eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.3هزار عکس
20.2هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 امام موسی صدر و ، الهام بخش مقاوت اسلامی لبنان ▫️تابستان 1357، هنگامی که انقلاب اسلامی با رهبری حضرت امام خمینی (ره) می رفت با ساقط کردن حکومت پهلوی، بساط آمریکا و اسرائیل را در منطقه برچیند، حادثه بسیار ناگواری پیش آمد. آن زمان مسلمانان به خصوص ملت ایران و لبنان، چندان متوجه شدت ضربه وارده بر پیکره مبارزه نشدند، ولی صهیونیسم از آن پیروزی بسیار ذوق زده شد؛ چرا که طی سال های آتی، ثمرات فراوانی برای آن درپی داشت. در آن ایام که امام خمینی امید داشت پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، خکومت را به دست کسی چون آیت الله سیدموسی صدر بسپارد، در حرکتی بسیار مشکوک و عجیب، وی ربوده و مفقود شد. شاید بتوان گفت امام موسی صدر با وجودی که متولد قم و ایرانی الاصل بود، از معدود افرادی بود که اعراب منطقه بخصوص لبنان، باوجود حس ناسیونالیستی و عرب گرایی، برای او احترام و جایگاه ویژه ای قائل بوده و هستند. صدر در اواخر سال ۱۳۳۸ و به دنبال توصیه‌های افرادی هم‌چون آیت الله بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت علامه سید عبدالحسین شرف الدین رهبر متوفی شیعیان لبنان را پاسخ گفت و برای رهبری جریان مظلوم شیعیان لبنان راهی آن سامان شد. طولی نکشید که موسی صدر به عنوان نماد وحدت ادیان الهی در منطقه شناخته شد و نقش به سزایی در سازماندهی شیعیان و هدایت مبارزه از جنگ داخلی و برادرکشی به سمت هدف اصلی یعنی رژیم غاصب صهیونیستی ایفا کرد. این مسئله برای اسرائیل بسیار گران و ناخوشایند آمد. سرانجام در شهریور 1357 با دعوت مشکوک سرهنگ "معمر قذافی" رهبر لیبی، امام موسی صدر همراه دو تن از همراهانش عازم آن جا شد و از آن روز به بعد هیچ خبر موثقی از وی به دست نیامد. بدون شک مفقودی امام موسی صدر برای صهیونیست ها، حکومت مترلزل پهلوی، فالانژیست های لبنان، معمر قذافی و حتی برخی مسلمانان تندرو که فعالیت های موسی صدر را برنمی تافتند، گران آمد و می توان گفت همه آنها در این آدم ربایی بزرگ شریک بوده و هستند! متاسفانه ربوده شدن امام موسی صدر، به جای آن که موتور محرکه ای برای مبارزه علیه اشغال گران باشد، ترمز دستی مبارزات ضدصهیونیستی شد! برخی افراد مدعی جانشینی و همرزمی با وی، به جای تشدید مبارزات، از مفقودی وی سوءاستفاده کرده و او را "امام المغیب" (امام غایب) نام نهادند و مدعی شدند: "تنها امام غایب موسی صدر است که می تواند لبنان را نجات دهد!" این شعار به ظاهر ساده، برای آن بود تا از هرگونه همراهی با انقلاب اسلامی و حرکتی که امام خمینی علیه آمریکا و صهیونیسم جهانی به راه انداخته بود، خودداری شود. و شد! خرداد 1361 که رژیم اشغالگر قدس در عملی متجاوزانه وارد خاک لبنان شد و تا محاصره بیروت پیش رفت، مدعیان جانشینی موسی صدر در جنبش امل (که هدف اصلی آن مبارزه با صهیونیست ها بود) در کنار فالانژها و دیگر مزدوران، سر میز مذاکره با صهیونیست ها نشستند. این مسئله باعث انشعاب و تفرقه در بین شیعیان شد و ضرباتی به مبارزه آنان وارد آورد و باعث شادمانی صهیونیست ها گردید! در برابر آن حرکت خائنانه، گروهی از مریدان امام موسی صدر با تشکیل مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان، طی 35 سال گذشته، سنگین ترین ضربات را بر اشغالگران وارد آورده و باعث آزادی خاک لبنان از چنگال آنان شدند. این حرکت نشان داد که غیبت یک رهبر، نه تنها نباید باعث یاس و شکست و سکون شود، که می تواند و باید باعث تحرک، تقویت و شدت مبارزه علیه دشمنان گردد. الان بیش از 36 سال از غیبت سردار دلیر اسلام حاج "احمد متوسلیان" می گذرد. دوستان، همرزمان، یاران و مریدان آن دلیرمرد، به خوبی اثبات کرده اند که فقدان و غیبت یک رهبر و فرمانده مقتدر، نه تنها باعث کشیدن ترمز دستی حرکت، که موتور محرک مبارزه شود. بدون شک، تشکیل و تشدید مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان و بیداری ملت های منطقه، همه نتیجه تاثیرگذاری رهبر و فرمانده ای بزرگ چون احمد متوسلیان است که می تواند با وجود غیبت ظاهری 36 ساله، همچنان تاثیر خود را بر مبارزان و آزادی خواهان جهان بگذارد. 🆔 @DefaeMoqaddas ✅ کانال "دفاع مقدس"
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ربوده شدن 📆 بمناسبت 9شهریور، ربوده شدن رهبر شیعیان لبنان در لیبی در سال 1357 او موسس ، و لبنان بود. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️معمای لا ینحل‌ 📌 به مناسبت سالروز ربودن 📽 : «و اما راجع به آقای صدر؛ ما از آن وقت که نجف بودیم و این قضیه واقع شد تا وقتی که پاریس رفتیم و بعد هم به ایران آمدیم، دنبال این قضیه بودیم...»
