eitaa logo
تأملات تربیت اخلاقی
86 دنبال‌کننده
50 عکس
23 ویدیو
8 فایل
گروه تربیت پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم pajouhesh_tarbiat
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿 حکمت‌های راه تأملاتی از مدرسه اربعین 🍃 هم‌قدم‌ها هرچه مسیر طولانی‌تر می‌شود، یک حقیقت بیشتر خود را نشان می‌دهد... اینجا کسی تنها راه نمی‌رود. پیرمردی از نفس می‌افتد؛ جوانی بی‌آنکه او را بشناسد، بازویش را می‌گیرد. کودکی خسته می‌شود؛ دستی او را بر دوش می‌نشاند. کسی از کاروان عقب می‌ماند؛ دیگری بی‌صدا قدم‌هایش را آهسته‌تر می‌کند. گاهی یک لیوان آب... گاهی یک لبخند... گاهی فقط چند دقیقه صبر کردن... همین‌ها، کاروان را زنده نگه می‌دارد. در اربعین، هنر، زودتر رسیدن نیست؛ با هم رسیدن است. هیچ‌کس به دیگری نمی‌گوید: «خودت را برسان.» می‌گوید: «با هم می‌رویم...» شاید راز ماندگاری امت‌ها نیز همین باشد. قدرت یک ملت، فقط به سلاح، ثروت یا فناوری نیست؛ به دل‌هایی است که در سختی، دست یکدیگر را رها نمی‌کنند. گاهی دشمن، زودتر از خود ما این حقیقت را می‌بیند؛ 👌 آنچه ملتی را شکست‌ناپذیر می‌کند، فقط توان ایستادن افرادش نیست؛ توان مرصوص ماندن آنهاست. قرآن نفرمود: «بنیان متین» یا «بنیان حصین»؛ فرمود: «﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ﴾» «مرصوص» یعنی بنایی که استحکامش از قدرت یک آجر نیست؛ از درست به هم پیوستن آجرهاست. اگر میان آجرها فاصله بیفتد، هر کدام هرقدر هم محکم باشند، ساختمان فرو می‌ریزد. در منطق قرآن، قدرت از انسجام متولد می‌شود، نه از انباشته شدن افراد قدرتمند. مرصوص یعنی: نه کنار هم بودن؛ به هم پیوسته بودن. نه جمع شدن؛ به هم جوش خوردن. نه همسایگی؛ هم‌سرنوشتی. اربعین، تفسیر زنده همین آیه است. میلیون‌ها انسان، با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون، یک مقصد دارند؛ و همین مقصد مشترک، از آنان یک امت می‌سازد. 🍂 حکمت راه بعضی راه‌ها را می‌توان تنها رفت؛ اما مقصدهای بزرگ، تنها با هم‌قدم‌ها فتح می‌شوند. شاید بسیاری از شکست‌های ما، نه از کمبود توان، که از کمبود پیوند باشد. 🌷 باید برخاست... نه فقط برای آنکه خودمان به مقصد برسیم؛ برای آنکه دست یکدیگر را بگیریم، فاصله‌ها را کم کنیم، و آجرهای بنیان مرصوص این امت باشیم. 📍 مدرسه اربعین، پاسخ نمی‌دهد؛ سؤال‌های درست را در دل انسان بیدار می‌کند. 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۰ بوقت عمود ۱۰۲۰ ✍ محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌿 حکمت‌های راه تأملاتی از مدرسه اربعین 🍃 ضیافتِ همه وجود وقتی قرآن از رزق سخن می‌گوید، تنها از نان و آب سخن نمی‌گوید؛ از عطای الهی به همه ابعاد انسان سخن می‌گوید. در ضیافت رمضان، خداوند سه رزق بزرگ را پیش روی انسان می‌گشاید: ﴿ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِهدایت، بینش و قدرت تشخیص. اما ، گویی ادامه همان ضیافت الهی در میدان حرکت است؛ ضیافتی که رزق آن، تنها بر سفره‌ها نیست؛ در قدم‌ها، اشک‌ها، محبت‌ها، معرفت‌ها، خدمت‌ها و از همه بالاتر، در ولایت جاری است. اینجا هر قدم، رزقی است. هر اشک، رزقی است. هر خدمت، رزقی است. هر سلام، رزقی است. هر نگاه به گنبد حسین علیه‌السلام، رزقی است. و هر لحظه همراهی با این کاروان، بهره‌ای تازه از سفره بی‌کران خدا.