاط قوتتان تمرکز کنید و آنها را پررنگ کنید.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته ۱۷۵ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم
نکته ۱۷۶ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ندارد یک رمان هیجانی و ژانری باشد یا رمانی ادبی. شخصیتی که خوب پرداخته شده باشد، می‌تواند خط اصلی داستان را با قدرت جلو ببرد. اینجا می‌‌خواهم ده نکته کلیدی را بگویم که برای پرداخت شخصیت لازم است. بخش 3⃣: از ستون‌های پنهان اما تعیین‌کننده در طراحی شخصیت «گذشته‌ی شخصیت» است؛ ساختاری که شاید همه جزئیاتش در متن ظاهر نشود (نیازی هم نیست ظاهر شود) اما حضورش در لایه‌های رفتار و تصمیم‌گیری شخصیت حس می‌شود. گذشته به شخصیت عمق می‌دهد، انگیزه‌ها را توجیه می‌کند و به نویسنده اجازه می‌دهد واکنش‌های او را در موقعیت‌های پیچیده طبیعی و یک‌دست نگه دارد. خواننده لازم نیست همه این اطلاعات را بداند، اما نویسنده باید بداند شخصیتش از کجا آمده، چه چیزی را پشت سر گذاشته و کدام زخمی یا خاطره‌ای هنوز در او فعال است. (ضمنا مراقب باشید استفاده زیاد از گذشته شخصیت، باعث نشود داستانتان از ریتم بیفتد.) مثال: «گرالت» در مجموعه «ویچر». گذشته او مانند آموزش‌های سختگیرانه‌اش، جهش‌های دردناک و سال‌ها زندگی در حاشیه جوامع انسانی، در تصمیم‌ها و واکنش‌های او کاملاً دیده می‌شود، حتی وقتی داستان مستقیماً به آن نمی‌پردازد. مثلاً سردیِ ظاهری گرالت در کنار حس نهفته مسئولیت‌پذیری‌اش ریشه در همین پیشینه دارد. اگر مخاطب گذشته او را نداند هم رفتارهایش قابل‌فهم است، چون گذشته در لحن، رابطه‌ها و انتخاب‌هایش رسوب کرده است. در «برادران کارامازوف» که اثری درون‌تر و روان‌شناختی‌تر است هر سه برادر شدیدا تحت‌تأثیر کودکی آشفته و پدری سهل‌انگار و بی‌رحم هستند. گرچه هر کدام واکنشی متفاوت به این وضعیت داشته‌اند. رمان همه جزئیات کودکی آنها را بازگو نمی‌کند، اما کافی است نویسنده پیشاپیش این پیشینه اخلاقی و عاطفی را ساخته باشد تا رفتار هر برادر در طول داستان قانع‌کننده و درونی جلوه کند. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
دلم می‌خواد یک داستان در ژانر تاریخ موازی بنویسم که در آن سیاستمداران و مسئولان ایرانی، پاسخ‌گو و شفاف باشند و به اندازه‌اش مردم را مَحرم خودشان بدانند.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته ۱۷۶ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم
نکته ۱۷۷ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ندارد یک رمان هیجانی و ژانری باشد یا رمانی ادبی. شخصیتی که خوب پرداخته شده باشد، می‌تواند خط اصلی داستان را با قدرت جلو ببرد. اینجا می‌‌خواهم ده نکته کلیدی را بگویم که برای پرداخت شخصیت لازم است. بخش4️⃣: شخصیت حتما و باید «نقطه‌ضعف اثرگذار» داشته باشد. نقطه‌ضعف فقط یک نقص ساده یا خصوصیت منفی نیست؛ بلکه باید موتور درونی روایت باشد. بر تصمیم‌ها، روابط و مسیر تحول شخصیت اثر بگذارد. وقتی شخصیت چیزی برای از دست دادن یا زخمی پنهان دارد، واکنش‌هایش