eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۱۱ موشک ها و بمب‌هایی که هواپیماها به این منطقه پرتاب می کردند یا در هوا منفجر می‌شد و یا در عمق باتلاقها فرو می رفت. یک بار که خود من برای شناسایی به منطقه رفته بودم در سد آتش توپخانه ایرانیان گیر افتادم. سه گلوله توپ در فاصله دو تا سه متری ام فرود آمد و لجن سراپای مرا گرفت، اما گلوله ها پیش از انفجار در عمق سه تا چهار متری لجنزار فرو رفتند ، از این رو، توپخانه و نیروی هوایی مجبور بودند از گلوله و بمبهای زمانی استفاده کنند و همین مسئله میزان کشندگی جنگ افزارها را کاهش می‌داد زیرا تهیه چاشنی‌های مخصوص انفجارهای زمانی به تعداد زیاد کار مشکلی بود. ایرانیان به سرعت برای محافظت نیروهایشان در مقابل انفجارهای زمانی استحکامات بتونی ایجاد کردند و با این کار میزان تلفات ما را افزایش دادند. تنها در یک دوره دو ساله تعداد تلفات عراقی‌ها در جنگ حدود ۵۳۰۰۰ کشته و ۲۷۸۰۰۰ مجروح بود. ایران پس از دادن تلفات بالا می توانست تجدید قوا کند ولی ما نمی توانستیم. بنابراین پس از دادن تلفات سنگین در فاو به استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی متوسل شدیم. با این حال، تلفات ایرانیان کمتر از آن بود که انتظار داشتیم زیرا منطقه کاملاً لجنزار بود و جنگ افزارهای شیمیایی زمانی هم نداشتیم. در ادامه بر اساس اطلاعاتی که از بازجویی اسیران ایرانی به دست آوردیم اقدام به بمباران شیمیایی باغستانهای شرق منطقه کردیم، ولی این بمباران ها نیز تأثیر چندانی نداشت. در روزهای ۱۷ و ۱۸ آوریل ۱۹۸۸ (۲۸ و ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ش) برای بازپس گیری فاو اقدام به حمله شیمیایی کردیم ولی جهت باد تغییر کرد و نیروهای خودمان با اینکه از ماسک محافظ ضد گاز استفاده می‌کردند بیشتر از ایرانیان مصدوم شدند. البته حمله را با نقشه بی‌نظیری انجام داده بودیم. نیروهای مهاجم (عراقی) دارای خودروهای آب خاکی (شبیه اردک) بودند و بالشتک‌های بزرگی داشتند که می‌توانستند بر روی زمین عملیات پهن کنند و خودروهایشان را از روی مناطق باتلاقی عبور دهند. هزاران تن ماسه داخل مردابها ریخته شد تا تانک ها بتوانند بدون گیر کردن در گل به عملیاتشان ادامه دهند. گارد ریاست جمهوری عراق در حمله بازپس گیری فاو در سال (۱۹۸۸م) (۱۳۶۷ش) تنها ۱۰۸۶ نفر تلفات داشت. در ادامه آن سال برای آزادسازی جزیره مجنون و مناطق مردابی به شکلی محدود از جنگ افزارهای شیمیایی استفاده کردیم و از نیروهای هوابرد پلهای شناور (پانتون) برای عبور تانک ها و خودروها و از بالگردها برای جابه جایی نیروهای پیاده بهره بردیم. در دو عملیات دیگر (پس از عملیات فاو) هم با اینکه از جنگ افزارهای شیمیایی استفاده نکردیم نیروهای ایرانی با تصوّر حمله شیمیایی ما دچار تشتت شدند! دستور استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از طرف فردی در رده بین فرمانده سپاه و رئيس ستاد مشترک ارتش و با اطلاع کامل صدام صادر شد.