🥺 چه بسیار انسان‌هایی که از چنین رزقی محروم‌اند؛ و چه نعمت بزرگی که خدا، ما را بر این سفره نشانده است. و من... با همه فقرم، تنها یک سرمایه دارم؛ چشم به کرمِ میزبان. خدایا! از تو کم نمی‌خواهم. تو که با جرعه‌ای آب، تشنگی جسم را برطرف می‌کنی، چشمانم را نیز به دیدنی‌های پنهانت روشن کن. راز آیاتت را در این بزم حسینی بر دلم بگشا. بگذار فکرم بجوشد... عقلم درست بسنجد... دلم بلرزد و بتکاند خودش را... اشکم جاری شود... و روحم در سایه ولایت، به وجد آید. اگر رزق فکر هست، همه‌اش را می‌خواهم؛ تا اندیشه‌ام با نور قرآن روشن شود. اگر رزق عقل هست، همه‌اش را می‌خواهم؛ تا حق را درست بشناسم و درست انتخاب کنم. اگر رزق قلب هست، همه‌اش را می‌خواهم؛ تا محبت حسین علیه‌السلام، همه دلبستگی‌های کوچک را از دلم بشوید. اگر رزق ولایت هست، همه‌اش را می‌خواهم؛ تا در پرتو حجت خدا، راه را گم نکنم و هر روز به او نزدیک‌تر شوم. و اگر رزق روح، قرب توست، آن را نیز از من دریغ مکن. من به یک بُعد سیراب نمی‌شوم. روح انسان، با رزقِ تکه‌تکه آرام نمی‌گیرد. عروسیِ روح، آن لحظه‌ای است که همه وجود انسان از سفره خدا بهره بگیرد؛ فکرش، عقلش، قلبش، روحش و حتی جسم خسته‌اش. شاید راز شیرینی اربعین همین باشد. در این راه، انسان فقط راه نمی‌رود؛ هم‌زمان می‌اندیشد، می‌شناسد، دوست می‌دارد، اشک می‌ریزد، خدمت می‌کند، صبر می‌آموزد و زیر سایه ولایت، دوباره متولد می‌شود. این، فقط یک پیاده‌روی نیست؛ ضیافتِ همه وجود انسان است. 🍂 حکمت راه بعضی سفرها، انسان را به مقصد می‌رسانند؛ اما اربعین، خودِ انسان را بزرگ‌تر می‌کند. اینجا رزق، فقط آن چیزی نیست که به دست می‌آوری؛ آن چیزی است که آرام‌آرام می‌شوی. و چه رزقی از این بالاتر که انسان، در یک مسیر، هم‌زمان طعم هدایت، معرفت، محبت، بصیرت، ولایت و قرب الهی را بچشد. 🌷 باید برخاست... تا از این ضیافت کریمانه، تنها با کوله‌باری پر بازنگردیم؛ بلکه با عقلی روشن‌تر، دلی عاشق‌تر، روحی زنده‌تر و عهدی عمیق‌تر با ولیّ خدا بازگردیم. 🍂 شاید بد نباشد امروز از خود بپرسیم: من حقیقتاً چقدر تشنهٔ رزقِ ولایت هستم؟ 📍 مدرسه اربعین، پاسخ نمی‌دهد؛ سؤال‌های درست را در دل انسان بیدار می‌کند. 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۱....۱:۲۰ بوقت حاج قاسم ✍🏻 محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌿 حکمت‌های راه تأملاتی از مدرسه اربعین 🍃 آستانه‌ای که باید با دلِ شکسته وارد شد. من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم. هرچه به حرم نزدیک‌تر می‌شوم، یک ترس در دلم بزرگ‌تر می‌شود... نکند با همان «من‌ی» وارد شوم که سال‌ها با خودم حمل کرده‌ام. آستانه حسین علیه‌السلام، جای قد کشیدن نیست؛ جای سر فرود آوردن است. جون، یار موسپید حسین، همین را فهمیده بود. وقتی اجازه میدان خواست، نگفت: سال‌ها در خیمه تو بوده‌ام... نگفت: وفادارم... نگفت: جانم را می‌دهم... فقط خودش را دید؛ و خودش را این‌گونه معرفی کرد: «رنگم سیاه است... بدنم بوی خوشی ندارد... نَسَبی ندارم ...» چه اعتراف عجیبی... انگار می‌گفت: آقاجان! من چیزی ندارم که به تو عرضه کنم؛ آمده‌ام تا تو، همه نداشته‌هایم را جبران کنی. و حسین... همین را می‌خواست. دعایش کرد: « اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ، وَطَيِّبْ رِيحَهُ، وَاحْشُرْهُ مَعَ الْأَبْرَارِ. » خدایا! رویش را سپید کن... عطر بهشت را نصیبش کن... و او را با نیکان محشور گردان. 🤲 حسین، کارش همین است. او سیاهی را نور می‌کند... بدبویی را عطر می‌کند... گمنامی را جاودانگی می‌کند. شاید ما هم هر کدام، «رنگی» داریم که باید سپید شود؛ نه رنگ صورت... رنگ دل. شاید «بویی» داریم که باید عطر بگیرد؛ نه بوی تن... بوی جان. و شاید «اعتباری» نداریم که به آن دل ببندیم؛ جز اینکه دستمان را در دست ولی خدا بگذاریم. هرچه به حرم نزدیک‌تر می‌شوم، بیشتر می‌فهمم: قرار نیست حسین، پاداشِ کامل‌ها باشد؛ قرار است پناهِ شکسته‌ها باشد. 