eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
477 عکس
596 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
🔍 این دوگانگی در چیست؟ | لطفاً با دقت مطالعه بفرمایید و نشر دهید اوایل که نقد حسن آقامیری باب شده بود و همه او را نقد میکردند، از طلبه پایه یک تا مدرسین حوزه، از مداح و سینه زن، همه و همه به او نقد داشتند. یکی از نقدها بر حسن آقامیری تعریف ماجرایی بود که او نقل کرده بود. ماجرایِ نقل شده این بود که یک مشروب خوری از امام رضا علیه السلام در مشهد مشروب خواست و حضرت هم برای او جور کرد! ✍ کسی نبود که بابت نقل این ماجرا به حسن اقا میری نقد نکند، (البته ما خودمان یکی از نقد کنندگان بودیم) بچه هیئتی ها رفتند و در صفحه او فحش دادند، علما بر بالایِ منبر وا اسلاما سر دادند که وای توهین به امام رضا علیه السلام شد، وای شان امام رضا علیه السلام را در حد جور کردن مشروب پایین اوردند. البته نقد ها به حق بود و سخن اقامیری از اباطیل. اما یک سوال برای حقیر پیش آمده، چرا همین علما و هیئتی ها بر اقا میری نقد کردند که چرا این ماجرا را گفتی، اما خود دوستان هیئتی در هیئت هر روز از اهل بیت علیهم السلام شراب و می میخواهند. چطور علما مادحین را نقد نکردند که چرا شان معصومین علیهم السلام را در حد ساقی مشروب پایین می آورید؟ چطور اقامیری بگوید وا مصیبتا هست. اما اگر مداح بگوید طیب الله دارد؟ اگر امام حسین علیه السلام ساقی مشروب مادحین و سینه زنها بشود احسنت دارد، اما اگر امام رضا علیه السلام بشود اسلام منهدم میشود؟ چطور هییتی ها آن وقت رفتند و حسن اقا میری را فحش دادند، اما زیر پست قبلهء عالم یعنی مداح عزیزشان از کلمات سلطان و امپراطور و... استفاده میکنند و با آن می و مستی سینه میزنند و سر از پا نمیشناسند؟ این دوگانگی جای سوال دارد، برای بنده مجهول مانده این رفتار علما و شیعیان! الحمدالله ما بر هر دو نقد کردیم و تکلیفمان مشخص است. هم حسن اقا میری باید نقد میشد بخاطر نشر اکاذیب، هم مداحان باید نقد بشوند برای خواندن اباطیل. تکلیف دوستان مشخص نیست. حسن اقا میری باید توسط هیئتی ها فحش میخورد چون همه بد او را میگفتند، مداح باید پرستش شود چون قبلهء عالم است. قضاوت با شما. @BotShenasi
🔍 چیزی شریک خدا نیست | امام جعفر صادق علیه السلام، در باره آیه «هُوَ أَهْلُ التَّقْوَی وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ» {اوست سزاوار ترس و سزاوار آمرزش}فرمود: خداوند عزّ و جلّ می‌فرماید: من شایسته آن هستم که تقوای من به جای آورده شود و بنده من، هیچ چیز را شریک من قرار ندهد. اگر بنده من، شریکی برای من قائل نشد، من شایسته آن هستم که وی را وارد بهشت کنم. و نیز فرمود: خداوند عزّ و جلّ به عزت و جلالش سوگند یاد کرده که به هیچ وجه موحّدان را با آتش دوزخ عذاب ندهد. 📗 مدّثر / ۵۶ 📗 التوحید: ۱۹ 📚بحارالانوار ج ۳ ص ۱۲
🔍علت احتجاب خدای متعال از خلقش | محمّد بن عبد اللَّه خراسانی خادم امام رضا علیه السّلام نقل کرده: زندیقی به امام علیه السّلام گفت: برای چه خدا از خلائق محجوب و مستور است؟ امام علیه السّلام فرمود: حجاب و پنهان بودن از خلائق به خاطر کثرت گناهان ایشان است امّا حقّ عزّ و جلّ هیچ پنهانی در لحظات شب و روز از او مخفی نمی باشد. زندیق گفت: پس چرا دیدگان او را نمی بینند؟ حضرت فرمود: تا فرق باشد بین او و مخلوقات؛ چه آن که مخلوقات را دیدگان درک می‌کنند ولی حقّ عزّ و جلّ منزّه است از این که چشم‌ها او را دیده یا وهم بر او محیط شده یا عقل او را ضبط و محصور نماید. زندیق گفت: او را برای من تعریف نما. حضرت فرمود: حقّ عزّ و جلّ تعریف نمی شود. زندیق عرضه داشت: چرا؟ حضرت فرمود: زیرا هر چه محدود باشد و تعریف شود به حدّی منتهی می‌گردد و آنچه احتمال تحدید در آن باشد احتمال زیاده نیز در او راه دارد و وقتی زیاده در آن محتمل بود، احتمال نقصان نیز دارد و چون حقّ عزّ و جلّ قابل زیاده و نقصان نیست پس محدود نبوده همان طوری که متزاید نیست و اجزاء نداشته و قابل توهّم نمی باشد. 📗علل الشرایع۱: ۱۴۴ 📚 بحارالانوار ج ۳ ص ۲۷