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۱۲ 🔸 ایران در آغاز نبرد از نظر راهبردی بر ما برتری داشت زیرا هر دو طرف درگیر، ۶۰ درصد از نیروهایشان را در شمال عراق مستقر کرده بودند اما ایرانیان شبه جزیره فاو و بسیاری نقاط مرزی دیگر را در اشغال خود نگه داشتند. در آن زمان نزار الخزرجی تعداد زیادی از افسران بلند پایه ارتش عراق را تنها به این علت اعدام کرد که نتوانسته بودند به برتری بر ایرانیان در زمینه نیروی انسانی فایق آیند و از دستیابی به منطقه سلیمانیه جلوگیری کنند. 🔸 معرفی چند فرمانده بلند مرتبه و خاطراتشان • نزار الخزرجي ارتشبد «نزار الخزرجی» فرمانده سابق ستاد کل ارتش بعث عراق از اسرار جنگ ایران - عراق در سال های [۱۹۸۸ - ۱۹۸۰] و دلایل وفاداری اش به رژیم سابق «صدام» در زمان فرماندهی ستاد کل ارتش عراق در سال [۱۹۸۷] و استعفا از این منصب همزمان با پایان یافتن جنگ سخن گفت. نزار الخرزجی خود گام به گام تمامی حوادث جنگ ایران و عراق را که در آغاز با عنوان سرتیپ و سپس با سمت فرمانده لشکر و بعدها به عنوان مدیر کل وزارت دفاع و معاون ریاست ستاد ارتش و درنهایت در سالهای پایانی جنگ به عنوان فرمانده ستادکل ارتش عراق در آن حضور داشت روایت می‌کند. وی که با شبکه خبری "کتابات عراق" سخن می‌گفت از واقعیت های سرمایه گذاری کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ویژه مشارکت مصر، سودان، یمن و اردن در این جنگ سخن گفت و از بعضی اختلافات پیرامون حجم این سرمایه گذاری ها و میزان سهم هر یک از کشورهای عربی این گونه گفت: حمایتهای کشورهای حوزه خلیج فارس از عراق در طول هشت سال جنگ از ده درصد کل هزینه های این جنگ فراتر نمی رود و گردانی که «ملک حسین»، پادشاه اردن قول آن را به ارتش عراق داده بود، در نهایت به یک مجموعه هزار نفری که اکثرشان را زندانیان اردنی تشکیل می دادند کاهش یافت. این در حالی ست که یمن هر شش ماه یک بار، یک تیپ را برای آموزش نظامی به عراق می فرستاد! این فرمانده نظامی سابق حزب بعث عراق در مورد تفاهمنامه عراق با مصر مبنی بر صنعتی سازی جنگ هم گفت نتیجه این تفاهمنامه از دست رفتن بودجه ارسالی عراق بود چرا که دولت مصر در مقابل مبلغ دریافتی، تانک‌های مستهلک و فرسوده یی را به عراق ارسال کرد اما صدام حسین اعتراضی نکرد و برای حفظ روابط عراق با مصر دستور پرداخت کل مبلغ را صادر نمود. سپهبد خزرجی همچنین در ادامه از نقش کشور لیبی از زمان اصابت نخستین موشک «اسکاد» در بغداد از سوی ارتش ایران مدعی شد این موشک‌ها را «معمر قذافی» در اختیار‌ ایران قرار داده بود. الخزرجی از نقش واقعی آمریکا در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و بازی آمریکا با ارتش عراق گفت: آمریکا همیشه میخواست این جنگ طولانی شود، چرا که به نظر می رسید اطلاعات عملیات آزادسازی منطقه «فاو» از سوی آمریکایی ها در اختیار نیروهای ایرانی قرار می گیرد. او هم اکنون که به تفصیل به فرار وی از عراق در سال [۱۹۹۶] و پناهندگی اش در دانمارک و صدور حکم تبعید در سال ۲۰۰۱ به اتهام مشارکت در بمباران شیمیایی حلبچه در مارس [۱۹۹۸] و سپس فرار از دانمارک و ورود پنهانی به عراق در سال [۲۰۰۳] و نقشش در کودتایی که قبل از هجوم نیروهای آمریکایی به عراق علیه رژیم صدام حسین انجام شد می پردازد. حضور صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق در مجموعه خاطرات ارتشبد خزرجی از اولین دیدارش در سفارت عراق در مسکو در سال [۱۹۷۱] بخش وسیعی از خاطرات او را در بر می گیرد. در آن زمان خزرجی نائب رئیس وابسته نظامی عراق و صدام معاون ریاست قوا بود و الخزرجی برای عمویش سرتیپ ابراهیم الانصاری رئیس ستاد ارتش عراق در زمان انقلاب بعث [۱۹۶۸] میانجیگری کرد و صدام هم به وعده خود وفا نمود. نقطه تناقض این جاست که دوست الخزرجی که او را به صدام معرفی کرد - فاضل براک - همان کسی که بعدها به مدیریت سازمان امنیت و اطلاعات منصوب می شود و در سال [۱۹۹۱] توسط صدام اعدام می‌گردد. از آن لحظه رابطه خاصی میان این دو مرد شکل گرفت.