🍂 حکمت راه بعضی درهای عالم با کلیدِ علم باز می‌شوند، بعضی با قدرت، بعضی با ثروت... اما درِ حرم حسین، با فقر باز می‌شود. فقرِ کسی که می‌داند اگر نگاه حسین نباشد، چیزی برای عرضه ندارد. 🌷 باید برخاست... نه برای آنکه خودمان را به حسین ثابت کنیم؛ برای آنکه بگذاریم حسین، ما را از نو بسازد. 📍 مدرسه اربعین، پاسخ نمی‌دهد؛ سؤال‌های درست را در دل انسان بیدار می‌کند. 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۱ ـ به وقت عمود ۱۲۹۲ ورودیه بهشت ✍🏻 محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
تأملات تربیت اخلاقی
🌷 باید برخاست افق‌گشایی پژوهشی | ۲ آیا با یک مسئله مغفول در اخلاق اجتماعی مواجهیم؟ یکی از وظای
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۵) هم خونخواه، هم برادرخواه... در مسیر اربعین، میان این همه شکوه و محبت، یک پرسش عمیق بیشتر از همیشه با من همراه شده است: چگونه می‌توان هم در برابر ظلم ایستاد و هم دل‌ها را از هم دور نکرد؟ چگونه می‌توان مدافع حقیقت بود، اما گرفتار بی‌انصافی نشد؟ چگونه می‌توان مرز داشت، اما برادری را از یاد نبرد؟ شاید یکی از درس‌های بزرگ مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام همین جمع میان دو حقیقت است: خونخواهِ حق بودن... و برادرخواهِ انسان‌ها ماندن. عاشورا به ما آموخت که در برابر ظلم، تحریف و انحراف نمی‌توان سکوت کرد؛ اما همان عاشورا به ما آموخت که مسیر دفاع از حق، از جاده اخلاق، کرامت و خیرخواهی عبور می‌کند. کربلا فقط میدان رویارویی نبود؛ پیش از آن، میدان دعوت، روشنگری و اتمام حجت بود. شاید یکی از نیازهای جدی امروز ما، فهم درست همین ترکیب باشد: أَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ... رُحَماءُ بَینَهُم استواری در برابر ظلم و دشمنی... و رحمت، اخوت و خیرخواهی در میان انسان‌ها. نه آن‌گونه که برای حفظ وحدت، از حقیقت عبور کنیم؛ و نه آن‌گونه که در دفاع از حقیقت، سرمایه‌های انسانی و پیوندهای ایمانی را بسوزانیم. گاهی ممکن است انسان چنان در دفاع از یک آرمان غرق شود که فراموش کند یکی از مهم‌ترین آرمان‌ها، ساختن انسان‌ها و حفظ دل‌هایی است که باید در مسیر حق همراه شوند. اربعین صحنه زیبایی از همین حقیقت است. میلیون‌ها انسان با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و تجربه‌های متفاوت، کنار هم حرکت می‌کنند؛ نه به این معنا که همه یکسان می‌اندیشند، بلکه به این معنا که حقیقتی بزرگ‌تر، دل‌های آنان را به هم پیوند داده است. شاید جامعه ایمانی نیز زمانی قدرتمندتر می‌شود که این هنر را بیاموزد: شناخت دشمن، بدون دشمن‌سازی بی‌دلیل؛ نقد اندیشه، بدون تحقیر انسان؛ پایبندی به اصول، همراه با انصاف و رحمت. این همان بصیرتی است که چشم را برای تشخیص باز نگه می‌دارد و دل را برای هدایت و محبت. رهبر انقلاب بارها بر همین حقیقت تأکید کرده‌اند که جامعه اسلامی باید در برابر دشمنان، استوار و در میان مؤمنان، برادرانه باشد؛ زیرا قدرت یک جبهه فقط به توان مقابله آن نیست، بلکه به میزان پیوند دل‌ها و سرمایه اجتماعی آن نیز وابسته است. شاید سؤال مهم تربیتی امروز ما این باشد: چگونه نسلی تربیت کنیم که هم روحیه مقاومت و عدالت‌خواهی داشته باشد، هم توان ساختن اجتماع قلوب را؟ نه انسانی که از ترس اختلاف، از حقیقت دست بکشد؛ و نه انسانی که در نام حقیقت، پیوندهای ارزشمند را نابود کند. شاید هنر بزرگ همین باشد: هم خونخواه عدالت باشیم... و هم برادرخواه امت. ادامه دارد... 