هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
سلام دوستان ،وقت همگی بخیر
🤚🍃✅
عزیزانی که تازه به جمع اهالی کوچههای آسمانی ملحق شدید ،خیلی خیلی خوش آمدید.
حضور سبزتان گرامی باد🌿🌺
✍#Darya_39
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📸سَر کلاسِ درس #مردانگیشان
باید فهمید ؛
که چطور میشود
#سختیهای راه خدا را
از هر #رفاه و آسایشی، #شیرینتر دانست..!👌✅
#مجروحین،#مردان_بی_ادعا
#جنگ_تحمیلی،#دفاع_مقدس 🌴
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | مستند خرمشهر
عملیات غرورآفرین بیتالمقدس
🔺قسمت اول
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 فیلم | مستند خرمشهر عملیات غرورآفرین بیتالمقدس 🔺قسمت اول 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | مستند خرمشهر
عملیات غرورآفرین بیتالمقدس
🔺قسمت دوم
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 فیلم | مستند خرمشهر عملیات غرورآفرین بیتالمقدس 🔺قسمت دوم 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | مستند خرمشهر
عملیات غرورآفرین بیتالمقدس
🔺قسمت سوم
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 فیلم | مستند خرمشهر عملیات غرورآفرین بیتالمقدس 🔺قسمت سوم 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | مستند خرمشهر
عملیات غرورآفرین بیتالمقدس
🔺قسمت چهارم
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 فیلم | مستند خرمشهر عملیات غرورآفرین بیتالمقدس 🔺قسمت چهارم 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | مستند خرمشهر
عملیات غرورآفرین بیتالمقدس
🔺قسمت پنجم
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 فیلم | مستند خرمشهر عملیات غرورآفرین بیتالمقدس 🔺قسمت پنجم 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | مستند خرمشهر
عملیات غرورآفرین بیتالمقدس
🔺قسمت ششم (پایانی)
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈قسمت ۳۶ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
❤️ قسمت ۳۷ : 🔻
🔻تماس☎️ قطع شد. نگاهش #طفره میرفت از چشمان 👀آیه، اما آیه #عطر
مردش را استشمام میکرد.
_داره میاد!
_سوالی نبود، خبری بود؛
مطمئن بود و میدانست، اصلا از اول میدانست. این صبحانه 🥛🍪برای اوست...
آیه که برخاسته بود، روی صندلی🪑 نشست. رها بلند شد و به سمتش دوید. آیه که نشست، دنیای حاج علی ایستاد...
خدایا دخترکش را توان بده!
به داد این دل❤️🩹 بِرَس! به داد تنها داشته حاج علی از این دنیا برس! ای خدای #فریادرَس! به داد بیپناهی این قلبها♡♡ برس!
رها با #صدرا تماس 📞گرفت.
بار اولی بود که به او زنگ میزد. همیشه #صدرا بود که خبر میگرفت.
+رها! چیشده؟ اتفاقی افتاده؟
_سلام... دارن میارنش، الان زنگ زدن.
+الان میام اونجا!
تماس☎️ را قطع کرد. لباس پوشید.
جواب مادر را سرسری داد. در راه یاد #ارمیا افتاد و به او زنگ 📞زد. ارمیا خواسته بود اگر خبری شد به او هم خبر بدهد. تماس برقرار شد و صدای گرفتهی ارمیا را شنید:
_بفرمایید!
+صدرا هستم؛ صدرا زند. منو به خاطر دارید؟
_بله. اتفاقی افتاده؟ خبری شده؟
+دارن میارنش، من تو راه خونهشونم🏡.
_منم الان حاضر میشم و راه میافتم.
+اونجا میبینمت...
#رفاقتی بین آنها نبود، اما #دلیل_مشترکی داشتند؛ دلیلی که آنها را به یک خانه🏡 میکشاند.ارمیا سریع لباس پوشید،
_کلاه 🪖موتور سواریاش را برداشته بود که مسیح
جلویش را گرفت:
_کجا میری؟ تو حالت خوب نیست با این وضع کجا میری!
+دارن میارنش، باید برم اونجا!
_چرا باید بری اونجا؟
+باید برم! نمیتونم بهت بگم چرا، چون خودمم نمیدونم چرا!😟
_منم باهات میام.
یوسف: _منم میام. میخوام این #خانواده رو ببینم.
ارمیا کلافه😥 شد.