🔍 خداوند واحد است | شریح بن هانی گفت: در جنگ جمل یک نفر اعرابی بلند شد و گفت: ای امیر المؤمنین! آیا می‌گویی خداوند واحد است؟ مردم به او حمله کردند و گفتند: ای اعرابی آیا نمی بینی که امیر المؤمنین در چه حالی از دل مشغولی است؟ امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: رهایش کنید، آنچه این اعرابی می‌خواهد همان است که ما از این قوم می‌خواهیم. سپس گفت: ای اعرابی! سخن گفتن از اینکه خدا یکی است چهار قسم است، دو قسم آن بر خدا جایز نیست، ولی دو قسم آن را می‌توان بر خدا ثابت نمود، آن دو قسمی که جایز نیست این است که شخص بگوید: خدا یکی است و منظور از لحاظ شمارش و عدد باشد، این جایز نیست، چون چیزی که دوّمی ندارد داخل در باب اعداد نیست، آیا نمی بینی که هر کس بگوید: خداوند سوّمی از سه تاست کافر شده است؟ همچنین اگر بگوید: خدا یکی از مردم است و منظور او نوعی از جنس باشد این نیز روا نیست، چون تشبیه است و پروردگار، برتر از آن است. و اما دو وجهی که جایز است، سخن شخص است که بگوید: خدا یکی است و در میان موجودات مانند ندارد، پروردگار ما چنین است و نیز سخن شخص که بگوید: خداوند از نظر معنا یکی است و منظورش این باشد: خدا نه در وجود و نه در عقل و نه در وهم قابل قسمت نیست، پروردگار ما چنین است. این حدیث در کتاب معانی الأخبار هم روایت شده است. ✍توضیح: «التقسّم»: پراکندگی. معنای نفی شده اول وحدت عددی است به این معنا که خداوند دومی از نوع خود داشته باشد. منظور از معنای دوم صنفی از نوع است. چرا که لفظ نوع در لغت بر صنف اطلاق می‌شود همچنین لفظ جنس بر نوع اطلاق می‌گردد. پس اگر مثلا به یک رومی گفته شود: او یکی از مردم - به این معنا - است یعنی صنف او، صنفی از اصناف مردم است. یا او جزء صنفی از اصناف مردم است. و ممکن است منظور از معنای اول کسی باشد که در الوهیت دومی داشته باشد و مراد از معنای دوم، یک شخص از نوعی باشد که داخل در ذیل یک جنس است. «یرید به» یعنی از «الناس» نوع برای آن شخص را اراده می‌کند و ذکر جنس برای ص: ۳۱۳ بیان این مطلب است که نوع غالباً مستلزم جنس است پس ترکیب از اجزاء عقلیه لازم می‌آید. دو معنای اثبات شده یکی اشاره به نفی شریک و دومی به نفی ترکیب دارد. «فی وجود»: یعنی در خارج. 📗التوحید: ۸۳، الخصال: ۲ 📗 معانی الأخبار: ۵ 📚بحارالانوار ج ۳ ص ۳۱۲
🔍غلات در کلام اهل بیت علیهم السلام | ✍ فضیل بن یسار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: بر جوانان خود بر حذر باشید که غالیان آن‌ها را فاسد نکنند! که غالیان بدترین خلق خدایند. عظمت خدا را کوچک می‌کنند و برای بندگان ربوبیت ادعا می‌کنند، به خدا قسم غلات، از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان بدترند. سپس فرمودند: غالی پیش ما باز میگردد و ما او را نخواهیم پذیرفت، ولی اگر کسی که در باره ما کوتاهی کرده، پیش ما بازگردد او را می‌پذیریم. کسی گفت: چطور چنین چیزی ممکن است ای فرزند رسول خدا؟ فرمودند: غالی عادت به ترک نماز و زکات و روزه و حج کرده و دیگر نمی تواند عادت خود را ترک کند و برگشت به اطاعت خدا نماید، ولی مقصر وقتی بفهمد، عمل می‌کند و اطاعت می‌نماید. 📗أمالی طوسی: ۵۴ 📚 بحارالانوار جلد ۲۵ ص ۳۱۲
