انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
📌 فلسفه مضاف، واژهای که معنایش در گرو تعریف است! 🖇 بخش اول در این نوشته سعی میشود فلسفه مضاف، م
🗂 منابع
۱.رحیق مختوم/ج۱/آیت الله جوادی آملی
۲.نهایه الحکمه/ج۱/علامه طباطبایی
۳.هندسه حکمت/ آیت الله عبدالکریم فرحانی
۴.تاریخ فلسفه/ ج۶و۷/ کاپلستون
۵.کتاب فلسفه تحلیلی در قرن بیستم/ اورام استرول
۶.دایره المعارف/ج۳/ هگل/ ترجمه زیبا جبلی
۷. پدیدارشناسی/ هگل/ ترجمه پرهام
۸. شرح حکمت متعالیه/ج۱/آیت الله جوادی آملی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#حکمت_عملی #بازیابی_هویت #علوم_اجتماعی
ــــــــــــــــــــــ
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
📱https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
💡اندیشمندان تاثیر گذار در فلسفه علوم اجتماعی 🗂️ بخش دوم: هاینریش ریکرت در اندیشه هاینریش ریکرت، م
💡اندیشمندان تاثیر گذار در فلسفه علوم اجتماعی
🗂 بخش سوم: ماکس وبر
ماکس وبر را میتوان نقطه تلاقی فلسفه کلاسیک آلمانی و تولد جامعهشناسی مدرن دانست؛ متفکری که مسئله او نه صرفاً توصیف جامعه، بلکه تعیین امکان و حدود شناخت علمیِ واقعیت اجتماعی بود. وبر در بستری میاندیشد که از یکسو تحتتأثیر میراث کانتی و نوکانتیِ جنوب غرب آلمان قرار دارد و از سوی دیگر با بحران عقلانیت مدرن و افول نظامهای معنایی سنتی مواجه است. از این منظر، جامعهشناسی برای وبر ادامهی پرسشهای فلسفی درباره عقل، معنا و تاریخ است، نه گسستی از آنها. مسئله بنیادین او این است که چگونه میتوان کنش انسانیِ معنادار را بهصورت علمی مطالعه کرد، بیآنکه آن را به قانونهای طبیعی تقلیل داد یا در نسبیگرایی تاریخگرایانه حل کرد.
بنیان فلسفی اندیشه وبر بر دو اصل کلیدی استوار است: نخست، تاریخیبودن معنا؛ و دوم، ساختگیبودن مفاهیم علمی. وبر تحت تأثیر ریکرت، واقعیت اجتماعی را بینهایت متکثر میداند و معتقد است علم ناگزیر از گزینش است؛ گزینشی که با «ربط ارزشی» هدایت میشود، اما در مرحله تحلیل باید از داوری ارزشی فاصله بگیرد. در این چارچوب، «کنش اجتماعی» موضوع محوری جامعهشناسی است، زیرا رفتار انسانی تنها زمانی اجتماعی است که کنشگر معنایی ذهنی—اعم از عقلانی یا سنتی—برای آن قائل باشد. مفهوم «تیپ ایدئال» در همین نقطه وارد میشود: برساختی مفهومی، انتزاعی و یکسویه که نه توصیف واقعیت، بلکه ابزاری شناختی برای نظمبخشی به آشوب تجربی است. تیپ ایدئال، ترجمان جامعهشناختی منطق کانتی است؛ مفهومی تنظیمی که بدون ادعای تطابق کامل با واقعیت، امکان مقایسه و تبیین تاریخی را فراهم میکند.
اهمیت وبر برای فلسفه علوم اجتماعی در آن است که نشان داد عقلانیت اجتماعی نه یگانه و نه خطی است. تمایز مشهور او میان انواع عقلانیت—ابزاری، ارزشی، سنتی و عاطفی—نشان میدهد که مدرنیته تنها یکی از صورتهای تاریخیِ عقلانیشدن است، آنهم صورتی که بهتدریج از افسون تهی شده و به نظامهای صوری، غیر شخصی و قاعدهمحور فروکاسته میشود. تحلیل وبر از بروکراسی، سرمایهداری و اخلاق پروتستانی، در عمق خود واکاوی یک مسئله فلسفی است: چگونه عقل، که زمانی نوید رهایی انسان را میداد، به قفسی آهنین بدل میشود. از این حیث، وبر نه فقط بنیانگذار جامعهشناسی تفسیری، بلکه یکی از آخرین متفکران «تراژدی عقل» در سنت آلمانی است؛ متفکری که با وفاداری به دقت مفهومی کانتی، بحران معنای جهان مدرن را به زبان علم اجتماعی صورتبندی کرد و افقی گشود که پس از او، هم نظریه انتقادی و هم جامعهشناسی تاریخی ناگزیر از نسبتگیری با آن شدند.
