eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
475 عکس
577 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم ( عدم تحریف قرآن ) قسمت ۱۶ ( تحریف از نظر احادیث ) اما مسئله تمسک به قرآن چون بدون دسترسى به قرآن واقعى امكان پذير نيست. اين است كه بايد قرآن هميشه در ميان مسلمانان موجود بوده، در دسترس آنان باشد تا بتوانند بر آن تمسک نموده، از آن پيروى كنند و از ضلالت و گمراهى نجات يابند. از اين گفتار و بيان چنين بر مى آيد آن چه كه مى گويند: قرآن آسمانى و واقعى در نزد امام زمان «علیه السلام» موجود و محفوظ مى باشد، مطلبى است نادرست. زيرا وجود واقعى قرآن در آسمان‌ها و يا در نزد امام غايب تمسک نمودن به قرآن را براى مسلمانان ميسور نمى كند بلكه بايد قرآن در دسترس مردم باشد، مراجعه نمودن مردم به آن براى هميشه و براى همه ممكن و ميسور باشد. اين بود خلاصه استدلال بر عدم تحريف قرآن با حديث ثقلين از طريق اول. اشكال: در رد اين استدلال مى گويند كه اخبار «ثقلين» گرچه بر عدم تحريف قرآن دلالت مى كنند ولى اين دلالت اختصاص به آيات احكام و فقهى قرآن دارد نه همه آيات قرآن زيرا آيات فقهى قرآن است كه مسلمانان بايد به آن‌ها تمسک كنند و اما ساير آيات قرآن كه تمسک به آن‌ها لزومى ندارد، احاديث ثقلين به اين سلسله آيات ارتباطى ندارد و تحريف را از اين قبيل آيات نفى نمى كند. پاسخ: به نظر ما اين گفتار پايه محكم و اساسى ندارد زيرا خداوند تمام آيات قرآن را براى هدايت و راهنمايى بشر فرستاده است و همه آيات قرآن، انسان را به سوى سعادت جاودانى و كمال انسانى رهبرى مى كند و در اين هدف و جهت گيرى فرقى در ميان آيات قرآن وجود ندارد چنان كه در بيان فضيلت قرآن گفتيم كه آيات قرآن گرچه در مواردى كه به ظاهر صورت داستان و قصه دارند ولى باطن آن‌ها موعظه راهنمايى، عبرت و وسيله هدايت است يا حكمى از احكام خدا را در بر دارد، بنابراين، همه آيات قرآن مورد استناد و تمسک مسلمين است و نه فقط آيات فقهى قرآن. علاوه بر اين، كسانى كه قائل به تحريفند، اكثر آنان تحريف را تنها در آيات مربوط به بحث ولايت و مشابه آن مى دانند، در صورتى كه آيات ولايت نيز لازم التمسک و لازم التبعية است و آيات لازم التمسک هم طبق اخبار «ثقلين» به هيچ وجه قابل تحريف نبوده، همان طور كه توضيح داده شد، از تحريف و تغيير مصون و محفوظ مى باشد. - منبع: بیان در مسائل قرآن. ادامه دارد... @botshenasi
⚔پاسخ به تحدّی احمقانه دشمنان چندی است گروهی از دشمنان نادان شیعه، ندای تحدّی می دهند که: «ما تمامی شیعیان ایران، عراق و ... را تحدی می کنیم که فقط یک روایت صحیح السند مطابق تعریف حدیث صحیح نزد شیعه بیاورید و وجود مهدی فرزند امام حسن عسکری را ثابت کنید ... هر کس یک روایت صریح و صحیح از تمام کتب شیعه در اثبات امام زمان بیاورد، ما کانال هایمان را می بندیم و از بی دینی خارج می شویم و اعلام تشیع می کنیم.» 💣پاسخ کانال بت شناسی: نیازی به اعلام تشیع شما جماعت کودن نیست! برای ما زیبنده تر است که شما دشمن ما باشید تا دوست ما!! اعتماد به نفس شما بسی شگفت آور است که با وجود جهل مطلق به احادیث شیعه، چنین مستانه مبارزه طلبی می کنید! پس از بیان چند مقدّمه به تحدّی احمقانه شما پاسخ می دهیم: 1. وجود امام عصر علیه السلام و میلاد او از متواترات تاریخ شیعه است و طلب سند صحیح در امر متواتر از جهالت است. 2. شیعه بر خلاف اهل سنّت، هرگز صحّت و ضعف سندی را مساوی با صحّت و