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۱۳ 🔸 الخزرجی در بیشتر دوران ضعف و قدرت صدام همراه او بوده است. از جمله دوبار شاهد اشکهای صدام بود: یک بار زمانی که در یک مراسم نظامی مدال هایی را میان کسانی که در آزادسازی منطقه «فاو» نقش داشتند تقسیم می‌کرد و بار دوم هم زمانی که ارتش عراق از کویت عقب نشینی کرد. الخزرجی در انتفاضه الناصریه سال [۱۹۹۱] مجروح شد و صدام حسین به عیادت او در بیمارستان آمد. الخزرجی در کتاب خاطرات خود از عشق و علاقه صدام حسین به رهبری و فرماندهی و بازدید وی از نواحی جنگی «جولان» سخن میگوید. صدام با ماشین لندکروزر در این مناطق می‌رفت در حالی که به خود افتخار می‌کرد و می‌گفت: من در شرایط سختی فرماندهی را برعهده گرفتم. خزرجی علت معافیتش از منصب ریاست ستادکل ارتش را اعتراضش نسبت به موضوع حمله صدام به کویت در سال [۱۹۹۰] بدون اطلاع رهبران از جمله رئیس ستاد ارتش و وزیر دفاع خلاصه می‌کند و با اشاره به تبدیل وضعیتش به عنوان مشاور ریاست جمهوری عراق می گوید او حتی برای یک لحظه هم در این منصب باقی نماند و از آنجا به سازمان پیشقراولان ارتش فرستاده شد. الخزرجی همچنین در گفت وگو با شبکه العربی الجدید، حقیقت روابطش با حزب مراکز دولتی ارتش و روابط میان مسئولان عراقی را برملا می‌کند؛ از جمله رابطه بدی که وی با عزت ابراهيم الدوری، معاون صدام داشت و گزارشی که از او نوشت و همچنین از سپهبد ماهر رشید، دایی خیرالله طلفاح داستانهایی را روایت می‌کند. صدام در سال پایانی جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، منصب فرماندهی ستادکل ارتش را به الخزرجی سپرد. در این دوره ارتش عراق شکست‌ها و پیروزی‌های متعددی را تجربه کرد. زمانی که این منصب به خزرجی واگذار شد ارتش وضعیت خوبی نداشت؛ چراکه ایرانی ها مناطق مرزی را تصرف کرده بودند. خزرجی در زمان انتصاب تعهد کرد در طول یک سال، پیروزی را برای عراقی ها به ارمغان آورد. با این حال او از همان ابتدا به نتایج جنگ بدبین بود و از میزان خسارت ها می ترسید. خزرجی معتقد است با اینکه در جنگ بیش از ۱۵۰ هزار نیروهای مسلح کشته شدند و ۷۰۰ هزار زخمی و ۸۵ هزار اسیر و مفقود الاثر داشتند اما به زعم او، عراق در جنگ با ایران پیروز شد. خزرجی در زمان فرماندهی لشکر ۷ یادداشتی با عنوان و اندیشه های یک سرباز در قادسیه به صدام حسین پیشنهاد داد ارتش عراق را به ارتش نخبه ها تبدیل کند. خزرجی که هنوز در عراق زندگی می‌کند تمام جزئیات زندگی اش پیرامون عراق و همراه با عراق است. سالهای جوانی خزرجی در یک مرکز نظامی ویژه عشایر عراق و وابسته به ارتش آغاز شد و از آن جایی که او یکی از نوادگان مشایخ طایفه خزرجی‌ها بود او از این طریق وارد ارتش شد. این چهره سیاسی عراق، گنیجنه اسرار جنگ عراق علیه ایران است و بسیار سخت است که او را به حرف آورد. او مدام محافظه کاری پیشه می‌کند و تمامی اسرارش را نگه می دارد. این نکته قابل توجه و سؤال برانگیز نیست که او چه گونه توانست در دوره یی که بسیاری از چهره هایی نظامی و سیاسی به راحتی از بین می رفتند جان خود را حفظ کند و از مهلکه بگریزد. خزرجی در ادامه از علاقه و رابطه اش با کردها پس از آشنایی با جلال طالبانی رئیس کردهای عراق و دیدار شخصی اش با او هم سخن می‌گوید. همچنین از مطالبی که در سال [۱۹۸۴] درباره او و پس از برعهده گرفتن منصب سپهبدی و آغاز گفت وگوهای حکومت عراق با کردها می‌گوید و تصریح می‌کند که در این زمینه با دولت عراق موافق نبوده است. خزرجی همچنین حضورش در بعضی از حوادث جنگی از جمله همراهی با ارتش عراق در جنگ علیه جبهه «جولان» را فراموش نکرده است و تمامی مشاهدات خود را از تانکهای گروهان دفاع که میدان را ترک کردند و دمشق از ترس ارتش عراق همچنان نگهبانی می‌داد در ذهن دارد.