🍃 اولاد عزیز امام 💢 : «آقای صدر یک مردی است که من می‌توانم بگویم او را بزرگ کرده‌ام. [او] به منزله یک اولاد عزیز است...» 📌 به مناسبت سالروز ربودن
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳سه زندان محل اسارت امام صدر/ بازداشت و اعترافات پسر قذافی/ موضوع کهولت سن امام صدر بخش‌هایی از مصاحبه با قاضی پرونده و مسئول کمیتهٔ رسمی پی‌گیری آزادی امام صدر را به مناسبت ۹ شهریور ۱۴۰۱، چهل و چهارمین سالگرد ربایش ایشان می‌بینید. قاضی پرونده در این مصاحبه به این پرسش‌ها پاسخ گفته است: ❓ماجرای دستگیری پسر قذافی چیست؟ و چرا وی در بازداشت است؟ ❓نگهداری پسر قذافی چه نفعی برای پروندهٔ امام و همراهانشان دارد؟ ❓چرا با وجود گذشت بیش از ده سال از سقوط قذافی هیچ اقدام مؤثری دربارهٔ امام و همراهانشان صورت نگرفته است؟ ❓آیا از محل اسارت امام اطلاع دارید؟ ❓حتی با وجود پذیرش حیات امام آیا امکان ندارد خدای ناکرده ایشان به علت کهولت سن از دنیا رفته باشند؟ ❓این پرونده تا کی ادامه خواهد یافت؟ ❓ارزیابی شما از عملکرد حکومت لبنان و ایران در پروندهٔ امام چیست؟
34.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلاح زینت الرجال سال ۱۹۷۳ در شبی نیرو های رژیم اشغالگر قدس به خانه های محدوده جنوبی روستای طیبه حمله می کنند در یکی از خانه فلاح شرف الدین شاگرد هنرستان صنعتی جبل عامل بود هنرستانی که همه دانش آموزان ش شاگرد شهید دکتر چمران‌بودند ، وقتی اسرائیلی ها به خانه فلاح حمله کردند او به همراه پدر و برادران اش فقط با یکی دو قبضه اسلحه کلاشنیکف در برابر آنها شروع به مقاومت میکند کار بالا میگیرد و در نهایت فلاح شرف الدین و برادر ش عبدالله به شاادت می رسد ولی یک فرمانده اسرائیلی را می کشند و ۶ سرباز اسرائیلی را زخمی می کنند ،شرح دلاوری آنها در کتاب لبنان شهید چمران ذکر شده. در مراسم ترحیم آنها امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان حضور می یابد و از مقاومت شیعیان تجلیل می کند و این جمله را بیان میکند السلاح زینت الرجال ، اسلحه زینت مردان است . نکته مهم بعد از این همه شاید همین جملاتی از امام صدر است که تحریف می شود و امام محرومان میشود فقط صلح بان و نماد گفتگو ، البته که سید موسی صدر پیشوایی بود که به فکر گفتگو و صلح بین ادیان‌بود اما او فردی بود که سازش با دشمن را ذلت می دانست و در برابر جباران و سفاکان زمانه با تمام وجود قیام کرد و به همه درس ایستادگی و پایداری آموخت فیلیمی که می بینید برشی از مستند طیبه اثر جناب آقای مهدی کلهر می باشد که به مقاومت شیعیان جنوب مخصوصا منطقه رب الثلاثین و روستای طیبه و عملیات مختلف از زمان حضور شهید چمران تا آزادسازی جنوب لبنان و جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان با رژیم کودک کش اسرائیل می پردازد ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
4_5870595363005533171.mp3
زمان: حجم: 49.8M
