در ایتا نمیشود نظرسنجی گذاشت. برای همین در کانال بله در این لینک یک نظرسنجی گذاشتم. ممنون میشوم بروید و در نظرسنجی شرکت کنید.
حالا نظرسنجی درباره چیست؟
فردا آخرین بخش از موارد 12 گانه سفر قهرمان را مینویسم و در کانال قرار میدهم. حالا که قابلیت نظرسنجی هم در بله وجود دارد گفتم ازتان نظر بگیرم که نکات نوشتن و خواندن، چه سمت و سویی داشته باشد بهتر است.
سَبک بازی یا سبُکبازی
بخش اول)
سبک رئالیسم در ادبیات چند شاخه دارد که من الان دنبال تعداد و انواعش نیستم. بلکه تمرکزم روی یکی از ویژگیهای تمام این انواع است. رئالیسم، بیش از هر چیز انتقادگر است. خصوصا انتقاد از ساختارها و نهادها. نهادهای دینی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی. و ... .
رئالیستها مثل رمانتیکها و سانتیمانتالها در خلاء احساسی و اشرافی خودشان زندگی میکنند. آنها به طبقات مختلف جامعه توجه دارند و از نسبت بین جامعه و طبقاتش و ارتباط آنها با نهادهای مختلف، حرف میزنند. وقتی هم که در داستانشان از نهاد صحبت میکنند، به دنبال تثبیت و تأیید وضع موجود نیستند بلکه دنبال نقاط ضعف و قوت میگردند و دیدگاههایشان را در بیان میکنند.
اصلاً یکی از علل میل زیاد طبقات مختلف اجتماع به ادبیات رئال، همین است. آنها احساس میکنند داستانی که میخوانند، متعلق به آنها و درباره آنها است. اما در ایران وضع اینگونه نیست. فرقی هم ندارد از جبهه روشنفکری حرف بزنیم یا از جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی. هر چه که نگاه کنیم، نویسندهها از نقد کردن دوری میکنند.
نمیخواهم از برچسب «ترس» استفاده کنم. چون خیلی اوقات نویسندهها ما اطلاعات کافی ندارند که نقد کنند. وقتی چیزی را نمیدانیم چطور بررسی کنیمش و ضعف و قوتش را به مخاطب نشان دهیم. (بماند که برخی نویسندهها هم –اغلب از جریان روشنکفری- چشمبسته فقط کلیات ابوالبقای راننده تاکسیها را در داستانشان تکرار میکنند و پز میدهند.) نکته دیگر، وقتی صحبت از نقد و تحلیل میشود باید جنبه انصاف را هم رعایت کرد. اگر جنبه انصاف را رعایت نکنی، داستان شعارزده میشود. اولین مرحله انصاف هم این است که به مخالفت فرصت بیان نظراتش را بدهی. حالا چندتا نویسنده داریم که هم مخالفش را بشناسد و هم به دیدگاه او اجازه بدهد در داستانش عرض اندام کند و نظرش را بگوید؟
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
سَبک بازی یا سبُکبازی بخش اول) سبک رئالیسم در ادبیات چند شاخه دارد که من الان دنبال تعداد و انواع
بخش دوم)
یک مثال از وقایع روز برایتان بزنم. همین ماجرای آقای عباس عبدی در روزنامه اعتماد است. حالا من نمیخواهم اصلا وارد فاز سیاسی این ماجرا بشوم و آن را تقبیح کنم. چون غلط بودنش از روز روشنتر است. مسئله من چیز دیگری است. چی شد که ما به اینجا رسیدیم که عباس عبدی اینطوری قلم برداشته و خیلی راحت به مردم توهین میکند؟ (حتی اگر بعدش دوباره بیاید و یک یادداشت دیگر بنویسد و روی حرف قبلیاش ماله بکشد، منظور من چیز دیگری است.)
یک نگاه به قفسه کتابفروشیها بکنید. چندتا رمان خوب سراغ دارید که نهادهای جمهوری اسلامی را در این 47 سال صادقانه نقد کرده باشد؟ چقدر جریان اصلاحطلبی را در ادبیات داستانی درست و حسابی نقد کردیم و زوایای مختلفش را نشان دادیم؟ نه فقط جریان اصطلاحطلبی که خیلی نهادهای دیگر. ساختار جریان روشنکفری، نهادهای حاکمیتی مثل مجلس و دولت و قوه قضاییه. سازمانهای اجرایی کشور مثل وزارت آموزش و پرورش، وزارت کشور و ... .
ما باید از خلاء دربیاییم و به این موارد توجه کنیم. نقد کردن فقط توسری زدن و بهانهجویی نیست. منتقد دلسوز هم نقاط قوت را میبیند هم نقاط ضعف را. حتی اگر راه حل ندهد تحلیل میکند و از گذشته، وضعیت اکنون و شکل آینده را برای ما ترسیم میکند.
لزوما هم قرار نیست یک رمان سیاسی یا امنیتی بنویسیم که در آن راحت بتوانیم نقد و تحلیل کنیم. یک رمان نوجوان هم میتواند محمل مناسبی برای نقد و تحلیل باشد. حتی رمانهای فانتزی و ادبیات ژانری هم چنین قابلیتی دارد.