ضعف حدیث نمی داند؛ بلکه علاوه بر سند به محتوا و متن حدیث نیز توجّه دارد. 3. وجود امام عصر ع حتّی قبل از میلاد باسعادتش از متواترات شیعه بوده است؛ زیرا شیعیان بنا بر اخبار متواتر انبیاء و اوصیاء می دانستند که فرزند امام یازدهم، حسن عسکری علیه السلام، مهدی موعود (ع) است و در پرده غیبت نهان خواهد شد. اما یک حدیث صحیح السند و صریح که این جماعت کودن از شیعیان طلب کرده اند: مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ قَالَ: اجْتَمَعْتُ أَنَا وَ الشَّيْخُ أَبُو عَمْرٍو رَحِمَهُ اللَّهُ عِنْدَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ فَغَمَزَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْخَلَفِ ... فَخَرَّ أَبُو عَمْرٍو سَاجِداً وَ بَكَى ثُمَّ قَالَ سَلْ حَاجَتَكَ فَقُلْتُ لَهُ أَنْتَ رَأَيْتَ الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِ أَبِي مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ وَ رَقَبَتُهُ مِثْلُ ذَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِه ... 📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص329 چنان که می بینیم این حدیث صریح به دو سند نقل شده که یک طریقش را بررسی می کنیم: 1. محمد بن‏ يحيى‏ أبو جعفر العطار القمي‏ شيخ من أصحابنا في زمانه ثقة عين كثير الحديث. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر؛ ص157) 2. عبد الله‏ بن‏ جعفر بن الحسين بن مالك بن جامع الحميري‏ بالحاء المهملة أبو العباس القمي شيخ القميين و وجههم، قدم الكوفة سنة نيف و تسعين و مائتين ثقة من أصحاب أبي محمد العسكري عليه السلام. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر؛ ص106) 3. عثمان‏ بن‏ سعيد بفتح السين العمري بفتح العين يكنى أبا عمرو السمان، يقال له: الزيات الأسدي من أصحاب أبي جعفر محمد بن علي الثاني عليه السلام خدمه و له إحدى عشرة سنة و له إليه عهد معروف و هو ثقة جليل القدر وكيل أبي محمد عليه السلام. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر ؛ ص126) بنابراین سند صحیح و از بهترین اسناد است به کوری چشم دشمنان و البته احادیث صحیح و معتبر مانند این بسیار است. Najma @botshenasi
✒️ردّیه بر رجب برسی (4) رجب برسی و تعطیل ذات امیرالمؤمنین (علیه السلام) رجب برسی در کتاب پر از دروغ «مشارق انوار الیقین» کلام باطل زیر را در ضمن خطبه ای جعلی به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده است: «أنا المعنى الذي لا يقع عليه اسم و لا شبه.» (مشارق أنوار اليقين ؛ نشر الاعلمي ؛ بيروت ؛ ص269) نقد: 1. «معنایی که اسمی بر آن صدق نکند» عقلاً و وجداناً بی معنی و موهوم است. (معنا در تعبیر روایات به مصداق و شیء عینی خارجی گفته می شود.) 2. اگر اسمی بر حقیقت امیرالمؤمنین علیه السلام صدق نمی کند؛ پس چگونه از خود سخن می گوید؟! «أنا» ، «المعنی» ، «الذی لا یقع علیه اسم و لاشبه» مگر اسم و وصف نیست؟!! 3. این همه اسماء که برای امیرالمؤمنین ع وجود دارد و برخی از آنها در همین خطبه جعلی ذکر شده؛ چیست؟! 4. برای خداوند نیز چنین ادّعایی باطل و عین تعطیل است؛ پس چگونه برای امیرالمؤمنین ع صحیح باشد؟! به حدیث زیر توجه کنید: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ... مَنْ عَبَدَ الْمَعْنَى بِإِيقَاعِ‏ الْأَسْمَاءِ عَلَيْهِ بِصِفَاتِهِ الَّتِي وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ فَعَقَدَ عَلَيْهِ قَلْبَهُ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُهُ فِي سَرَائِرِهِ وَ عَلَانِيَتِهِ‏ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع حَقّاً ... (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص87) Najma @botshenasi
