eitaa logo
بیگانه.
271 دنبال‌کننده
60 عکس
9 ویدیو
1 فایل
« ببین، زمان داره بهت میگه شبیه خودت شو » صندوقچه ی نامه های پر مهر شما؟ 📬 [ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qk6p7h&btn=شاپرک ]
مشاهده در ایتا
دانلود
یک روز، از فرط اندوه، از برای غربت وطن میمیرم.
خب🙏🏻
گفتم که مژده بخش دل خرم است این مست از درم درآمد و دیدم غم است این گر چشم باغ گریه ی تاریک من ندید ای گل ز بی ستارگی شبنم است این پروانه بال و پر زد و در دام خویش خفت پایان شام پیله ی ابریشم است این باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت تنها نه من ، گرفتگی عالم است این ای دست برده در دل و دینم چه می کنی جانم بسوختی و هنوزت کم است این آه از غمت که زخمه ی بیراه می زنی ای چنگی زمانه چه زیر و بم است این یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی چندین هزار امید بنی آدم است این گفتی که شعر سایه دگر رنگ غم گرفت آری سیاه جامه ی صد ماتم است این ~ پیشکشی برای: «‌ کاغذِ بارانی »
هدایت شده از کاغذِ بارانی.
در میانِ تلاطم بی‌رحمِ روزگار،خوش‌قلبی، تنها پناهگاهی است که از شکست نمی‌ترسد؛ گویی آنها، با هر لبخند بی‌دریغ، شکوفه‌ای در دل خاکستر می‌کارند.
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی چراغ خلوت این عاشق کهن باشی به سان سبزه پریشان سرگذشت شبم نیامدی تو که مهتاب این چمن باشی تو یار خواجه نگشتی به صد هنر، هیهات که بر مراد دل بی قرار من باشی تو را به آینه داران چه التفات بود چنین که شیفته ی حسن خویشتن باشی دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق وگرنه از تو نیاید که دلشکن باشی وصال آن لب شیرین به خسروان دادند تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی ز چاه غصه رهایی نباشدت، هر چند به حسن یوسف و تدبیر تهمتن باشی خموش سایه که فریاد بلبل از خامی ست چو شمع سوخته آن به که بی سخن باشی ~ پیشکشی برای: « Noxen »
هدایت شده از 𝑵𝒐𝒙𝒆𝒏
نمیدونم یادتون باشه یا نه ولی این‌انیمیشنه خیلیی قشنگ‌بود 🥲:) _رامکال
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌کُند کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی‌زند نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم یک صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود که خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟ برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی‌زند نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند ~ پیش‌کشی برای:‌ « ورطه »
هدایت شده از ورطه.
دیری است که از روی دل آرام تو دوریم محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم تاریک و تهی پشت و پس آینه ماندیم هرچند که همسایه ی آن چشمه ی نوریم خورشید کجا تابد از این دامگه مرگ باطل به امید سحری زین شب گوریم زین قصه ی پر غصه عجب نیست شکستن هرچند که با حوصله ی سنگ صبوریم گنجی است غم عشق که در زیر سر ماست زاری مکن ای دوست اگر بی زر و زوریم با همّت والا که برد منّت فردوس از حور چه گویی که نه از اهل قصوریم او پیل دمانی است که پروای کسش نیست ماییم که در پای وی افتاده چو موریم آن روشن گویا که دل سوخته ی ماست ای سایه! چرا در طلب آتش طوریم ~ پیشکشی برای: « خانمان سوز »