eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
120 دنبال‌کننده
210 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
این لیوان را سال ۹۵ خریدم. با اغماض ده سالی می‌شود که دارمش. آن ایام داشتم 《طرح و ساختار رمان》 نوشته جیمز اسکات بل را می‌خواندم. حالا این لیوان و این کتاب چه ربطی به هم دارند؟ آقای اسکات بل اوایل کتابش، همان اوایل گفته بود یکی از چیزهایی که روی نوشتنش اثر مثبت گذاشته بود لیوانی است که همان اوایل خریده بود و موقع نوشتن ازش چیزی می‌نوشیده. من هم با خودم فکر کردم می‌روم و یک لیوان مخصوص نوشتن برای خودم می‌خرم، بلکه اینطوری مشکلات نوشتنم حل شد! در این ده سال،‌ این لیوان هر جایی بوده است غیر از اتاق مطالعه‌ام!ده سال می گذرد و من یک بار هم از این لیوان استفاده نکردم! چون من اصلا موقع نوشتن اصلا اهل نوشیدن نیستم! چیزی هم بخواهم بخورم آب خنک است نه چای یا قهوه داغ! خلاصه که اگر می‌خواهید از روی دست بزرگترها بنویسید و چیزی یاد بگیرید به لیوانشان کار نداشته باشید، به فرم و محتوای نوشتنشان دقت کنید. پ.ن: سر فرصت درباره جیمز اسکات بل بیشتر حرف می‌زنم. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۸۶ نکات سفر قهرمان در مقام ویراستار داستانی یکی از مواردی که روی آن تأکید می‌کنم نگارش
نکته شماره ۱۸۷ نکات سفر قهرمان در مقام ویراستار داستانی یکی از مواردی که روی آن تأکید می‌کنم نگارش طرح رمان بر اساس الگوی 《سفر قهرمان 》 است. در این سلسله نکات به مقوله سفر قهرمان و ریزه‌کاری‌های نگارش یک طرح رمان خوب بر اساس این الگو می‌پردازم. بخش دهم: مسیر بازگشت در این مرحله چالش اصلی قهرمان، چالش بازگشت به دنیای عادی با دستاوردهای سفر است. قهرمان پس از کسب پاداش، اکنون باید با به خانه بازگردد، در این بازگشت اغلب، نیروهای تاریکی یا دشمنان که نتوانسته‌اند در «آزمایش سخت» شکستش دهند، سعی می‌کنند پاداش را از او بگیرند یا مانع بازگشتش شوند. این مرحله، آزمونی برای سنجش میزان تحول قهرمان و تثبیت دستاوردهایش است. قهرمان ممکن است با چالش‌هایی روبرو شود که او را مجبور به استفاده از دانش یا بینشی کند که در طول سفر به دست آورده است. این مرحله نشان دهد که چگونه سفر قهرمان را تغییر داده است. گاهی اوقات، بازگشت به دنیای عادی خود دشوار است، زیرا قهرمان دیگر همان فرد سابق نیست و ممکن است با دنیای قدیمی خود احساس بیگانگی کند. در نهایت، این مرحله با ورود مجدد قهرمان به جامعه، با دستاوردها و تحولاتش، به پایان می‌رسد و او را برای زندگی جدید آماده می‌سازد. مثلاً: در ارباب حلقه‌ها پس از نابودی حلقه و شکست سائورون، فرودو و سم باید از سرزمین تاریکی به سوی شایر بازگردند. این مسیر پر از خطر و غم است، به خصوص برای فرودو که زخم‌های جسمی و روحی عمیقی برداشته. آن‌ها با باقی‌مانده نیروهای شیطانی روبرو می‌شوند و باید با قدرت اراده و دوستی، سفر بازگشت را کامل کنند. در اُدیسه نوشته هومر، قهرمان داستان ادیسه پس از سال‌ها جنگ و ده سال سفر پرمخاطره، سرانجام به زادگاهش ایتاکا بازمی‌گردد. اما بازگشت او با تسخیر سرزمینش توسط خواستگاران همسرش همزمان شده است. او باید با هوشمندی و مهارت‌های جدیدی که در طول سفر کسب کرده، هویت خود را پنهان کرده و با دشمنانش روبرو شود تا تاج و تخت خود را پس بگیرد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
صبر کوچیک ویراستارها یک سال است!