💠 ولـی امـر مسلمیــن جهان کیسـت؟ 5 ✅ تفسیــر آیـــه از روایـــات 🍁زماني كه امامت به حسين عليه السلام رسيد، هيچ كدام از اهل بيت او نمي توانستند ادعايي، مانند آن چه او مي توانست از پدر و برادر خود داشته باشد، اقامه نمايند. ادعايي كه در صورت كنار گذاشتنش از اين امر، مي توانست مطرح نمايد، هر چند آنها هرگز چنين كاري نمي كردند. پس حسين عليه السلام به امامت رسيد. هنگامي كه اين امر به ايشان رسيد، جا براي تأويل اين آيه «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ» باز شد. از اين رو، بعد از حسين عليه السلام امامت به علي بن حسين عليه السلام و سپس از او به محمّد بن علي عليه السلام رسيد و فرمود: «رجس» به معناي «شك» است، به خدا سوگند ما هرگز به خدايمان شك نمي كنيم. 🌱عيسي بن سري روايت كرده است كه به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه در باره پايه هايي كه اسلام بر آنها استوار گشته است براي من بفرما، به طوري كه چون به آنها چنگ بزنم، عملم پاك باشد و غير از آن چيزهاي ديگري كه نمي دانم به من زيان نرسانند، فرمود: گواهي دادن به يگانگي خدا و اين كه در اموال، حق زكات وجود دارد و ولايتي كه خداوند بزرگ به آن امر فرموده است و آن ولايت آل محمد عليهم السلام است. گفت: حضرت محمد صلي الله عليه و آله فرمود آن را براي مردم تفسير نمود. 🍂زكات بر پيامبر نازل شد بي آن كه ذكر شود كه از هر چهل درهم، يك درهم، كنار گذاشته شود تا اين كه باز رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را تفسير كرد، و حج نازل شد، امّا نفرمود: هفت بار طواف كنيد و اين رسول خدا بود كه آن را براي مردم، تشريح كرد و آيه «أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» در حق علي عليه السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نازل شد. رسول خدا صلي الله عليه و آله در حق علي عليه السلام فرمود: بدانيد كه هر كس من مولاي او هستم، پس علي هم مولاي اوست و فرمود: شما را سفارش مي كنم به كتاب خدا و اهل بيت خودم؛ چون كه من از خداوند بزرگ تقاضا كردم تا روزي كه بر حوض بهشت وارد مي شوند، بين آنها جدايي نيفكند و او تقاضايم را اجابت نمود. و همچنين فرمود: به آنها آموزش ندهيد، چون آنها از شما داناترند و فرمود آنها شما را از دَر هدايت خارج نمي كنند؛ شما را به گمراهي وارد نمي توانند كنند، چنان كه رسول خدا صلي الله عليه و آله سكوت مي كرد و اهل بيت خود را معرفي نمي كرد، چه بسا آل فلان كس و آل فلان كس ادعا مي كردند كه اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله هستند «اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا» [خدا فقط مي‏خواهد آلودگي را از شما خاندان (پيامبر) بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند] اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله، علي عليه السلام، حسن عليه السلام، حسين عليه السلام، و فاطمه سلام الله عليها بودند و آنها را در خانه أُم سلمه زير جامه خود قرار داد و فرمود: بار خدايا! هر پيامبري اهل و عترتي دارد و ايشان اهل و عترت من هستند. ام سلمه گفت: آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ فرمود: تو به سوي خير حركت مي كني، ولي اينها اهل و عترت من هستند. هنگامي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وفات يافت، علي عليه السلام به دليل تبليغ زياد پيامبر صلي الله عليه و آله براي او و بلند كردن دست او در ميان مردم، سزاوارترين مردم براي حكومت بود. 