eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.1هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 خاطره بیسیم چی شهید حسین قجه ای، فرمانده گردان سلمان از تیپ محمدرسول الله(ص) - عملیات فتح المبین 🌴 در محاصره بسیجی ها😊 ▫️ سرانجام ساعت ۴ بامداد روز دوشنبه، دوم فروردین ۱۳۶۱ ، دستور یورش به مواضع توپخانۀ سپاه چهارم دشمن توسط به فرماندهان گردان های ، و ابلاغ شد. رزمندگان این سه گردان در پی یک درگیری برق آسا، مقر توپخانۀ سپاه چهارم ارتش عراق در ارتفاعات را به همراه تمامی آتشبارهای آنجا، یکجا به تصرف خویش درآوردند. غنائم این فتح آسمانی عبارت بودند از: ۱۸۰ قبضه توپ، شامل ۸ قبضه توپ دوربُرد ۱۸۳ میلیمتری که دشمن با آنها ناجوانمردانه ۱۸ ماه متمادی، مردم شهرهای بی دفاع و را زیر آتش می گرفت؛ همچنین، ده ها قبضه توپ ۱۲۲ و ۱۳۰ میلیمتری، همراه با تعداد کثیری زاغه های مملو از مهمات این توپخانۀ مجهز. با سر زدن خورشید روز دوم فروردین، بلافاصله به همراه فرماندۀ قرارگاه عملیاتی ؛ ، جهت بررسی و مشاهدۀ وضعیت معجزه آسای نبرد، روانۀ مواضع تازه تسخیر شدۀ نیروهای تیپ شدند. یکی از رزمندگان گردان سلمان از آن لحظات اینچنین روایت می کند: 🔹«... صبح روز دوم عید، بعد از آزادسازی ارتفاعات ، من به عنوان برادر ؛ فرماندۀ گردان سلمان در منطقه حضور داشتم. در مجاورت ما، گردان های حبیب و حمزه بودند. خبر رسید که با ، سوار یک استیشن سفید لندرور، آمده اند برای بازدید، منتها اول رفته اند به موضع گردان حمزه. این خبر که به گردان ما رسید، بچه ها غوغا کردند. دم به دقیقه به فشار می آوردند که چرا نیامده به ما سر بزند؟ بچه ها فقط می خواستند یک نظر «حاج احمد» را ببینند. به ناچار با رفتیم بغل جادۀ «عین خوش - دزفول» و کنار یک پل، را پیدا کردیم. حسین، را کنار کشید و گفت: « ! تو رو خدا بیا و سری به بچه های ما بزن.» گفت: «خاطر جمع باشید، میام.» حسین گفت: «نه! همین الآن بیا. این بچه ها منو ذلّه کردن!» بالاخره رضایت داد و آمد. وقتی رسیدیم، هنوز از ماشین پیاده نشده بود که بچه ها ریختند دور ماشین. که به دستگیرۀ درِ ماشین چسبیده بود، دیگر نتوانست در مقابل آن همه فشار مقاومت کند. به زور از ماشین جدایش کردند، بغلش کردند، بوسه بارانش کردند. بعد روی دست بلندش کردند و پی در پی برای سلامتیش صلوات فرستادند. قجه ای به شوخی به من گفت: «این بچه تهرونیا چقدر بیکارن!» 😂 📚کتاب:
آقای منتظری4_6014966166060008231.mp3
زمان: حجم: 3.5M
📢صوت | شرح فداکاری‌های شهید حسین قجه‌ای از زبان سیف الله منتظری، در منزل شهید و در حضور مادر مکرمه‌اش
حاج جواد اکبری4_6014966166060008232.mp3
زمان: حجم: 3.7M
📢صوت | توصیف ایثار و رشادت شهید حسین قجه‌ای از زبان همرزم شهید، جواد اکبری و از نیروهای احمد متوسلیان در سپاه مریوان
حاج اصغر حاجی زاده4_6014966166060008233.mp3
زمان: حجم: 3.8M
📢صوت | توصیف ایثار و رشادت شهید حسین قجه‌ای از زبان همرزم او، اصغر حاجی زاده در منزل شهید
خانم کاتبی4_6014966166060008234.mp3
زمان: حجم: 2.8M
📢صوت | شرح و توصیف زحمات و ایثار شهید حسین قجه‌ای از زبان خانم مریم کاتبی، نیروی بهداری سپاه مریوان(در زمان جاویدالاثر احمدمتوسلیان)
سردار حاج غلامرضا خسروی نژاد4_6014966166060008235.mp3
زمان: حجم: 1.5M
📢صوت | توصیف ایثار و رشادت شهید حسین قجه‌ای از زبان همرزم او، غلامرضا خسروی نژاد-1
سردار خسروی نژاد4_6014966166060008236.mp3
زمان: حجم: 4.8M
