eitaa logo
بصیـــــــــرت
2.3هزار دنبال‌کننده
8.7هزار عکس
2هزار ویدیو
69 فایل
﷽ با عرض ارادت به مقام بلندو بی بدیل شهدا وبا کسب اجازه ازولی امر مسلمین مقام معظم رهبری و آقا با توجه به فرمایش اخیر رهبر به افزایش بصیرت افزایی نام کانال به بصیرت تغییر یافت البته همچنان فرمایشات آقاو معرفی شهدا در برنامه های کانال در ارجعیت هستند🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
بصیـــــــــرت
💐🍃🌸 🍃💖 🌸 #فنجـانی_چـاے_بـا_خـدا #قسمت_سی_و_نهم ✍هارمونی عجیبی داشت قرمزیِ رنگ خون و پیراهن اسپرت و
💐🍃🌸 🍃💖 🌸 ✍مرد که صدای کم توان شده از فرط دردش،گوشهای اتاقم را پر میکرد، همان دوست مسلمان در عکسهای مهربان دانیال بود. همان که دانیالم را مسلمان کرد، همان که های بامزه اش با برادرم را دیده بودم و مدام از خودم میپرسیدم که مگر مذهبی ها هم شیطنت بلدند؟ همان که وقتی دانیالم وحشی شده از اسلامو خدایش ترکم کرد،روزی صدبار تصویرش را در ذهنم غرغره کردم تا خرخره ای برایش نگذارم، که نشد... که باز هم بازیش را خوردم و راهی شدم. درست وقتی که فرصت تیغ زدن بود،نیش خوردم از دردی که سرطان شد و جز زیبایی، تمام هستی ام را گرفت. راستی کجای زندگیش بود؟ من که هیزم فروشی نمیکردم. پس هیزم تر چه کسی آتش شد به یک کف دست مانده از نفسهای عمرم؟ کاش میدانستم جرمم چیست؟ موج صدایش بی حال اما پر از آرامش به گوشم میرسید و من قانعتر از همیشه،پیچیده از بی رمقی در خود، خواب را زیر پلکهای چشمم مزه مزه میکردم. که سکوت ناگهانی اش،هوشیارم کرد. چرا دیگر نمیخواند؟ تنم کوفته و پر درد بود. کمی نیم خیز شدم. با چشمانی بسته،سرش را به چهارچوب در تکیه داده بود. به صورت کاملا رنگ پریده اش نگاه کردم.
بصیـــــــــرت
💐🍃🌸 🍃💖 🌸 #فنجـانی_چـاے_بـا_خـدا #قسمت_چهلم ✍مرد که صدای کم توان شده از فرط دردش،گوشهای اتاقم را پر
. اصلا شبیه رفقای اش نبود. ریش داشت اما کم، سرش کچل نبود و موهای مشکی و عرق کرده اش در سرمای پاییز،چسبیده به پیشانی اش خود نمایی میکرد. این چهره حس اطمینان داشت،درست ماننده روزهای اول آوردن دانیال. چرا نمیتوانستم خباثتی در آن صورت بیایم؟ دستمال و دست چسبیده به سینه اش کاملا بودند. یعنی مرده بود؟ خواستم به طرفش برم که پروین چادر به سر،در چهار چوب در ظاهر شد - یا حضرت زهرا آقا حسام؟ حسام چشمانش را باز کرد و لبخندی بی رمق زد. - خوبم حاج خانم فقط سرم گیج رفت،چشامو بستم همین. الانم میرم پیش علیرضا،درستش میکنه،چیزی نیست،یه بریدگی کوچیکه این مرد هم مانند پدرم هفت جان داشت. مسلمانان را باید از ریشه کَند. به سختی روی دو پایش ایستاد، را بوسید و به سمت پروین گرفت - بی زحمت بذارینش تو کتابخونه، خیالتون راحت با دست خونیم بهش دست نزدم. پاکه پاکه سر به زیر،با اجازه ای گفت و تلوتلو خوران از دیدم خارج شد. صدای نگران پروین را می شنیدم. - مادرجون،تو درست نمیتونی راه بری،مدام میخوری به درو دیوار. صلاح نیست بشینی پشت فرمون. یه کم به اون مادر جگر سوختت فکر کن. آخه شما جوونا چرا حرف گوش نمیدین؟ اون از اون دختره ی خیر ندید که این بلا... صدای حسام پر از خنده بود - عه عه عه حاج خانم ؟ماشالله همینطورم دارین تخته گاز میرینا😂 پیرزن پر حرص ادامه داد - غیبت کجا بود؟ صدام انقدر بلند هست که بشنوه. حالا اون زبون منو حالیش نمیشه،من مقصرم بیا بشین اینجا الان میوفتی،رنگ به رخ نداری. حرف گوش کن با آژانس برو. حسام باز هم خندید،اما کم توان - اولا که چشم اما نیازی به آژانس نیست،زنگ میزنم حسین بیاد دنبالم. سرم گیج میره،نمیتونم بشینم پشت فرمون دوما،حاج خانم اون دختر فقط بلد نیست رو خوب حرف بزنه،و اِلا خیلی خوب متوجه حرفاتون میشه هینی بلند از پروین به گوشم رسید و خنده های بی جان حسام، این جوان دیوانه بود. درد و خنده...