-سخنرانی درباره تبلیغ اسلام و مظلومیت و شناخت علی (ع) نوع فایل: صوتی - مدت:52 دقیقه 7 مهر 1344
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 علی امام ما است، یعنی چه؟ 🔹مصیبت اینجاست که اگر کسی بخواهد علی(ع) را از طریق ما و جامعه ما بشناسد، چطوری می‌خواهد علی(ع) را بشناسد؟ آیا ما واقعا شیعه علی هستیم؟! صحبت‌های امام موسی صدر درباره وضعیت جامعه و سیرت حضرت علی (ع) را 🎧
مدرسه نقده 9 شهریور ماه 65 قبل از با چفیه در تصویر حضور دارد
🌺 🍃🥀 روز یکشنبه 9 شهریور 65 از صبح تا ظهر اجازه دادند که در اختیار خودمون باشیم و اجازه دادند هر کس میخواهد داخل برود آزاد است. من هم با حسن راه افتادیم که چرخی توی شهر بزنیم . هم وطنان آذری زبان شهر نقده داشتند رو برپا میکردند. بوی به مشام میرسید و حسن بی تاب بود. نهار رو که خوردیم اسم یک تعداد رو خوندند که سریع تجهیزات بگیرند و آماده شوند برای عملیات. اسم من و حسن رو هم خوندند.. من بسیجی بودم و حسن پاسدار بود. حسن لباس سبز پاسداریش رو که تازه جیره گرفته بود پوشید و بند حمایل بست و نارنجکها رو بهش آویزون کرد و من هم لباس خاکی پوشیدم. ( راوی: همرزم شهید) ا🌿🌴🌿🌴🌿🌴🌿 10 شهریور ما 65 روزی که شهید شد 5 روز تا مونده بود و روزی که رو عقب آوردند یک از شهادت اربابش امام حسین علیه السلام گذشته بود . یعنی بیش از 50 روز بدن 19 ساله بی غسل و کفن مثل اربابش روی زمین ماند
هفتم شهریور ۱۳۶۵ اعزام نیروهای تخریب لشگر ۱۰ از قلاجه به آذربایجان غربی برای انجام عملیات کربلای ۲ 💠 خاطره ای از اعزام بچه‌های تخریب برای 🎙 راوی: جعفر طهماسبی ⚪️ یک هفته به مانده بود مقر تخریب لشگر ۱۰ در قلاجه (بین راه اسلام آباد_ایلام) بود. آماده می‌شدیم برای محرم سال ۶۵ آمادگی از این جهت که ساک ها رو بسته بودیم برای رفتن مرخصی . اکثر بچه ها می‌خواستن دهه ی اول محرم رو تهران باشند. از منطقه هم قول و قرار برای حسینیه لباس فروشها و مسجد جامع بازار تهران گذشته بودند و ما هم که هیات داشتیم خوشحال بودیم که امسال محرم لااقل به هیئت های عزادارمان می‌رسیم. اما دستوری همۀ این امید و آرزوها رو به فنا داد و فرمان دادند که گردان‌ها و واحدهای لشگر به منطقه پیرانشهر حرکت کنند. ▫️غروب روز جمعه ۷ شهریور ۶۵ از قَلاجِه با دو تا اتوبوس راه افتادیم شب را در مسجد ترک های باختران به صبح رسونیدیم مسجد خیلی شلوغ بود رزمنده های زیادی توی شبستان مسجد خوابیده بودند من تا صبح از صدای خرناسه بعضی ها خوابم نبرد. بلافاصله بعد از نماز صبح سفره ها رو انداختند و صبحانه خوردیم و راه افتادیم به سمت سنندج. دو تا اتوبوس بودیم دو تا اتوبوسمان هم خیلی تمیز و شیک بود. یادم هست اتوبوسی که ما در آن بودیم "ایران پیما" بود و راننده اش ماشین رو از تمیزی برق انداخته بود. وقتی وارد اتوبوس شدم گفتم : خدا رو شکر ، یه بار ما رو آدم حساب کردند و یک ماشین خوب برای ما فرستادند. یک راست رفتم صندلی آخر اتوبوس یه جای دنج پیدا کردم. قبل از نماز ظهر و عصر رسیدیم به سپاه بوکان آنجا نماز ظهر و عصر را