eitaa logo
دفاع مقدس
5.5هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
20.6هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 روایت تاریخی از قیام هفدهم شهریور سال ۵۷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷لاله های شهریور🌷 با گرامیداشت روز هفدهم شهریور از شما دعوت می كنیم شنونده پادكست لاله های شهریور باشید 🎙 تهیه شده در رادیو ایران ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ ✍ پ.ن: 🔴 ۱۷ شهریور ۱۳۵۷،یکی از غم‌انگیزترین و تاریخ‌سازترین روزهای ایرانِ معاصر!؟ 💬ماه رمضان تازه تمام شده بود؛ اما غوغای تهران تازه شروع شده بود. این بار شعارهای تظاهرات رادیکال‌تر از همیشه؛ اصلِ سلطنت را هدف گرفته بود 💬رژیمِ‌مستاصل حرف از آشتی‌ملی می‌زد؛ دولتِ‌فرمایشی عوض شد؛ اما به روشنی معلوم بود که تظاهرات عید فطر (۱۳شهریور) شاه و دربار را ترسانده 💬پهلوی‌دوم [سوار بر هلی‌کوپتر] تظاهرات نیم میلیون تهرانی که نمازعید را به امامت آیت‌الله مفتح، در تپه‌های قیطریه خوانده بودند، دیده بود 💬صبح۱۴شهریور؛ مردم جای آنکه سر کارشان بروند، به خیابان‌ آمدند. رژیم‌، اعلام حکومت نظامی کرد حتی در شهرهای کوچک‌تری مثل کازرون و جهرم! 💬حکومت‌نظامی شده بود اما کسی اعتنا نمی‌کرد. اعتراض دسته‌جمعی ادامه داشت. راهپیمایی بزرگ در راه بود زمان: جمعه۱۷شهریور مکان: میدان ژاله 💬تجمع بیش از ۳نفر ممنوع شد؛ علاوه بر ماشین‌های رزمی تانک‌ها هم به خیابان آمده بودند، اما مردم اعتنا نکردند. تیربارانِ‌جنون‌آمیز شروع شد 💬طبق آماری غیررسمی ۴۰۰۰ نفر در کل تهران و ۵۰۰ نفر در میدان ژاله در کمتر از چندساعت شهید شدند.فرماندار نظامی فقط مرگ ۸۷ نفر را تایید کرد! عکاس‌ها و خبرنگارها وقتی به ژاله رسیدند، ماشین‌های ابپاش مشغول شُستن خون‌ها بودند. جوی‌های تهران [و ایران] دوباره سرخِ‌سرخ شده بود ۱۷ شهریور روز ننگ شاه ۱۷ شهریور افتخارمان ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
💠 برشی از زندگینامه شهید ⏳ 17 شهریور 1357 - جمعه سیاه (کشتار مردم در میدان ژاله - شهدا- تهران توسط رژیم پهلوی) ✍️ صبح روز هفدهم رفتم دنبال ابراهیم و با موتور رفتیم به همان جلسه مذهبي اطراف میدان ژاله ( شهدا ) جلسه که تمام شد سر و صداهای زیادی از بیرون می‌آمد. از صبح زود حكومت نظامي اعلام شده بود . سربازان و ماموران زيادي در اطراف ميدان مستقر بودند. جمعيت زيادي هم به سمت ميدان در حركت بود و مامورها مرتب از بلندگوها اعلام مي‌كردند كه متفرق شويد ابراهیم سریع از جلسه خارج شد. بلافاصله برگشت و گفت:"امیر! بیا ببین چه خبره !" آمدم بیرون، تا چشم کار می‌کرد از همه طرف جمعیت به سمت میدان می‌آمد. شعارها از درود بر خمینی به سمت شاه رفته بود و مرگ بر شاه در میدان طنین انداز شده بود. ابراهیم هم مرتب شعار می‌داد و با بچه‌های محل صحبت می‌کرد. یکی از بچه‌ها در حالی که می‌دوید فرياد زد :" از سمت شهباز ( خیابان 17 شهریور کنونی) مأمورها خیابون رو بستند ! " جمعیت به سمت میدان هجوم آورد. بعضي‌ها می‌گفتند: ساواکی‌ها از چهار طرف میدان رو محاصره کردندو....