هیچ تناسبی میانشان نمیافتم با دوستش تماس گرفت و من مدتی بعد،رفتنش را از پشت پنجره دیدم. رفت بدون فریاد، بدون عصبانیت، بدون انتقام بابت زخمی که زدم برایم  خواند و رفت. اگر باز نمیگشت،اگر تمام حرفهایش دروغ باشد چه؟ باز هم برزخ، باز هم زمین و آسمان... چند روزی از آن ماجرا گذشت و من در موجی ملتهب از درد و پسمانده های درمان دست و پا زدم، به امید آوای اذان و فقیر از آواز قرآن بی خبر از حسام و در مواجهه با تماسهای بی جوابم به گوشی های عثمان و یان! ⏪ ... این داستان الهام گرفته از است. @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 توصيف شاعرانه حاج قاسم سليمانی از شهيد و شهادت 🔹نگاهي به آنچه حاج قاسم در ٥ مرداد ٩٧ در مراسم يادبود شهدا گفت ـــــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــ @khamenei_shohada
🎊عـــید سعید قربان را به همہ ے رستگارانےهاے عزیزتبریک عرض میکنیم😍♥️ 🎊 💐 رستگار باشید👇 ـــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«عید قربان» شده و در عوض قربانی مـا به قـربان تـو رفتیـم «اباعبدالله» السلام علیڪ یا ابا عبدالله ـــــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــ @khamenei_shohada
✳️ عید نور بندگی ✨نزول فیض رب العالمین است حلول «عید قربان» در زمین است 🌹فرا رسیدن ، پرشکوه‌ترین ایثار و زیباترین جلوه‌ی تعبد در برابر خالق یکتا بر همه شما عزیزان مبارک🌹 ـــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــ @khamenei_shohada
🔹رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ و همزمان با با ملت ایران از طریق رسانه ملی سخن خواهند گفت. 🔹سخنرانی رهبر انقلاب ساعت ۱۱.۳۰ از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی به‌صورت زنده پخش می‌شود. ـــــــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 تحلیل رهبرانقلاب از ماجرای قربانی کردن حضرت اسماعیل ـــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــــ @khamenei_shohada
هدایت شده از ارگانیک کده حریرا
و بی گمان فلسفه قربان، سر بریدن نیست. دل بریدن است ✨ دل بریدن از هر چیزی که به آن تعلق داری، دل بریدن از هر چه تو را از او میگیرد✨ عيد قربان، عيد سرسپردگي و بندگي به درگاه احديت است... , سر بريدن «نفس» است ؛ و پا بريدن از «شيطان»... در این عيد قربان سربلندی ابراهیم، آرامش اسماعیل، امیدواری هاجر، عطر عرفه و برکت عید قربان را برای شما خوبآن آرزومندم✨ زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه‌ی زمزم✨ 🌕🌺🌕عید 🌕🌺🌕قربان 🌕🌺🌕عید 🌕🌺🌕ایثار 🌕🌺🌕و عشق 🌕🌺🌕و بندگی 🌕🌺🌕بر شما 🌕🌺🌕دوستان 🌕🌺🌕عزیز 🌕🌺🌕 و خانواده 🌕🌺🌕محترمتان 🌕🌺🌕تبریک و 🌕🌺🌕تهنیت 🌕🌺🌕باد
✅ بالاتر از ایثار جان ✍رهبر انقلاب: اگر به حکمت مندرج در توجه شود، خیلی از راهها برای ما باز میشود. بالاتر از ایثار جان، در مواردی ایثار عزیزان است. حضرت ابراهیم علیه‌السلام در راه پروردگار، به دست خود عزیزی را قربان میکرد؛ آن هم فرزند جوانی که خدای متعال بعد از عمری انتظار به او داده بود. ۱۳۸۹/۸/۲۶ ـــــــــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥حکایت شنیدنی و دیدنی شهید در حفاظت از جماران از لسان همرزم ایشان،سردار علی صلاحی ـــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 صدا و تصاویر شهید 🌷 گوش کنید؛ خود شهیـد با شما حرف می زند!!! 