دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۱۶
🔸 علاء الدین حسین مکی خمس
سرلشکر علاء الدین حسین مکی خمس که مسئولیت تدوین دکترین نظامی عراق و اجرای طرح توسعه سازمان رزم عراق را برعهده داشته است تا اندازهیی چه گونگی تبدیل یگانهای رزمی عراق را از ۱۲ لشکر در اوایل جنگ به ۵۸ لشکر نشان میدهد.
بنابراین برای فهم چگونگی افزایش توانایی و اشراف اطلاعاتی و سپس قدرت دفاعی - تهاجمی عراق مطالعه گفتو گوهای یاد شده ضروری ست. ضمن اینکه در سایر گفت و گوها نیز اطلاعات جالبی به ویژه درباره میزان آمادگی عراق در زمان حمله به ایران و سایر موارد وجود دارد که تا اندازهیی تحلیلهای موجود را تحت تأثیر قرار می دهد.
اطلاعات مندرج در کتاب نظریه موجود درباره توانمندی عراق در چارچوب حمایت قدرت های خارجی را با نمایش قدرت سازماندهی عراقیها اصلاح و تکمیل میکند. سرلشکر علاء الدین حسین مکی خمس در سال ۱۹۵۱ میلادی از دانشکده نظامی ند هرست فارغ التحصیل شد. سپس به ترتیب در سال [ ۱۹۶۶ میلادی] کارشناسی ارشد علوم نظامی از دانشکده ستاد دانشگاه بکر در سال [۱۹۷۳ میلادی رشته حقوق از دانشگاه المستنصريه و در سال [۱۹۸۱م] کارشناسی ارشد حقوق بین الملل از دانشگاه بغداد را اخذ کرد.
ژنرال مکی در سال [۱۹۵۸م] به ارتش عراق پیوست و سلسله مراتب معمول نظامی را طی کرد.
او در چارچوب آموزش نظامی خارجی نیز دوره هایی در دانشکده های پیاده نظام و زرهی انگلیس و مرکز زرهی نیروی زمینی آمریکا را طی کرده است. ژنرال مکی در سال ۱۹۷۰ میلادی به فرماندهی دانشگاه زرهی عراق منصوب شد. سپس ضمن تدریس دوره های عالی نظامی در دانشگاه بکر ، جانشین فرماندهی این دانشگاه را هم بر عهده داشت.
او در جنگ ایران و عراق از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ میلادی رئیس ستاد سپاه سوم عراق، سپس جانشین فرماندهی این سپاه و سرانجام از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۷ میلادی رئیس اداره توسعه رزمی وزارت دفاع عراق بوده است.
ژنرال مکی در سال [ ۱۹۸۸م] ریاست دوره عالی نظامی دانشگاه بکر را بر عهده گرفت و در سال [۱۹۸۹م] از ارتش عراق بازنشسته شد.
مکی: من تحصیل کرده غرب هستم اما کل دوران خدمتم را در ارتش عراق گذرانده ام. بعثی نبودم و اعتقادی هم به ادغام امور سیاسی و نظامی با هم ندارم. در دوران رژیم پادشاهی سابق عراق پدرم وزیر دفاع و پیش از آن هم رئیس ستاد مشترک ارتش بود. داوطلبانه وارد ارتش شدم چون عاشق کشورم و عاشق زندگی نظامی بودم.
هنگامی که خدمتم را در ارتش آغاز کردم عراق همچون گل کوچکی بود که تازه شکوفا شده و با همه کشورها روابط خوبی داشت. از دوران کودکی میخواستم خلبان شوم، البته خلبانی برایم نه یک شغل که یک تفریح بود اما پدرم نمیخواست خلبان شوم و خود را به کشتن دهم. خواستم پزشک شوم ولی باز پدرم مرا برای این کار قدری کودن می دانست! اما وقتی گفتم به ارتش میروم گفت: پسرم این خیلی خوب است.
در ارتش در دوران تحصیلم همیشه شاگرد اول بودم.
... صدام تا زمان مرگش هم عربی بادیه نشین بود و با همین طرز فکر بر عراق حکومت کرد. او اگر فکر میکرد که کشتن برادر یا پسرش به تحکیم جایگاه یا موقعیتش کمک میکند به راحتی این کار را میکرد. صدام زرنگ بود ولی خود ساخته نبود و حتی به کسانی که او را دوست داشتند نیز مظنون بود. وجود او و رویدادهای پس از سرنگونی نظام پادشاهی در عراق برای ما مایه بدبختی بود.