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۱۴ 🔸 طرفة العبيدي سرلشکر رشید طرفه العبیدی پس از پیوستن به ارتش عراق در رسته اطلاعات و تدریس اطلاعات نظامی مشغول به کار شد. او در جنگ ایران و عراق در اطلاعات فرماندهی کل در بخش ایران خدمت می‌کرد و در کل، اطلاعات نظامی را بر عهده داشت. طرفه: همیشه مشغول جمع آوری اطلاعات مربوط به ایران بوده ام. این کشور همواره ذهنم را به خود مشغول کرده است. هر موضوع مهم یا جزئی مربوط به ایران را دنبال می‌کردم. در طول جنگ از ۳۸ هزار اسیر ایرانی بازجویی کرده ام. صدام ابتدا از سقوط شاه خوشحال بود، زیرا شاه را آمریکایی ها به قدرت رساندند و او تلاش می‌کرد به ژاندارم منطقه خلیج فارس تبدیل شود. اما چون عراق کشوری اسلامی بود و امام خمینی(ره) سال ها در عراق زندگی کرده بود، فکر می‌کردیم با ما همکاری خواهد کرد. همچنین فکر می‌کردیم موانعی که از زمان شاه بین دو کشور وجود داشت از بین می رود ولی تنها چند ماه پس از به قدرت رسیدن امام خمینی(ره) اوضاع به کلی عوض شد و هنگامی که تهدید ایران را احساس کردیم، شروع به جمع آوری اطلاعات نمودیم. برای این کار جست وجوی منابع انسانی، بازرسی مناطق مرزی، بررسی مطبوعات ایران، شنود رادیوی ایران و دیدن برنامه تلویزیون این کشور را آغاز کردیم. ... از همان آغاز جنگ فهمیدیم که باید نقشه هایمان را به روز کنیم و برای این کار ابتدا به کشورهای دیگر تکیه کرده و از وابسته‌های نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس خواستیم نقشه های مورد نیاز را برایمان تهیه کنند، و همزمان تصویر برداری هوایی را آغاز نمودیم. در مراحل اولیه جنگ، تا حد زیادی بر رصد علایم مخابراتی متمرکز شدیم، زیرا ایرانیان در ارسال پیام هایشان از رمز استفاده نمی کردند. ... رهبران بغداد فکر می‌کردند ایرانیان قصد دارند به منطقه سپاه ششم عراق در هور الاهوار حمله کنند و ابتدا فکر نمی‌کردند که فاو هدف اصلی ایرانیان است. به همین خاطر نیروهایمان را در منطقه شبه جزیره فاو در نقطه مقابل ایرانیان در هورالاهوار متمرکز کردیم. ایرانیان که از ضعف نیروهای عراقی مستقر در فاو آگاه بودند، واحدهای شناسایی دریایی شان را به منطقه اعزام کردند. یک ماه پیش از عملیات ایرانیان، یکی از نیروهای غواصشان را دستگیر کردیم و خود من از او بازجویی کردم. او به من گفت: «در حال بررسی موانع عراقی ها در منطقه بوده است و این نشانه‌یی مبنی بر قصد حمله ایرانیان به این منطقه بود. شناسایی های هوایی که با جنگنده های میگ ۲۵ انجام شد نیز نشان می‌داد ایرانیان در آن سوی شط العرب (اروند رود) در نقطه مقابل فاو مشغول عملیات مهندسی هستند. تعداد زیادی توپ، قایق و پل های شناور در آنجا مشاهده کردیم که قصد ایرانیان را برای حمله تأیید می‌کرد. در آن زمان، سپاه هفتم عراق مسئولیت دفاع از فاو را بر عهده داشت و سپاه ششم متشکل از لشکرهای ۱۵ و ۲۶ نیز در شمال فاو مستقر بود. در گزارش هایمان اشاره کردیم که ایرانیان قصد دارند به فاو حمله کنند، اما ژنرال محمود شاهین نمیخواست این گزارشها را برای رده های بالاتر ارسال نماید، زیرا ژنرال عبدالجواد ذنون رئیس ستاد ارتش با این کار موافق نبود. او می‌گفت وقتی شما نمی توانید جایی را که ایرانیان می خواهند حمله کنند دقیقاً مشخص کنید، چه گونه می توانم با نیروهایم وارد عمل شوم؟ لازم نیست زیاد به مقاصد (ایرانیان) اشاره کنید تا من بتوانم از نیروهای کمتری استفاده کنم. ولی ما که مصمم بودیم از فاو دفاع کنیم اجازه ندادیم او نیروها را از فاو خارج کند. از سوی دیگر قرار بود از نیروهای مستقر در فاو پشتیبانی کنیم و برای این کار لازم بود ژنرال ذنون حتی نیروهای بیشتری را از مناطق دیگر به منطقه بیاورد. وقتی ژنرال محمود شاهین وارد فاو شد در آنجا هیچ خبری نبود و در بازدید از لشکر ۲۶ نیز منطقه تحت مسئولیت این لشکر ظاهراً آرام بود. او اوضاع را آنگونه که ما می دیدیم، نمی دید و فکر می‌کرد از ما زیرک تر است و حتی به فرمانده لشکر ۲۶ اجازه داد تا سربازانش را به مرخصی بفرستد. ما در منطقه احساس خطر می‌کردیم ولی افسران دون پایه یی بودیم که هیچ کاری از دستمان بر نمی آمد! من در آن زمان هنوز سرگرد بودم و افسران دیگر هم سرهنگ دوم یا سرهنگ تمام بودند. این موضوع با سیاست حزب بعث مرتبط بود، ژنرال عبد الجواد ذنون در حزب بعث در رده بالاتر ژنرال محمود شاهین قرار داشت. حزب بعث نباید در امور نظامی دخالت می‌کرد زیرا با این کار روند تخصص گرایی را تحت تأثیر قرار می داد.
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۱۵ 🔸 طرفة العبيدي سازمان اطلاعات آمریکا پیش از عملیات فاو اطلاعات مورد نیازمان را تأمین می کرد. سازمان اطلاعات عراق، فردی را به نمایندگی از دولت آمریکا به ما معرفی کرد که تصاویر ماهواره ای مورد نیاز را برایمان تهیه می‌کرد. ژنرال سامرایی و من، دوبار با این فرد دیدار کردیم. او با ما همکاری می‌کرد ولی ارتباط مستقیمی بین ما وجود نداشت و جلساتمان با او تنها برای تبادل اطلاعات بود. البته واقعیت این بود که تصاویری که فرد مزبور به نمایندگی از دولت آمریکا در اختیارمان قرار می‌داد صرفاً اطلاعات خام بود، در حالی که اطلاعات خود ما بسیار دقیق تر می‌نمود. سازمانهای اطلاعاتی فرانسه، یوگسلاوی (سابق) و شوروی نیز با ما همکاری می‌کردند. برای نمونه سازمان اطلاعات شوروی (کا.گ. ب) در رمزگشایی پیام های ایرانیان به ما کمک می‌کرد و ما هم در عوض موافقت می‌کردیم که تجهیزات مربوط به یکی از جنگنده های اف ۴ آمریکایی (ساقط شده ایرانیان) را به شوروی ها بدهیم. اطلاعاتی که آمریکایی ها در اختیارمان قرار دادند یافته هایمان را در ارتباط با فاو تأیید کرد ولی نتوانست رده های بالادست را در این زمینه متقاعد کند. اطلاعاتمان برای شروع کار کامل بود و اطلاعات تکمیلی را هم از دولت آمریکا دریافت کردیم، ولی مشکل اصلی مان به مدیریت اطلاعات بر می گشت. در یکی از روزهای اوایل سال [۱۹۸۷م (۱۳۶۵ ش)] پس از عملیات فاو یک قطار ایرانی قرار بود لشکری متشکل از حدود پنج هزار تن از پاسداران را از تهران به اندیمشک و دزفول حمل کند. به رئیس جمهور پیشنهاد کردیم با جنگنده های نیروی هوایی به این قطار حمله کنیم، زیرا می‌دانستیم قطار مزبور یک لشکر از نیروهای ایرانی را که قرار بود به ما حمله کنند با خود حمل می‌کند و از زمانبندی