💥هنگامي كه امام علي عليه السلام درگذشت، پسرانش محمد بن علي و عباس بن علي و ديگر فرزندانش را وارد اين موضوع نكرد؛ البته هيچ وقت اين كار را نمي كرد. اگر چنين مي كرد، حسن و حسين عليهما السلام مي گفتند: خداوند سبحان، همان چيزي كه در حق شما نازل فرموده است، در حق ما نيز نازل فرموده و همان طور كه امر به اطاعت از شما فرموده است، مردم را امر به اطاعت از ما نيز فرموده و همان طور كه رسول خدا براي شما تبليغ نمود، براي ما نيز چنين كرد و همان گونه كه پليدي را از شما دور كرد، از ما نيز دور كرد. 🌱هنگامي كه علي عليه السلام درگذشت، حسن عليه السلام به دليل بزرگتر بودنش نسبت به حسين عليه السلام، شايسته تر بود و زماني كه وفات يافت نتوانست فرزندان خود را وارد اين قضيه كند و اين كار را هم هيچ گاه نمي كرد، هر چند با توجه به اين فرموده خداوند بزرگ كه مي فرمايد: «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ»[و خويشاوندان (طبق) كتاب خدا، بعضي (نسبت) به بعضي ديگر اولويت دارند] مي توانست آن را براي پسران خود حلال گرداند. در چنين حالتي حسن عليه السلام مي گفت: خداوند بلند مرتبه همان طور كه مردم را به فرمانبرداري از شما و پدرتان امر نموده است، مردم را به فرمانبرداري از من نيز امر فرموده است. و همان گونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله براي شما و پدرتان تبليغ نمود، براي من نيز چنين كرده است و همان طور كه
از شما و پدرتان پليدي را دور فرمود، از من نيز دور فرموده است. @botshenasi ...
🎤 سرود صوفیه در ماه رمضان تواشیح «الاسماء الحسنی» که پیش از اذان پخش می شود و سالها است در میان ما رایج شده؛ نخستین بار توسط شیخ سید محمد نقشبندی (1976-1920) اجرا شده است. چنان که از نام این شخص روشن است؛ منتسب به فرقه صوفیه نقشبندیه می باشد. سید نقشبندی در طهطا قرآن را نزد شیخ احمد خلیل حفظ کرد و نکته جالب این که خوانندگی مذهبی را در حلقات ذکر صوفیه نقشبندیه آموخته است. پدر سید نقشبندی از مشایخ طریقه نقشبندیه و حافظ اشعار ابن فارض، صوفی مشهور بوده است و جد او نیز سید محمد بهاء الدین نقشبندی می باشد. شکی نیست که سید نقشبندی تواشیح «الاسماء الحسنی» را به سبک صوفیه اجرا کرده است؛ زیرا اساساً او خوانندگی را نزد صوفیه نقشبندیه آموخته است. متن این تواشیح چنین است: «نسئلک یا من هو الله الذی لا إله إلا هو الرحمن الرحیم الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر الخالق البارئ المصور الغفار القهار الوهاب الرزاق الفتاح العلیم القابض الباسط الخافض الرافع المعز المذل السمیع البصیر الحکم العدل اللطیف الخبیر الحلیم العظیم الغفور الشکور العلی الکبیر الحفیظ المقیت الحسیب الجلیل الکریم الرقیب المجیب الواسع الحکیم الودود المجید الباعث الشهید الحق الوکیل القوی المتین الولی الحمید المحصی المبدئ المعید المحیی الممیت الحی القیوم الواجد الماجد الواحد الصمد القادر المقتدر المقدم المؤخر الأول الآخر الظاهر الباطن الوالی المتعالی البر التواب المنتقم العفو الرءوف مالک الملک ذو الجلال