eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
784 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📆یاد باد آن روزگاران یاد باد... 📽 فیلمی بسیار زیبا و خاطره برانگیز از 🌴#دوران_دفاع_مقدس و حال و هوا
👆🥀 🎙 این پیام انصار حسین است تا شهادت در جهادیم سر به فرمان خط امامم خون شهیدان دهد پیامم می رسد بویی خوش بر مشامم از شهید حق آید مدامم تا شهادت در جهادیم از جبهه آید هر دم بشارت می رسد بوی فتح و زیارت کربلا باشم من بی قرارت یا حسین بنما یک دم اشارت تا شهادت در جهادیم کی شود روزی یارب عزیزان ببیند روی پاک اسیران کی شود روزی ما قدس و لبنان گردانیم آزاد از دست شیطان تا شهادت در جهادیم عاشق دیدار کربلاییم زائر کوی خون خداییم ای خدا روز و شب در نواییم کی شود آنجا منزل نماییم تا شهادت در جهادیم پیغام یاران در گوشمان هست بار سنگینی بر دوشمان هست رخت پیروزی تن پوشمان هست فتح و پیروزی آغوشمان هست تا شهادت در جهادیم .. ،🌴 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 فتح الفتوح این کشور چیست؟ 🔻صحبت‌های زیبا، ارزشمند و شتیدنیِ رهبر معظم انقلاب درمورد ...🌴 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
💌 #ڪــلام‌_شهـــید #شهید_ادواردو_آنیلی 🥀👇
📍 وابستگی به اهل بیت را دارد که دیگر ندارند، اهل بیتی که هر کدامشان و هستند، 📍ما تنها داریم، یک که است، +کاری که امام حسین کرد را هیچ کس در 🗓تاریخ تکرار نکرد، اهل بیت تنها شیعه است. 🕊 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌹نوای زخمی آهنگران 🎙حاج مهدی رسولی 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
👆🎤 دلم تنگ رفیقان است امشب💔 دلم دلتنگ یاران است امشب🌓 دلم امشب براشان نوحه خوان است نوای زخمی آهنگران است اگر دیر آمدم مجروح بودم❤️‍🩹 اسیر قبض و بسط روح بودم در باغ شهادت را نبندید🥀 به ما بیچارگان زان سو نخندید😔 رفیقانم دعا کردند و رفتند🤲 مرا زخمی رها کردند و رفتند❤️‍🩹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که این سرزمین🇮🇷 شدند. آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریه‌های😭 کودکان و زنان بی‌دفاع می‌دیدند. ✨تقدیم به مردان سبز پوش👨‍✈️👨‍🎨 سرزمینم🇮🇷 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۸ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۹ : 🔻 📍صدرا 🧑‍🦱به پهنای صورت لبخند😂 زد... "ممنونم 🙏! ممنون که هستی خاتونم! ممنون که میشوی برای تنهایی‌های یادگار برادرم! تو خدا هستی خاتون!" در اتاقی که با شریک شده بود نشسته و مقابلش روی زمین در 😴خواب بود. در زد و وارد شد: _مبارکه! زودتر از من شدی ها! هنوز نگاهش👀 به مهدی بود: _میترسم😰 آیه، من از مادری هیچی نمیدونم! آیه: _مگه من میدونم؟ مادرت هست، هست؛ یادمیگیری، بهش عشقی♥️ رو بده که مادرش ازش دریغ کرد... رها مادر باش؛ فقط مادر باش! باقیش مهم نیست، باقیش با ، این بچه 🚼 خیلی که تو مادرش شدی، که صدرا 🧑‍🦱پدر شد براش! سکوت کرد. دلش برای دخترکش سوخت. 🥺 "طفلک من!" رها: _آیه کمکم میکنی؟ من میترسم!😨 آیه: _من همیشه هستم، تا زنده‌ام کنارتم! از چیزی نترس، برو جلو!ادامه دارد... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۹ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۸۰ : 🔻 📍امیر زنگ زده 📞بود که برای دیدن بچه🚼 می‌آیند. رها لباسهای مهدی را عوض کرده بود و شیرش🍼 را داده بود. بچه در بغل روی مبل🛋 نشسته بود و صورتش را نگاه میکرد. تمام کارهایش را خودش انجام میداد، به جز صبح‌ها که سرکار بود. زحمتش با بود که عاشقش ♥️بودند. +آیه کنارش نشست: _شما که مهمون دارید چرا گفتی من بیام پایین؟ _رها لب☹️ برچید: _خب میخواستم رو ببینی دیگه، بعدشم مادر احسان اصلا با من خوب نیست، تو هستی حس بهتری دارم. لبخندی ☺️به رها زد و پشت چشمی برایش نازک کرد: ُ_اون بدبخت رو که خوب اونشب شستی! حالا چی شد خانم شدی؟! صدرا 🧑‍🦱که نزدیک آنها بود حرف آیه را شنید: _منم برام جالبه که یهو چطور اونطور شد! آخه همه‌ش میترسه😨، تازه بدتر از همه اون روزی بود که توی دیدمش، اصلا انگار دم در خونه🏡 عوضش میکنن! آیه: _شما کدوم رها رو دوست دارید؟ "کدام رها را دوست دارم؟ رها که در همه حالاتش بود!" _رهای اون‌ شبو! آیه: _پس بهش بدید که خودشو نشون بده، این منو داده تا فهمیدم چطور باید 🥰 کرد. "شکوفایت میکنم بانو!" صدای خانه بلند شد. صدرا🧑‍🦱 که در را باز کرد، دوان دوان به سمت رها دوید. وقتی کودک🚼 را در آغوش رهایی‌اش دید، همانجا ایستاد و لب☹️ برچید. رها، را به دست آیه داد ، و آغوشش را برای احسان کوچکش باز کرد. احسان با دلتنگی در آغوشش رفت و خود را در آغوشش کرد. رها: _سلام🤚 آقا، چطوری؟ احسان: _سلام🖐 رهایی، دیگه منو دوست نداری؟ رها ابرویی بالا انداخت! پسرک من: _معلومه که دوستت😘 دارم! احسان: _پس چرا نی‌نی🚼 رو برداشتی برای خودت؟ چرا منو برنداشتی؟ رها دلش💗 ضعف رفت برای این استدلال‌های کودکانه! آیه قربان صدقه‌اش میرفت با آن چشمان سیاه و پوست سفیدش که میدرخشید! رها: _عزیزم😍 برداشتنی نبود که... مامان تو میتونه تو باشه، اما مامان این نمیتونست، برای همین من کمکش کردم! احسان: _مامان منم نمیتونه! که از صحبت با خانم فارغ شده بود روی مبل🛋 نشست: _احسان! این حرفا چیه میزنی؟ آیه سلام🖐 کرد. شیدا نگاه👀 دقیقتری به او انداخت و بعد انگار تازه شناخته باشد: _وای... خانم👩‍🔬 دکتر! شمایید؟ اینجا چیکار میکنید؟ آیه: _خب من اینجا ؛ البته چون با رها جان دوست و همکار هستم، الان اومدم پایین؛ تعریف پسرتون رو خیلی شنیده بودم. برای رها پشت چشمی نازک کرد و نگاه به امیر انداخت: _امیر، خانم دکتر رو یادته؟ +امیر احوالپرسی کرد و رو به صدرا 🧑‍🦱گفت: _نگفته بودی دکتر👩‍🔬 آوردی تو خونه! صدرا: _من گفتم! رها خیلی وقته اینجاست. شیدا: _منظورمون اون دختره نیست! آیه: _منو رها جان همکاریم؛ از اوایل 🏢 بود که شدیم. تو کلینیک صدر هم همکاریم؛ حتی دکترامون رو هم توی یک روز ارائه دادیم؛ البته رها جان بهتر از من شد! شیدا اخم😠 کرد: _خانم دکتر... آیه حرفش را برید: _لطفا اینقدر دکتر دکتر نگید، اسمم . تابی به چشمانش🤨 داد: _آیه جان شما چقدر هوای داریدا! آیه: _رفاقت معنیش همینه دیگه! شیدا: _اما شأن و شئونات رو هم باید در نظر گرفت، این دوستی در شأن شما نیست! صدرا 🧑‍🦱مداخله کرد: _شیدا درست صحبت کن! رها همسر منه، مادر مهدیِ! بهتره این رو قبول کنی. امیر: _اینو باید قبول کنه که کرده، ما چیکار داریم صدرا. امیر چشم غره‌ای به شیدا رفت که بحث و جدل راه نیندازد. صدرا: _اصلا به رویا ربطی نداره، از زندگی من رفته بیرون و دیگه هیچوقت برنمیگرده! شیدا و امیر متعجب😳 گفتند: _یعنی چی؟ صدرا: _رویا از زندگی من رفت بیرون، همینطور که معصومه از زندگی مهدی رفته. شیدا: _یعنی حقیقت داره؟ادامه دارد... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎥 شهید حاجی‌زاده: لباس #پاسداری را فقط با #بهشت عوض می‌کنم 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
👆🥀 ✍ سردار خوش به سعادتت، که با لباس پاسداری رفتی بهشت... روح والایت شاد ، قرین رحمت الهی 🌹🤲🌹