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۲ ✍ محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۶) انسانی که هم می‌ایستد، هم می‌سازد... در ادامه این مسیر، یک سؤال بیشتر از همیشه ذهنم را درگیر کرده است: راز ماندگاری یک جامعه چیست؟ آیا فقط به قدرت ایستادگی آن در برابر دشمنان وابسته است؟ یا به توانایی آن در ساختن انسان‌هایی که بتوانند دل‌ها را کنار هم نگه دارند؟ اربعین، تصویری زیبا از یک حقیقت بزرگ پیش روی ما می‌گذارد: جامعه‌ای که فقط با اشتراک ظاهری شکل نمی‌گیرد؛ بلکه با انسان‌هایی ساخته می‌شود که در کنار تفاوت‌ها، بر محور یک حقیقت بزرگ حرکت می‌کنند. شاید یکی از مهم‌ترین نیازهای تربیتی امروز ما، تربیت چنین انسانی باشد: انسانِ بصیر... انسانِ حقیقت‌جو... انسانِ رحیم... انسانی که: هویت دارد؛ می‌داند به چه چیزی باور دارد و برای چه چیزی حرکت می‌کند؛ اما حقیقت را در انحصار خود نمی‌بیند. حقیقت‌جوست ؛ هدفش فقط غلبه بر دیگری نیست، بلکه کشف و تبعیت از حق است؛ حتی اگر گاهی حق، در سخن دیگری آشکار شود. تواضع معرفتی دارد؛ می‌داند فهم انسان، هرچند ممکن است درست باشد، اما از خطا مصون نیست. منصف است؛ میان نقد اندیشه و تخریب انسان تفاوت می‌گذارد و حتی در اختلاف، عدالت را فراموش نمی‌کند. گفت‌وگوگر است؛ می‌شنود تا بفهمد، نه فقط برای اینکه پاسخ دهد؛ و مخالف را پیش از شناخت، دشمن فرض نمی‌کند. رحیم است؛ دل انسان‌ها را سرمایه می‌داند و در کنار دفاع از حقیقت، دغدغه هدایت و رشد آنان را دارد. شاید جامعه مطلوب، جامعه‌ای نیست که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد؛ جامعه مطلوب، جامعه‌ای است که اختلاف‌ها در آن، به جای تبدیل شدن به شکاف و دشمنی، به فرصتی برای رشد فهم و نزدیک‌تر شدن به حقیقت تبدیل می‌شوند. مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، انسان تک‌بعدی نمی‌سازد. انسان عاشورایی، هم فریاد دارد و هم اشک؛ هم صلابت دارد و هم رحمت؛ هم مرز دارد و هم دلِ گشوده برای هدایت. و شاید سؤال مهم تربیتی امروز همین باشد: چگونه انسان‌هایی تربیت کنیم که آن‌قدر حقیقت را دوست داشته باشند که از خودخواهی عبور کنند، و آن‌قدر انسان‌ها را دوست داشته باشند که برای رشد و هدایت آنان تلاش کنند؟ شاید آینده جبهه حق، فقط به تربیت نیروهای مقاوم وابسته نیست؛ به تربیت انسان‌هایی وابسته است که بتوانند هم از حقیقت دفاع کنند و هم دل‌ها را بسازند. ادامه دارد... 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۲ ✍ محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۷) گفت‌وگوگر... نه ساده‌لوح پیام پیشین را که نوشتم، یک پرسش مهم لحظه‌ای رهایم نکرد. اگر انسان مطلوب، انسانی «گفت‌وگوگر» است، آیا باید با همه گفت‌وگو کرد؟ آیا هر مخالفی، دشمن است؟ و آیا هر دشمنی، هم‌سخن و هم‌مسیر ماست؟ شاید یکی از خطاهای بزرگ زمانه ما، گم کردن همین مرزها باشد. گاه آن‌قدر دایره دشمنی را گسترده می‌کنیم که منتقد، متفاوت‌اندیش، خطاکار و حتی برادر ایمانی نیز در صف دشمن قرار می‌گیرد. و گاه آن‌قدر مرزها را برمی‌داریم که دشمنیِ واقعی، با اختلاف نظر اشتباه گرفته می‌شود. هیچ‌یک از این دو، راه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام نیست. گفت‌وگو در منطق اسلام، نشانه سستی نیست؛ اما بی‌مرزی هم نیست. گفت‌وگو، ابزار کشف حقیقت، اتمام حجت، اصلاح و هدایت است؛ نه معامله بر سر حق، و نه چشم بستن بر مرزهای حق و باطل. شاید پیش از آنکه به ما مهارت سخن گفتن بیاموزند، باید مهارت