اینترنت پِروت بشم وصل شدن بلدی!؟
از باب تاریخ و ایده داستان و جهاد تبیین.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۸۷ نکات سفر قهرمان در مقام ویراستار داستانی یکی از مواردی که روی آن تأکید می‌کنم نگارش ط
نکته شماره ۱۸۸ نکات سفر قهرمان در مقام ویراستار داستانی یکی از مواردی که روی آن تأکید می‌کنم نگارش طرح رمان بر اساس الگوی 《سفر قهرمان 》 است. در این سلسله نکات به مقوله سفر قهرمان و ریزه‌کاری‌های نگارش یک طرح رمان خوب بر اساس این الگو می‌پردازم. بخش یازدهم: تجدید حیات «تجدید حیات» نقطه اوج سفر قهرمان است؛ آخرین و شدیدترین آزمون پیش از بازگشت کامل به دنیای عادی. اگر «آزمایش سخت» مرگ نمادین قهرمان بود، تجدید حیات بازگشت او از آن مرگ است؛ اما این‌بار در سطحی عمیق‌تر و عمومی‌تر. در این مرحله، قهرمان نه‌تنها برای نجات خود، بلکه برای خیر جمعی می‌جنگد. خطر نهایی معمولاً تهدیدی است که می‌تواند دستاوردهای سفر را نابود کند و جهان را به وضعیت پیشینِ آشوب بازگرداند. در «تجدید حیات»، تمام آموخته‌ها، ضعف‌ها و قدرت‌های قهرمان در یک لحظه سرنوشت‌ساز جمع می‌شوند. او باید ثابت کند که واقعاً دگرگون شده است؛ نه با پیروزی صرف، بلکه با انتخابی اخلاقی، فداکاری یا گذر از خود قدیمی. اغلب، قهرمان در آستانه شکست کامل قرار می‌گیرد و حتی ممکن است به‌طور نمادین «بمیرد»؛ اما سپس با هویتی تازه و آگاهی کامل‌تر بازمی‌گردد. این مرحله، پالایش نهایی شخصیت است و مرز میان «قهرمان قدیم» و «انسان نو» را مشخص می‌کند. پس از آن، قهرمان آماده است تا با «اکسیر» یا دستاورد نهایی، به جامعه بازگردد. تبدیل شدن گندالف خاکستری به گندالف سپید در ارباب حلقه‌ها یکی از بهترین نمونه‌ها است. گندالف پس پس از نبرد با بالروگ سقوط می‌کند و به‌ظاهر می‌میرد، اما بازمی‌گردد؛ قوی‌تر، آگاه‌تر و با نقشی کلیدی در نجات سرزمین میانه. گندالف نه تنها زنده می‌شود بکه از نظر معنوی و اخلاقی هم به رهبر بهتری تبدیل می‌شود. ویکتور هوگو در بینوایان ژان والژان را پس از سال‌ها رنج و گناه، به مرحله‌ای از تجدید حیات اخلاقی می‌رسد. او با فداکاری برای خوشبختی کوزت و رهایی از گذشته‌اش، به آرامشی عمیق دست می‌یابد. مرگ جسمانی او هم‌زمان با تولد معنوی کاملش است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
در ایتا نمی‌شود نظرسنجی گذاشت. برای همین در کانال بله در این لینک یک نظرسنجی گذاشتم. ممنون می‌شوم بروید و در نظرسنجی شرکت کنید. حالا نظرسنجی درباره چیست؟ فردا آخرین بخش از موارد 12 گانه سفر قهرمان را می‌نویسم و در کانال قرار می‌دهم. حالا که قابلیت نظرسنجی هم در بله وجود دارد گفتم ازتان نظر بگیرم که نکات نوشتن و خواندن، چه سمت و سویی داشته باشد بهتر است.
