🔸امین استرآبادی اخباری یا فیلسوف؟
#نقد_نواخباریه
🌱نظر شیخ #حر_عاملی درباره وی:
شیخ حر عاملی در جایگاه اخباری متبحر، استرآبادی را به دلیل انحرافش از مسیر درست نکوهش میکند.
📚 عاملی ، ب 423/1
🌱نظر یوسف #بحرانی درباره وی:
بحرانی که خود کم و بیش اخباری است درباره استرآبادی مینویسد :
🔹استرآبادی اولین کسی بود که مخالفت خود را با مجتهدان آغاز کرد و مذهب موجود آن زمان را (شیعه امامیه) را به دو دسته تقسیم کرد.
📚 بحرانی ،ب 117
همچنین در لولوة البحرین استرآبادی را در ابتدا با القاب نیکو ستوده است. "محقق، مدبر، ماهر فی الاصولیین " اما در دنباله اش مینویسد :
🔸 که استرآبادی با انتقاد از مجتهدان و متهم کردن آنان به تخریب دین ، از مسیر حق منحرف شد.(همان منبع)
همچنین بحرانی به مخالفت خود با دیدگاه استرآبادی در دیگر آثارش اشاره میکند.
روی چنین نقد هایی تنها به استرآبادی نیست زیرا نقدهایی دیگر درباره علما نیز در لولوة البحرین دیده میشود نقد های آرام مانند :
🌱اینکه او به رفت و آمد با اعیان و اشراف و سلاطین خو کرده بود و از این رو ، افراد پس از وی، او را نکوهش کردند."1"
🌱و نقدهایی تند و ویران گر مانند اینکه : عقاید او افراطی است و در برخی از آثارش ، گویی به کفر صوفیان و فلاسفه باور دارد. "2"
1.روی نقد به شیخ نعمت الله جزایری است. (📚 رک: بحرانی ص 111)
2.روی نقد به ملا محسن فیض کاشانی است.(📚 رک: بحرانی ص 121)
@botshenasi
🔸ملا امین استرآبادی فیلسوف یا اخباری؟
🌱 بحرانی در مقدمه دوازدهم الحدائق با عنوان فی الاشاره الی نبذة من الکلام فی الاحوال المجتهدین من اصحابنا و الاخباریین میگوید :
من خودم قبلا از اخباریان بودم. و با مجتهدان بسیار بحث میکردم اما بعد از تامل و اندیشه در سخنان علما از این راه #برگشتم .
او سپس بر استرابادی خورده میگیرد چرا که بر عالمان بزرگ شیعه به ویژه علامه حلی تاخته و سخن آنان را بر صحت حمل نکرده است.
📚 رک : بحرانی ج 1 ص 167_170
بحرانی در لولوة البحرین صوفیان و فیلسوفان و اخباریان ، از علمایی اند که به ویژه نقد شده اند.
دو گروه نخست به صورت علمی نقد شده اند. اما نقد گروه سوم بسیار شگفت انگیز است.
شاید بحرانی به گسترش سریع اخباریگری پی برده و در لولوة البحرین به این نتیجه رسیده باشد که استرآبادی و اخباریان به جامعه آسیب رسانده اند.
📚 رک : بحرانی ب 55
@botshenasi
در این کلیپ سخنگوی غُلات، «حسین شریفیان» لعنه الله میگوید: «ولی الله هم عبد است؛ هم معبود!!!» بدیهی است که این سخن، کفر محض و خلاف آیات قرآن، عقل، اجماع و روایات است.
امام رضا علیه السلام فرمود:
پدرم موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن علی از پدرش علی بن الحسین از پدرش حسین بن علی از پدرش علی بن ابی طالب علیهم السلام روایت کرد که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: مرا از حق خویش بالاتر نبرید زیرا خداوند قبل از آن که مرا نبیّ قرار دهد؛ بنده خود قرار داده است. خداوند فرموده است: «ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.» علی علیه السلام فرمود: دو نفر به خاطر من هلاک میشوند؛ بی آن که گناهی بر من باشد: دوست افراطی و دشمن اهل تفریط و من به سوی خدا بیزاری می جویم از کسی که درباره ما غلو می کند و ما را از حد خود بالاتر می برد؛ همچنان که عیسی بن مریم از نصرانیان برائت جست. خداوند فرموده است: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ.» ... پس هر کس برای انبیاء ادعای ربوبیت کند یا برای امامان ادعای ربوبیت یا نبوت نماید یا برای غیر امامان مدّعی امامت شود؛ ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم.»