🔍 قابل توجه شاعران و مداحان عزیز| ✍شعرا در اشعار خود و مادحین در خواندن اشعار از کلماتی استفاده میکنند که متاسفانه بر خلاف آموزه های اهل بیت علیهم السلام است. در اشعار خود عقاید مفوضه را به کار میبرند. مانند اینکه روزی ما دست اهل بیت علیهم السلام است یا اهل بیت علیهم السلام ما را خلق کردند. گاه دیده شده که اهل بیت علیهم السلام را معبود خویش میخوانند. قطعا اگر این عزیزان متوجه اشتباه خود بشوند ان شاء الله تکرار نمیکنند. اما این عقاید در نزد اهل بیت علیهم السلام مساوی با خروج از ولایت و کفر است. اشعار و مداحی ها باید مطابق دستورات اهل بیت علیهم السلام باشد. بر مومنین است که این اشتباهات را تذکر دهند. برای ختم کلام به روایتی از امام صادق علیه السلام اشاره میکنیم. ✍از زراره روایت شده که، به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: یکی از اولاد عبداللَّه بن سبا قائل به تفویض است. فرمودند: تفویض چیست؟ عرض کردم: این که خداوند تبارک و تعالی، محمّد و علی صلوات الله علیهما را آفرید و به آن‌ها واگذاشت تا بیافرینند و روزی دهند و بمیرانند و زنده گردانند. امام علیه السلام فرمودند: دشمن خدا دروغ می‌گوید، هر وقت پیش او رفتی، این آیه سوره رعد را برایش بخوان: «أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ» یا برای خدا شریکانی پنداشته اند که مانند آفرینش او آفریده اند و در نتیجه [این دو] آفرینش بر آنان مشتبه شده است، بگو خدا آفریننده هر چیزی است و اوست یگانه قهار من پیش او رفتم (در مصدر: آن چه امام صادق علیه السلام فرموده بود را به او گفتم، تو گویی دهانش را با سنگ بست. ) و این آیه را خواندم . تو گویی دهانش را با سنگ بستم. یا گفت: تو گویی لال شد. خداوند عزّ و جلّ امر دینش را به پیامبرش صلی الله علیه و آله واگذار نمود و فرمود: «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» آن چه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آن چه شما را بازداشت بازایستید ایشان نیز این مقام را به ائمه علیهم السّلام واگذار کرده است. 📗 رعد ایه ۱۷ 📗حشر ایه ۷ 📚بحار الانوار ج ۲۵ ص ۴۰۱ @BotShenasi
🗯 احمد حنبل: کسی سنی نیست مگر با امیرالمومنین علیه السلام عداوت داشته باشد! 🔻ع، [عِلَلُ الشَّرَائِعِ] مُحَمَّدُ بْنُ الْفَضْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ أَحْمَدَ بْنِ یَعْقُوبَ الْجُرْجَانِیَّ قَاضِی هَرَاةَ یَقُولُ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَوْرَکَ الْهَرَوِیَّ یَقُولُ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ حثرم [خَشْرَمٍ] یَقُولُ: کُنْتُ فِی مَجْلِسِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ فَجَرَی ذِکْرُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَقَالَ لَا یَکُونُ الرَّجُلُ سَنِیّاً حَتَّی یُبْغِضَ عَلِیّاً قَلِیلًا قَالَ عَلِیُّ بْنُ حثرم [خَشْرَمٍ] فَقُلْتُ لَا یَکُونُ الرَّجُلُ سَنِیّاً حَتَّی یُحِبَّ عَلِیّاً علیه السلام کَثِیراً وَ فِی غَیْرِ هَذِهِ الْحِکَایَةِ قَالَ عَلِیُّ بْنُ حثرم [خَشْرَمٍ] فَضَرَبُونِی وَ طَرَدُونِی مِنَ الْمَجْلِس 🔸محمّد بن احمد بن یعقوب جرجانی قاضی هرات گفت: از محمّد بن عورک هروی شنیدم که گفت: از علی بن حثرم شنیدم می‌گفت: در مجلس احمد بن حنبل بودم. سخن از علی بن ابی طالب علیه السّلام به میان آمد و او گفت: شخص سنی محسوب نمی شود، مگر اینکه به مقدار کمی هم با علی علیه السّلام دشمن باشد. ابن حثرم گفت: من گفتم: شخص سنی محسوب نمی شود، مگر اینکه علی را زیاد دوست داشته باشد. در غیر این حکایت نقل کرده که: «مرا زدند و از مجلس خارج کردند. »   📚بحارالانوار، جلد ۴۹، صفحه ۲۶۱ @BotShenasi