تشخیص را بیاموزند. تشخیص اینکه چه کسی پرسشگر است، چه کسی منتقد است، چه کسی گرفتار خطاست، و چه کسی آگاهانه در جبهه دشمن ایستاده است. اگر این مرزها را گم کنیم، یا برادران خود را از دست خواهیم داد، یا دشمن را برادر خواهیم پنداشت. هر دو، خسارت است. شاید معنای عمیق آن تعبیر قرآنی نیز همین باشد: «أَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ... رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» صلابت، آن‌جاست که باید ایستاد؛ و رحمت، آن‌جاست که باید دل‌ها را حفظ کرد. جامعه حسینی، نه با حذف مرزها ساخته می‌شود و نه با حذف انسان‌ها؛ بلکه با مرزشناسیِ همراه با کرامت. هر مخالفی دشمن نیست؛ اما هر دشمنی نیز دوست نیست. هنر تربیت، آن است که انسان‌هایی بسازد که هم چشمشان برای تشخیص باز باشد و هم دلشان برای هدایت. وقتی به دنبال نمونه‌ای برای این الگو می‌گردم، ذهنم بی‌اختیار به شهید آیت‌الله بهشتی می‌رود. مردی که در دفاع از اسلام و انقلاب، استوار و بی‌تعارف بود؛ اما گفت‌وگو را نشانه ضعف نمی‌دانست، بلکه راهی برای آشکار شدن حقیقت می‌شمرد. او نشان داد که می‌توان در اصول، محکم ایستاد؛ اما در اخلاق، بزرگوار ماند. می‌توان از حق دفاع کرد، بی‌آنکه عدالت، انصاف و کرامت انسان‌ها را قربانی هیجانِ نزاع کرد. شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، به تربیت چنین انسان‌هایی نیاز داریم؛ انسان‌هایی که اشداء بر جبهه دشمن باشند و رحماء در میان امت؛ نه ساده‌لوح باشند و نه دشمن‌ساز. شاید بتوان همه این مسیر را در یک جمله خلاصه کرد: بصیرت، مرزها را حفظ می‌کند؛ رحمت، پل‌ها را. و جامعه‌ای ماندگار است که هیچ‌یک را فدای دیگری نکند. ادامه دارد... 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۲ ✍ محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
هدایت شده از اهل سداد 🇮🇷
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
؛ راز شکوفایی فردی و اجتماعی 🌱 🏴 با عرض تسلیت ایام رحلت جانسوز پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله و شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام 🏴 گاهی یک روایت، یک مسیر کامل برای رشد انسان را پیش روی ما می‌گذارد: 📗 کتاب شریف و مفید مسکن الفواد ✨عن رسول الله صلي الله عليه و آله: إذا أحَبَّ اللّه ُ عَبدا اِبتَلاهُ، فَإِن صَبَرَ اجتَباهُ، فَإِن رَضِيَ اصطَفاهُ 📚 مسكّن الفؤاد: ۸۰، بحار الأنوار: 82/142/26؛ الفردوس: 1/251/971 ✨رسول خدا صلي الله عليه و آله: 🔺هرگاه خداوند، بنده اى را دوست بدارد، مبتلايش مى كند. پس اگر صبر كرد، او را برمى‌گزيند و اگر خشنود گشت، او را ويژه خود مى‌گرداند. 🔹 در این صوت، از یک مسیر مهم تربیتی سخن می‌گوییم: ابتلا ← صبر و استقامت ← اجتباء ← اصطفاء ← شکوفایی استقامت فقط راه عبور از سختی‌ها نیست؛ می‌تواند مسیر شکوفایی انسان، خانواده و جامعه باشد. از و تا و ؛ و در افق‌هایی بلندتر، تا ، و شکوفایی نسل‌ها 🌱✨ 🎧 ۲۹ دقیقه با دور تند بشنوید. ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌿 حکمتِ جاری | از رسول رحمت ﷺ امروز که در سوگ پیامبر رحمت ﷺ نشسته‌ایم، این روایت را فقط نخوانیم؛ خودمان را با آن بسنجیم. عاقل نه با میزان دانسته‌هایش؛ بلکه با نحوه مواجهه‌اش با آدم‌ها، خیر، و حتی سخن گفتنش. رسول خدا ﷺ فرمودند: ««صِفَةُ العاقِلِ أَنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ، وَيَتَجَاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَيَتَوَاضَعَ لِمَنْ هُوَ دُونَهُ، وَيُسَابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فِي