شاید تاریخ ما اینگونه رقم خورده یا تقدیر خداوند برای ما این بوده است، اما این فرجام، حق ما نبود. شاید توده مردم عراق مستحق چنین سرنوشتی بودند، ولی اقشار تحصیل کرده عراق نباید به چنین سرنوشتی دچار میشدند. ما مردمی هوشمند و دارای تعداد زیادی دکتر مهندس و تخصص های دیگری از این دست هستیم که اکنون در سراسر جهان پخش شدهایم. برای نمونه نوه من در پیتزبورگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکا زندگی میکند و قصد دارد برای ادامه تحصیل به مصر برگردد. پسر کوچکم که به کانادا مهاجرت کرده جراح پلاستیک است. صدام افراد تحصیل کرده را از عراق فراری داد. آنها مستحق فرجام بهتری بودند.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۱۷
🔸 اقشار تحصیل کرده عراق نباید به چنین سرنوشتی دچار میشدند. ما مردمی هوشمند و دارای تعداد زیادی دکتر، مهندس و تخصص های دیگری از این دست هستیم که اکنون در سراسر جهان پخش شدهایم. برای نمونه نوه من در پیتزبورگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکا زندگی میکند و قصد دارد برای ادامه تحصیل به مصر برگردد. پسر کوچکم که به کانادا مهاجرت کرده جراح پلاستیک است. صدام افراد تحصیل کرده را از عراق فراری داد. آنها مستحق فرجام بهتری بودند.
من سنّی هستم اما ژنرال کعبی شیعه است. برخی روحانیان شیعی تندرو هستند. ما میگوییم اسلام راه میانه است که شیوه یی آسان، منطقی و انسانی را ارائه می دهد. ما از زمان حضرت محمد ، همه دینهای دیگر را تحمل کرده ایم. برای نمونه، پیامبر اسلام حتی با زنی مسیحی ازدواج کرد.
... من در میان ژنرالهایی که با آنها گفت وگو میکنید مسن ترین آنها هستم و درجه بقیه بجز سپهبد شنشل همه از من پایین تر بوده اند ژنرال شنشل که طرز فکرش در حد افسران دهه [۱۹۴۰] بود بدترین تأثیر منفی را بر ارتش عراق برجای گذاشت. او گرچه مربی و افسر ستادی خوبی بود ولی فرمانده خوبی نبود و از پذیرش هر مسئولیتی شانه خالی میکرد... هنگامی که جنگ ایران و عراق آغاز شد من سرتیپ بودم. کسانی مثل من که در سلسله مراتب فرماندهی قرار نداشتند هرگز فکر نمیکردیم جنگی در پیش است. البته مدرسان رشته های اطلاعات یا سیاسی در دانشگاه نظامی بکر و دانشکده جنگ در مورد ایران و انقلاب این کشور سخن میگفتند ولی ما فکر میکردیم این سخنرانی ها مطالبی ست که در قالب اطلاعات عمومی در کلاسهای درس ارائه میشود.
...آغاز جنگ متعارف با ایرانیان اشتباهی بود که همه مرتکب شدیم و شکست را برایمان به بار آورد. من بارها درخواست کردم مسئولیتی در جبهه به عهده بگیرم و حتی پیشنهاد دادم فرماندهی یکی از هنگها را به من واگذار کنند. مقامات بالادست هم پاسخ می دادند که من گرچه درجه سرتیپی دارم ولی هنوز هنگ یا حتی گردانی را فرماندهی نکرده ام. از طرفی من که میخواستم خود را به سطح فرماندهی تیپ برسانم با خود فکر میکردم اگر فرماندهی یکی از واحدهای نظامی را به من بدهند هر کاری برایشان خواهم کرد. افراد بسیاری بودند که مایل نبودند من فرمانده شوم چون آنچه را فکر میکنم به صراحت سرزبان می آورم و معمولاً نگران عواقب حرف هایم نیستم. افزون بر این دانش من از آنها بیشتر بود.
پیش از آنکه در سال [(۱۹۸۱م) (۱۳۶۰ش)] رئیس ستاد سپاه سوم شوم، ابتدا به ستاد فرماندهی این سپاه منتقل شدم. در آن زمان سپاه سوم شکست بزرگی را تحمل کرده بود.
در بررسی منطقه مسئولیت این سپاه به مسائل ناخوشایند زیادی برخوردم و عیوب و نواقص فراوانی را یافتم که همه را به فرمانده سپاه سوم که قبلاً در دانشکده ستاد استادم بود گزارش
کردم.