🗯 علت دشمنی احمد بن حنبل لعنه الله با امیرالمومنین علیه السلام 🔸ع، [علل الشرائع] أَبُو سَعِیدٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْفَضْلِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُذَکِّرُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَحْمُودٍ قَالَ سَمِعْتُ إِبْرَاهِیمَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ سُفْیَانَ یَقُولُ: إِنَّمَا کَانَتْ عَدَاوَةُ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ مَعَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام أَنَّ جَدَّهُ ذَا الثُّدَیَّةِ الَّذِی قَتَلَهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام یَوْمَ النَّهْرَوَانِ کَانَ رَئِیسَ الْخَوَارِجِ وَ حَدَّثَنَا أَبُو سَعِیدٍ أَنَّهُ سَمِعَ هَذِهِ الْحِکَایَةَ مِنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُفْیَانَ بِعَیْنِهَا. 🔸 عبدالرحمن بن محمّد بن محمود گفت: از ابراهیم بن محمّد بن سفیان شنیدم که می‌گفت: علت دشمنی احمد بن حنبل با علی بن ابی طالب علیه السّلام، از آن جهت بود که جد احمد بن حنبل ذو الثدیه، به دست علی بن ابی طالب علیه السّلام در نهروان کشته شد که رئیس خوارج بود. ابو سعید نیز گفت: همین جریان را بدون کم و کاست از ابراهیم بن محمّد بن سفیان نیز شنیده.   📚 بحارالانوار،جلد۴۹،صفحه۲۶۱ @BotShenasi
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخورد زشت و بی‌ادبانه آقای رحیم‌پور ازغدی با فردی که فقط یک تذکر ساده به ایشان داد. می‌گوید تو از همان کسانی هستی که اگر بودی بهشتی و مطهری را تکفیر می‌کردی! @BotShenasi
🔍 آنچه بَدها همه دارند | مُتکلّم خبیر مرحوم آیت اللّه شیخ محمد جواد خراسانی : ✍«حافظ» بطوری که دیوانش حاکی و شاهد است،أهل شراب و غناء و رقص بوده،عشق ورزی با غیر حق مینموده،با سلاطین و اُمراء و وزراء و أهل ثروت و عیّاشها روابط خاص داشته و‌ مدح های خارج از حدّ - بلکه خارج از شرع - از آنها نموده و از پیران تصوّف نیز مدح های غالیانه کرده،که اگر معتقد به این غلوها بوده،خالی از شبههٔ کفر نیست! و اگر نبوده،ناشی از لایبالیگری است! و نیز خود را به نفاق هم معرفی مینماید و إظهار طمع از اهل دنیا بسیار کرده،أشعار بی معنی بسیار گفته، لاف و گزاف بسیار رانده،تعریف و تزکیه از خود بسیار دارد،با أهل زهد و وَرَع و‌ تقویٰ جدّا مخالفت می ورزیده و طعنه میزده! هر یک از اینها،مخالف است با آنکه شخص،مرد خدا باشد؛چه رسد به آنکه همه با هم جمع شود. آنچه بَدها همه دارند،تو تنها داری! 📚رضوان أکبر إله در نقض خرابات و‌ خانقاه؛ص۹۴- ۹۳ @BotShenasi
🔍 تصوف دین دیوانه ها | ✍شرط اصلی تکامل در تصوف،بی عقلی و‌جنون است. عبدالله تستری گوید: به دین مجنونها،به چشم‌ حقارت ننگرید،اینها خلفای انبیاء هستند . 📚 تذکرة الاولیا،۱/۲۳۵ ✍ابي العوجاء كه از زنديقان معروف مي‌باشد. درباره ي مذهب استاد خود حسن بصري مي‌گويد: «استادم آدم ديوانه اي بود. سخنان بي اصل زياد مي‌گفت. گاهي قدري مذهب بود و گاهي جبري مسلك» 📚 حسن بصری کیست، ص ۱ @BotShenasi
🔍 دولابی و سکونت در خانقاه | دولابی میگوید: چندین بار مسجد و نماز و مقدسین را رها کردیم و‌ خانقاه رفتیم، دوباره مسجد و‌ دوباره خانقاه،آخر کار ساکن خانقاه شدیم.. 📗طوبای محبت، ج ۲ ص ۱۲۹ @BotShenasi