طَلَبِ البِرِّ، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ...»» عاقل در مکتب پیامبر، پنج نشانه دارد: ۱. با نادانیِ دیگران، نادان نمی‌شود. اگر کسی از روی نادانی آزارت داد، حِلم کن. عقل یعنی رفتار دیگری، تو را از مدار خودت خارج نکند. ۲. ظلم را در خودش ادامه نمی‌دهد. اگر به او ستم شد، می‌گذرد. نه از سر ضعف؛ بلکه برای اینکه ظلمِ دیگری، در دل او خانه نکند. اجازه ندهد ستمِ دیگری، دل او را نیز آلوده و زندگی‌اش را اسیر کینه و انتقام کند. ۳. هرچه بالاتر می‌رود، متواضع‌تر می‌شود. با کسی که از او پایین‌تر است، فروتن است. بزرگی، در کوچک شمردن دیگران نیست؛ در بزرگ دیدن آنان است. ۴. در خیر، تماشاگر نمی‌ماند؛ سبقت می‌گیرد. اگر کسی را بهتر از خود دید، حسرت نمی‌خورد؛ راه می‌افتد. عاقل، خوبیِ دیگران را پایان راه خود نمی‌بیند؛ آغاز حرکت خود می‌بیند. ۵. پیش از سخن، تدبّر می‌کند. چه نسخه‌ای برای روزگار ما! هر سخنی که می‌توان گفت، ارزش گفتن ندارد. پیامبر ﷺ می‌فرماید: اگر سخن خیر بود، بگو و «فَغَنِمَ»؛ غنیمت ببر. و اگر شر بود، سکوت کن و «فَسَلِمَ»؛ سالم بمان. چه تعبیر عمیقی... عقل در این نگاه، فقط فهمیدن نیست؛ خویشتن‌داری هنگام خشم، گذشت هنگام قدرت، تواضع هنگام برتری، سبقت هنگام خیر و سکوت هنگام شر است. و شاید لطیف‌ترین نکته روایت همین باشد که پیامبر، عقل را با نحوه رفتار ما با دیگران می‌سنجد؛ گویی عقلِ حقیقی آن‌گاه آشکار می‌شود که پایِ دیگری به میان می‌آید. امروز که در فراق رسول رحمت ﷺ اشک می‌ریزیم، شاید اگر بخواهیم یک سؤال از خودمان بپرسیم، این باشد: من چقدر شبیه انسانی هستم که رسول خدا او را «عاقل» می‌نامد؟ عظّم الله أجورکم 🖤 🌹 رحم‌الله من أهدى لرسول‌الله ﷺ ثواب الصلاة على محمد وآل محمد. 📚 تحف العقول، ص۲۸ ✍ محمدجواد فدایی 🗓۱۴۰۵۰۵۲۱ 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌿 حکمتِ جاری | از امام رضا علیه‌السلام دو روایت جالب از امام رضا علیه‌السلام کنار هم، یک فقه ظریفِ یاری‌رسانی به ما می‌آموزد: کمک کردن فقط این نیست که «دست کسی را بگیری»؛ باید بدانی کِی باید پناه بدهی و کِی نباید به نام کمک، خود و دیگری را به آسیب بیندازی. ۱. وقتی می‌توانی، پناهش باش امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: «مَنْ قَصَدَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ مُسْتَجِیراً بِهِ فِی بَعْضِ أَحْوَالِهِ، فَلَمْ یُجِرْهُ بَعْدَ أَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ، فَقَدْ قَطَعَ وِلَایَةَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.» اگر یکی از برادران دینی‌اش در کاری به او پناه آورد و او توانِ یاری داشت اما پناهش نداد و کاری برایش نکرد، رشته ولایت خدا را بریده است. این تعبیر، بسیار سنگین است... یعنی رابطه ما با خدا فقط در محراب و دعا سنجیده نمی‌شود؛ گاهی در لحظه‌ای سنجیده می‌شود که انسانی به ما پناه آورده و ما می‌توانیم کاری برایش بکنیم. گاهی خدا، یک انسانِ گرفتار را به درِ خانه تو می‌آورد؛ شاید آن لحظه، امتحانِ ولایت تو باشد. اما روایت دوم، بلافاصله یک دقت بزرگ به ما می‌آموزد: ۲. هر کمکی، کمک نیست از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است: «از بخشش و کمکی خودداری کن که زیان آن برای تو بیش از سودی باشد که به برادرانت می‌رسد.» چه معیار مهمی! اسلام نمی‌گوید: «به هر قیمتی کمک کن.» می‌گوید: کمک را هم انجام بده. اگر کمک من، زندگی خودم را از هم بپاشد؛ اگر خانواده‌ام را قربانی کند؛ اگر مرا از مسئولیت‌های واجبم بازدارد؛ یا اگر در نهایت، زیان بزرگ‌تری ایجاد کند، این دیگر لزوماً «احسان» نیست؛ ممکن است کمکِ بی‌حساب، خودش منشأ آسیب شود. پس میان این دو روایت یک اصل زیبا شکل می‌گیرد: نه آن‌قدر بی‌تفاوت باش که پناه‌خواه را تنها بگذاری؛ و نه آن‌قدر بی‌محاسبه که به نام رفاقت، خود و دیگری را گرفتار کنی. 