والإکرام المقسط الجامع الغنی المغنی المعطی المانع الضار النافع النور الهادی البدیع الباقی الوارث الرشید الصبور الذی لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر اللهم صلّ افضل صلاة على اسعد مخلوقاتك سيدّنا محمد و على آله و صحبه و سلّم عدد معلوماتك و مداد كلماتك كلّما ذكرك الذاكرون و غفل عن ذكرک الغافلون.» صلواتی که در آخر متن آمده و به رسم سنیان مشتمل بر ذکر صحابه است؛ منتسب به شافعی از ائمه چهارگانه سنیان می باشد. عدم تناسب این اذکار با شیوه خواندن نقشبندی، با اندک تأملی آشکار می شود. چرا باید اسماء شریف خداوند را به این شیوه قرائت کرد؛ در حالی که کاملاً از معنا دور است؟! خداوند فرموده است: -وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ‏ (الأعراف، 205) -ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ‏ (الاعراف، 55) -أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ (الحدید، 16) -اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (زمر، 23) نه تنها این شیوه خوانندگی هیچ تناسبی با ذکر خداوند ندارد و خالی از هر گونه خشوع و سازگاری با معنا است؛ بلکه بدون شک غِنا و حرام است. به راستی اگر این گونه خوانندگی غنا و حرام نباشد؛ غنا چیست؟! طرب و لحن اهل فسق و ترجیع اهل نوح و رهبانیت چیست؛ که در روایات به شدت نهی شده است؟! پر واضح است که این تواشیح از مصادیق بارز غنا و لحن حرام است که ریشه ای جز در خوانندگی ها و برجستن ها و سماع صوفیه ندارد. به امید آن که قاریان شیعه به جای تقلید از قاریان فاسد المذهب، فاسق و جاهل مصری به موازین فقه شیعه و روایات اهل بیت علیهم السلام روی آورند و آداب قرائت را از ایشان بیاموزند. Najma @botshenasi
🔥حسن زاده آملی: صدور مخلوقات از خداوند، نکاح ازلی و مانند خروج مَنی از مرد است‼️ «... چنانكه ناكح از اِمناى خود به توليد مثل خود و ايجاد ولدى بر صورت خود توجه مى‏نمايد. يعنى در حقيقت بعضى از روح خود را در نطفه نفخ مى‏كند كه اين امر و عمل خود يكى از مصاديق‏ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي است. تا از نفخ روح بدين معنى و اِمناء، نفس و عين خود را در مرآت ولد خود ببيند كه «الولد سرّ أبيه» و از عظمت شأن اين امر خداوند قسم مى‏خورد: وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ (بلد: 3) همچنين است خداوند سبحان در ايجاد خلق بر صورتش كه از آن تعبير به نكاح اصلى أزلي مى‏شود و نكاح سارى در موجودات كه به طور كلى بر پنج قسم گفته آمد...» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 609 توضیحات آقای مهدی نصیری در این باره: http://www.borhannews.com/news/?p=3081 Najma @botshenasi
حسن زاده آملی: صدور اشیاء از ذات خدا مانند خروج منی از بدن مرد است
https://t.me/botshenasi/2637 قاعده الواحدونکاح ازلی (برهان نیوز) http://www.borhannews.com/news/?p=3081
مسیر خود را مشخص کنید؛ دوست اهل بیت (ع) یا دشمن ایشان؟ امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس غالیان را دوست بدارد؛ ما را دشمن داشته و هر کس غالیان را دشمن بدارد؛ ما را دوست داشته و هر کس با غالیان موالات داشته باشد؛ با ما دشمن است و هر کس با غالیان دشمن است؛ با ما موالات دارد؛ و هر کس با غالیان بپیوندد؛ از ما بریده و هر کس از آنان ببرد؛ با ما پیوسته و هر کس به آنان جفا کند؛ به ما نیکی کرده و هر که به آنان نیکی کند؛ به ما جفا کرده و هر که آنان را گرامی بدارد؛ ما را خوار کرده و هر که آنان را خوار کند؛ ما را گرامی داشته و هر که آنان را بپذیرد؛ ما را رد کرده و هر که آنان را رد کند؛ ما را پذیرفته و هر کس به آنان احسان نماید؛ به ما بدی کرده و هر که به آنان بدی کند؛ به ما احسان کرده و هر که آنان را تصدیق کند؛ ما را تکذیب کرده و هر که آنان را تکذیب کند؛ ما را تصدیق کرده و هر که به آنان چیزی ببخشد؛ ما را محروم کرده و هر که آنان را محروم کند؛ به ما چیزی بخشیده. ای پسر خالد؛ هر کس از شیعیان ما است؛ نباید کسی از آنان را ولی و یاور خود بگیرد. 📚توحيد الصدوق؛ جامعه مدرسین؛ ص363 @botshenasi
🔴 ترویج کبائر با رنگ دینی از صدا و سیما نام برنامه خندوانه را حتما اکثرا شنیده اید. خبر رسیده است که اخیرا یک از روحانیون مشهور صدا و سیما (شهاب مرادی) در این برنامه به عنوان مهمان ویژه سالروز میلاد امام مجتبی علیه السلام حاضر شده است. به همین مناسبت لازم دیدیم که از تذکری مهم در این رابطه دریغ نکنیم. اگر چه اسلام با لذت و شادی حلال و مزاح بدون ناحق گویی ابدا مخالف نیست. بلکه چه بسیار روایاتی که در فضیلت زیاد شاد کردن مومن وارد شده است، اما پر واضح است که در این زمینه برخی از برنامه های صدا و سیما به وضوح از حدود شرعی تخطی می کنند. که لازم است متدینین آگاه با این سیر نگران کننده در حد توان مقابله کنند. اما گذشته از این، خطرناک تر آن حضور یک روحانی صاحب نام در برنامه ای هم چون خندوانه و لبخند او به رقص و آواز مکرر عروسک برنامه (جناب خان) و هم چنین تملق های آشکار او ست که می تواند بازخوردها بسیار بدی را در سطح عموم جامعه داشته باشد: - عده ای احساس دورویی نسبت به روحانیت می کنند، که در بالای منبر مردم از موسیقی لهوی و رقص نهی می کنند، اما خودشان ملتزم به آن نهی نیستند. - عده ای حرکت این روحانی و اشخاص مشابهش در سکوت و لبخند به آن فضا را حکم اسلام می پندارند، و فکر می کنند دیگر روحانیون و قدما متحجر بوده اند که از این مسائل نهی می کردند. - عده ای دچار تحیر شده و نمی فهمند کدام سخن صحیح است، و چه بسا کم کم نسبت به احکام دین سست شوند. و... و درصد اندکی اهل تحقیق اند! و روند خطرناک دیگر صدا و سیما مقارن کردن نماد ها و برنامه های دینی با موسیقی و ترانه است، که در راستای قبح زدایی از محرمات بسیار مؤثر است. بنا بر این ما به عنوان عضو کوچکی از جامعه دینی کشور، لازم می دانیم تذکر دهیم که این امور و این برنامه ها ولو با نام اهل بیت علیهم السلام ساخته شود هیچ مشروعیتی ندارد و نباید آن را به پای دین نوشت. زیرا حرمت این موسیقی ها از ضروریات مورد اتفاق همه علمای سلیم العقیده است و پشتوانه آن روایات متواتر اهل بیت ع و اجماع امامیه است. 🔺تذکر: در ممنوعيت غنا، (به خلاف پندار برخي) طرب شخصي و تحريک جنسي شرط لازم نيست بلکه در روایات صرف لهوي بودن يا لعب بودن يا لغو بودن يا باطل و زور بودن و مناسبت با مجالس طرب و اهل فسق و يا ورود نا محرمان در جلسه زنان در وجوه حرمت غنا آمده است ، و يا آنکه از آلات لهو استفاده شود. لذا نهي از منکر غنا لازم است و اهل غنا به ادعاي اينکه فلان آهنگ براي او ريبه ندارد، نمي تواند استناد کند. 