لحظاتی بعد اتفاقی افتاد که کمتر کسی باور می‌کرد. از همه طرف صدای تیراندازی می‌آمد. حتی از هلی‌کوپتری که در آسمان بود و دورتر از میدان قرار داشت. سریع رفتم موتور را آوردم. از یک کوچه راه خروجی پیدا کرده بودم . مأموری در آنجا نبود. ابراهیم سریع یکی از مجروح‌ها را آورد و با هم رفتیم سمت بیمارستان سوم شعبان و سریع برگشتیم. تا نزدیک ظهر حدود هشت بار رفتیم بیمارستان و مجروح‌ها را می‌رساندیم و بر می‌گشتیم تقریباً تمام بدن ابراهیم غرق خون شده بود. یکی از مجروح‌ها جلوی پمپ بنزین افتاده بود و مأمورها هم از دور نگاه می‌کردند، هیچکس جرأت نداشت مجروح را بردارد. ابراهیم می‌خواست به سمت آن مجروح حرکت کند که جلویش را گرفتم و گفتم: "اونا این مجروح رو تله کردن تا هر کسی رفت به سمت اون با تیر بزننش". ابراهیم یک نگاهی به من کرد و گفت: "امیر اگه داداش خودت هم بود همین رو می‌گفتی ؟" دیگر نمی‌دانستم چه بگویم فقط گفتم: "خیلی مواظب باش".صدای تیراندازی کمتر شده بود و مأمورها هم کمی عقب‌تر رفته بودند. ابراهیم خیلی سریع به حالت سینه خیز رفت توی خیابان و خوابید کنار آن مجروح، بعد هم دست مجروح را گرفت و با یک حرکت آن پسر را انداخت روی کمرش و به حالت سینه خیز برگشت. ابراهیم شجاعت عجیبی از خودش نشان داد . بعد هم آن مجروح را به همراه یک نفر دیگر سوار موتور من کرد و حرکت کردم. در راه برگشت مأمورها کوچه را بسته بودند و حکومت نظامی شدیدتر شده بود . من هم دیگر ابراهیم را ندیدم. هر جوری بود خودم را رساندم خانه . عصر هم رفتم درب منزل ابراهیم، مادرش خیلی ناراحت بود، هنوز خبری از او نبود. آخر شب خبر دادند ابراهیم آمده خانه، خیلی خوشحال شدم و تلفنی باهاش صحبت کردم. از اینکه توانسته بود از دست مأمورها فرار بکند خیلی خوشحال شدم. روز بعد رفتیم بهشت زهرا و توی مراسم تشییع و تدفین شهدا کمک کردیم 🆔 @DefaeMoqaddas ✅ کانال "دفاع مقدس" 👇👇
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنها سند تصویری از فاجعۀ ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ که سرنوشت رژیم شاه و انقلاب را یکسره کرد. در این روز با دستور مستقیم شاه، مأموران شاهنشاهی، مردم تهران را به رگبار بستند و صدها نفر را به خاک و خون کشیدند. برای تحویل هر جنازه به ازای هر گلوله روی بدن شهید مبلغ پنج هزار ریال معادل پانصد تومان که حقوق یک ماه کارگر در سال ۵۷ بود ، پول گرفتند!! و بسیاری از جنازه های شهدا را هم معدوم و مفقود کردند تا تعداد دقیق شهدا مشخص نشود شاه جنایتکار در مصاحبه تلفنی با خبرنگار خارجی برای توجیه این کشتار گفت : این تظاهرات توسط سازمان های برانداز بین المللی سازماندهی شده بود! این فیلم قابل توجه کسانیکه میگن شاه رفت چون نمی‌خواست مردم رو بکشه! تا توانست مردم رو کشت وقتی که دید اثر نداره ، فرار کرد.