🌷شهید مهدی رضاخانلو شب عید قربان سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات نصر هفت در ارتفاعات دوپازا به درجه شهادت نائل گردید.... آنها سر و تن و جان دادند و با رفتنشان بار تکلیف ما دو چندان گشت... تا زنده ایم رزمنده ایم ـــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔻بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت 🎥حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی: در سیل اوایل سال 98 حضور دو مجاهد برجسته، شهید سلیمانی و شهید ابومحمدی المهندس ، دو طرف مرز را به هم وصل کردند. ـــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــ @khamenei_shohada
🌹شهید مدافع حرم حمیدرضا اسداللهی🌹 🍂مولاجان... گرچه برای تربیت شدن و سرباز تو شدن تلاشی نکرده ام، اما به آن امید جان می‌دهم که در آن روز موعود که ندا می‌دهند از قبرهایتان بیرون آیید و به یاری مولایتان بشتابید، من هم به اذن شما در حالی که شمشیر به کمر بسته ام، از قبر بیرون آمده و پای رکاب شما سربازی کنم، آرزوی بزرگی است، اما آرزو بر جوانان عیب نیست. در دوران زندگی ام سعی کردم هیچ موضوع شخصی و دنیایی را از شما نخواهم و شما را قسم ندهم، اما الان در حرم جدتان امام رضا (ع) شما را به مادرتان قسم می‌دهم که همۀ جوانان این انقلاب اسلامی و در آخر این حقیر عاصی را برای نصرت خودتان تربیت کنید و برای سربازی خودتان به کار گیرید.🍂 ـــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــ @khamenei_shohada
🌹 بود و قربانگه منا یاد باد از کُـشتِگان درکــربـلا 🌹خُولی نامـرد رَذل و "حَــرمَـلِه" نقششان پیداست دراین مرحله شادی روح شهدای صلوات ـــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــــ @khamenei_shohada
🔵این روایت : پسر خوب قصه های روستا 🎥 مستند زیبای ویژه شهید مدافع حرم 📅جمعه ۱۰ مرداد ⏱ساعت ۱۶:۱۵ 🖥شبکه دو سیما http://eitaa.com/joinchat/935919616C80381eda88
بصیـــــــــرت
🔵این روایت : پسر خوب قصه های روستا 🎥 مستند زیبای #از_آسمان ویژه شهید مدافع حرم #محمود_نریمانی 📅جمع
💐 آقا محمود برای چندمین مرتبه به سادگی از محمدهادی دو سال و نیمه اش گذشت و راهی سوریه شد. اما اینبار مثل همیشه نبود. گرمای مردادماه ۹۵ به اوج خودش رسیده بود که خبر شهادت اش به تهران رسید. از آسمان در برنامۀ این هفتۀ خود گوشه هایی از زندگی پاسدار شهید محمود نریمانی را روایت کرده است. نریمانی در سال ۱۳۶۶ به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه امام حسین علیه السلام وارد سپاه پاسداران شد. ✅ امیر خورشیدی فرد در اینباره گفت : برای تولید این برنامه به روستای دروان در ۳۰ کیلومتری شمالغرب کرج رفته و با پدر و مادر و همسر و فرزند خردسالش گفتگو کرده ایم. وی در ادامه افزود: شیرین زبانی های محمدهادی و گفتگو با همرزم جانبازش از گفتنی های ویژۀ این برنامه هستند که امیدواریم مورد توجه مخاطبانش قرار بگیرد. 🌹 در تولید این قسمت از مجموعۀ از آسمان جمعه ۱۰ مرداد ساعت ۱۶:۱۵ از شبکۀ دو سیما پخش خواهد شد آقایان سعید سلیمانی ، مرتضی اعطاسی ، نادر گهرسودی و حمید بناء مشارکت داشته اند. @khamenei_shohada
بصیـــــــــرت
💐🍃🌸 🍃💖 🌸 #فنجـانی_چـاے_بـا_خـدا #قسمت_چهلم ✍مرد که صدای کم توان شده از فرط دردش،گوشهای اتاقم را پر