📚عيون أخبار الرضا عليه السلام، نشر جهان، ج2، صص 201 و 202
#غلات
NAJMA
@botshenasi
بُت شناسی
https://t.me/botshenasi/2379
در این کلیپ سخنگوی دیگرِ غُلات «رسول شریفیان» لعنه الله میگوید: «وحدت امیرالمؤمنین علیه السلام حقیقی و غیر عددی است»
این سخن نیز شرک محض و خلاف عقل است؛ زیرا وحدت حقیقی و غیر عددی مخصوص ذات خداوند است:
... قَالَ فَكَيْفَ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ قَالَ وَاحِدٌ فِي ذَاتِهِ فَلَا وَاحِدٌ كَوَاحِدٍ لِأَنَّ مَا سِوَاهُ مِنَ الْوَاحِدِ مُتَجَزِّئٌ وَ هُوَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَاحِدٌ لَا يَتَجَزَّى وَ لَا يَقَعُ عَلَيْهِ الْعَدّ. (الاحتجاج، نشر المرتضی، ج2، ص۳۳۸)
... فَلَا يُقَالُ اللَّهُ مُؤْتَلِفٌ وَ لَا اللَّهُ قَلِيلٌ وَ لَا كَثِيرٌ وَ لَكِنَّهُ الْقَدِيمُ فِي ذَاتِهِ لِأَنَّ مَا سِوَى الْوَاحِدِ مُتَجَزِّئٌ وَ اللَّهُ وَاحِدٌ لَا مُتَجَزِّئٌ ... (الکافی، دار الکتب الاسلامیة، ج۱، ص۱۱۶)
اللَّهُ وَاحِدٌ وَاحِدِيُّ الْمَعْنَى وَ الْإِنْسَانُ وَاحِدٌ ثَنَوِيُّ الْمَعْنَى جِسْمٌ وَ عَرَضٌ وَ بَدَنٌ وَ رُوحٌ. (كفاية الأثر، نشر بیدار، ص۱۲)
همچنین این غالی مانند صوفیه، وحدت حقیقی را به وحدت وجود تأویل نموده است در حالی که وحدت وجود، نه تنها وحدت حقیقی نیست؛ بلکه کثرت و ترکیب محض است؛ زیرا مستلزم آن است که همه اشیاء اجزاء ذات واحد باشند.
ماحصل کلام این غالی ملعون، همان عقیده شیخیه لعنهم الله است که وجود اهل بیت ع را در همه اشیاء عالم، ساری و ذات ایشان را با هر چیزی متّحد می دانند؛ حتی با نجاسات العیاذ بالله.
#غلات
NAJMA
@botshenasi
بسم الله الرحمن الرحیم
( عدم تحریف قرآن )
قسمت ۹
۲- طبرانى با سند موثق و مورد اعتماد از عمر بن خطاب نقل نموده كه قرآن داراى یک ميليون و بيست و هفت هزار حرف است.[1]
در حالى كه قرآن موجود به یک سوم آن هم نمى رسد و بنابراين روايت، بيش از دو ثلث قرآن از بين رفته است.
۳- باز ابن عباس از عمر نقل مى كند كه خداوند، محمد «صلی الله علیه وآله» را مبعوث كرد و با وى كتابى فرستاد كه آيه رجم جزء آيات آن بود و طبق مضمون همان آيه رسول خدا زنا كننده را سنگسار نمود و ما نيز بعد از وى به همين روش عمل كرديم، سپس عمر گفت: ما در قرآن اين آيه را مى خوانديم «و لا ترغبوا عن آبائكم فانّه كفر بكم»؛ «انّ كفرا بكم ان ترغبوا عن آبائكم».[2]
۴- نافع نقل مى كند كه ابن عمر مى گفت:
حتما از شماها كسانى خواهند گفت كه من همه قرآن را فرا گرفتهام ولى او چه مى داند كه همه قرآن كدام است زيرا قسمت زيادى از قرآن از بين رفته است، اين است كه بايد بگويد: من از قرآن آن چه را كه در ظاهر وجود دارد، فرا گرفته ام.[3]
[1]- اتقان، ج۱، ص۱۲۱.
[2]- مسند احمد، ج۱، ص۴۷.
[3]- اتقان، ج۲ ص۴۱، ۴۲.
- منبع: بیان در مسائل قرآن.
با ما همراه باشید
ادامه دارد...
@botshenasi
( ادامه قسمت ۹ )
۵- عروة بن زبير از عايشه نقل مى كند كه او مى گفت:
در دوران رسول خدا «صلی الله علیه وآله» سوره احزاب دويست آيه خوانده مى شد ولى چون عثمان قرآنها را نوشت از آن سوره به جز آن چه فعلا موجود است، به دست ما نيامد.[1]
۶- حميده دختر ابو يونس نقل مى كند كه:
پدرم هشتاد سال داشت، اين آيه را از مصحف عايشه براى من چنين خواند:
«انّ اللّه و ملائكته يصلّون على النّبىّ يا ايّها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليما و على الّذين يصلون الصّفوف الاوّل».