🕊🕊 17 شهریور 1366 ، سالروز شهادت سید عبدالله کهندل عملیات کربلایی 2 پیرانشهر ـ حاج عمران 📷 تصویر لحظه اعزام برای رویارویی با دشمن ، سیزدهم شهریور ------------------------------------------- ▪️ کانال دفاع مقدس ▪️ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
🕊🕊 17 شهریور 1366 ، سالروز شهادت سید عبدالله کهندل عملیات کربلایی 2 پیرانشهر ـ حاج عمران 📷 تصویر
شهادت : شهریورماه 66 محل شهادت: سردشت(بلفت) ✍️✍️ راوی : رو از میشناسم داشتم از کنار یکی ازچادرها رد میشدم دیدم یه صدای ناله میاد . توجهم جلب شد دنبال صدا رفتم ودرب چادر رو بالا زدم دیدم یکی داخل چادر خوابیده و یک به گوششه و با لبهای بسته وبا تکان دادن دماغش از خودش صدا در میاره و از گوشه های پلکهای بسته اش قطره های اشک سرازیره. اول خیال کردم خودش رو به خواب زده . یکی دوبار دستم رو مقابل صورتش تکون دادم که شاید پلک هاش حرکت کنه اما عکس العملی نشون نداد. خواب خواب بود. کنجکاو شدم که با واکمن داره چی گوش میده. گوشی رو از گوشش آروم برداشتم . دیدم صدای ناله اش بند اومد.گوشی رو در گوشم گذاشتم . صدای با لحن حزینی بود که تا اون روز نشنیده بودم. ضبطش رو خاموش کردم و گوشیش رو کنارش گذاشتم و پرده چادر رو انداختم ورفتم. بعد از نماز ظهر و عصر در برگشت از اون رو کنار کشیدم وسر صحبت رو باز کردم و بهش گفتم راضی باش من خواب بودی اومدم خلوتت رو به هم زدم از اون به بعد گاهی واکمنش رو به من میداد تا اون قرآن رو گوش بدم یه خورده زبونش میگرفت. بعضی وقت ها از شدت علاقه ای که به من پیدا کرده بود میگفت: برادرجعفر؟؟؟ من توی گردان با همه دوستم اما فقط با تو رررررفیقم. من هم سر به سرش میگذاشتم و میگفتم :سیدجان .. رفیق یه دونه ر داره نه چند تا ررررررررررررررر. هم با تیم ما اومد عملیات و توی مسیر برگشت از شدت خستگی غش کرد و کلی ما رو معطل کرد. توی مستقر بودند و مقابل دشمن رو میکردند. یه شب توی سنگر بحث شد و هرکسی یه چیزی گفت.. گفت توی من نمیاد تصمیم گرفتم از گردان برم به یه گردان رزمی. چند وقت بعد هم تسویه گرفت و از تخریب رفت یه روز صبح رفته بودم قاطر بگیرم. نزدیک تدارکات لشگر10 دیدمش. با هم روبوسی کردیم. گفتم برگشتی؟؟ گفت آره اومدم گردان کمیل لشگر27. سراغ همه بچه ها رو گرفت و از هم جدا شدیم چند روز بعد تازه از شناسایی برگشته بودم که یکی از بچه ها گفت : شده. و یادم میاد شنیدم که گفتند وقتی با آمبولانس عقبش میبردند چندین بار روح از بدنش جدا شده باز برگشته و توی آمبولانس بلند شده و نشسته بود. به آرزوش رسید و ما موندیم و حالا حالا ها آرزو میکنیم به هرکس قسمتی دادی خدایا شهادت قسمت ما میشد ایکاش....
دفاع مقدس
📸 تصویری از رهبر انقلاب، امام سیدمجتبی خامنه‌ای در سنین نوجوانی در دوران دفاع مقدس ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫
🔎 | برشی از زندگی‌نامه رهبر معظم انقلاب 📖 در خط مقدم 💬ایشان ـ در دوران دانش‌آموزی ـ راهی جبهه‌های حق علیه باطل شدند و در گردان حبیب‌بن‌مظاهر از لشکر ۲۷ حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله) و نیز مدّتی در لشکر سیّدالشّهداء (علیه السّلام) حضور یافتند. همچنین در برخی عملیّات‌ها از جمله عملیّات کربلای یک در خط مقدم جنگ شرکت داشتند. سردار فضلی، از فرماندهان دفاع مقدّس: «آقا سیّدمجتبیٰ به من توصیه کردند که من را با عنوان "حسینی" خطاب کنید، چون ما برای اداء تکلیف و انجام وظیفه به اینجا آمده‌ایم نه برای نام و عنوان و فخرفروشی» 🗒 مجموعه برگرفته از زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای است که توسط رسانه رهبر معظّم انقلاب به مرور منتشر خواهد شد.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
24.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⌛️ شهیدِ بهشتی 🗓 ۱۷ شهریور ۱۳۶۰، شهید آیت‌الله خامنه‌ای در جمع اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی به دیدار امام خمینی(ره) رفت تا دشمن بداند با شهادت دکتر بهشتی و دکتر باهنر، راه آنها پایان نخواهد پذیرفت. شهید آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به امام خمینی(ره) گفت: «امروز هم این برادرانی که در حضور حضرتعالی هستند، همه‌شان هم برای کار آماده هستند و هم برای شهادت» 🌷 امام خمینی(ره) هم در این دیدار، درباره اثر شهادت شهید آیت‌الله بهشتی و یارانش گفت: «خدای تبارک و تعالی عنایت دارد به این ملت با شهادت. همان‌طوری که عنایت به اسلام داشت و با شهادت بزرگان ما، اسلام را بزرگ کرد، حالا هم همین‌طور است که خدای تبارک و تعالی عنایت به این کشور دارد و با دست دشمنها، این اسلام و این کشور را دارد حفظ می‌کند.» امام درباره نزدیک بودن دبیرکل اول حزب و دبیرکل حاضر آن به خود هم فرمود: «من آقای خامنه‌ای را بزرگش کردم... من آقای بهشتی را بزرگش کردم.» 👈 این نگاه امام خمینی(ره)، ناشی از سالها مبارزه دوشادوش شهیدان بهشتی و خامنه‌ای از آغاز نهضت بود. این قسمت از پادپخش تصویری تاریخی «یاد» روایت این همگامی در مبارزه آن دو شهید راست قامت انقلاب اسلامی است. 💻 Farsi.Khamenei.ir
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️‍🔥محل تولد عزیزمون امام سید مجتبی خامنه ای همینجاست... بقیه پسرهای آقای شهید مون هم در این خانه به دنیا آمدند..... 📌توضیحات تکمیلی در فیلم هست ، عقدنامه آقا هم انتهای فیلمه ..