💐🍃🌸 🍃💖 🌸 (الف) ✍سنگینی ابهام،ترس،و سوال شانه های نحیفم را به شدت می آزرد و من محکوم به صبر بودم. بالاخره حسام آمد با دستانی پر از خرید،با مهربانی های بی دریغ به پروین... یعنی زخمش خوب شده بود. یاالله گویان و سر به زیر در چهارچوب اتاقم ایستاد و حالم را جویا شد. بی جواب،نگاهش کردم - گفتی همه چیزو بهم میگی. بگو میخوام بدونم دقیقا کجای مبارزتونم مکث کرد - میگم اما الان نه. فعلا نمیتونم چیزی بگم خواست از اتاق خارج شود که جلویش را گرفتم - شک ندارم تو همون دوست ایرانی یان هستی،اما نمیتونم بفهمم چه ارتباطی میتونی با عثمان و یان داشته باشی؟ احتمالا با دانیال هم در ارتباطی نه..؟ درست میگم؟حتما اون خواسته تا منو با خودت به سوریه و عراق ببری و الا هیچ دیوونه ای این همه وقت واسه هدیه کردن یه دختر دم مرگ به رفقای داعشیش نمیذاره. منو ببین هوووووی روی زمین دنبال چی میگردی که چشم از گلای قالی برنمیداری؟ میتوانستم خشم را در سرخی صورتش ببینم. - من عاشق دانیالم،دانیال برادر خودم نه شوهر صوفی،نه رفیق وحشی تو، برادرم مرده یعنی کشتنش یه مسلمون خفاش صفت، خونشو مکید انگشت اشاره ام را روی سینه اش فشار دادم. به سرعت خودش را عقب کشید - توئه عوضی اون مسلمونی! تو کشتیش من با تو هیچ جا نمیام. من جهنم رو به بهشت پر از مسلمون ترجیح میدم. اینجا واسه رفقای کثیفت،هرزه پیدا نمیشه پس گورتو گم کن @khamenei_shohada
یعنی تا امام زمانت به کوفه نیامده... ، ولی امر مسلمین است. ـــــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــــ @khamenei_shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ از هجر تو بی قرار بودن تا کی؟ بازیچه ی روزگــار بودن تا کی؟ ترسم که چراغ عمر گردد خاموش! دور از تو به انتــظار بودن تا کی؟ عهد بستم تا ابد منتظرت میمانم✋ ـــــــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــــ @khamenei_shohada
شاید شهــ🌷ــادت آرزوی همه باشد اما یقیناً جز مخلصین کسی بدان نخواهد رسید ، کاش بجای زبان با عملم، طلب شهادت می‌کردم.. 📎اللهُـمَّ ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک🌷 .ــــــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــــ @khamenei_shohada
📸 قبول مذاکره یعنی هم تحریم، هم تهدید 🔰معنای مذاکره از نظر آمریکایی‌ها چیست؟ رهبر معظم انقلاب: 🔹️ اینکه دشمن میگوید بیایید مذاکره کنیم، یعنی این: بیایید پشت میز مذاکره بنشینید، ما به شما بگوییم باید شما موشک نسازید، شما هم باید قبول کنید؛ اگر قبول کردید که خودتان را بی‌دفاع کرده‌اید؛ اگر قبول نکردید، باز هم تحریم و باز هم تهدید. مذاکره یعنی این؛ اینکه بنده میگویم با آمریکا مذاکره نمیکنیم، دلیلش این است. ۹۹/۵/۱۰ ـــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــــــ @khamenei_shohada
‍ ‍ 🥀شهید مدافع حرمی که با شهادت زبانش باز شد🥀 🌷شهید مدافع حرم 🌷 ▪️نام:مهدی عزیزی ▪️نام پدر:محمد 📅ولادت:1361/7/1 ( تهران ) 📅شهادت:1392/5/11 ( سوریه ) ▪️وضعیت تاهل:مجرد ▪️نام جهادی:نداشتند ▪️مسئولیت:رزمنده ـــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــــ @khamenei_shohada
بصیـــــــــرت
‍ ‍ 🥀شهید مدافع حرمی که با شهادت زبانش باز شد🥀 🌷شهید مدافع حرم #مهدی_عزیزی🌷 ▪️نام:مهدی عزیزی ▪️نام
❤️علاقه و خصوصیات اخلاقی: 📿مادر شهید:  از بچگی فردی خاص بود و هیچ وقت گریه نمی‌کرد، طوری بود که من گمان کردم مشکلی دارد که گریه نمی‌کند اما دیدم نه، او فقط لبخند می‌زند. خیلی زود راه افتاد و اولین کلامی که به زبان آورد «شهیدم کن» بود طوری که مادربزرگش تعجب می‌کرد که زبانش با این کلمه باز شده است. بسیار ولایتی به تمام معنا بود در زمان فتنه 88 بود که 10 روز بود او را ندیده بودیم و بعد از 10 روز که آمد دیدیم که 10 کیلو لاغر شده به منزل آمد و با عجله حضرت آقا را برداشت و گفت: این عکس‌ها را به موتورم می‌چسبانم تا ببینم چه کسی جرات می‌کند به حضرت آقا حرف بزند. یک عکس تمام قد از حضرت آقا را در خانه چسبانده بود هر صبح که بیدار می‌شد اول به امام زمان سلام می‌کرد و بعد به حضرت آقا سلام می‌داد. عشق به ولایت او  به گونه‌ای بود که اگر از تلویزیون بیانات حضرت آقا پخش می‌شد همان موقع بلند می‌شد و می‌ایستاد.  از پولش چیزی برای خود پس‌انداز نمی‌کرد و همیشه آن را به دیگران کمک می‌کرد و  با شهید هادی ارتباط عاطفی زیادی داشت.هر كسي با هر منش و رفتاري اگر با او ارتباط برقرار مي كرد، با او رفيق مي شد. مهدي مي گفت كه شايد اين رفتار و اين اخلاق من تأثير خودش را بگذارد و از راه اشتباهي كه انتخاب كرده اند برگردند. مهدي در عمل جذب حداكثري داشت. در جلسات قرائت و روخوانی قرآن شرکت می‌کرد و به جز تلاوت قرآن عامل به آیات الهی بود، همواره به ما توصیه می‌کرد حرمت قرآن را با عمل به دستورات آن حفظ کنید. البته به حرمت ظاهری قرآن هم اهمیت می‌داد و هیچگاه قرآن را روی زمین نمی‌‌گذاشت. پاي ثابت مكتب آيت‌الله ‌حق‌شناس بود. در يكي از جلسات كه با دوستانش در محضر استاد حضور پيدا كرده بود، آيت‌الله ‌حق‌شناس به ايشان يك دستمال اشك داده بود. مهدي هم آن دستمال را همراه داشت تا هر موقع براي اهل‌بيت(ع) گريه كرد اشك‌هايش را با آن پاك‌كند. مادر مي‌گويد مهدي دستمال اشك را نگه داشته بود تا در كفنش بگذارند و ادامه مي‌دهد: «در يك جلسه كه مهدي در محضر استاد مي‌رود، آيت‌الله ‌حق‌شناس تا او را مي‌بيند به گريه مي‌افتد. دوستانش تعجب مي‌كنند كه چرا استاد گريه مي‌كند و چه رازي بين او و مهدي وجود دارد؟ و هيچ‌كسي نمي‌دانست كه مرد خدا در چهره آفتاب سوخته شاگردش، نور شهادت را مي‌بيند. مهدي همه راز و نيازش با امام حسين(ع) بود.» به گفته مادر اين شهيد بزرگوار به جز روزهاي عيد هميشه لباس مشكي به تن داشت. معتقد بود بعد از مصيبت حضرت زينب(س) بايد هميشه عزادار بود.  ــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــ @khamenei_shohada
وﻗﺘﯽ توی جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ؛ ﺩﺭ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﯾﮏ🌹 ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎلی ﮐﻤﭙﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ قرار دارد....🌹 ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: «ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ! ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ🌹 ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ🌹 ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ. ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ، ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ، ﺣﺘﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ🌹 ﮔﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ 25 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ.🌹 ﺁﺧﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺮﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ آﻥ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺗﻤﯿﺰ ﺗﻤﯿﺰ ﺷﺪ.🌹 ﺣﺎﻻ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺁﺏ🌹 ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺸﻮﻡ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻨﻢ.» ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ.🌹 پ.ن،: گاهی به همین راحتی می‌توان خدا را دید....🌹 ــــــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــــ @khamenei_shohada