#ماکس_وبر
#اندیشمندان_فلسفه_علوم_اجتماعی
___
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
📱https://eitaa.com/Bou_PHSS
📌 انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» برگزار می کند!
❖ میز فلسفه اسلامی و فلسفه علوم اجتماعی
🔸سرفصل: متن خوانی رساله اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا
🔸با ارائه ی استاد امین اسدپور
🔸جلسه سیزدهم
▫️پنج شنبه/۲۷آذر/ساعت ۱۵
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
▫️میز مشترک بین انجمن ادبیات تاریخی ساهور
و انجمن فلسفه علوم اجتماعی
🔸فلسفه هنر و علوم اجتماعی
🔰دبیر انجمن ادبیات تاریخی ساهور
خانم مریم قربان زاده
🔰دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی
سعید کریم داداشی
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
▫️میز مشترک بین انجمن ادبیات تاریخی ساهور و انجمن فلسفه علوم اجتماعی 🔸فلسفه هنر و علوم اجتماعی 🔰
🔸اندرباب ضرورت میز فلسفه هنر و علوم اجتماعی
مکاتب نوکانتی از جمله مهمترین آنها، مکتب ماربورگ و مکتب بادن یا جنوب غربی آلمان به این دلیل ذیل امر زیباشناختی کانت صورتبندی میشوند که سوژه انسانی و فعالیتهای پیشینی پیشا-تجربی او را کانون فلسفه میدانند. آنها با تمرکز بر قوه حکم کانت، سعی کردند فلسفه را از بنبست ماتریالیستی و ایدئالیستی پسا-هگلی نجات دهند و برای علوم انسانی و فرهنگی – علوم روح – پایهای استوار و عقلانی بنا کنند. پس از افول ایدئالیسم هگلی و رواج پوزیتیویسم و ماتریالیسم، این پرسش اساسی مطرح شد: آیا چیزی به نام حقیقت در علوم انسانی ممکن است؟ پاسخ ماتریالیستها و پوزیتیویستها منفی بود، زیرا تنها واقعیت عینیِ قابل اندازهگیری را معتبر میدانستند.
مکاتب نوکانتی، برای پاسخ به این چالش، به کانت بازگشتند؛ اما نه به کانتِ نقد عقل محض، بلکه به کانتِ نقد قوه حکم. دلیل این انتخاب در نظریه کانت درباره قوه حکمِ تأملی نهفته است؛ این قوه، ذهن را نه در مواجهه با طبیعت ضروری مطابق با مفاهیم پیشین فاهمه، بلکه در مواجهه با امور خاص، منحصربهفرد و آزاد مثل اثر هنری یا موجود زنده بررسی میکند. در این مواجهه، ذهن ناگزیر است برای درک امر خاص، یک کلیت فرضی برای آن بسازد. این فرآیند، فعالیتی خلاقانه، تفسیری و معناساز از سوی سوژه است. بنابراین، حقیقت در علوم انسانی، نه کشف یک قانون کلیِ ازپیشموجود، بلکه ساختن معنا توسط سوژه تفسیرگر است. این دقیقاً همان کاری است که مورخ، هنرمند یا منتقد هنری انجام میدهد.
نوکانتیها، با اتکا به این الگو، نشان دادند که علوم انسانی نیز دارای روش عقلانیِ خاص خود هستند؛ روشی که بر فهم، تفسیر و ارزشگذاری استوار است، نه صرفاً بر تبیین علّی. این محور بهویژه در مکتب بادن با فیلسوفانی چون ویلهلم ویندلباند و هاینریش ریکرت پررنگ است. آنها از تحلیل زیباییشناختی کانت، نتیجهای هستیشناختی هم گرفتند. کانت در نقد سوم نشان میدهد که ما جهان را صرفاً از طریق مقولات ضروری فاهمه درک نمیکنیم، بلکه بخش وسیعی از تجربه ما مثل تجربه زیبایی، والایی، غایتمندی متکی به قضاوتهای ذهنیِ معطوف به احساس لذت یا الم است اگر چه این ها شناخت تلقی نمی شوند.