پیچیده‌تر می‌شود و کشمکش‌های درونی‌اش عمق می‌گیرد. خواننده نیز همین آسیب‌پذیری را دستاویز همدلی قرار می‌دهد؛ زیرا انسان‌ها معمولاً از طریق ضعف‌ها، نه قدرت‌ها، به یکدیگر نزدیک می‌شوند. نقطه‌ضعف اثرگذار شخصیت را از یک الگوی انتزاعی به یک انسان واقعی تبدیل می‌کند؛ انسانی که ترس‌ها، خلأها و شکنندگی‌هایش به‌اندازه قدرت‌ها و توانمندی‌هایش اهمیت دارد. یک مثال معروف، شخصیت «کتنیس» در «بازی‌های گرسنگی» است. نقطه‌ضعف اصلی او ترس عمیق از ازدست‌دادن نزدیکانش است. این ترس باعث می‌شود که در برابر مرگ یا خطر واکنش‌هایی شدید، گاه شتاب‌زده و گاه احساسی نشان دهد. همین ضعف، که در ظاهر نقطه شکست اوست، در عمل انگیزهمبارزه‌اش را نیز شکل می‌دهد. اگر کتنیس تنها یک قهرمان شجاع و شکست‌ناپذیر بود، داستان از تنش انسانی تهی می‌شد؛ اما آسیب‌پذیری اوست که انتخاب‌هایش را ملموس و درخشان می‌سازد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نویسندگی از روی داستانِ پسرِ جادوگر بخش اول) اگر دقت کرده باشید در ار مجموعه رمان هری پاتر زیاد مثال می‌زنم اما واقعاً قرار است از روی ماجراهای یک پسربچه عینکی که با چوب‌دستی‌اش این‌ور و آن‌ور می‌رود، نویسندگی یاد بگیریم؟ مثل این است که بخواهیم رازهای آشپزی را از روی دستور پخت یک سالاد شیرازی بفهمیم! اما صبر کنید، قضیه کمی پیچیده‌تر (و البته جذاب‌تر) از این حرف‌هاست. مجموعه هری پاتر، به عنوان یک پدیده جهانی که حتی مادربزرگ‌ها را هم پای کتاب کشاند، صرفاً یک داستان سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه مثل یک کلاس درس نامرئی نویسندگی برای ما عمل می‌کند، به خصوص برای آن‌هایی که دلشان می‌خواهد قصه‌هایشان به اندازه شربت سرفه محبوب شود (البته نه به خاطر تلخی‌اش!). اینجا می‌خواهم به دلایلی اشاره کنم که چرا داستان این جادوگر نوجوان می‌تواند چراغ راهنمای نویسندگی باشد. 🪄🧙‍♀️🪄🧙‍♀️️ اول اینکه هری پاتر راست و پوست کنده و بدون ادا و اطوار است. رولینگ تصمیم گرفته بود داستانش را مثل یک غذای خانگی ساده و خوشمزه بپزد، نه یک مولکولار گستروانومی پیچیده (سر فرصت درباره مولکولار گستروانومی حرف می‌زنم. این هم به آشپزی ربط دارد). یعنی چه؟ یعنی مستقیماً رفت سر اصل مطلب، بدون اینکه بخواهد فرم داستان را پیچ و تاب بدهد و خواننده را سر کار بگذارد. هری پاتر به ما یاد داد که گاهی اوقات، سادگی در روایت، کلید ارتباط با مخاطب است. لازم نیست همیشه با فرم‌های عجیب و غریب بازی کنیم تا بگوییم هنرمندیم! 🪄🧙‍♀️🪄🧙‍♀️️ دوم فقط در خود قصه نیست. هری پاتر حرف هم برای گفتن دارد. این رمان فقط یک سری اتفاقات پشت سر هم نیست. زیر و بمش پر است از مفاهیم بزرگی مثل عشق، دوستی، شجاعت، و البته، مبارزه همیشگی با نیروی شر (که در دنیای واقعی هم کم نداریم!). این به ما نشان می‌دهد که چطور می‌توانیم پیام‌های عمیق‌تری را در قالبی جذاب و قابل هضم برای مخاطب، به‌خصوص نوجوانان، بگنجانیم. دلیل سوم در پول است. فروش نزدیک به پانصد میلیون نسخه از این مجموعه یعنی رولینگ و ناشرش خوب بلد بوده‌اند دل مخاطب را ببرند. این یک درس بزرگ است: نویسنده موفق باید بتواند ذائقه مخاطبش را بفهمد و چیزی ارائه دهد که هم اصالت داشته باشد و هم جذاب. البته منظورم این نیست که فقط دنباله‌رو سلیقه مردم باشیم، اما درک مخاطب، نیمی از راه موفقیت است! 