حميده مى گويد: اين جريان در وقتى بود كه هنوز عثمان قرآنها را تغيير نداده بود.[2]
۷- ابو حرب بن اسود از پدرش نقل مى كند كه ابو موسى اشعرى از قراء بصره دعوت نمود، سيصد نفر كه همه قاريان قرآن بودند، در نزد وى حاضر گشتند، ابو موسى خطاب به آنان چنين گفت:
شما مردان نيک و قاريان اهل بصره هستيد، قرآن بخوانيد و آرزوها را طولانى نكنيد تا قلب شما را قساوت فرا نگيرد!
چنان كه امت هاى گذشته در اثر آرزوهاى دور و دراز كه در دل هايشان جا داده بودند، به بيمارى قساوت قلب مبتلا شدند، آن گاه گفت: ما در قرآن سوره اى مى خوانديم كه از نظر طولانى بودن و شدت لحن آياتش، مانند سوره برائت مى دانستيم و من آن سوره را فراموش كرده ام، به جز اين آيه كه خداوند مى فرمايد:
«لو كان لابن آدم و اديان من مال لابتغى واديا ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التّراب»؛[3]
باز سوره اى را در قرآن مى خوانديم كه شبيه يكى از «مسبحات» بود و آن را نيز فراموش كردهام و تنها اين آيه را به ياد دارم:
«يا ايّها الّذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتكتب شهادة فى اعناقكم فتسألون عنها يوم القيامه».[4]
.
[1]- اتقان، ج۲، ص۴۰،۴۱.
[2]- همان، ج۲، ص۱۰۰.
[3]- اگر پسر آدم دو دشت پهناور پر از ثروت داشته باشد، آرزوى دشت سومى را خواهد نمود و شكم پسر آدم را به جز خاک، چيزى پر نخواهد كرد.
[4]- كسانى كه ايمان آورده ايد، چرا آن چه را كه عمل نمى كنيد، مى گوييد كه گفتار بى عمل، شهادتى عليه شما نوشته مى شود و روز قيامت مورد سؤال و مؤاخذه قرار خواهيد گرفت.
صحيح مسلم، ج۳، ص۱۰۰.
- منبع: بیان در مسائل قرآن.
با ما همراه باشید
ادامه دارد...
@botshenasi
در فایل فوق:
https://t.me/botshenasi/2383
1. تأیید اتصال فرق صوفیه به امیرالمؤمنین علیه السلام از سوی محمد حسین طهرانی صاحب روح مجرّد
2. اعتراف طهرانی و حسن زاده آملی به این که جولاء مطلقاً مجهول است و عرفای جولائیه به شخصی کاملاً ناشناس اقتدا کرده اند!!
3. اشتباه فاحش شوشتری در پیروی از جولاء
NAJMA
@botshenasi
بسم الله الرحمن الرحیم
( عدم تحریف قرآن )
قسمت ۱۰
۸- زر مى گويد: ابى بن كعب به من گفت:
زر! سوره احزاب را چند آيه مى دانى؟
گفتم: هفتاد و سه آيه، گفت: نه، بلكه اين سوره مانند بقره يا بيش تر از آن بود.[1]
۹- ابن ابى داود و ابن انبارى از ابن شهاب نقل مى كنند كه وى گفت:
به ما رسيده است كه قرآن بيشتر از آن چه در دست ماست، نازل شده بود ولى علما و قاريان كه حافظ قرآن بودند، در جنگ يمامه كشته شدند و در نتيجه قسمت زيادى از قرآن كه نوشته نشده بود، به دست ما نرسيد.[2]
۱۰- عمر از عايشه نقل مى كند كه وى مى گفت:
اين آيه نيز جزء آيات ديگر قرآن بود:
«عشر رضعات معلومات يحرمن»[3]
سپس اين آيه با آيه «خمس معلومات» نسخ شد و هر دو آيه حتى بعد از در گذشت رسول خدا «صلی الله علیه وآله» نيز تا مدتى در كنار ساير آيات قرآن خوانده مى شد.[4]
۱۱- مسور بن مخرمة نقل مى كند كه عمر بن عبد الرحمان بن عوف گفت:
آيا تو نيز آيه «ان جاهدوا كما جاهدتم اوّل مرّة»[5] را در قرآن پيدا نمى كنى همان طور كه ما پيدا نمى كنيم!؟
عبد الرحمان در پاسخ عمر گفت: اين آيه نيز مانند آيات ديگرى از بين رفته است.[6]
[1]- منتخب كنز العمال در حاشيه مسند احمد، ج۲، ص۴۳.