صدام با هیأتی از فرماندهان ارشدش از منطقه تپه های (الله اکبر) بازدید کرد و ناهارش را در وسط منطقه و با فرمانده سپاه (سوم) و رئیس ستاد مشترک صرف کرد. چون صدام مرا نمی شناخت میترسیدم خود را به او نشان دهم! وقتی پرسید چه اتفاقی افتاده، فرماندهان ذی ربط جریان را برایش شرح دادند ولی از ذکر جزئیات مربوط به علل این اتفاق (نظیر تاکتیک نامناسب و روحیه ضعیف نیروها) اجتناب کردند. من احساس میکردم باید با صدام حرف بزنم، زیرا باید کل واقعیت را به او که فرمانده کل بود میگفتم. صدام را مانند خدا می دانستم و به خدا نباید دروغ گفت!! درست است؟ بنابراین، دستم را بلند کردم و ضمن معرفی خودم، اجازه خواستم آنچه را دیده ام بگویم. به او گفتم که هنگ تانک (منهدم شده) بدون هیچگونه پشتیبانی بر روی تپه مستقر بوده است و اضافه کردم که هر سربازی میداند که تانکها بدون نیروی پیاده نمیتوانند از جایی پدافند کنند. همچنین گفتم که با نه سرباز باقیمانده (از گردان منهدم شده) دیدار کرده ام و برداشتم این است که روحیه شان خراب بوده است. سکوت بر فضای جلسه حاکم بود و کسی حرف نمیزد.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۱۸
🔸 عبيد محمد الكعبي
سپهبد عبید محمد الکعبی در سال [۱۹۶۴م (۱۳۴۳ش)] به نیروی دریایی عراق پیوست. آموزش جنگ افزارهای زیر آبی در مصر، دوره آموزش علوم دفاعی در دانشکده ستاد هند از جمله آموزشهای ایشان بود. وی در سال [۱۹۸۷م (۱۳۵۶ش)] به ریاست اداره آموزش نیروی دریایی عراق منصوب شد. ژنرال الکعبی در سال [۱۹۸۰م (۱۳۵۹ ش)] معاون عملیات نیروی دریایی شد و دوسال بعد هم به فرماندهی این نیرو منصوب شد.
🔸 علوان حسون العبوسي
سرلشکر علوان حسون العبوسی در سال [۱۹۶۳م (۱۳۴۲ش)] به نیروی هوایی عراق پیوست. در طول جنگ ایران و عراق فرماندهی بعضی پایگاه ها، گروه ها و اسکادران های مرکب هوایی را بر عهده داشت و در اواخر جنگ هم به سرپرستی و جانشینی رئیس اداره آموزش نیروی هوایی عراق منصوب شد.
عبوسی می گوید:
عراق از روز ۲۸ سپتامبر [۱۹۸۰م) (۶ مهرماه ۱۳۵۹ش) خواهان پایان جنگ بود وصدام در شب همین روز در این زمینه سخنرانی کرد. همچنین به ما دستور داده شد برای سه روز همه پروازهای جنگی را متوقف کنیم. اما ایران با استفاده از موقعیت همه پایگاه ها، ما را بمباران کرد. صدام حدود ۲۴ ساعت دیگر هم صبر کرد و پس از آن بار دیگر عملیات های نظامی را از سرگرفتیم.
... صدام هیچ دانش یا تجربه یی در زمینه نیروی هوایی نداشت. این عدنان خیرالله بود که به نیروی هوایی می آمد، با هواپیماهای ما پرواز میکرد و ارتباط نزدیکی با کارکنان این نیرو داشت. ...
الجبوری در سال [۱۹۷۹م] فرمانده نیروی هوایی عراق شد. او خلبان هواپیماهای انگلیسی هانتر (Hunter) بود و در آمریکا آموزش دیده بود. افزون بر این، فرد جسور و متهوری بود که برای نیروی هوایی کاملاً مناسب مینمود و به طور مداوم در تمرینات آموزشی شرکت می کرد. الجبوری یک بار پس از شرکت در جلسه توجیه تمرین آموزشی پایگاه هوایی حوریه، شخصاً در این تمرینات شرکت کرد. جلسات زیادی با خلبانها برگزار میکرد و ارتباط خوبی هم با خدمه هوایی داشت.
