eitaa logo
استذراء
34 دنبال‌کننده
94 عکس
80 ویدیو
0 فایل
خاکستریِ خاکستری. استذراء یعنی به سايۀ درخت شدن، پناه گرفتن به کسی یا چیزی.
مشاهده در ایتا
دانلود
شادی روح عمه‌ی پدرم فاتحه‌ای نثار کنید.
استذراء
در تمام زندگی‌ات همیشه عاشق کارهای خلاف عادت بودی. این را در کودکی‌‌ام، آن زمان که بیشتر به خانه‌ی م
وقتی دخترت می‌پرسه: «چرا عکس بابام رو زدین به دیوار؟ مگه قهرمان شده؟» من دلم به حال اون دختری می‌سوزه که به جای عکس باباش روی دیوار، سر بریده‌اش رو توی خرابه دید.
شهیدان به بهشت نمی‌روند بلکه صفحاتی از کتاب آسمانی را انتخاب می‌کنند هر کدام به شیوه‌ی خویش، پرنده‌ای یا ستاره‌ای یا ابری و هر روز گریه‌کنان به ما می‌نگرند ما... که همچنان در جهنمی هستیم که کوشیدند با خونشان خاموش کنند. -سنان أنطون
فرمود تا او را بر دار کردند و به تیر و سنگ بکشتند. و در مرثیه او این ابیات بگفتند: کانّک قائم فیهم خطیبا و کلّهم قیام للصّلوة «مردم چنان دور تو جمع شده‌اند که گویی تو باز قرار است برایشان خطبه بخوانی و آنان آمده‌اند تا به تو اقتدا کنند.» -تاریخ بیهقی، مجلد ششم
امشب یه پیرمرد نود ساله روی سفره خواست نوشابه‌اش رو باز کنه ولی نتونست. نوشابه‌اش رو داد به بغل دستیش و اون به راحتی بازش کرد. پیرمرد گفت: «ما دیگه حتی نمی‌تونیم نوشابه‌مون رو هم باز کنیم.» بغل دستیش جواب داد: «نه اتفاقا شل بود، احتمالا داشتی اشتباه زور می‌زدی.» این قشنگ‌ترین مهربونی بود که توی چند وقت اخیر دیدم.
4_5780503931436143260.mp3
زمان: حجم: 20.8M
أَنْتَ وَسِيلَتِي إِلَى اللَّهِ وَ ذَرِيعَتِي وَ لِي حَقُّ مُوَالاَتِي وَ تَأْمِيلِي‏. اى اميرمؤمنان تو وسيله من به سوى خدایى و مرا حق موالات و دوستى تو و چشم آرزو و آمالم به جانب توست.
هدایت شده از |مُحاج|
پارسال از چالش جا ماندم. اما این‌بار مشتاقم که خودم را به این چالشِ خوش‌درد دعوت کنم. من فکرمی‌کنم برای امسال، آستانه درد کتاب‌خوانی‌ام روی چهل کتاب باشد. به نظرتان در این قرار موفق می‌شوم یا نه؟ حتما اینجا شما را هم در جریان کتاب‌هایی که می‌خوانم قرار می‌دهم. شما هم به این قرار یک ساله اضافه شوید... آستانه درد کتابیِ شما است؟ • @moh_haj | مُحاج •
پارسال وقتی چالش را دیدم با خودم گفتم این هم از آن لوس‌بازی‌های بچه‌ کتاب‌خوان‌هاست که خیلی‌ها برای به رخ کشیدن کتاب‌خوانی‌شان به آن می‌پیوندند. اما بعد از چند ماه که همه‌گیری چالش، کم‌رمقی خودم توی کتاب خواندن و کمبود وقتم را دیدم، متوجه برداشت و تصمیم اشتباهم شدم. فهمیدم من آدم رقابتم. رقابت توی هرچیزی باعث می‌شود به بهترین نسخه‌ی خودم نزدیک‌ شوم. فهمیدم هیچ‌وقت توی زندگی نباید خودم را بدون رقابت بگذارم وگرنه هم‌مسیر بیهودگی و تباهی خواهم شد. توی سال جدید می‌خواهم پنجاه کتاب و پنجاه فیلم را هدف قرار دهم. فکر می‌کنم اگر به این دو هدف برسم، در پایان سال حال بهتری داشته باشم. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.
Seyed Javad Zabihi4_5918278261724419208.mp3
زمان: حجم: 24.5M
این مناجات رنگ سحرهای بچگیم رو داره، سحرهایی که صدای رادیوی پدرم کل خونه رو برمی‌داشت.
استذراء
در فیلم رویاها، وارد دنیای ‎ون‌گوگ می‌شود. چیزی که واقعا رویای خود کارگردان بوده است.
نمایی از فیلم "رویاها" اثر کوروساوا در کنار تابلوی "مزرعه گندم و کلاغ‌ها" اثر ونگوگ.
-سریال تسخیر عمارت هیل / ۱۰ قسمت ۵۰ دقیقه‌‌ای برای منی که ژانر وحشت جزو ژانرهای محبوبمه بسیار لذت بخش بود. سریال درباره‌ خانواده‌ی کرینه که یه خونه‌ی قدیمی رو می‌خرن تا بازسازیش کنن و با یه نرخ خوب اون رو بفروشن اما خب از این خبرها نیست. سریال تصویربرداری خوبی داشت و متفاوت از باقی فیلم‌های این ژانر بود. قوی‌ترین نکته سریال توی پل زدن‌هاش بود، جوری که من به یاد ندارم فیلمی با این کیفیت بین دو مقطع پل زده باشه. -------------------------------- -فریادها و نجواها / ۹۱ دقیقه راجع به فیلم‌های اینگمار برگمان نمی‌شه به سادگی چیزی گفت، باید قشنگ واکاوی بشه. فیلم پریشان کننده‌ای بود. شاید پریشان‌‌کننده‌ترین اثر برگمان. توی روزهای آینده دوباره سراغ این فیلم و این کارگردان خواهم اومد. فیلم درباره‌ یه خانم در حال مرگ و دو خواهر و خدمتکارشه. -------------------------------- -سریال نوجوانی / ۴ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای متفاوت و جذاب بود، با شروع مناسب. قوی‌ترین قسمت سریال مربوط به بازیگرهاش بود مخصوصا جیمی میلر و شخصیت‌پردازی عالیش. تصور کنید که در ابتدای سریال، پلیس فیلم قتل یه نوجون سیزده ساله رو نشونتون می‌ده، اما شما هنوز با قاتل همراهید و ته دلتون می‌گه قاتل به نفر دیگه‌ست. این اگه اعجاز نیست چیه پس؟ -------------------------------- -غلاف تمام فلزی / ۱۱۶ دقیقه فیلم ضدجنگ. تغییر انسان‌ها رو در طول جنگ به خوبی نشون داده. سکانس‌های فوق‌العاده‌ و تکان‌دهند‌ه‌ای داشت اما گاهی ریتم فیلم کند و خسته کننده می‌شد و همین از دلچسبی فیلم کم کرد.