من درباره محتوا حرف زدم. صد در صد یک رمان خوب، فرمش هم اندازه محتوایش باید جذاب باشد. یک محتوای خوب، بدون یک داستان هنری جذاب، معنا ندارد.
ضمنا جبهه فرهنگی انقلاب هم کاستیهای خودش را دارد. ما به عنوان کسانی که خودمان را دلسوز انقلاب و جمهوری اسلامی ایران میدانیم بیشتر و دقیقتر از بقیه باید ساختارها و نهادهای انقلابی و جمهوری اسلامی ایران را نقد کنیم.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
شاید کسی به هر دلیلی نخواهد به من مستقیم پیام بدهد. ناشناس بودن برایش راحتتر باشد.
این لینک پیام ناشناس برای کسانی که دوست دارند ناشناس بمانند.
https://abzarek.ir/service-p/msg/3857498
این هم آیدی خودم در ایتا:
@Azarbadirr
محمود کریمی شعری را از مولانا تضمین کرده است با مطلع
مُرده بُدم، زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شده.
نظرم اگر مولانا این مداحی را میشنید خودش هم میآمد وسط سینهزنان. همانطور که محکم سینه میزد، بلند میگفت:
جان من ارباب! آقای بیکفن ارباب!
با شهیدانت جان ما هم به قربانت!
پ.ن: چهل روز دیگر محرم است.
پ.ن۲: امشب شب زیارتی اباعبدالله است.
در ایتا نمیشود نظرسنجی گذاشت. برای همین در کانال بله در این لینک یک نظرسنجی گذاشتم. ممنون میشوم بروید و در نظرسنجی شرکت کنید.
حالا نظرسنجی درباره چیست؟
فردا آخرین بخش از موارد 12 گانه سفر قهرمان را مینویسم و در کانال قرار میدهم. حالا که قابلیت نظرسنجی هم در بله وجود دارد گفتم ازتان نظر بگیرم که نکات نوشتن و خواندن، چه سمت و سویی داشته باشد بهتر است.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
در ایتا نمیشود نظرسنجی گذاشت. برای همین در کانال بله در این لینک یک نظرسنجی گذاشتم. ممنون میشوم بر
دست همه کسانی که در رایگیری شرکت کردند، درد نکند.
انشاءالله از فردا درباره ویژگیهاي کلیدی رمان نوجوان نکات نوشتن را در کانال منتشر میکنم.
از امروز، قرار است در بخش #نکات_نوشتن، درباره ویژگیهای رمان حرف بزنیم.
نکاتی که اینجا حول ماجرای رمان نوجوان میگذارم، کلیدیترین نکاتی است که باید در نوشتن رمان نوجوان به آنها دقت کنیم. نکاتی که نمیشود بیخیال آنها شد و رمان نوجوان، بدون این مسائل حتما نقصان خواهد داشت و به هدفش نخواهد رسید.
این را هم در نظر داشته باشید در عین حال که کلیدیترین نکات نوشتن رمان نوجوان است، حرفهای زیادی هم هست که اینجا دربارهاش حرف نخواهیم زد. پس حتما سر فرصت، سراغ منابع مناسب بروید و خودتان را از آنها بینیاز نبینید.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نکته شماره ۱۹۰
کلیدیترین نکات در نوشتن #رمان_نوجوان
بخش اول
همسن بودن قهرمان
در رمان نوجوان، همسن بودن قهرمان با مخاطب اهمیت حیاتی دارد، زیرا نوجوانها بیش از هر چیز به دنبال یافتن بازتابی از تجربیات، دغدغهها و بحرانهایی هستند که خودشان با آنها روبرو میشوند. شخصیت اصلی باید همسن یا نزدیک به سن مخاطب باشد تا امکان همذاتپنداری را تقویت میکند و فضا را برای مواجهه با مسائل اصلی دوران نوجوانی مانند هویت، استقلال، روابط با والدین، فشارهای اجتماعی و رشد فردی فراهم آورد. معمولا نوجوانها کتابهایی را که قهرمان نوجوانش از خودشان بزرگتر باشد، میخوانند. تا سه سال اختلاف قبول است. اما برعکسش صادق نیست.
خواننده نوجوان در قالب داستان، با خودِ داستانیاش روبرو میشود؛ انگار که راهحلی برای مشکلاتش پیدا کند یا دلگرمی بگیرد. این همسن بودن نه تنها در ایجاد کشش، تعامل و جذابیت مؤثر است، بلکه به نویسنده اجازه میدهد روایت و گفتگوی شخصیتها را باورپذیر، ملموس و متناسب با تجربه نوجوانان ترسیم کند.
مثلا در در مجموعه «هری پاتر» از خانم رولینگ، شخصیت اصلی یعنی هری، از یازدهسالگی وارد داستان میشود و مخاطب نوجوان، با ماجراهای او در مدرسه، دوستیها، ترسها و رشدش همسانی کامل دارد. این همان نقطه اتصال میان مخاطب و قهرمان است.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
امروز بیشتر از دو ساعت با ویراستار داستانیم، سر جلد دوم مست جنگ حرف زدیم. حسابی بالا و پایینش کردیم و صدالبته که هنوز همه چیز قطعی نیست!