... نیروی هوایی عمدتاً به دست افسران شایسته اداره میشد و امکان پیوستن افسران نالایق به این نیرو وجود نداشت. افزون بر این ژنرال عدنان خیرالله شخصاً نیروی هوایی را هدایت میکرد. ما همیشه میگفتیم اگر عدنان زنده بود، عراق هرگز به کویت حمله نمی کرد. صدام بجز عدنان به حرف هیچ کس گوش نمی داد. وقتی عدنان کشته شد، ارتش عراق هم با او مرد!
... خیر الله آدم خوبی بود. از دوستان من بود و هنگامی که فرمانده آموزش نیروی هوایی بودم گاهی در مورد کارهایش میگفت: می خواهم این کار را بکنم، ممکن است به من کمک کنید؟ من هم با توجه به ارتباط دوستانه یی که با او داشتم، درخواست هایش را انجام می دادم. او میخواست توان رزمی نیروی هوایی را ارتقا دهد. مرگش برایمان ضایعه بزرگی بود. البته با مرگ او نیروی زمینی هم از دست رفت؛ زیرا افرادی مانند علی حسن المجید که سکان هدایت این نیرو را به دست داشتند، سیاستمدارانی بودند که هیچ چیز از امور نظامی نمی دانستند و ابتدا فقط آنها در کار نیروی زمینی دخالت میکردند، اما بعدها شخص صدام هم مداخله در امور این نیرو را آغاز کرد. ... همیشه میگفت سربازان خوب، بعثی های خوبی هستند، حتی اگر بعثی هم نباشند. ...
طالع الدورى فقط حرف میزد و هرگز تأثیر یا نفوذش بر نیروی زمینی به اندازه نزار الخزرجی نبود.
... همان طور که گفتم آموزش ها را تشدید کردیم تا توانمندی های نیروی هوایی عراق را در مقابل نیروی هوایی ایران متوازن کنیم. من در آن زمان فرمانده ناوگان هوایی بودم و نمی توانستم بگویم اجرای این حمله و کسب موفقیت در آن ممکن است یا غیر ممکن. بنابراین، حدود ۱۸ ساعت پیش از این عملیات، به خلبانهای زیر امرم گفتم گرچه مأموریت شما به ظاهر عملیاتی علیه ایران به نظر میرسد ولی در واقع مأموریتی آموزشی در قالب برنامه های وسیع آموزشی ست که ماه ها بر روی آن کارکرده ایم. ...
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۱۹
🔸 عبيد محمد الكعبي
🔸 حامد الجبوری
از اعضای ارشد حزب بعث
این روایت حامد الجبوری ست. روایتی که مثل روایت صلاح عمر العلی، در چند قسمت از برنامه شاهد علی العصر بیان گردیده.
حامد علوان الجبوری در ماه مارس سال [۱۹۳۲ میلادی] در ییلاقات قبیله الجبور در منطقة الطلیعه در نزدیکی شهر حله در استان بابل عراق متولد شد. تحصیلات متوسطه اش را در سال [ ۱۹۴۸] در بغداد به پایان رسانده و سپس وارد دانشگاه آمریکایی بیروت شد و در رشته علوم سیاسی به تحصیل مشغول گردید. در همان سال به حزب بعث پیوست، اما سال بعد (۱۹۴۹) و پس از کودتای حسنی الزعيم در سوریه از این حزب جدا گردید.
جبوری و چند تن دیگر، در سال [۱۹۵۱] «حرکه القوميين «العرب» جبش قومگراهای عرب را پایه گذاری کردند. وی در سال [۱۹۵۲] در رشته علوم سیاسی از دانشگاه آمریکایی بیروت فارغ التحصیل شد و سال بعد به عراق بازگشت و به فعالیت خود به عنوان عضو مؤسس و یک نیروی فعال در حرکه القوميين العرب ادامه داد.
در ژانویه [۱۹۵۸] به اتهام توطئه چینی ضد حکومت توسط نظام عبدالکریم قاسم که با کودتا و سرنگون کردن رژیم پادشاهی در عراق بر سر کار آمده بود دستگیر شد و در زندان با بسیاری از سران حزب بعث [عراق] و در رأس آنها با احمد حسن البکر آشنا گردید. جبوری در آگوست [۱۹۶۱] از زندان آزاد گردید، ولی مدتی بعد مجدداً دستگیر شده و این بار تا اواسط سال [۱۹۶۲] در زندان بود.