🪄🧙‍♀️🪄🧙‍♀️️ خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نویسندگی از روی داستانِ پسرِ جادوگر بخش اول) اگر دقت کرده باشید در #نکات_نوشتن ار مجموعه رمان هری پ
نویسندگی از روی داستانِ پسرِ جادوگر بخش دوم) چهارمین دلیل در شخصیت هری پاتر و دیگر شخصیت‌های مهم داستان است. اینجا مشخصا درباره خود هری پاتر حرف می‌زنم. شخصیت هری پاتر آنقدر خوب پرداخت شده که حس می‌کنیم او را از بچگی بزرگ کرده‌ایم. تغییر و تحولش از یک پسربچه ترسو به یک قهرمان، آنقدر طبیعی و باورپذیر است که اصلاً شک نمی‌کنیم. این به ما یاد می‌دهد که شخصیت‌هایمان نباید ایستا باشند؛ باید رشد کنند، تغییر کنند و این تغییرات باید برای خواننده ملموس و قابل باور باشد. 🪄🧙‍♀️️🪄🧙‍♀️️️ کشش داستانی پنجمین ویژگی مجموعه هری پاتر است. نویسنده استادانه با اضافه کردن پیچش‌های داستانی، ما را غافلگیر می‌کند و باعث می‌شود نتوانیم حدس بزنیم چه اتفاقی قرار است بیفتد. این به ما می‌آموزد که چطور با ایجاد تعلیق و غافلگیری، خواننده را پایبند داستانمان نگه داریم. 🪄🧙‍♀️️🪄🧙‍♀️️️ آخرین دلیل در همین سادگی ظاهری هری پاتر است. تحلیل هری پاتر برای نویسندگان کار سخت و پیچیده‌ای نیست. هری پاتر مثل یک کیک خوشمزه است. که آن را جلوی رویت گذاشته‌اند و تو می‌توانی با دقت مواد تشکیل‌دهنده‌اش را ببینی و بفهمی چطور پخته شده. این به نویسندگان کمک می‌کند تا اجزای داستان را بهتر درک کرده و از آن‌ها برای خلق آثار خودشان الهام بگیرند. 🪄🧙‍♀️️🪄🧙‍♀️️️ به همین دلیل است که من از هری پاتر مثال‌های زیادی می‌آورم. این مجموعه یک کلاس درس جامع نویسندگی است که هم به صورت غیرمستقیم (با نشان دادن یک الگوی موفق) و هم به صورت مستقیم (با ارائه مثال‌های عینی از تکنیک‌های داستانی)، به ما می‌آموزد که چگونه قصه‌هایی بنویسیم که نه تنها خوانندگان را سرگرم کنند، بلکه در ذهنشان باقی بمانند. اگر می‌خواهید با قواعد نویسندگی آشنا شوید سر فرصت دوباره این اثر را بخوانید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته ۱۷۷ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم
نکته ۱۷۸ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ندارد یک رمان هیجانی و ژانری باشد یا رمانی ادبی. شخصیتی که خوب پرداخته شده باشد، می‌تواند خط اصلی داستان را با قدرت جلو ببرد. اینجا می‌‌خواهم ده نکته کلیدی را بگویم که برای پرداخت شخصیت لازم است. بخش 5️⃣: «قوس تحول شخصیت» هسته‌ روانی حرکت درام است؛ مسیری که شخصیت از نقطه‌ی آغاز تا پایان طی می‌کند و در آن از وضعیتی درونی به وضعیتی متفاوت می‌رسد. این تحول می‌تواند مثبت یا منفی، آشکار یا ظریف باشد، اما باید از دل تجربه‌ها و تصمیم‌های داستانی بیرون بیاید، نه از تصادف یا تغییر ناگهانی. قوس تحول به