🌱 اولی، است؛ دومی، . و شاید « فقه کمک کردن » همین باشد: درِ دلت به روی نیاز دیگران بسته نباشد؛ اما عقل و تشخیصت را هم پشتِ در نگذاری. گاهی باید تمام‌قد مایه بگذاری؛ و گاهی باید محترمانه «نه» بگویی؛ تفاوت این دو را باید با توان، مسئولیت، مصلحت و میزانِ آسیب فهمید. و این همان نقطه‌ای است که «خیرخواهی» از احساساتِ صرف جدا می‌شود و به « احسانِ حکیمانه » می‌رسد. چه زیبا امام مهربانی‌ها به ما یاد می‌دهند: پناه‌خواه را رها نکن؛ اما برای کمک کردن، عقل را هم کنار نگذار. شهادت امام رئوف، حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام تسلیت باد. 🖤 📚 تحف العقول، ص۴۴۸ 📚 مسند الإمام الرضا علیه‌السلام، ج۲، ص۳۱۴ ✍ محمدجواد فدایی 🗓۱۴۰۵۰۵۲۲ 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 حکمتِ جاری | کمک به قیمتِ جهنم؟ امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: «از بخشش و کمکی خودداری کن که زیان آن برای تو بیش از سودی باشد که به برادرانت می‌رسد.» در روزگار گرانی، جنگ و فشار اجتماعی، این معیار بیش از همیشه به کارمان می‌آید. گاهی برای رفیق، وام و امتیازی جور می‌کنیم؛ اما حق دیگری را کنار می‌زنیم. گاهی برای حمایت از یک فرد یا جریان، چنان پیش می‌رویم که فردی نالایق را به خاطر منافع خودمان بالا می‌بریم، آبروی مخالف را می‌بریم یا به تفرقه دامن می‌زنیم. و حالا در آغاز سال تحصیلی، این معیار چقدر به کارمان می‌آید؛ در انتخاب مدرسه، درس و استاد، گزینش و مصاحبه، پذیرش، ارزیابی و نمره‌دادن... ظاهراً با اعتبار ما گرهی از کار عزیز ما باز می‌کند، اما در حقیقت گرهی بر زندگی و آخرت خودمان می‌زند. اما اگر «کمک» به قیمتِ بی‌عدالتی، تضعیف وحدت، دروغ، آبرو یا آخرت خودمان تمام شود، آیا هنوز کمک است؟ 🎥 شهید کاظمی چه زیبا می‌گوید: «برای خوشایند هیچ‌کس جهنم نروید..» هرجا که پول، اعتبار، شهرت یا امکان و نفوذی در اختیار داریم، اگر خواستیم برای شاگرد، محارم، فامیل یا رفیقمان؛ جریان فکری یا آرمانمان کاری کنیم، فقط نبینیم «او چه سودی می‌برد»؛ حساب کنیم من در برابر این کار چه چیزی از شخصیت، عدالت، حق‌الناس و آخرت خود هزینه می‌کنم. گاهی نه گفتنِ مؤمنانه، کمک بزرگ‌تری از بله گفتنِ رفاقتی است. کمک کن؛ اما نه به قیمت حق دیگران، نه به قیمت شخصیت خودت، و نه به قیمت آخرتت. 🌱 احسانِ واقعی، خیری است که هم دیگری را بالا ببرد و هم تو را پایین نکشد. 📚 مسند، ج۲، ص۳۱۴ ✍ محمدجواد فدایی 🗓۱۴۰۵۰۵۲۲ 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
💠الگوی تبلیغ تربیت‌بنیان در سیره و سخنان پیامبر اکرم (قسمت هشتم) ✍ دکتر رحیم کارگر ( عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی) 🔻نکته بسیار مهم در سخن امیرالمؤمنین(ع) این است که پیامبر(ص) آن دارو و درمان را در جایی قرار می‌دهد که به آن نیاز است «یَضَعُ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ إِلَیْهِ». 🔻این عبارت را می‌توان دلیلی بر اصل نیازشناسی و مخاطب‌شناسی در تبلیغ نبوی دانست. پیامبرخدا (ص) سطح فهم، شرایط، ظرفیت، مشکلات و نیازهای مردم را در نظر می‌گرفت و بر اساس آن به تربیت و تهذیب آنان می پرداخت. بنابراین، تبلیغ تربیتی باید از نقطه‌ای آغاز شود که مخاطب در آن قرار دارد و سپس او را به تدریج به مرحله بالاتری از رشد برساند. 