📢صوت | توصیف ایثار و رشادت شهید حسین قجه‌ای از زبان همرزم او، غلامرضا خسروی نژاد-2
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پهلوان شهید حسین قجه ای شاه کلید فتح خرمشهر قسمت اول
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پهلوان شهید حسین قجه ای شاه کلید فتح خرمشهر قسمت دوم
فرازی ازوصیت نامه بسیجی شهید علی شفیعی ولادت : پانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۶ در روستای دیزج از توابع اسکو شهادت : بیست و یکم دی ماه ۱۳۶۵ در شلمچه قسمت اول از آنجایي كه انسان اشرف مخلوقات است، لذا سعي مي كند هميشه بهترين ها را در خود پيدا كند. معادل مادي هر چيز را يافتن به مراتب خيلي آسان تر از معنوي آن است. چون معنويت عمل صالح و تقرب به خدا را نياز دارد. ولي يك چيز را نبايد فراموش كنيم و آن فضل خداست. من شخصاً نه عمل صالح دارم و نه تقرب به خدا، ولي به فضل خدا اعتماد دارم. برادران، عزيز سعي كنيد در كارهايتان خدا را در نظر بگيريد. بپا خيزيد و سلاحم را برگيريد كه چشم تمامي مظلومين جهان به انقلاب ما دوخته شده است.سوگند به خون پاك شهداي اسلام، اگر در راه اسلام بدنم قطعه قطعه شود، مرا باكي نيست. آرزو داشتم كه به جبهه بيايم؛
شهید فرزاد بندری عباسی زاده: می خواهم دین خود را نسبت به انقلاب، امام و شهدای عزیز ادا کنم 📌شهید فرزاد بندری عباسی زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۰درشهرستان بابل، روستای آغوزبندر متولد شد.درآغوش خانواده ای مومن و خداشناس، آگاه به اصول و عقاید اسلامی به رشد و تکامل رسید. 🔸رفتارش با والدین بسیار خوب و با محبت بود. هیچ گاه کوچکترین بی احترامی، نسبت به آن ها نداشت. با سایر اعضای خانواده، نیز بسیار مهربانی و محبت می کرد. نسبت به رفاه و آرامش آنان، به کار مشغول می شد. 🔹او طی چهار مرحله از سپاه بابل، لشکر ۲۵ کربلا، با عضویت بسیجی به منطقه مریوان اعزام شد.سرانجام ۲۵ آذر، در جاده اهواز (اندیمشک) بر اثر خفگی در داخل ماشین، به درجه رفیع شهادت نائل آمد. فرازی از وصیت نامه شهید عباس زاده ▪️پدر و مادر عزیزم! راهی که من رفتم، همان ادامه راه انبیاء و امامان و همان راهی است که حسین بن علی (ع) قدم نهاد و همۀ اهل بیت و یاران خود را فدا کرد و خود نیز فداست ▫️به امید روزی که اسلام همه ی جهان را فتح کند و پرچم عدالت به دست آقا امام زمان (عج) بر بام بلند دنیا برافراشته شود. 🔻خدایا تو را شاهد می گیرم، راهی را که من انتخاب کردم، با چشمی باز و امید به لقاء تو بود و از تو می خواهم که مرا در این راه ثابت قدم نگه داری تا بتوانم دین خود را نسبت به انقلاب، امام و شهدای عزیز ادا کنم و روز قیامت رو سفید باشم.
🌷شهید سیدمحمد عظیمی 🌱 ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۸، در تهران بدنیا آمد. تا پایان متوسطه در رشته علوم تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. ۶ فروردین ۱۳۶۷، با سمت پزشکیار در نهر حلبچه عراق بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است. قـطعـه ۴۰ - ردیـف ۱۲ - شـماره ۱۱ 📄فرازی از وصیت شهید: 💠 شمایی که بعد از من چند صباحی بیش در این دنیا نخواهید ماند و دیر یا زود باید کوله سفر بربندید، زندگی اندک خود را دریابید و همانند من بی توشه به سفر نروید! ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🔴 پ.ن: اگه شهید میگه "من توشه ای برای آخرتم نبردم و دست هایم خالی ست"، . . . پس بقیه آدمها باید چی بگن!!! 📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