خواننده احساس معنا و رشد می‌دهد؛ زیرا نشان می‌دهد که رویدادها صرفاً اتفاق نیستند، بلکه درس و تغییر در پی دارند. قوس تحول، نقطه‌ی اتصال میان ساختار و روان‌شناسی است. بدون آن، داستان صرفاً زنجیره‌ای از رویدادها می‌ماند، اما با آن، روایت تبدیل به تجربه‌ای انسانی و یادماندنی می‌شود؛ تجربه‌ی «شدن». هری پاتر نمونه‌ای کلاسیک از قوس تحول است. او در آغاز پسرکی تنها، بی‌خبر از ریشه‌هایش و محتاط است، اما در طول هفت جلد، با مواجهه با مرگ، دوستی و خیانت، به فردی تبدیل می‌شود که آگاهانه میان عشق و قدرت، فداکاری و ترس انتخاب می‌کند. تحول او خطی نیست؛ با شکست‌ها، تردیدها و گاه انکار همراه است، اما همین فراز و فرودها قوس او را باورپذیر می‌سازد. خواننده تغییر او را در رفتار و تصمیم‌ها حس می‌کند، نه در جملات توضیحی نویسنده. راسکولنیکوف هم در «جنایت و مکافات چنین وضعیتی را دارد. قوس تحول او از توجیه عقلانیِ جنایت تا پذیرشِ عاطفیِ گناه، یکی از پرقدرت‌ترین خطوط تحول در تاریخ رمان است. او در آغاز خود را برتر از قانون می‌داند، اما در مسیر داستان، زیر بار فشار روانی و اخلاقی فرو می‌ریزد و درک تازه‌ای از انسانیت پیدا می‌کند. تغییرِ او ناگهانی نیست، بلکه حاصل برخورد تدریجی با عذاب وجدان، عشق و تنهایی است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
در ایتا نمی‌شود نظرسنجی گذاشت. یک نظرسنجی در بله گذاشته‌ام درباره معرفی کتاب. گفتم به بهانه نمایشگاه کتاب یک بخش معرفی کتاب بگذارم. اگر خواستید اینجا خصوصی به خودم بگویید، اگر هم نخواستید در بله در نظرسنجی شرکت کنید.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته ۱۷۸ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ند
نکته ۱۷۹ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ندارد یک رمان هیجانی و ژانری باشد یا رمانی ادبی. شخصیتی که خوب پرداخته شده باشد، می‌تواند خط اصلی داستان را با قدرت جلو ببرد. اینجا می‌‌خواهم ده نکته کلیدی را بگویم که برای پرداخت شخصیت لازم است. بخش 6⃣: شخصیت باید «صدای منحصربه‌فرد» داشته باشد. صدا فقط لحن گفتار نیست؛ مجموعه‌ای از واژگان، ریتم، نگرش و طرز نگاه به جهان است که در گفت‌وگو و روایت نمود پیدا می‌کند. شخصیت وقتی صدای ویژه و پایدار داشته باشد، در ذهن خواننده ثبت می‌شود. آرمان آنجاست که نویسنده چنان صدای شخصیت را شخصی بسازد که حتی بدون ذکر نام او، خواننده بتواند حدس بزند چه کسی دارد حرف می‌زند. . از نمونه‌های درخشان «شرلوک هولمز» است: واژگان دقیق، جمله‌های منطقی و بی‌احساس، لحن تحلیلی و نیش‌دارش چنان شناخته‌شده‌اند که هر جمله‌ای از او بوی منطق خشک و تمرکز بالا می‌دهد. صدای او نه‌تنها ویژگی شخصیتی‌اش، بلکه ستون سبکی آثار کارآگاهی است؛اگر هولمز با همان واژگان عادی دیگران سخن می‌گفت، نبوغ او در زبان نمی‌نشست و خواننده لمسش نمی‌کرد. نمونه دیگر، «هولدن کالفیلد» در ناتور دشت اثر سلینجر، مثالی آشکار از صدایی منحصربه‌فرد است. زبانش عامیانه، پر از تردید، اعتراض و صمیمیت است؛ مستقیم و گاهی آشفته. همین لحن خاص او را از یک نوجوان ساده به نمادِ نسل سرخورده تبدیل کرده است. صدای هولدن نبضِ درونی رمان است؛ بدون آن، روایت شکست نوجوان از معنا و صداقت، هیچ نیرویی نداشت. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته ۱۷۹ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ند