[2]- همان، ج۲، ص۵۰.
[3]- ده بار شير خوردن كه معلوم و حتمى باشد نشر حرمت مى كند.
[4]- صحيح مسلم، ج۴، ص۱۶۷.
[5]- اگر جنگيديد! همان طور كه دفعه اول جنگيديد.
[6]- اتقان، ج۲ ص۴۲.
-منبع: بیان در مسائل قرآن.
با ما همراه باشید
ادامه دارد...
@botshenasi
( ادامه قسمت ۱۰ )
۱۲- ابو سفيان كلاعى مى گويد: مسلمة بن مخلد انصارى روزى به آنان گفت:
از آن دو آيه اى كه جزء قرآن بوده ولى در قرآن ضبط نشده است، به من خبر بدهيد!
هيچ يک از آنان حتى ابو الكنود سهد بن مالک نيز كه در ميان آنها بود، نتوانست آن دو آيه را بخواند؛
ابن مسلمة اين دو آيه را خواند:
«انّ الّذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه باموالهم و انفسهم ألا ابشروا انتم المفلحون.
و الّذين آووهم و نصروهم و جادلوا عنهم القوم الّذين غضب اللّه عليهم اولئك لا تعلم نفس ما أخفى لهم من قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون».[1]
و باز با اسنادى چند آمده است كه دو سوره به نام سوره «خلع» و سوره «حفد» در مصحف ابن عباس و ابى بن كعب وجود داشته كه از آيات آن دو سوره است:
«اللّهمّ انّا نستعينک و نستغفرک و نثنّى عليک و لا نكفرک و نخلع و نترک من يعجزک.
اللّهمّ ايّاک نعبد و لک نصلّى و نسجد و اليک نسعى و نحفد نرجو رحمتک و نخشى عذابک انّ عذابک بالكافرين ملحق».
اين بود قسمتى از رواياتى كه با آنها به نسخ تلاوت پاره اى از آيات قرآن استدلال شده است.
در اين مورد روايات ديگرى وجود دارد كه آوردن همه آنها لزومى ندارد.
پاسخ: نسخ تلاوت قسمتى از آيات قرآن و اسقاط آن از قرائت عينا همان تحريف و تنقيص قرآن مى باشد، همان طور كه تحريف قرآن مورد قبول نبود، نسخ تلاوت نيز خالى از اشكال نيست زيرا اين نسخ يا به وسيله خود پيامبر «صلی الله علیه وآله» بوده است و يا به وسيله افرادى كه بعد از وى زعامت و رياست مسلمانان را به دست گرفتند.
[1]- كسانى كه ايمان آوردند و هجرت كردند، در راه خدا با جانها و ثروت هاى خويش جهاد نمودند، مژده باد بر شما كه رستگارانيد.
و كسانى كه به آنان جا دادند و كمکشان نمودند و در برابر افراد مورد غضب خداوند از آنان دفاع نمودند، آنها كسانى هستند كه هيچ كس نمى داند چه نعمت هايى كه سبب روشنايى چشم است براى آنان آماده گرديده است اين نعمت ها، جزا و پاداش اعمالى است كه آنها انجام داده اند. (اتقان، ج۲، ص۴۲).
[2]- پروردگارا! ما از تو استعانت مى جوييم و بر تو استغفار مى كنيم و به تو ثنا مى گوييم و بر تو كفر نمى ورزيم و كسانى را كه تو را معصيت كنند، ترک نموده، از خود دور مى كنيم.
پروردگارا! به تو عبادت مى كنيم و براى تو نماز مى خوانيم و سجده مى كنيم و براى تو كوشش نموده و به تو پناه مى آوريم، به رحمت تو اميدواريم و از عذاب تو ترسان زيرا عذاب تو به كفار شامل است. ( اتقان، ج۱، ص۱۱۲ و ۱۱۳. )
- منبع: بیان در مسائل قرآن.
با ما همراه باشید
ادامه دارد...
@botshenasi
https://t.me/botshenasi/2399
در متن فوق پاره ای از خرافات عقیدتی آئین زرتشت🔥 -غالباً در زمینه خداشناسی- بررسی شده است.
بخشی از متن:
«... چشمه های آب را می ستاییم، پل های روی رودخانه را می ستاییم، شعبات راه را می ستاییم، محل تقاطع راه ها را می ستاییم ... تهیه کنندگان فراورده های خوراکی را می ستاییم، اهورا مزدا و اشوزرتشت را می ستاییم ... قله کوه البرز را می ستاییم ...» (خرده اوستا)
NAJMA
@botshenasi