حرکت قطار هم آگاهی داشتیم. رئیس جمهور از دستگاه اطلاعات عراق خواست این طرح را دنبال کنند اما ژنرال سامرایی که مسئول بخش ایران بود از اجرای طرح امتناع کرد زیرا این کار می‌توانست منابع اطلاعاتی مان را افشا کند و ایرانیان متوجه شوند که ما می توانیم پیامهایشان را رمزگشایی کنیم. این جا بود که ژنرال سامرایی با عصبانیت بر سرم فریاد کشید و از اینکه رئیس جمهور را علیه او تحریک کرده بودم به شدت از من شاکی بود! باز پیشنهاد دادم نیروی هوایی همزمان به این قطار و تعدادی دیگر از اهداف ایرانی حمله کند تا ایرانیان متوجه نشوند. پیامهایشان را رمزگشایی کرده ایم. این بار نیروی هوایی از اجرای این طرح امتناع کرد زیرا دستگاه اطلاعاتی نمی توانست زمان دقیقی را که قطار قرار بود ایستگاه تهران را ترک کند در اختیار این نیرو قرار دهد و فکر می‌کنم دستگاه اطلاعاتی تعمّداً این کار را انجام داد تا منابعش افشا نشود. ... عملکرد ایرانیان در بازجویی از اسیران عراقی موفق بود. آنها ابتدا اسیران را شکنجه می دادند و سپس آنها را آزاد کرده مجبور می نمودند در ایران ازدواج کنند و در سپاه بدر (باما) بجنگند¹، اما ایرانیان در زمینه جمع آوری اطلاعات از نیروهای ما موفق نبودند، زیرا عملیات شناسایی هوایی نداشتند. ایرانیان قادر نبودند پیام های ما را رمزگشایی کنند زیرا ما دستگاه های رمز کننده را از جایی نمی خریدیم. بلکه خودمان آنها را تولید می‌کردیم و برای ارسال دستوراتمان از تلفن بیسیم استفاده می‌کردیم. ایرانیان نمی‌توانستند پیامهای ما را رمز گشایی کنند. از اقدامات و از جمله عملیات های فریبی که طرحریزی می‌کردیم اطلاع پیدا نمی کردند. مشکل عمده ما در این زمینه با نیروهای سپاه پاسداران بود زیرا آنها به جای استفاده از تجهیزات مخابراتی از پیک استفاده می‌کردند. بنابراین در جمع آوری اطلاعات مربوط به آنها با مشکل مواجه بودیم، ولی سرانجام توانستیم رمز اقدامات و عملیات های آنان را هم کشف کنیم. اکنون اشراف کاملی بر رمزهای مورد استفاده در نیروهای مسلح، فرماندهی کل و نیروهای دریایی ایران داشتیم. مهم ترین عملیات فریبی که انجام دادیم در عملیات بازپس گیری فاو بود که مجبور بودیم نیروهایمان را به او نزدیک تر کنیم اما نمی خواستیم ایرانیان متوجه شوند، قصد داریم به مواضعشان در فاو حمله کنیم. به همین خاطر پیش از آنکه نیروهایمان را به طرف جنوب بفرستیم چنین وانمود کردیم که فکر می‌کنیم ایرانیان میخواهند از فاو به بصره حمله کنند. بنابراین، چنین به نظر می‌رسید که حرکت نیروهای ما برای دفاع از بصره است. از این رو ایرانیان هم با آغاز یک عملیات فریب وانمود کردند که در حال اعزام نیرو (به طرف بصره) هستند تا این گمانه را که واقعاً میخواهند به بصره حمله کنند هر چه بیشتر (در ذهن ما) تقویت کنند. در این میان سربازان واحد ۹۹۹ را به پشت خطوط مقدم ایرانیان فرستادیم.👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
