eitaa logo
حریم پاکدامنی
605 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
2.2هزار ویدیو
110 فایل
آنچه درباره حجاب و عفاف باید بدانیم. محتوای تبیینی ویژه جهادگران تبیین. @a_f_133 سیاست، سخنواره، پاسخ به شبهات، ضرورت و فلسفه، دلایل عقلی، روانشناسی، اهمیت و... در قالبهای پرده نگار، موشن، کلیپ https://eitaa.com/Chastity/3191
مشاهده در ایتا
دانلود
29.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامی از طرف شهید ابراهیم هادی 🥺
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌نظر حضرت آقا در مورد امر به معروف حجاب چیست ⁉️ 🔗 تحلیل علمی و پرسش و پاسخ جلسه‌ی اکران خصوصی اولین مستند تولید شده توسط موسسه موعود (مکتب نصرالله) @Chastity
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 سخنان بسیار مهم حضرت آیت‌الله سیدابوالحسن مهدوی: «تعطیلی قانون حجاب انسجام نیست، دفاع از مفسد و در انزوا قرار دادن مصلح است»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک خانم هر بار که جذابیتی برای نامحرم ایجاد می‌کند؛ خدا به همان مقدار او را نزد همسرش منفور می کند! استاد محمد شجاعی🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سخنان بی‌سابقه آیت الله جوادی آملی در دیدار با رئیس قوه قضاییه: اگر دستگاه قضا منحرف شود و ظلم کند، جلوی نزول باران و برکات الهی گرفته می‌شود آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با آقای اژه‌ای اشاره به روایات ائمه اطهار(ع) درباره آثار اعمال قضات بر نزول برکات افزودند: در روایات هست که اگر یک قاضی حکمی را میان خود و خدای خود، الهی و درست صادر کند و آلودگی‌های زیرمیزی و رومیزی نداشته باشد، ده‌ها برابر برکت بر جامعه نازل می‌شود؛ همچنین در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که اگر دستگاه قضا منحرف شود و ظلم کند، جلوی نزول باران و برکات الهی گرفته می‌شود. این سخنان، بیانی علمی و الهی است و فهم عمیق نظام خلقت و توجه به نشانه‌های الهی، مسئول را از انحراف بازمی‌دارد. 🔹آیت‌الله جوادی با هشدار نسبت به برخی آسیب‌ها بیان کردند: بخشی از آسیب‌های قضایی از ناحیه افرادی است که پس از بازنشستگی وارد حوزه وکالت می‌شوند و اگر اهل تقوا نباشند، می‌توانند منشأ فساد باشند. 🔹ایشان افزودند: دستگاه قضا اگر بین‌الله و بین‌الناس درست عمل کند، برکت فراوان خواهد داشت. 🔹معظم له با اشاره به تجربه‌های گذشته در دستگاه قضایی پس از انقلاب اسلامی اظهار داشتند: دیده‌ایم که می‌شود با دست خالی وارد شد و با دست خالی هم خارج شد؛ آنچه مهم است پاکی و تقواست. دستگاه قضا باید بداند که خداوند نسبت به پاکی و ناپاکی حساس است و نظام اسلامی را با بندگان صالح خود حفظ می‌کند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖥 برای یک لیوان آب ❤️ روایت‌های زنانه از غزه 📝صدای قل‌قل کتری و بوی چای تازه‌دم فضا را پر کرده بود. دست‌هایم مشغول آماده‌ کردن شام بود، اما دلم گیر کرده بود میان بازی و خنده‌ی بچه‌های کوچه، که هر شب صدایشان از پنجره‌ی آشپزخانه هل می‌خورد داخل. بشقاب‌ها را روی میز ‌چیدم، لیوان‌ها را کنار هم ردیف کردم و پارچ آب را آرام وسط سفره ‌گذاشتم. همه‌چیز عادی بود؛ درست مثل هر شب. صدای جیغ شادی دختربچه‌ای از کوچه بلند شد و همان لحظه صفحه‌ی تلفن‌همراهم روشن شد. خبری تازه از کانال بچه‌های غزه مقابلم ایستاد: «در حمله‌ی وحشیانه‌ی اسرائیل به چادری که آوارگان در آن پناه گرفته بودند، ۷ کودک که برای گرفتن آب در صف ایستاده بودند، به طرز وحشیانه‌ای کشته شدند.» ناگهان احساس خفگی کردم. لیوانی آب برداشتم و به دهان بردم. انگشتم را لرزان روی دکمه‌ی پخش کلیپ زدم. هفت کودک آرام خوابیده بودند. چشم‌هایشان خسته نبود. دیگر خواب برایشان مثل بمب‌ها ترسناک نبود؛ شاید چون می‌دانستند فردا چشم باز نمی‌کنند و نمی‌بینند که آسمان بر سرشان هوار شده. پیراهن یکی از پسرها آبی بود؛ آبی کبود، مثل آسمانی که مدتهاست بر فراز غزه امنیتش را از دست داده. مردی، با دستانی لرزان که ترس از هر انگشتش می‌بارید، با وسواس دکمه‌های پیراهن پسرک را می‌بست. انگار می‌خواست با بستن هر دکمه، لحظه‌ای دیگر زندگی به او برگرداند. ذهنم پرید سمت منطقه‌ی العطار، جایی که کودکان برای گرفتن آب در صف ایستاده بودند. بچه‌هایی که تنها به یک چیز فکر می‌کردند: آب! نه جنگ! نه مرگ! صدای برخورد توپ به شیشه‌ی آشپزخانه از جا پراندم. پنجره را باز کردم. بچه‌های کوچه، به‌جای خنده و شکلات هر شب‌شان، توپ و تشر دیدند و بی‌آنکه چیزی بگویند آرام از کنار پنجره دور شدند. پدر هنوز پیراهن پسرک را مرتب می‌کرد. نگران بود مبادا پوست لطیفش با زمین خشن تماس پیدا کند و خراش بردارد. غافل از اینکه پسرک دیگر هیچ دردی را حس نمی‌کرد؛ نه خراشی، نه تشنگی‌ای که ساعت‌ها برای رفعش ایستاده بود. آب در گلویم گره خورد و به سرفه افتادم. لیوان از دستم افتاد و کف آشپزخانه شکست. چشم‌هایم روی کلمات خبر خشک شد. دیگر نمی‌توانستم به لیوان‌های روی میز، که در سکوت می‌درخشیدند، نگاه کنم. انگار هر لیوان پر، شرمنده‌ی بطری‌های خالی‌ای بود که همان لحظه از دست کودکان غزه رها شده و روی خاک افتاده بود. 📝مرجان اکبری