خواندیم و نهار هم خوردیم و حدود ساعت ۲ بعد از ظهر بود که به سمت نقده حرکت کردیم. من کف اتوبوس چفیه ام را پهن کردم و خوابیدم.. البته راننده و کمکش یه خورده غر غر کردند اما مهم نبود. مست خواب بودم که یک صدای عجیبی آمد. مثل اینکه چیزی به عقب ماشین ما خورد و من که کف ماشین خوابیده بودم سر خوردم تا دم درب اتوبوس. همه ی بچه ها از خواب پریده بودند و هر کسی یه ذکری می گفت: یکی می گفت یا زهرا(س) یکی یا حسین و یا ابالفضل من که کف اتوبوس بودم و از چیزی خبر نداشتم با زحمت از میان صندلی ها و بچه هایی که به سمت درب اتوبوس هجوم آورده بودند خودم رو بالا کشیدم و با تعجب پرسیدم چی شده؟؟ چرا اینقدر شلوغش می کنید!!! که نگاهم به سمت راست جاده و پشت ماشین افتاد. اتوبوس پشت سری ما از پل مسیر جاده غلطید و به پهلوی راست روی زمین افتاد. اینبار خودم با همه ی وجودم یه یا ابالفضل(ع) گفتم. اتوبوس ما چند متری جلو رفت و راننده از ماشین پایین پرید و من هم پایین رفتم هی می گفتم خدایا به ما رحم کن... خدایا بچه هامون چیزیشون نشده باشه. شیشه جلوی ماشین خورد شده بود و راننده از شیشه آمد بیرون و پشت سرش یکی یکی بچه ها بیرون آمدن. در کمال ناباوری همه ی تخریبچی ها سالم بودند فقط یکی از بچه ها یک خورده گوشه ی پایش زخم شده بود که با یک چسب زخم مشکل حل شد. وسایل بچه ها توی صندوق اتوبوس بود که به علت ترکیدن گالن های گازوئیل آلوده شده بود. همه ی وسایل را از دو تا اتوبوس خالی کردیم اتوبوس دوم که چپ کرده بود و اتوبوس اول هم که ما بودیم در اثر ضربه ای که به موتورش خورده بود از کار افتاده بود. به خنده گفتم: بخشگی شانس... یه بار یه اتوبوس خوب برای ما اومد و این هم شد سرنوشت ما.‼️ راننده دو تا اتوبوس توی سر خودشون می زدند . چون هم اتوبوس ها صدمه دیده بود و هم اینکه نگران بودند اگر هوا تاریک بشه با نا امنی جاده ها چه کنند!! خطر هجوم ضدانقلاب یود.... از طریق بی سیم یکی از پایگاه های تامین جاده که در نزدیکی ما بود خبر تصادف را دادند و یک ساعتی طول کشید که ماشین آمد و قبل از غروب آفتاب به شهر نقده رسیدیم. مقر بچه های تخریب لشگر داخل یک هنرستان بود و نماز جماعت مغرب و عشاء رو به جماعت خواندیم و بعد از نماز چون روزهای قبل از ماه محرم بود مجلس عزاداری برگزار شد. شهید حسن مقدم آن شب حال خوبی داشت. و بعد از خواندن من ، او مجلس را به دست گرفت. یادم میاد آن شب توسل به حضرت مسلم (ع) داشتیم. شهید مقدم توی ناله ها و گریه هاش می گفت: ارباب جان. حالا که میری کربلا یه خورده آهسته برو ما هم برسیم. و شهید حسن مقدم نیمه شب دهمین روز شهریورماه ۱۳۶۵ میهمان اربابش شد روحش شاد 💠⚪️💠⚪️💠⚪️💠⚪️ ✅حاج‌عمران؛ تجلی‌گاه اراده در عملیات سال سرنوشت 🔹عملیات کربلای ۲ در سال ۱۳۶۵، که از آن به عنوان «سال سرنوشت» یاد می‌شد، تنها یک نبرد برای بازپس‌گیری ارتفاعات استراتژیک ۲۵۱۹ نبود؛ بلکه صحنه حماسه‌هایی شد که در آن اراده رزمندگان بر جغرافیای خشن و عطش جان‌فرسا غلبه کرد. 👇👇👇