🔻مشکلات عمیق فکری و درونی و بیماری روحی و قلبی و اخلاقی انسان تنها ناآگاهی و کمبود اطلاعات نیست!! ممکن است انسان حقیقت را بشناسد، اما دل او پذیرای آن نباشد؛ ممکن است پیام را بشنود، اما آمادگی پذیرش نداشته باشد؛ ممکن است حقیقتی را بفهمد، اما نتواند آن را در زندگی و رفتار خود بیان و عملی کند. بنابراین، انسان در مسیر هدایت ممکن است در سطوح مختلفی با مشکل مواجه باشد و تبلیغ تربیت‌بنیان باید بتواند این لایه‌های مختلف را شناسایی و برای آنها چاره‌اندیشی کند. 🔻از همین‌جا تفاوت تبلیغ پیام‌محور با تبلیغ تربیت‌بنیان آشکار می‌شود. تبلیغ صرفاً پیام‌محور ممکن است وظیفه خود را پس از بیان صحیح پیام پایان‌یافته تلقی کند؛ اما تبلیغ تربیت‌بنیان، پیام رسانی را آغاز راه می‌داند. هدف این تبلیغ آن است که پیام وارد ذهن و دل انسان شود، باور ایجاد کند، انگیزه بیافریند، رفتار را تغییر دهد و در نهایت به بخشی از شخصیت انسان تبدیل شود. 🔻 بنابراین، مسیر مطلوب از دانستن به فهمیدن، از فهمیدن به باور کردن، از باور کردن به عمل کردن و از عمل کردن به شدن امتداد پیدا می‌کند. 🔻 از طرفی پیامبر اکرم(ص) در انجام رسالت الهی خود به دنبال جایگاه‌های غفلت و حیرت می‌گردد تا آنها را درمان کند «مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَةِ». 🔻بر این اساس بیدار کردن انسان غافل و نجات انسان سرگردان بخشی از این سیره تبلیغی بود. انسان ممکن است اطلاعات فراوانی داشته باشد، اما نداند برای چه زندگی می‌کند؛ ممکن است درباره ارزش‌ها مطالب زیادی شنیده باشد، اما در انتخاب میان الگوهای متعارض دچار سرگردانی شود و...!! چنین انسانی بیش از آنکه به اطلاعات بیشتر نیاز داشته باشد، به هدایت، معنا، تربیت درست و بصیرت و قدرت انتخاب نیازمند است. 🔻در این راستا تبلیغ تربیت‌بنیان باید بتواند مواطن غفلت و حیرت انسان معاصر را شناسایی کند. مبلغ باید بداند مخاطب امروز در چه مسائلی دچار سردرگمی است، چه چیزهایی او را از حقیقت دور می‌کند، چه آسیب‌هایی شخصیت او را تهدید می‌کند و چه موانعی در مسیر ایمان و عمل او وجود دارد. بنابراین، تبلیغ تربیت‌بنیان بدون شناخت انسان و محیط زندگی او نمی‌تواند به هدف خود دست یابد. 🔻در نهایت تشبیه پیامبر(ص) به طبیب نشان می‌دهد که هدف تبلیغ، صرفاً تشخیص بیماری نیست؛ درمان آن است. طبیبی که فقط بیماری را مشخص کند اما هیچ راه درمانی ارائه ندهد، وظیفه خود را کامل نکرده است. 🔻 در تبلیغ نیز صرفاً گفتن اینکه دروغ، غیبت، تکبر، دنیاطلبی یا بی‌مسئولیتی نادرست است، کافی نیست!! مبلغ تربیت‌بنیان باید به مخاطب کمک کند که بداند چگونه می‌تواند این رفتارها را اصلاح کند، چگونه اراده خود را تقویت نماید، چگونه عادت‌های نادرست را تغییر دهد و چگونه فضائل اخلاقی را در زندگی خود تثبیت کند. 🔻 در اینجا مفهوم توانمندسازی تربیتی در تبلیغ دینی اهمیت پیدا می‌کند. تبلیغ تربیت‌بنیان باید او را به تدریج به مرحله‌ای برساند که بتواند خود مسیر رشد خویش را ادامه دهد. 🔻همان‌گونه که هدف درمان، وابسته کردن بیمار به پزشک نیست، بلکه بازگرداندن سلامت و توانایی اوست، هدف تبلیغ تربیتی نیز ایجاد وابستگی دائمی مخاطب به مبلغ نیست؛ بلکه پرورش انسان خودتربیت، مؤمن، مسئول و توانمند است. ⬅️پژوهشگاه را  در فضای مجازی دنبال کنید 🌐 https://takl.ink/Isca.ac.ir
هدایت شده از حسینیه شهید محسن
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مادر و همسر شهید میگه از پسرم فقط یه کفش برام مونده😭 🌷🇮🇷🚩🌷