سَبک بازی یا سبُک‌بازی بخش اول) سبک رئالیسم در ادبیات چند شاخه دارد که من الان دنبال تعداد و انواعش نیستم. بلکه تمرکزم روی یکی از ویژگی‌های تمام این انواع است. رئالیسم، بیش از هر چیز انتقادگر است. خصوصا انتقاد از ساختارها و نهادها. نهادهای دینی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی. و ... . رئالیست‌ها مثل رمانتیک‌ها و سانتیمانتال‌ها در خلاء احساسی و اشرافی خودشان زندگی می‌کنند. آنها به طبقات مختلف جامعه توجه دارند و از نسبت بین جامعه و طبقاتش و ارتباط آنها با نهادهای مختلف، حرف می‌زنند. وقتی هم که در داستانشان از نهاد صحبت می‌کنند، به دنبال تثبیت و تأیید وضع موجود نیستند بلکه دنبال نقاط ضعف و قوت می‌گردند و دیدگاه‌هایشان را در بیان می‌کنند. اصلاً یکی از علل میل زیاد طبقات مختلف اجتماع به ادبیات رئال، همین است. آنها احساس می‌کنند داستانی که می‌خوانند، متعلق به آنها و درباره آنها است. اما در ایران وضع اینگونه نیست. فرقی هم ندارد از جبهه روشنفکری حرف بزنیم یا از جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی. هر چه که نگاه کنیم، نویسنده‌ها از نقد کردن دوری می‌کنند. نمی‌خواهم از برچسب «ترس» استفاده کنم. چون خیلی اوقات نویسنده‌ها ما اطلاعات کافی ندارند که نقد کنند. وقتی چیزی را نمی‌دانیم چطور بررسی کنیمش و ضعف و قوتش را به مخاطب نشان دهیم. (بماند که برخی نویسنده‌ها هم –اغلب از جریان روشنکفری- چشم‌بسته فقط کلیات ابوالبقای راننده تاکسی‌ها را در داستانشان تکرار می‌کنند و پز می‌دهند.) نکته دیگر، وقتی صحبت از نقد و تحلیل می‌شود باید جنبه انصاف را هم رعایت کرد. اگر جنبه انصاف را رعایت نکنی، داستان شعارزده می‌شود. اولین مرحله انصاف هم این است که به مخالفت فرصت بیان نظراتش را بدهی. حالا چندتا نویسنده داریم که هم مخالفش را بشناسد و هم به دیدگاه او اجازه بدهد در داستانش عرض اندام کند و نظرش را بگوید؟ خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
سَبک بازی یا سبُک‌بازی بخش اول) سبک رئالیسم در ادبیات چند شاخه دارد که من الان دنبال تعداد و انواع
بخش دوم) یک مثال از وقایع روز برایتان بزنم. همین ماجرای آقای عباس عبدی در روزنامه اعتماد است. حالا من نمی‌خواهم اصلا وارد فاز سیاسی این ماجرا بشوم و آن را تقبیح کنم. چون غلط بودنش از روز روشن‌تر است. مسئله من چیز دیگری است. چی شد که ما به اینجا رسیدیم که عباس عبدی اینطوری قلم برداشته و خیلی راحت به مردم توهین می‌کند؟ (حتی اگر بعدش دوباره بیاید و یک یادداشت دیگر بنویسد و روی حرف قبلی‌اش ماله بکشد، منظور من چیز دیگری است.) یک نگاه به قفسه کتاب‌فروشی‌ها بکنید. چندتا رمان خوب سراغ دارید که نهادهای جمهوری اسلامی را در این 47 سال صادقانه نقد کرده باشد؟ چقدر جریان اصلاح‌طلبی را در ادبیات داستانی درست و حسابی نقد کردیم و زوایای مختلفش را نشان دادیم؟ نه فقط جریان اصطلاح‌طلبی که خیلی نهادهای دیگر. ساختار جریان روشنکفری، نهادهای حاکمیتی مثل مجلس و دولت و قوه قضاییه. سازمان‌های اجرایی کشور مثل وزارت آموزش و پرورش، وزارت کشور و ... . ما باید از خلاء دربیاییم و به این موارد توجه کنیم. نقد کردن فقط توسری زدن و بهانه‌جویی نیست. منتقد دلسوز هم نقاط قوت را می‌بیند هم نقاط ضعف را. حتی اگر راه حل ندهد تحلیل می‌کند و از گذشته، وضعیت اکنون و شکل آینده را برای ما ترسیم می‌کند. لزوما هم قرار نیست یک رمان سیاسی یا امنیتی بنویسیم که در آن راحت بتوانیم نقد و تحلیل کنیم. یک رمان نوجوان هم می‌تواند محمل مناسبی برای نقد و تحلیل باشد. حتی رمان‌های فانتزی و ادبیات ژانری هم چنین قابلیتی دارد. من درباره محتوا حرف زدم. صد در صد یک رمان خوب، فرمش هم اندازه محتوایش باید جذاب باشد. یک محتوای خوب، بدون یک داستان هنری جذاب، معنا ندارد. ضمنا جبهه فرهنگی انقلاب هم کاستی‌های خودش را دارد. ما به عنوان کسانی که خودمان را دلسوز انقلاب و جمهوری اسلامی ایران می‌دانیم بیشتر و دقیق‌تر از بقیه باید ساختارها و نهادهای انقلابی و جمهوری اسلامی ایران را نقد کنیم. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
شاید کسی به هر دلیلی نخواهد به من مستقیم پیام بدهد. ناشناس بودن برایش راحت‌تر باشد. این لینک پیام ناشناس برای کسانی که دوست دارند ناشناس بمانند. https://abzarek.ir/service-p/msg/3857498 این هم آیدی خودم در ایتا: @Azarbadirr