نوکانتیهای مکتب بادن این ایده را بسط دادند و گفتند ارزشها – مثل ارزشهای زیباییشناختی، اخلاقی، حقیقت – سازههای پیشینی ذهن ما نیستند، اما پیشفرضهای ضروری برای هرگونه جهانانسانیسازی هستند. ما جهانِ صرفاً واقعی عینی را از طریق شبکهای از ارزشها انتخاب، سازماندهی و معنا میبخشیم. کار مورخ، انتخاب رخدادهای مهم و ارزشمند از دل انبوه بیپایان واقعیات است. کار هنرمند، آفرینش جهانی است که ارزش زیباییشناختی را متحقق میسازد. لذا میتوان بسیاری از پدیدههای اجتماعی را از سنخ پدیدههای هنری دانست، زیرا همانند یک اثر هنری، برساختهای تفسیرپذیر، چندمعنا و واجد فرم هستند.
یک آیین مذهبی، یک جنبش اعتراضی یا حتی یک مد زودگذر، دقیقاً مانند یک تئاتر یا یک نقاشی، از طریق نمادها، روایتها و اجراهای جمعی شکل میگیرند و معنای خود را نه به صورت عینی، بلکه در فرآیند فهم و مشارکت کنشگران اجتماعی آشکار میسازند. این نگاه، که ریشه در سنتهای نظری هرمنوتیک و مکتب نوکانتی دارد، تحلیل اجتماعی را از توصیف صرفِ عوامل مادی فراتر برده و آن را به خوانشِ هرمنوتیکی یک متن پیچیده فرهنگی شبیه میکند که لایههای پنهان قدرت، آرزو و مقاومت را در خود نهفته دارد.
حال سوال اینجاست که آیا میتوان از زیباشناسی و نظریه ادبی در چارچوب فلسفه اسلامی سخن گفت؟ بر فرض وجود چنین دیدگاهی آیا میتوان از آن در عرصه داستاننویسی و علوم اجتماعی بهره برد؟ آیا با فلسفه هنر در چارچوب متافیزیک می توانیم نوع دیگری از انسان آزاد ولی در ساحت ضرورت تصویر سازی کنیم؟ آیا فلسفه هنر و ذاتمندی و علیت آزاد قابل جمع اند؟ اینها سوالاتی است که میز مشترک انجمن ادبیات تاریخی ساهور و انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» تحت عنوان «فلسفه هنر و علوم اجتماعی» پیگیر آن خواهند بود.
▫️یادداشتی از دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#حکمت_عملی #بازیابی_هویت #علوم_اجتماعی
ــــــــــــــــــــــ
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
📱https://eitaa.com/Bou_PHSS
📌 مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
❖ اندیشمندان تاثیر گذار بر علوم اجتماعی
🔸 تاثیرات ویهلم دیلتای بر علوم اجتماعی مدرن
🔸با ارائه ی استاد محمد ابراهیم باسط
🔸جلسه اول
▫️ یکشنبه/۳۰آذر/ساعت۱۹
🔹 برای ثبت نام
💻 https://B2n.ir/kg7310
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
📱https://eitaa.com/Bou_PHSS
این جمله محمد حسن شهسواری در مقدمه کتاب حرکت درمه است: «تجربه برآمده از یک دهه برگزاری کارگاههای رمان نویسی مرا متقاعد کرده است که مشکل اصلی نویسندگان ما نداشتن تکنیکها و قواعد نویسندگی نیست؛شیوه زندگی کردن و اندیشیدن همچون یک نویسنده است.»
نوشتن موثر و ماندگاریعنی ایستادن در یک جایگاه تمدنی. نه صرفاً سیاه کردن کاغذها و به هم بافتن شخصیتها و وقایع و ماجراها.
تکنیک و قواعد و فرم را در چند کلاس نویسندگی میتوان آموخت یا با مطالعه سه اثر بزرگ داستان نویسی نوشته: رابرت مک کی(داستان)،جان تروبی (آناتومی داستان)و کریستوفر ووگلر(سفر نویسنده)؛می توان به اصول داستان و پیرنگ و شخصیت پردازی و سبک و فرم رسید.
آنچه مهم است اندیشه نویسنده است و دنیایی که به آن نگاه میکند و دریچهای که از آن به دنیا مینگرد.
اندیشه نویسنده یعنی اینکه بداند؛ادبیات هنر است اما اگر بدون حکمت باشد نه عمق دارد نه ماندگار میماند. نویسنده ایرانی باید بداند که از یک سکوی تمدنی دارد مینویسد و نوشتهاش باید به پیشبرد این تمدن و توسعه ی مبانی آن کمک کند. یعنی هنرش را با حکمت بیامیزد.
حکمتِ هنرمندانه وقتی متولد میشود که فلسفه و ادبیات با هم ترکیب شوند. اینجاست که هم تحلیل ساختاری عمیق از ماجراها و وقایع تاریخی ارائه می دهیم و هم توانایی هنرمندانه برای نشان دادن تاثیر آن در زندگی روزمره مردم را به دست می آوریم.
تاریخ نگاری آکادمیک با ادعای روشمندی و عینیت، مرز خود را با ادبیات تاریخی خلاق که از تخیل و ابزارهای داستانی استفاده میکند مشخص کرده است. سوال این است که آیا این دو در نهایت به سمت یک هدف (فهم گذشته) حرکت میکنند؟آیا حقیقت تاریخی تنها از طریق اسناد رسمی قابل دسترسی است یا روایتهای ادبی نیز میتوانند حقیقتی عمیقتر را منتقل کنند؟
مثلث :حکمت ،هنر ،حقیقت؛ از همراهی فلسفه علوم اجتماعی و ادبیات تاریخی شکل میگیرد. فلسفه علوم اجتماعی نماینده حکمت نظری است و کارش تدوین پرسشهای بنیادین و روشهای نقد.
ادبیات تاریخی نماینده حکمت عملی_ روایی است؛ خِرَدی که در بافت واقعیتهای انضمامی و روایی متجلی میشود.
ارتباط آنها یک دیالکتیک سازنده ایجاد میکند که محصول نهایی آن نه فقط دانش بلکه بینش است. بینشی که هم عقلانیست و هم احساس برانگیز هم تحلیلی است و هم روایی.
این ارتباط در روایت، به تولید شکلی از معرفت تاریخی_ اجتماعی میانجامد که از خشکی علوم محض و بیضابطگی هنر محض فراتر رفته و حقیقت گویی چند بعدی را ممکن میسازد.
فلسفه چهارچوبی برای فهم ادبیات تاریخی فراهم میکند و ادبیات تاریخی ماده غنی برای بحث و اصلاح فلسفه علوم اجتماعی. فلسفه علوم اجتماعی چراغی نظری برای تحلیل و نقد ادبیات تاریخی است که به ما میگوید هر روایت تاریخی:
✅ بر پایه پیش فرضهای فلسفی درباره عینیت، علیت ،عاملیت بنا شدهاند.
✅ محصول زبان و گفتمان خاص خود است.
✅ انتخابگرانه است و بعضی صداها را برجسته و بعضی را حذف میکند.
✅ معنا آفرین است وگذشته را به یک کل منسجم روایی تبدیل میکند.
میز گفتگوی ادبیات تاریخی و فلسفه علوم اجتماعی از گردهم آمدن انجمن ادبیات تاریخی ساهور و انجمن فلسفه علوم اجتماعی در دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام.نوشتن از یک جایگاه تمدنی بدون اندیشیدن و فلسفیدن کاری سطحی و گذراست. بنیان های اندیشه نویسندگان باید در بوم خودشان شکل بگیرد تا در جهان طنین بیندازد: بومی بنویسیم ،جهانی می شویم.این میز گفتگو تنها یک انتخاب آکادمیک نیست بلکه ضرورتی برای فهم پیچیدگی زندگی انسان در تاریخ است.
▫️یادداشتی از دبیر انجمن ادبیات تاریخی ساهور
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#حکمت_عملی #بازیابی_هویت #علوم_اجتماعی
ــــــــــــــــــــــ
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
📱https://eitaa.com/Bou_PHSS
▫️میز مشترک بین انجمن مطالعات تاریخی آیه
و انجمن فلسفه علوم اجتماعی
🔸فلسفه تاریخ و علوم اجتماعی
🔰دبیر انجمن مطالعات تاریخی آیه
آقای سلمان فیاض
🔰دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی
سعید کریم داداشی
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
▫️میز مشترک بین انجمن مطالعات تاریخی آیه و انجمن فلسفه علوم اجتماعی 🔸فلسفه تاریخ و علوم اجتماعی
🔸اندرباب ضرورت میز فلسفه تاریخ و علوم اجتماعی
مکتب علوم اجتماعی تاریخی که در میانه قرن نوزدهم ظهور کرد، نه تنها یک جنبش اقتصادی، بلکه یک تحول عمیق فکری در علوم اجتماعی بود. این مکتب بهعنوان واکنشی به دو جریان فکری غالب زمانه شکل گرفت. از یک سو، علوم اجتماعی پوزیتیویستی که به دنبال کشف قوانین جهانشمول و عام شبیه علوم طبیعی بود، و از سوی دیگر، فلسفه تاریخ ایدهآلیستی هگل که تاریخ را تجلی «روح مطلق» و حرکتی رو به development میدانست. متفکران این مکتب با رد هر دو رویکرد، بر منحصربهفردبودن، تطور و بافتار خاص تاریخی هر پدیده اجتماعی تأکید کردند.
مکتب علوم اجتماعی تاریخی در بنیادیترین سطح، روش تحقیق در علوم اجتماعی را مورد بازاندیشی قرار داد. آنها استدلال قیاسی و انتزاعی مکتب کلاسیک اقتصاد و علوم اجتماعی پوزیتیویستی را که در جستجوی قوانین ثابت و جهانشمول بود، رد میکردند. در مقابل، بر روش استقرایی و مطالعه تاریخی تکیه داشتند و معتقد بودند قوانین اجتماعی نه مطلق، بلکه نسبی و محصول شرایط خاص تاریخی، اجتماعی و نهادهای یک ملت هستند. اقتصاددانانی مانند ویلهلم روشر استدلال میکردند که نظریههایی که برای انگلستان قرن هجدهم کاربرد داشت، لزوماً برای آلمان در حال صنعتیشدن قرن نوزدهم معتبر نیست. این نگرش، هسته مرکزی نقد آنها به جهانشمولگرایی پوزیتیویستی بود.
اگرچه این مکتب ریشه در اندیشه هگل داشت، اما بهسرعت از فلسفه تاریخ غایتمحور او فاصله گرفت. هگل تاریخ را عرصه تحقق تدریجی «آزادی» و حرکت «روح جهانی» مطابق با یک طرح عقلانی از پیش موجود میدانست. در مقابل، اندیشمندانی مانند لئوپولد فون رانکه و یوهان گوستاو درویسن، که بر مکتب تاریخی تأثیر گذاشتند، بر واقعنگری تاریخی تأکید کردند. شعار رانکه، «نشان دادن گذشته آنگونه که واقعاً روی داده است»، نماد این جدایی بود. آنها به جای جستجوی معانی متافیزیکی یا الگوهای حتمی در تاریخ، بر تجربه منحصربهفرد، عاملیت انسانی و بررسی انتقادی اسناد تمرکز کردند و بستری را برای علوم اجتماعی تاریخیِ مبتنی بر شواهد فراهم آوردند.
نقطه اوج این تحول فکری با ظهور نسل سوم، یعنی «مکتب تاریخی جوان ترینها» در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم رقم خورد. شخصیت شاخص این نسل، مانند ماکس وبر، بهوضوح مسیر را از تاریخگرایی صرف به سمت علوم اجتماعی تاریخی هموار کردند. او می کوشید بین دو هدف مهم تعادل برقرار کند. از یک سو، فهم تفسیری و بافتارمند پدیدههای منحصربهفرد تاریخی مانند نقش اخلاق پروتستانی در سرمایه داری، و از سوی دیگر، تدوین مفاهیم کلی و الگوهای علی برای تحلیل اجتماعی. این رویکرد، ماهیتی اساساً بینرشتهای داشت و تاریخ را با جامعهشناسی، اقتصاد و حقوق درمیآمیخت.