👈ادامه از قسمت ۱۵ آنها تحرکات خودروها و تجهیزات ایرانی را که از اهواز به طرف فاو می آمدند زیر نظر گرفتند. ایرانیان با اعزام علنی نفربرهایشان به طرف فاو تلاش داشتند ما را فریب دهند، اما سربازان ما با مشاهده درهای عقب نفربرها که باز بود متوجه خالی بودن آنها شدند و این موضوع را به ما گزارش کردند. البته در شناسایی‌های هوایی نیز بعضی تحرکات نیروهای (ایرانی) مشهود بود، ولی می دانستیم اینها عملیات فریب است بنابراین ایرانیان پس از مشاهده عملیات فريب ما تلاش کردند با اعزام کامیونهای خالی ما را فریب دهند تا فکر کنیم آنها به زودی قرار است از فاو به بصره حمله کنند. ما هم عملیاتهای فریب دیگری طرحریزی کردیم تا افکار آنها و عملیات فریب اولیه مان را تقویت کنیم. همچنین، از عدنان خیرالله وزیر دفاع وقت عراق خواستیم برای دیدار با فرماندهان و نیروهایمان به شمال کشور برود و هنگامی که اخبار این دیدار از تلویزیون پخش می‌شد فرماندهان ما در جنوب در حال آماده کردن نیروهایشان بودند. هنگامی که گارد ریاست جمهوری به فاو حمله کرد، نیروهای ایرانی کاملاً غافلگیر شدند و ما که به ظاهر آرایش دفاعی داشتیم به آنها حمله کردیم، زیرا ایرانیان از تعداد نیروهای عراقی و با قصدشان برای بازپس گیری فاو خبر نداشتند. (۱. این اظهارات صحت ندارد. سپاه بدر اصولاً نیرویی خود جوش متشکل از معاودین و مهاجرین عراقی می‌باشد که تعدادی از اسیران عراقی نیز پس از مواجه شدن با رفتار انسانی ایرانیان و آشنایی با ماهیت نظام اسلامی ایران داوطلبانه به این سیاه پیوسته با نیروهای ایرانی همکاری می‌کردند.) ادامه دارد
💠 مجمع فرماندهان سپاه - دوران 📷 در تصویر، شهید قاسم سلیمان، فرمانده لشگر ثارالله (ع) محسن رضایی، فرمانده سپاه محسن رفیق دوست، وزیر سپاه مرتضی قربانی، فرمانده لشگر 25 کربلا شهید همت، رئوفی نزاد، فتحیان ، محمد باقری، عباس محتاج، و . . . دیده می شوند ╮✤☫🇮🇷کانال دفاع مقدس🇮🇷☫✤╭ ╭✤🇮🇷@DefaeMoqaddas🇮🇷✤╮ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
📷 شهید همت ، فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله (ص) ⚪️ سردار سعید قاسمی، مسئول اطلاعات و عملیات لشگر 🌴 دوران 👇👇
دفاع مقدس
📷 شهید همت ، فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله (ص) ⚪️ سردار سعید قاسمی، مسئول اطلاعات و عملیات لشگر
‌ 💠 خودزنی سردار سعید قاسمی! عصر چهارشنبه 29 شهریور 1396، مراسم رونمایی از کتاب "شراره های خورشید" نوشته گلعلی بابایی و حسین بهزاد در حوزه هنری برگزار شد. وقتی کنار دوستان نشسته بودم، از کسی پرسیدم: چه کسانی در صف اول مجلس نشسته اند؟ چندنفر از جمله برادر و فرزند شهید همت را نام برد و با اشاره به حضور برخی افراد، با خنده ای تلخ گفت: "آنهایی هم که خون به دل همت کردند، صف اول نشسته اند." تا سردار "سعید قاسمی" پشت تریبون رفت، ناخواسته به دوستان گفتم: "خدا کند حاج سعید شجاعت به خرج بدهد و برای یک بار هم که شده، ماجرای دعوای خودش و حاج همت را تعریف کند." قاسمی که آن شور و هیجان و شدت همیشگی سخنرانی هایش را نداشت، به قول خودش شروع کرد به خودزنی و ماجرای دعوای معروف خود با حاج همت را - هرچند سریع و گذرا – تعریف کرد و گفت: "من در این کتاب خودزنی کرده‌ام و این مسئله مربوط به اختلافاتی است که به خاطر مسائل سیاسی و عقیدتی داشتیم". از صداقت حاج سعید در تعریف خاطره - هرچند بعد از گذشت 34 سال - خوشم آمد. مهمترین قسمت سخنان حاج سعید آن جا بود که در اعترافی سخت و تلخ، با بغض سخنی به این مضمون گفت که مطمئنم آن دعوا و قهر، چون کابوسی تلخ همواره گریبانم را می گیرد. در این عقب‌نشینی، تا آخر عمر خودم را به خاطرش نکوهش می‌کنم چون آن قهر و جدایی از همت، ضربه سختی به جنگ زد! ماجرا از این قرار بود که اواسط سال 1362 که حاج همت فرماندهی لشکر 27 محمد رسول الله (ص) را برعهده داشت، سعید قاسمی مسئول اطلاعات عملیات لشکر بود و بر سر عملیات در منطقه "بمو" در غرب کشور، با هم به اختلاف شدید خوردند که این مسئله باعث شد حاج سعید قهر کند و از لشکر برود. در تهران حاج همت از سعید خواهش می کند که برگردد و به کار خود ادامه دهد، ولی او نمی پذیرد. وقتی سعید قاسمی آخرین دیدار خود با حاج همت را قبل از شهادت حاجی تعریف کرد، بغض وجودش را گرفته بود: "آخرین دیدارم با همت، در همان اسکله‌ در سه راه شهادت بود. حاجی از روبرو آمد و همدیگر را نگاه کوتاهی کردیم. سلام کردم اما جواب نداد. بعد از شهادتش هم چند بار خوابش را دیدم و باز هم جوابم را نداد. خیلی‌ها در این مواقع خودشان را لوس می‌کنند و می گویند که پریدیم بغل همدیگر و بوسیدیم و این‌ها ولی من نه. بعد از شهادت حاجی هم، نوکری کردیم. عملیات‌های زیادی بود که در آن‌ها شرکت کردم ولی شاید هیچ وقت خودم را نبخشم چون این وضعیت می‌توانست بهتر باشد." قاسمی در آخر گفت: هر چند در مصاحبه برای این کتاب به آن دعوا اشاره کرده ام، ولی اگر عمری باشد به طور مفصل آن قضیه را تعریف خواهم کرد و می نویسم. نمی دانم چرا ناخواسته از زبانم پرید: "بعید می دانم عمر حاج سعید کفاف این کار را بدهد! شاید که این آخرین خطابه اش باشد! چون همین مقدار اعترافات برایش خیلی سخت و سنگین بود." خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند و با شهدا محشور گرداند نکته مهم اینجاست که: آن که مُرد و رفت، خود می داند و خدا و خون شهدا! ولی ای کاش برخی افراد که نقشی بسیار مهم در برخی موارد جنگ از جمله خیبر و بدر و بخصوص کربلای چهار داشته اند، یاد بگیرند، صداقت به خرج دهند و نقش خود را در شکست آن عملیات ها به گردن دیگران نیندازند و مردانه تعریف کنند که چرا آن شد! اگر توانستید صوت مراسم را گیر بیاورید، بهتر می توانید آن اعترافات سخت و مهم را بشنوید و به عظمتش پی ببرید. (داودآبادی)
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 برشی از مستند روایت فتح 🌷 گفتاری از شهید آوینی
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 رزمنده دفاع مقدس: 📽 این دوربین های شما نشون خواهد داد که ما روزی توی کربلای واقعی کنار بقیه مسلمون ها جمع خواهیم شد! 🌴 . . . و این دوربین ها امروز به ایمان شما به راهتون اعتراف کردند!
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 شعر سوزناک😭 و تلفیق حوادث صدر اسلام، کربلا و دفاع مقدس در حضور 🏴 شاعر: حسن بیاتانی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 🌿 ۳۱ شهریور -- آغاز هفته دفاع مقدس ╮✤☫🇮🇷کانال دفاع مقدس🇮🇷☫✤╭ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس