eitaa logo
انرژی مثبت😍
4.8هزار دنبال‌کننده
14.4هزار عکس
4.3هزار ویدیو
5 فایل
به نام خدا تبلیغات نه ازنظرمارد میشود ونه تاییدمیشود😍 تعرف تبلیغات قیمت مناسب 👎 https://eitaa.com/joinchat/866648400C9a1ea12469 ایدی👎 @massomeostadi لینک کانال https://eitaa.com/joinchat/438763812C2474888f1e
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام اسمم عباس بزرگ شده ی یکی ازروستاهای غرب کشور اون ترم روتموم کردم مدرکم روگرفتم وتو۲تاداروخونه مشغول به کارشدم تمام وقتم روباکارکردن پرمیکردم یکسالی گذشت یه شب که شیفت بودم دیدم یه خانمی سراسیمه واردداروخونه شدگفت اقاترخداین نسخه روبدون نوبت بهم بدیدبچه ام اصلاحالش خوب نیست شایدباورتون نشه اماتونگاه اول نتونستم بشناسمش ولی یه کم که دقت کردم دیدم سوداانقدرداغون شکسته شده بودکه جاخوردم اونم انقدرهول بودکه من رونشناخته بود..گفتم سوداخودتی چون ماسک زده بودم ازصدام شناختم...بعدازطلاقم دیگه ازش خبرنداشتم گفتم چی شده گفت پسرم اسهال استفراغ گرفته وحالش اصلاخوب نیست معطل نکردم داروهاش رواماده کردم دادم بهش انقدرعجله داشت که یادش رفت حساب کنه...چندروزی که گذشت سودابایه پسرخوشگل تپل امدداروخونه گفت برای پرداخت بدهیم امدم اون شب توراه یادم افتادپول داروهاروندادم..گفتم قابلی نداره من هیچ وقت خوبیهای توروفراموش نمیکنم خوشحالم که ازدواج کردی امیدوارم کنارهمسروپسرت زندگی خوبی داشته باشی... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 😍😊 @Energyplus_ir
. اگر کسی را دیدید که درک و فهمی فراتر از حد متعارف داشت، حتما از او بپرسید که چه کتاب‌هایی می‌خواند . . .! 😍😊 @Energyplus_ir
. رؤیاهای‌ خودتان را بسازید در غیر این صورت فرد دیگری شما را برای ساختن رؤیایش به کار خواهد گرفت. 😍😊 @Energyplus_ir
. هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنید آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه هرگز احساس حماقت نمیکنند چون خوب بودن برای آنها عادت شده، آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند. 😍😊 @Energyplus_ir
5.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🌸💕روز  تون عالی 🌿✨از خدا برایتان 🌸💕یک روز زیبا و 🌿✨سرشاراز سلامتی و لبخند 🌸💕همراه با دنیا دنیا آرامش  🌿✨سبد سبد خیر و برکت 🌸💕بغل بغل خوشبختی 🌿✨و یک دنیا عاقبت بخیری 🌸💕و یک عمر سرافرازی خواهانم 🌿✨روزتون زیبـا و در پنـاه خـدا 🌸🍃سلام صبح بخیر @
🎬: صبح علی الطلوع هنوز آفتاب سر نزده بود که همه بیدار و آماده بودیم برای رفتن به روستای دایی اینا، البته مادرم می گفت طوری بریم که برای پختن نهار کمکشون باشیم، اما بقیه ما به خاطر برخورد بدی که دختر دایی ها باهامون داشتند اصلا دوست نداشتیم زودتر بریم و برای همین مدام با بهانه های الکی این رفتن را به عقب انداختیم. بالاخره نزدیک ساعتای ده صبح به روستا رسیدیم، طبق اداب و رسوم روستا، الان می بایست مجلس بزن و برقص باشه، البته قبلش بعد از گرفتن دستمال روسفیدی از عروس، عروس را می بردند یه دستی به سر و صورتش می کشیدند و بعد یه تور قرمز می انداختند روی سرش و وارد مجلس می کردند و بزن و بکوب راه می انداختند تا وقت نهار، بعد از خوردن شیرینی و شربت و نهار هم هر کسی می رفت پی کار خودش... همه ما بالای ماشین بابا بودیم و ماشین جلوی خونه دایی عبدالله متوقف شد، با کمال تعجب دیدیم که در خونه دایی بسته است و خبری هم از جشن و پایکوبی نیست، همه جا ساکت ساکت بود. مادرم که جلوی ماشین نشسته بود از ماشین پیاده شد و همینطور که لبش را به دندان گرفته بود گفت: اینقدر اومدنمون را عقب انداختین که مراسمشون تموم شده، آخه این خجالتی را کجا ببرم هاااا؟! میثم ساعت مچی دستش را نشون داد و گفت: مادرمن، نگاه ساعت هنوز ده هم نشده مگه میشه مراسم به این زودی تموم بشه هااا؟! مادرم شانه ای بالا انداخت و گفت: چمی دونم والا، ببینین در بسته است و سرو صدایی هم نمیاد، خدا را شکر بابای مریضت را تا اینجا نکشیدیم بیاریم. صمد از بالای ماشین خودش را پایین انداخت و گفت: جای اینهمه بگو مگو، در بزنین دیگه و با زدن این حرف به طرف در رفت و در را زد. خبری نشد و اینبار من پیاده شدم با سنگ بزرگی شروع کردم به در زدن که صدای زن دایی از پشت در بلند شد: چه خبرتونه؟! سر آوردین...صبر کنید الان در را باز می کنیم. بعد از لحظاتی در را باز کرد و تا ما را دید با همون لحن طعنه آمیزش شروع کرد به گفتن: به به! خانواده عروس خانم، خیلی عجب تشریف آوردید، هنوز می بایست نیایین... مادرم همانطور که داخل خونه می شد گفت: شما به بزرگی خودتون ببخشید به خدا ما کله سحر آماده بودیم ، دیگه محبوبه و منیره بچه کوچک داشتن و... زن دایی پرید وسط حرف مادرم گفت: بفرمایید، تحفه تون توی اون اتاق هست. مادرم با تعجب گفت: چی شده؟! اتفاقی افتاده؟ اصلا چرا کسی اینجا نیست؟ چرا در بسته بود؟! مگه مراسم ندارین؟! زن دایی اوفی کرد و گفت: خجالت بکش حلیمه، من نمی دونستم اینقدر کلّاش و حیله گر هستید، یه زن را به جای دختر باکره انداختین گردن ما هنوز دو قورت و نیمتون هم باقی هست؟! آخه کی برای یه زن، یه دختر ناپاک جشن پاتختی می گیره که ما بگیریم؟! وای خدای من این چی داشت می گفت؟! چه راحت داشت تهمت هرزگی و ناپاکی به مرجان بیچاره که فقط دوازده سال داشت و تا الانم آفتاب مهتاب ندیده بود میزد. مامان انگار شوکه شده بود با لکنت گفت: چ...چ...چی میگین؟! منظورتون چیه؟! چرا به یه دختر که مثل قران خدا پاک هست همچی تهمت ناروایی می زنی؟! زن دایی با حالتی برافروخته گفت: زبونت را به دهن بگیر مکار حیله گر، دخترت را چند جا عروس کردی هااا و بعد دست مادرم را گرفت و همانطور که کشان کشان به طرف اتاق عروس می برد گفت: بیا بریم....بیا بریم تا با چشم خودت ببینی و اینقدر مظلوم نمایی نکنی... همه ما مثل مجسمه خشک شده بودیم واقعا این درد، این تهمت از تحمل همه بیرون بود. ادامه پارت بعدی👇 📝به قلم:ط_حسینی 😍😊 @Energyplus_ir
کلید آرامش جایی در پس افکار توست هر صبح که چشمانت را باز میکنی با اندیشیدن به رویاهایت کلید آرامش را روشن کن! و ببین زیبایهای روزی دیگر و طلوعی تازه صبحتون دلنشین❤️ ‌ 😍😊 @Energyplus_ir
حسادت احساس وحشتناکی است؛ به هیچ یک از رنج ها شبیه نیست، زیرا در آن هیچ گونه شادی یا حتی غم واقعی وجود ندارد. فقط رنج می دهد و بس نفرت انگیز است! 😍😊 @Energyplus_ir
+ امید چیه؟ 🌈 امید رویائیه که تو بیداری می‌بینی. امید دستیه که می‌کِشَتِت بیرون وقتی داری غرق می‌شی. اون چیزیه که هُلَت می‌ده جلو وقتی درمونده نشستی وسط سختیا. امید حسیه که باعث می‌شه ادامه بدی تلاشیه که برای بردن می‌کنی حتی وقتی ده بار باختی. امید نوریه که نمی‌ذاره گم بشی تو تاریکیِ دنیا امید همه چیزه! امید همیشه زندگی می‌بخشه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 😍😊 @Energyplus_ir
ذهن‌تان را با افکار مثبت تغذیه کنید گاهی همه چیز از درون شروع می‌شود؛ آنچه که فکر می‌کنیم، به زندگی‌مان شکل می‌دهد. وقتی یاد بگیریم ذهن خود را از افکار منفی و استرس‌ها پاک کنیم، آرامش و شادی بیشتری تجربه می‌کنیم. هر روز کمی از وقتتان را برای خودتان اختصاص دهید، در سکوت باشید، کتاب بخوانید، نفس بکشید و با خود مهربان باشید. تغییر از درون آغاز می‌شود. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 😍😊 @Energyplus_ir
سلام اسمم عباس بزرگ شده ی یکی ازروستاهای غرب کشور نمیدونم چرااحساس کردم ازحرفم ناراحت شدیه مکثی کردآهی کشیدگفت انگارزندگی بامن وشماسرناسازگاری داره من باپسرخاله ام به اصرارپدربزرگش ازدواج کردم وناخواسته باردارشدم قبل ازبه دنیاامدن پسرم متوجه شدم شوهرم به شیشه اعتیادداره خیلی تلاش کردم ترک‌ش بدم ولی فایده نداشت حتی چندباربخاطرتوهمهای که میزدباچاقومیخواست سرمن وپسرم روببره ویه شب که ازدستش فرارکردیم دنبالمون میادتوخیابون یه ماشین بهش میزنه درجامیمیره..شنیدن سرگذشت تلخ سودابرام خیلی ناراحت کننده بودهمون روزشماره ام روبهش دادم ازش خواستم هرموقع کاری داشت بهم خبربده ...بعدازاین ماجراسوداچندباری باز امد داروخونه خرید کرد و فهمیدم خونش چند تا کوچه بالاترازداروخونه است..از رفتار و نجابت سودا خوشم میومد و یه شب که با سعید صحبت میکردم رازدلم رو بهش گفتم ازش کمک خواستم سعید گفت اگر مورد تایید خودت هست وبابچه اش مشکلی نداری باخانواده ات صحبت کن ومن اخر همون هفته رفتم روستا.. ادامه در پارت بعدی 👇 😍😊 @Energyplus_ir
. اکثر مردم، حتی خودشان را نیز نمی‌شناسند و نمی‌دانند که واقعا از زندگی چه می‌خواهند! پس نظر آن‌ها در مورد شما چرا باید مهم باشد…؟💫 😍😊 @Energyplus_ir