eitaa logo
Cigarette / 2 🦢 .
197 دنبال‌کننده
83 عکس
32 ویدیو
0 فایل
شیفتهٔ امیرالمؤمنین‌علی «ع» / موزیک / چایی / بارون تو آرزوی بلندی و دستِ من کوتاه ' ✩∴⋆ZAHRA's DAILY /🦢 .
مشاهده در ایتا
دانلود
قلعه‌نویی یه‌جوری از نتیجه ناراحته که هرکی بازی رو ندیده باشه فکر می‌کنه ایران ۵ تا از بلژیک خورده.
خیلی عجیبه که بخوام همچین چیزیو بگم ولی واقعا خوب بازی کردن واقعا
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
/ ماه افتاد وَ ستاره‌ها گریستند .
Cigarette / 2 🦢 .
/ ماه افتاد وَ ستاره‌ها گریستند .
بعضی نام‌ها را نمی‌شود فقط خواند؛ باید با احترام زمزمه‌شان کرد و « عباس » از همان نام‌هاست. نامی که بوی علقمه می‌دهد، بوی پرچمی که بر زمین نیفتاد، بوی وفاداری‌ای که تاریخ هرگز نتوانست برایش همتا پیدا کند. هر چه زمان از زمانِ واقعه کربلا دورتر می‌شود، ما عظمت عباس را بیشتر می‌فهمیم؛ مردی که نرسیدن به آب را به شکستن عهد ترجیح داد و با دستان بریده، معنای استقامت را برای همیشه در تاریخ نوشت. اما امشب، شب تاسوعا، دلتنگیِ نام عباس رنگ دیگری دارد. امشب هر بار که نامش را می‌شنوم، غم عجیبی در دلم می‌نشیند؛ غمِ علمداری که فردای این شب، کربلا بی‌او خواهد شد. و شاید همین اندوه برای من سنگین‌تر باشد؛ وقتی می‌دانم میان من و این نام بزرگ، تنها ارادت نیست، رشته‌ای از نسبت نیز جاری است؛ و من، چقدر افتخار می‌کنم به داشتن پدری چون « عباس ». امشب میان افتخارِ انتساب به تو و اندوهِ مصیبتت، نمی‌دانم به کدام پناه ببرم؛ فقط می‌دانم که نام تو، بعد از قرن‌ها، هنوز هم دل را به احترام و اشک وا می‌دارد.
هدایت شده از ‹آبینه.›
اگر عزاداری برای امام حسین عرب پرستی میشه پس من عرب پرست ترین عجم‌هام.
احساسی را که نمی‌توانم به کسی بگویم، در سکوت با خودم حمل می‌کنم.
Cigarette / 2 🦢 .
٫٫
یه مداحی گذاشتم و روی صندلی نشستم؛ پاهامو بغل کردم و چونه‌م رو گذاشتم روی زانوهام. مامان با تعجب نگاهم می‌کرد؛ آخه خیلی وقت بود که دیگه مداحی گوش نمی‌دادم. اومدم توی دفترم برات بنویسم؛ از خودت، از مهربونی‌هات، از اینکه چقدر دلم برات تنگ شده. از روزایی که باهات حرف می‌زدم و صدات می‌زدم «عمو حسین». می‌خواستم گِله کنم؛ از اینکه چرا هیچ‌وقت نذاشتی بیام کربلات، بیام بین‌الحرمین، روی کاشی‌ها بشینم، اشک بریزم و همون‌جا توی دفترم برات بنویسم. اما انگار قلمم خشک شده بود. هیچ کلمه‌ای نمی‌اومد. هرچی خواستم بنویسم، نشد. آخرش فقط تونستم بنویسم «خسته‌م» ...
مهران برخورداری همین دیروز زن گرفت چجوری الان بچه‌ش بدنیا اومده
هدایت شده از Living kills
نمی‌تونم و نمی‌خوام که قوی باشم