مکتب تاریخی، با وجود محبوبیت کمرنگترش در جریان اصلی اقتصاد نئوکلاسیک، میراثی ماندگار در علوم اجتماعی بر جای گذاشت. مهمترین دستاورد آن، تغییر پارادایم از جستجوی قوانین جهانشمول و کلی به سوی تحلیل مبتنی بر بافتار، تطور و مقایسه تاریخی بود. تأکید این مکتب بر نقش نهادها، فرهنگ و عوامل سیاسی در شکلدهی به حیات اقتصادی و اجتماعی، راه را برای مکاتب بعدی مانند نهادگرایی و نیز روششناسیهای کیفی و تفسیری در علوم اجتماعی گشود. بنابراین، این مکتب نه تنها پلی بین تاریخ و علوم اجتماعی بود، بلکه بنیانهای معرفتشناختی ضروری برای ظهور علوم اجتماعی تاریخیِ پیچیده و چندبعدی معاصر را فراهم آورد.
حال سوال این است که آیا برای تحقق علوم اجتماعی تاریخی ضروریست چارچوب متافیزیکی کنار نهاده شود؟ یا امکان دارد با حفظ چارچوب متافیزیک از تحقق علوم اجتماعی تاریخی سخن به میان آورد؟ آیا اقتصای متافیزیک، غایتمندی تاریخ است؟ اگر چنین است آیا علیت آزاد امکان دارد؟ آیا غایتمندی و تاریخی بودن قابل جمع اند آنگونه که مکتب آنال تصویر کرده اند؟ چگونه می توان از تاریخ سخن گفت در علوم اجتماعی ولی دچار دیدگاه رخداد و کثرت بدون وحدت نیچه ای در تاریخ نشد؟اینها سوالاتی است که میز مشترک انجمن مطالعات تاریخی آیه و انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» تحت عنوان «فلسفه تاریخ و علوم اجتماعی» پیگیر آن خواهند بود.
▫️یادداشتی از دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#حکمت_عملی #بازیابی_هویت #علوم_اجتماعی
ــــــــــــــــــــــ
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
📱https://eitaa.com/Bou_PHSS
میز دانش اجتماعی مسلمین زیر نظر انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم «ع» برگزار می کند؛
📌سلسله جلسات بازخوانی آثار استاد پارسانیا
▪️با محوریت کتاب "هفت موج اصلاحات"
[در جلسات قبل کتاب های حدیث پیمانه، هستی و هبوط و نماد اسطوره ارائه شده است]
▫️با حضور حجت الاسلام دکتر سهیلی
🔺سه شنبه ها، ساعت ۱۸
🔻قم، پردیسان، دانشگاه باقرالعلوم، دانشکده علامه طباطبایی، کلاس ۱۰
🔹برای شرکت در جلسات به آیدی زیر مراجعه فرمایید؛
📲 @abavi_sa
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن فلسفه علوم اجتماعی و انجمن ادبیات تاریخی ساهور برگزار میکند؛
🔸هنر، حکمت، حقیقت
🔰تأملاتی فلسفی در هنر؛ پیامدهای آن بر ادبیات و علوم اجتماعی
👤 استاد دوره: نعمت اللہ سعیدی
💢سرفصلها
🔹نسبت هنر و ادبیات با متافیزیک و دین باوری
🔹ذکر و فکر و ورد در ادبیات و هنر
🔹عدل در جهان و هارمونی در هنر
🔹معادباوری و تاریخ نگاری
🔹تجلی خیر و شر در ادبیات ، تاریخ، جامعه
🔹از شخصیت شناسی تا شخصیت سازی در حکمت و هنر
🔺شروع دوره: یکشنبه ۱۴دی ۱۴۰۴
⏰یک شنبه و چهارشنبهها ساعت ۱۹
⌛️مدت دوره: ۱۰ جلسه
💰هزینه دوره: ۴۵۰هزار تومان
تخفیف ویژه برای اعضای انجمنهای دانشگاه باقرالعلوم(ع)، هزینه قابل پرداخت:۳۵۰هزار تومان
مهلت ثبت نام:تا ۱۴دی ۱۴۰۴
🔻آیدی ثبت نام:
@Vajiheh_heidary
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
📌 انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» برگزار می کند!
❖ اندیشمندان تاثیر گذار بر علوم اجتماعی
🔸 تاثیرات ویهلم دیلتای بر علوم اجتماعی مدرن
🔸با ارائه ی استاد محمد ابراهیم باسط
🔸جلسه دوم
▫️ یکشنبه/۷دی/ساعت۱۹
🔹 برای ثبت نام
💻 https://B2n.ir/kg7310
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
📱https://eitaa.com/Bou_PHSS