🔻در روایات به تواتر بر غنا وعده عذاب خوار کننده دوزخ داده شده است. و موجب نفاق و قساوت قلب شمرده شده است. 📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏6، ص: 431 عَلِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ النَّارَ وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ- وَ مِنَ النَّاسِ‏ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ‏ . 📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏6، باب الغناء ص: 434/ 23- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اسْتِمَاعُ الْغِنَاءِ وَ اللَّهْوِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ‏ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ. و مانند ح20 درمورد عود و ح2 و در دعائم الإسلام در سه روايت ديگر و الخصال، ج‏1، ص: 24/ 84 و علل الشرائع، ج‏2، ص: 476/ 3 و در اصل زيد النرسي: فَإِنَّ الْمَلَاهِيَ تُورِثُ قَسَاوَةَ الْقَلْبِ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ‏. و... همه به طرق مختلف در ارتباط غناء ونفاق @botshenasi
فضایل مولاامیرالمومنین علیه السلام یاامیرالمومنین حیدرعلیه السلام شخصی از امیرمؤمنان‌علیه السلام سؤال کرد: چگونه صبح کردید و در چه حالی هستید؟ حضرت فرمود: «أَصْبَحْتُ وَأَنَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالْفارُوقُ الْأَعْظَمُ وَأَنَا وَصِی خَیرِ الْبَشَرِ وَأَنَا الْأَوَّلُ وَأَنَا الْآخِرُ وَأَنَا الْباطِنُ وَأَنَا الظّاهِرُ وَأَنَا بِکُلِ‌ّ شَی‌ءٍ عَلِیمٌ وَأَنَا عَینُ اللَّهِ وَأَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَأَنَا أَمِینُ اللَّهِ عَلَی الْمُرْسَلِینَ، بِنا عُبِدَ اللَّهُ وَنَحْنُ خُزّانُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَسَمائِهِ وَأَنَا أُحْیی وَأَنَا أُمِیتُ وَأَنَا حَی لا أَمُوتُ»؛( بحارالانوار، ج‌39، ص‌348؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج‌2، ص 385.) «صبح کردم در حالی که من صدّیق اکبر و فاروق اعظم هستم. من وصی بهترین بشر هستم. منم اول، منم آخر، منم باطن، منم ظاهر، من به هر چیزی عالم هستم. منم عین اللَّه، منم جنب اللَّه، من امین خدا بر پیامبران هستم. به واسطه ما خداوند عبادت می‌شود، ما خزینه‌های الهی در آسمان و زمین هستیم. من زنده می‌کنم، من می‌میرانم، و من زنده لایموت هستم». سؤال کننده از این جواب امیرمؤمنان‌ «علیه السلام» درشگفت ماند، پس حضرت فرمود: «اوّل؛ یعنی اولین کسی هستم که به رسول خدا «صلی الله علیه وآله» ایمان آوردم. آخر؛ یعنی آخرین کسی بودم که آن حضرت را زیارت کردم، آن‌گاه که ایشان را در قبر گذاشتم. ظاهر؛ یعنی من ظاهر اسلام هستم. باطن؛ یعنی من مملوّ از علم و دانش هستم. به همه چیز آگاهم؛ یعنی هرچه را که خدا به پیامبرش آموخت، آن حضرت نیز همه را به من خبر داد. من عین اللَّه هستم؛ یعنی چشم بینای خدا بر مؤمنان و کافران هستم. من جنب اللَّه هستم، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که می‌فرماید: «یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»( سوره زمر، آیه 56.) «افسوس برمن از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم». پس هرکه درمورد من کوتاهی کند، در مقابل خدا کوتاهی کرده است. من زنده کننده‌ام؛ یعنی سنّت رسول خداصلی الله علیه وآله را زنده می‌کنم. میراننده هستم؛ یعنی هرگونه بدعتی را نابود می‌کنم. من زنده‌ای هستم که مرگ ندارد، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که فرمود: آنان‌که در راه خدا کشته شده‌اند را مرده نپندارید، بلکه‌ایشان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند».