eitaa logo
حریم پاکدامنی
609 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
2.2هزار ویدیو
110 فایل
آنچه درباره حجاب و عفاف باید بدانیم. محتوای تبیینی ویژه جهادگران تبیین. @a_f_133 سیاست، سخنواره، پاسخ به شبهات، ضرورت و فلسفه، دلایل عقلی، روانشناسی، اهمیت و... در قالبهای پرده نگار، موشن، کلیپ https://eitaa.com/Chastity/3191
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سیاسی ترین زن تاریخ .... حضرت زهرا (س) ، سیاسی ترین زن تاریخ بشریت است . خطبهٔ فدکیه‌اش ، یک بیانیه‌ای کاملا سیاسی بود؛ گویی زنی تنها در برابر تاریخ ایستاد تا مسیر عدالت خم نشود. صدیقه کبری (س) فقط یک بانوی معنوی و عبادی نبود؛ او یکی از بُرنده‌ترین صداها در صحنهٔ سیاسی صدر اسلام بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍... مدرسه مهمترین پایگاه جهاد تبیین است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴 در ایام فاطمیه با حضرت فاطمه علیهاالسلام همراه شویم ❖ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمود: «اَللّهُمَّ لا تَجعَل مُصیبَتی فی دینی وَ لا تَجعَلِ الدُّنیا اَکبَرَ هَمّی وَ لا مَبلَغَ عِلمی؛ خداوندا! مصیبت مرا در دینم قرار مده و «دنیا» را بزرگ‌ترین همّ و غم من و نهایت علم و هدف دانشم قرار مده.» 📚بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۸۵ 🔻اول یک آمین بگوید ☺️ بعد شرح حدیث را بخونید: ● مصیبت، حادثه‌ی تلخ و ناگواری است که به انسان می‌رسد. ● گاهی این مصیبت و آسیب و ضربه مادی است و گاهی معنوی و اخلاقی، گاهی جسمی است و گاهی روحی و دینی. ● اینکه کسی از نظر دین آسیب و آفت ببیند و لطمه‌ای به دینش وارد شود، بزرگ‌ترین مصیبت است و اینکه همه‌ی همت و تلاش انسان و نهایت دانش و علم انسان در «دنیا» خلاصه شود نیز نشانه‌ی خسارت معنوی است. ● نه هستی در دنیا خلاصه می‌شود و نه معیار سود و زیان فقط مادیّات است. ● کسی که زندگی مادی و رفاه و معیشت او تأمین باشد، ولی دین و اخلاق او ضربه بخورد، در واقع زیانکار و خسران زده است. ● ما به کسی که عزیزی را از دست می‌دهد، تسلیت می‌گوییم؛ ولی آنکه آسیب دینی می‌خورد، بیشتر شایسته‌ی تسلیت‌گویی است. ● ما از کسی که فعّال و تلاشگر است تقدیر می‌کنیم؛ ولی آنکه همّتش بالاتر و فکر و فعالیتش برای تأمین سعادت اخروی کار می‌کند، سزاوارتر برای تقدیر شدن است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خداوندا فضایل اخلاقی را در وجودمان شکوفا گردان🤲🤲
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه عاملی موجب شد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تنها بماند؟ 🔰 برشی از سخنرانی به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌عطر حیات طیبه قسمت نهم: بعد از پنج الی شش ماه، من به شکرانه این معجزه نورانی، از همان زمان با خدا و امام رضا(ع) عهد کردم که خودم را وقف انجام کارهای خیر کنم. چون مرا شفاعت کرده بود و محتاج کسی نشده بودم. خدا با این مجروحیت، در من تحولی ایجاد کرد، که انسان دیگری بشوم. در سال ۱۳۶۸ برای تعیین درصد اقدام کردم. برایم پنجاه درصد منظور کردند و بعد هم در طی این سال ها دنبال پرونده ام نرفتم. درصدم را از خدا و امامان معصوم گرفته بودم. وقتی زیاد راه می رفتم، زیر ناخن های پایم کبود می شد و بعد از مدتی می افتاد. هنگام راه رفتن انگار روی قیر داغ قدم برمی داشتم و احساس می کردم هر آن در حال سقوط هستم با این وجود بهشان گفتم: « من توانایی انجام کار دارم، دلم می خواهد دستم توی جیب خودم باشد» ما زیر چتر حمایت برادرم بودیم. کم کم مخارج پزشکی ام زیاد می شد. مادرم، هم از ناحیه کمر و هم از ناحیه گوش مجروح شده بود. اما او هم دنبال درصد نرفت. همه اش با هزینه برادرم بود. حقوق بازنشستگی از طرف پدر نداشتم. به هر کاری هم راضی نمی شدم. ابتدا معرفینامه ای برای کار در مرکز تهیه پروتز برای سربازان و جانبازان به من دادند. آنجا نرفتم. یکی از دوستان مرا برای رفتن به استانداری تشویق کرد و گفت پیش فلان مسئول برو. وقتی به آنجا رفتم، اتفاقاً مسئول نهضت سواد آموزی،  هم به دیدن آن آقا آمده بود. با لطف آن آقایان مشغول به کار شدم. صبح‌ها نهضت درس می‌دادم و بعدازظهرها هم تا ساعت ۸ شب مسجد می‌رفتم و بعد هم درخانه بودم. کارهایم را به‌سختی هم که شده بود انجام می‌دادم. خانم مشاوری که به دیدنم می‌آمد می‌گفت شما باید مجدد کمیسیون بشوی. با وضعیتی که داری ۷۰ درصد هم برای شما کم است. گفتم درصد برایم دیگر معنایی ندارد. بعد از مدتی، به خاطر خط زیبایم، مرا در قسمت امتحانات بردند تا کارنامه ها را بنویسم. گرچه چند بار تغییر کار داشتم اما تا آخر دوران کاری در اداره بودم. از سال ۸۴ زیر چتر آموزش و پرورش رفتیم و تا بازنشستگی ام در اردیبهشت سال ۹۵ خدمت کردم. هرآنچه که بخواهد مرا شکست بدهد، مغلوبش می‌کنم. فقط این مورد آخری که افتادم و لگن پایم شکست، مرا به گریه انداخت. به دندان‌پزشکی رفته بودم؛ موقع بازگشت، سوار تاکسی شدم. آمدم به آن سمت خیابان بروم که بین دو تاکسی که عقب‌عقب می‌آمدند، پایم لای عصایم رفت و روی آن افتادم. همانند هیزمی که دونیم شود، دچار شکستگی شدم. ادامه دارد . . .