بعد از کودتا ضد عبد الکریم قاسم و تشکیل اولین دولت احمد حسن البکر، در سال [۱۹۶۳] روزنامه «الشعب» (ملت) را منتشر کرد و روابطش با بعثی ها رو به مستحکم شدن گذاشت. در سال [۱۹۶۷] به عنوان مدیر کل رسانه ها در وزارت فرهنگ و رسانه ها مشغول به کار شده و به عضوی فعال در حزب بعث که سازمانش در آن زمان سری بود تبدیل گردید. در سال [۱۹۶۷] بود که برای اولین بار با صدام حسین دیدار کرد. حامد الجبوری در ترتیب دادن کودتای جولای [۱۹۶۸] که بعثی ها را روی کار آورد مشارکت داشت و در روز ۳۱ جولای [۱۹۶۸ (۹) مرداد (۱۳۴۷)] چند روز پس از کودتا به عنوان وزیر امور ریاست جمهوری و رئیس دفتر رئیس جمهور احمد حسن البکر تعیین گردید.
او در سال [ ۱۹۶۹] به عنوان وزیر به وزارتخانه فرهنگ و رسانه ها رفت و تا سال [۱۹۷۱] در آن جا بود و سپس وزیر جوانان شد و تا سال [۱۹۷۲] در همین سمت ماند. در اواسط سال [۱۹۷۳] مجدّداً وزیر فرهنگ و رسانه ها گردید. وزارتی که تا نیمه ژوئن [۱۹۷۴] ادامه یافت. در همان دوران بود که به عنوان رئیس اتحادیه عمومی جوانان عراقی برگزیده شد. در سال [۱۹۷۵] به عنوان وزیر دولت انتخاب گردید و تا سال [۱۹۷۷] در این سمت مسئولیت هماهنگی بین حکومت مرکزی در بغداد با مؤسسات حکومت خود مختار کردستان عراق بر عهده او قرار داشت. در سال [۱۹۷۷] به عنوان وزیر دولت مأمور ریاست دفتر معاون رئیس شورای فرماندهی انقلاب صدام حسین تعیین گردید و تا سال [۱۹۷۸] رئیس دفتر صدام حسین بود. سپس به عنوان وزیر دولت در امور خارجی منصوب شده و تا سپتامبر [۱۹۸۴] در همین سمت قرار داشت و در آن زمان با حکمی که از طرف رئیس جمهور صدام حسین صادر گردید از کار کنار گذاشته شد.
در سال [ ۱۹۸۶] به عنوان سفیر عراق به سوئیس رفت و تا سال [۱۹۸۹] در آن جا بود و سپس به عنوان نماینده دایم عراق در اتحادیه عرب منصوب شد و تا سال [۱۹۹۰] در همین مسئولیت به کار ادامه داد و سپس مسئولیتهای سفارت عراق در تونس و سفارت عراق نزد سازمان آزادیبخش فلسطین به عهده اش گذاشته شد تا اینکه در یک کنفرانس خبری در آگوست [۱۹۹۳] در لندن از نظام صدام حسین اعلام جدایی کرد.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۲۰
🔸 حامد الجبوری
حامد الجبوری در زمان وزارت دولتش به عنوان سرپرست، در رأس وزارتخانه های خارجه کشور، بهداشت، اسکان کار آموزش و پژوهشهای علمی و همچنین دیوان ریاست جمهوری عراقی هم قرار داشته است. کما اینکه در طول ۲۵ سال، به عنوان نماینده عراق در بسیاری از کنفرانسهای عربی و بین المللی شرکت نموده است. با پافشاری صدام بر آغاز جنگش با ایران، در نیمه دوم سال [۱۹۸۰] روابط بین دو کشور تیره شد. رفته رفته زد و خوردهای مرزی هم بین دو کشور به چشم می خورد. صدام حسین سفری منطقه ای به بعضی کشورها نظیر عربستان و اردن و غیره داشت تا تأییدی برای راه انداختن این جنگ به دست بیاورد و اولین گلوله این جنگ در ۲۲ سپتامبر [۱۹۸۰] شلیک شد و منابع بسیاری تأکید کرده اند که ملک حسین پادشاه اردن بود که این گلوله را به صورت نمادین شلیک کرد.
حامد الجبوري:
روابط بین عراق و ایران متشنج بود و این تشنج رو به افزایش می رفت. پیش از این در مکه موضوع هجوم تندروهای اسلامگرای [مسلح] به حرم مکی [مسجد الحرام] رخ داد. داستان معروف سال [۱۹۷۹]. ... جرج براوون وزیر امور خارجه وقت انگلیس و شاهپور بختیار نخست وزیر سابق ایران که در پاریس اقامت داشت و ژنرال نصیری در جلسهیی با صدام وی را به حمله به ایران تشویق کردند.
... پیش از آغاز جنگ، روابط بین ایران و عراق پر تنش بود. در بغداد احتمال وقوع درگیری های نظامی محدود به ویژه در مناطق مرزی مورد اختلاف بین ایران و عراق بحث بود. الجبوری افزود من در بخشی از دیدارهای صدام حسین با جورج براون وزیر خارجه وقت انگلیس و شاهپور بختیار نخست وزیر سابق ایران که در پاریس اقامت داشت و یک ژنرال ایرانی مقیم پاریس که گمان میکنم ژنرال نصیری بود حضور داشتم. در این جلسات همه کسانی که با صدام ملاقات میکردند تأکید داشتند که ایران در آستانه فروپاشی ست و ارتش این کشور متلاشی شده و نیروی هوایی این کشور به علت همه آنها به گونهیی صحبت میکردند که گویا بعد از عملیات اعدام افسرانش زمینگیر شده است. حمله نظامی به ایران صرفاً نوعی تفریح است و همین مسئله صدّام را به آغاز جنگ با ایران تشویق می کرد!
رهبران عراق در آن زمان به برتری نظامی خود مطمئن بودند. عراق در آن زمان بیش از یک میلیون نظامی داشت و سلاحهای پیشرفتهیی که عمدتاً ساخت شوروی بود در اختیار این کشور قرار میگرفت و بعداً هواپیماهای پیشرفته فرانسوی و موشک های اگزوست در اختیار ارتش صدام قرار گرفت. الجبوری درباره شکست ارتش عراق از ایران در مراحل بعدی جنگ گفت: ایرانیها در مراحل میانی جنگ از دکترین نظامی راه انداختن موجهای انسانی استفاده کردند. ایرانیها از نظر روانی و به خاطر اعتقاداتشان توانستند بر عراقیها پیروز شوند.
... من در اوایل جنگ از زبان عزت ابراهیم الدوری که شخص دوم عراق پس از صدام بود، شنیدم که میگفت: اگر این جنگ شش ماه هم طول بکشد، ما ادامه میدهیم! اطلاعات گمراه کنندهیی که به مقامات عراقی رسیده بود چنین تصوری ایجاد کرده بود که این جنگ بسیار زود به پایان خواهد رسید. وی در ادامه با اشاره به کمک اطلاعاتی آمریکا و کمک مالی عربستان به عراق در زمان جنگ با ایران و دو بار سفر دونالد رامسفلد به بغداد برای دیدار با صدام گفت: من در دیدار رامسفلد با صدام حضور نداشتم و چیزی از محتویات آن نمیدانم اما آمریکا اطلاعات بسیار حساسی را که از طریق ماهواره و هواپیماهای آواکس به دست آورده بود در اختیار رهبران عراق قرا می داد. این اطلاعات به وزارت امور خارجه میرسید و ما آن را در اختیار رئیس جمهور قرار میدادیم.
ادامه دارد
My Recording4_5776415569246946194.mp3
زمان:
حجم:
14.1M
🌴 مناجات
با نوای
حاج صادق آهنگران
شب شد و از یار جدا مانده ام
در طلبش مرثیه ها خوانده ام
شعر: محمد زمان گلدسته
🌴 بعضی ها در نگاه اول آشنا هستند، زود اُنس می گیرند و دیر می بُرند. با آن نگاه اول انگار سال ها با هم بوده اند و مدت ها در هم جوشیده اند.
▫️ مرحوم استاد علی صفایی(عین.صاد)
🌱 #انتشار_مطالب_صدقه_جاریه_است
montazer.irdoa 100 sahife.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
-----------------✾﷽✾-----------------
#هرروزیکدعاازصحیفهسجادیه
🎧 قرائت دعای ۳۸ صحیفه سجادیه
✨ ※ دعای عذرخواهی از درگاه الهی
﴿دعا در عذرخواهی از دادخواهی های مردم و رها شدنش از آتش﴾
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
پ.ن: ﴿دعای ۳۸ «صحیفه کامله سجادیه» که با دعای ۱۰۰ «صحیفه سجادیه جامعه» تطابق دارد﴾
👇👇
adua38.mp3
زمان:
حجم:
745K
🎧 #صوت || ترجمه دعای ۳۸ صحیفه سجادیه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