نکته ۱۸۰ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ندارد یک رمان هیجانی و ژانری باشد یا رمانی ادبی. شخصیتی که خوب پرداخته شده باشد، می‌تواند خط اصلی داستان را با قدرت جلو ببرد. اینجا می‌‌خواهم ده نکته کلیدی را بگویم که برای پرداخت شخصیت لازم است. بخش 7⃣: خواننده نباید صرفاً بشنود که شخصیت شجاع، ترسو یا مهربان است؛ باید این ویژگی را در کنش، گفتار، انتخاب و واکنش او حس کند. نمایش رفتاری مثل دیدن تصمیم سریع و حساب‌شده در لحظه خطر، شخصیت را زنده و باورپذیر می‌کند. این اصل همان تفاوت میان گزارشی خشک و تجربه‌ی حسی است: ادبیات به‌جای گفتن، نشان می‌دهد. وقتی خواننده رفتار را می‌بیند، خودش معنا را استخراج می‌کند و درگیر می‌شود. از نمونه‌های عالی شخصیت سام در ارباب حلقه‌ها است. تالکین هرگز شجاعت «سام» را با جمله‌ای مستقیم توصیف نمی‌کند؛ بلکه از طریق رفتار او در لحظه‌هایی که فرودو از پا می‌افتد، این ویژگی را نمایان می‌سازد. سام با وجود ترس، تصمیم می‌گیرد حلقه را به مقصد برساند و همین عمل کوچک‌تر از گفتن هزار جمله درباره وفاداری، تأثیری ماندگارتر دارد. در ادبیات جدی، داستایفسکی در برادران کارامازوف ویژگی‌های هر برادر را از خلال رفتار و گفتارشان آشکار می‌کند: ایوان با سکوت‌ها و بحث‌های سرد، شک عقلانی‌اش را نشان می‌دهد؛ دمیتری با انفجار عواطف، سویه‌های هیجانی و غریزی‌اش را و آلیوشا با گوش‌دادن و آرام‌سازی دیگران، نرمی و ایمانش را. هیچ‌کدام نیاز به توضیح صفات ندارند؛ رفتارشان خود بیانگر درونشان است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
دو روز است که است که دیگر پای لپتاپ خودم نیستم. بعد از یازده سال کار کردن که شش سالش به ویراستاری گذشت، از پریروز لپتاپم خاموش شده است و فعلا روشن نشده. برده‌ام تعمیرگاه لپتاپ را. تا خدا چی بخواهد. تقریبا همه پنجاه عنوان کتابی که ویرایش کرده‌ام با همین لپتاپ بوده. بیش از سه میلیون و صد هزار کلمه داستانی را خواندم و ویرایش کردم. به جز مست جنگ، چهار پی‌نمایی که نوشتم به علاوه صدها یادداشت و معرفی کتاب و روایت و پادکست را با همین لپتاپ نوشتم. سه میلیون کلمه در شش سال، یعنی ویرایش داستانی 500 هزار کلمه در سال، به صورت میانگین تقریبا سالی 10 عنوان کتاب ویرایش کرده‌ام. البته در یکی دو سال اول کم‌کارتر بودم و بیشتر دنبال ساختن یک ساختار بودم تا ویرایش کلمات. فعلا با یک سیستم موقتی کارها را پیش می‌برم. مثلا همین یادداشت را با همین سیستم موقتی نوشتم. پ.ن: فکر می‌کردم یادداشت طولانی‌تری شود اما واقعا نوشتن با سیستمی که برایت تازه است کار راحتی نیست. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
یک خدا یک رهبر یک ملت یک راه تمام