هدایت شده از KHAMENEI.IR
24.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⌛️ شهیدِ بهشتی 🗓 ۱۷ شهریور ۱۳۶۰، شهید آیت‌الله خامنه‌ای در جمع اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی به دیدار امام خمینی(ره) رفت تا دشمن بداند با شهادت دکتر بهشتی و دکتر باهنر، راه آنها پایان نخواهد پذیرفت. شهید آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به امام خمینی(ره) گفت: «امروز هم این برادرانی که در حضور حضرتعالی هستند، همه‌شان هم برای کار آماده هستند و هم برای شهادت» 🌷 امام خمینی(ره) هم در این دیدار، درباره اثر شهادت شهید آیت‌الله بهشتی و یارانش گفت: «خدای تبارک و تعالی عنایت دارد به این ملت با شهادت. همان‌طوری که عنایت به اسلام داشت و با شهادت بزرگان ما، اسلام را بزرگ کرد، حالا هم همین‌طور است که خدای تبارک و تعالی عنایت به این کشور دارد و با دست دشمنها، این اسلام و این کشور را دارد حفظ می‌کند.» امام درباره نزدیک بودن دبیرکل اول حزب و دبیرکل حاضر آن به خود هم فرمود: «من آقای خامنه‌ای را بزرگش کردم... من آقای بهشتی را بزرگش کردم.» 👈 این نگاه امام خمینی(ره)، ناشی از سالها مبارزه دوشادوش شهیدان بهشتی و خامنه‌ای از آغاز نهضت بود. این قسمت از پادپخش تصویری تاریخی «یاد» روایت این همگامی در مبارزه آن دو شهید راست قامت انقلاب اسلامی است. 💻 Farsi.Khamenei.ir
🔸 ۱۶ شهریور ۱۳۵۹؛ وقتی تجاوز عراق پیش از ۳۱ شهریور آشکار شده بود وقتی از آغاز جنگ تحمیلی سخن می‌گوییم، معمولاً ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و حمله سراسری ارتش بعث عراق به ایران به یاد می‌آید؛ اما اسناد و رویدادهای مرزی نشان می‌دهند که تجاوز عراق از روزها و هفته‌های پیش شدت گرفته بود. 📌 در ۱۶ شهریور ۱۳۵۹، منطقه راهبردی خان‌لیلی در جنوب قصرشیرین یکی از مهم‌ترین صحنه‌های این تجاوز بود. ارتش عراق که از روز قبل حملات خود را در این منطقه تشدید کرده بود، با پشتیبانی هوایی و آتش سنگین، مواضع مرزی ایران در محور خان‌لیلی، نفت‌شهر و قصرشیرین را هدف قرار داد. اهمیت خان‌لیلی فقط به موقعیت مرزی آن محدود نمی‌شد؛ این منطقه در مسیر ارتباطی قصرشیرین ـ نفت‌شهر قرار داشت و تسلط بر آن می‌توانست موقعیت نیروهای عراقی را برای ادامه تهاجم تقویت کند. تهاجمات شهریور ۱۳۵۹ نشان می‌دهد که حمله سراسری ۳۱ شهریور، حادثه‌ای ناگهانی و بدون مقدمه نبود؛ بلکه پیش از آن، مرزهای غربی ایران شاهد افزایش تدریجی درگیری‌ها، گلوله‌باران و پیشروی نیروهای عراقی بود. 🗓 روزشمار دفاع مقدس | ۱۶ شهریور ‌‌
صبح من با یک سلام ؛ امروز زیبا میشود ... ✋ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