دقیقا همون روزی که میای تصمیم بگیری خوب باشی، یه دور گریههاتُ کردی پیش دکتر، دقیقا همون موقع، اتفاقی میوفته که یه بغض سمج تو گلوت لونه میکنه، مداحیِ خبر چه سنگینهی سید رضا پلی میشه تو مغزت و چهرهی آرتین میاد جلو چشمات، چادرِ خونی و شاهچراغِ سرریز از اشک و خونِ مظلوم، این خانواده از داغِ مادر شکستن و انگار تقدیره تکرار چادر خونی... رها کن این بغضُ که تا صبح ذره ذره آبت میکنه. خشمُ بگیر تو یه دستت و رنجُ به جون بخر تویی که از سودای مبارزه میسوزی. ببین تهش چیکارهای؟ تهش، تهش، تهِ تهش، یه روزی از همین روزای معمولی اسمت میره تو لیستِ مستانه پریدن؟
سید رضا نریمانیخبر چه سنگینه.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
نمیدونم چی تو دلت بوده که اینو خوندی آقا سید، ولی اونقد عمیق و خالص بوده که تو تک تک داغهامون، یه دور، نه، صد دور میشینیم باهاش تو خلوتِ قلبمون، خُرد خاکشیر میکنیم این قلب شکسته رو با این حُزنِ صدات و عمقِ رنجِ کلامت، که خبر چه سنگینه... آره، پُر از درده و بیتابی و غم و سوختن. سوختن. سوختن.
نخل و نارنج ؛
اومدم بگم آنهشرلی که میبینم حسِ همزادپنداریم خصوصا این آخرا که بزرگ شده بینهایت و غیر قابل توصیف
اینو نگه دارین پس ذهنتون برا سال بعد این موقعها
آدمیزادُ نمیدونم ولی من پوست و گوشت و خونم با دلتنگی عجینه، انگار که اسمم از ازل دلتنگی بوده باشه، انگار دست تو دست دلتنگی منُ فرستاده باشن به دنیا، انگار نون و آبم دلتنگی بوده و هست. در عین حال که دارم تموم میشم از دلتنگی، دوستش دارم، احساس عمیق و دوستداشتنیایه. مثل معشوقی که با خنجر قلبتُ شرحه شرحه میکنه ولی باز هم دوستش داری و به آغوش میکشیش.
تولدت مبارک یگانهی عزیزِ دلِ من :)
چی بگم از قشنگیت که هیچ کلمهای تواناییشُ نداره. فقط میتونم مثل ماه کامل میمونی تو آسمون، درسته کلی ستاره هست که تلاش میکنن به چشم بیان، ولی تو همون ماهِ خوشگلِ خواستنیِ دلبری که تو خوشگلی و مهربونی و خوشقلبی و همهی قشنگیهای دنیا رو دستت نیست. از خدا ممنونم بابت آفریدنِ تو که دنیا رو خیلی قشنگتر کرد :) ✨
- send to Yegane🎈
باید ببخشی که دیر شد دخترک :")