_باشه بیایید اما زود آماده بشید، دیرم شده...!
⏪ ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری ❤️ قسمت ۳۷ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈قسمت ۳۸ : 🔻
_همه به سمت خانهی🏚 سیاهپوش آیه رفتند. همسایهها جمع شده بودند...اهالی محل آمده بودند... کوچه پر بود از #جمعیت...
بوی #اسپند بود و همهمه... بوی #عزا بود... بویی شبیه آمدن #محرّم انگار....
آیه اشکهایش😭 را ریخته بود،
گریههایش را کرده بود. چشمهایش دو کاسهی خون🩸 بودند؛ کاش میتوانست در این غم خون گریه کند!
از صبح🌤 چشم به راه بود.
پدر را فرستاده بود
گل بخرد. دستهگل💐 زیبایی از گلهای یاس برای او که جانش را برای حفظ حریم یاسها داده بود.
دم در آپارتمان نشسته، انتظار همسر کشید....
همسرش به خانه🏚 میآمد...بعد از دو هفته به خانه میآمد، #همنفساش میآمد... بیا نفس! بیا همنفس... بیا جان من! بیا که سرد شده خانهات. خانهای که تو گرمای 💥آن
هستی! بیا امید روزهای سردم... بیا که پدرانههایت را خرج دخترکت کنی... بیا که #عاشقانه هایت را خرج #بانوی_قصهات کنی!
#رها کنارش بود، تمام ثانیهها⏰؛
حتی لحظهای که نماز ظهر📿 میخواند؛ حتی لحظهای که نهارش🫕 را نخورده رها کرد و دم در چشم به راه نشست... تمام لحظهها خواهرانه خرج آیهاش میکرد.
_مردی، کمی آنطرفتر میان دوستانش،
#خیره به زنی که گاه میافتد روی #زانو و گاه با کمک برمیخیزد و گاه #کمر خم میکند،چقدر #حسرت دارد این زندگی و این عشق💖؛
اگر روزی بمیرد،...
کسی برای او اینگونه روی زانو افتان و خیزان میشود؟
اصلا کسی برایش اشک😥 میریزد؟
#فاتحه میخواند؟
شبهای🌖 #جمعه کسی به دیدارش میآید؟ چقدر سخت است بدانی جواب تمام سوالهایت یک "نه" به بزرگی تمام دنیاست.
_کمی آن سوتر، #مرد_جوانی به #همسری نگاه میکرد کرد که تمام دنیا همسرش میدانند و داشتههایش میگفتند :
"خونبس🩸 #زن نیست، #اسیر است؛ #خدمتکار است!"
که حق زندگی را از همسرش میگرفتند،
که #رویایی داشت در مقابل ﷼رهایش! رهایی که چه #زیبا همدلی❣ میکرد برای دوستش.
لحظهای از گوشه ذهنش گذشت :
"کاش لحظهای که برادر خاک کردم، تو
کنارم بودی!"
چقدر #حسرت داشت یاد نبود #مرهمی روی قلب💔 زخم خوردهاش.
#صدرا نگاهی به #ارمیا کرد.
نگاه خیرهاش به آیه #حس_بدی در دلش انداخت، اگر جای آن #شهید بود و کسی به همسرش... افکارش را برید، پس راند به گوشهای دور از ذهنش.
_جنس نگاه ارمیا #ناپاک نبود...
عاشقانه نبود... #حسرت در نگاهش موج میزد، این نگاه را به حاج علی هم داشت. چیزی در این مرد برایش عجیب بود.
آرام به کنارش رفت:
_تو چرا اینجایی؟
+خودمم نمیدونم.
_دلم ❤️🔥برای #زنش میسوزه!
+دلم❤️🔥 برای #خودش میسوزه که اینهمه داشته و قدرشو ندونسته.
_از کجا میدونی که قدرشو ندونسته؟
+چون همه رو جا گذاشته و رفته، به همین سادگی!
_شاید دلیل مهمی داشته، خیلی مَرده به خاطر دیگران از #جونش گذشته!
+برای #کشورش اگه میمرد یه حرفی، دلیلش هرچی که بود، برای من مسخرهست!
_حتما دلیل محکمی بود که از این زن 🚺 عاشق 💓گذشته و رفته!
+شاید #عاشقش نبوده!
_برادرم تازه مرده، برادرم و همسرش عاشق هم بودن و سالها.....
⏪ادامه دارد....
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید