زهرا:
1-با عرض سلام و خسته نباشید.. من یه دختر شش ساله دارم که از همان دوران طفولیت بسیار بد قلق و ناآرام و ایراد گیر بوده و الان هم خیلی روی خواسته هاش پافشاری داره و اگر به خواستش هم برسه دنبال بهانه برای خواسته جدید و ادامه بهانه گیریاش میگرده و مقداری حسود هست ودر جمع دوستانش هم فقط باید به حرف اون توجه بشه و بازی دلخواه اون انجام بشه واگر انجام نشه قشقرق به پا میکنه و قطع دوستی میکنه با هاشون، و ما هم حتما باید سرش داد بزنیم تا مقداری حرف شنوی داشته باشه و بسیار مغرور و یک دنده هست ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
زهرا:
2. سوال دیگه ای داشتم در مورد رفتار همسرم که به هیچ عنوان تحمل کوچکترین انتقادی رو نداره و حتی اگه منطقی و با ملایمت هم باهاش صحبت کنم باز حق رو به خودش و طرف مقابل میده و خیلی مواقع هم شده که بهش اثبات میشه که حق با منه ولی غرورش اجازه نمیده بپذیره وفکر میکنه من آدم بهانه گیر و منفی نگری هستم و همین که درکم نمیکنه باعث میشه عصبی بشم، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید که چطور باهاش صحبت کنم
با سلام
وتشکر از استادمحترم
1_من قبلا اینطور نبودم ولی سالهاست که کم تحمل شدم
زود عصبانی میشم
وقتی عصبانی میشم دلم میخواد دادوفریاد کنم
خودمو خالی کنم
وکلی حرص میخورم
کلا زودم حرصم در میاد
البته متوجه شدم که غلبه سودا دارم
حدود6ماهم پرهیزهارو انجام دادم به شدت ودم نوشهایی رو هم خوردم
غلبه سودا باعث پرخاشگری میشه؟
من وزنم 40کیلو وقدم 155 هست
الان مشکل من مبارزه با نفس نکردنه
وتمرین نکردن
یا باید غلبه مزاجم درست بشه ونشده که هنوز زود عصبانی شدن
حرص، خوردن زیاد وزودناراحت شدن من برطرف نشده؟
2_اینکه میگید یاد خوبیهاش بیفت خیلی سخته
آدم ناراحت بشه،حرصش دربیاد ،عصبانی شده باشه
تازه گاهی هم همسرم چیزی میگه گریه ام میگیره
همون ندیدن تلاش طرف مقابل مه گفتید رخ میده
آدم نمیتونه به خوبیهاش فکر کنه
اگر هم بخوام اون لحظه بگم
نمیتونم با آرامش بگم
میدونم دعوا میشه ولی نمیتونم بل آرامش بگم
حرفمو با صدای بلند میگم نه جملاتی که شما میگید
خب سخته جملاتی که شما میگید بگم
چه کار کنم؟
درک نشدن واینکه احساس کنم به احساسم توجه نشده به شدن عصبانیم میکنه
3_همسرم هم زود عصبانی میشند
واون لحظه واقعا بد صحبت میکنند
البته ایشون مثل وزن وزنشون کم نیست
ولی به گرما خیلی حساسند وزود عصبی میشند
هر مشکلی زیادهم بزرگ نباشه
عصبانیشون میکنه بدبینی هم دارند به دیگران وهمین هم باعت ناراحتیشون از دیگران میشه
یه مسئله پیش بیاد ناراحتش،کنه
دیگه همه چی تموم
باهمه بداخلاق ونباید باهاشون حرف بزنیم
سر بچه هام داد میزنه
البته بگم درکل مهربانتر از من هستند ودلسوزند
ولی این رفتارشون خیلی باعث ناراحتی من وفرزندان میشه
بچه هام فکر میکنند
حق دارند موقع ناراحتی هار کاری خواستند بکنند
هر چی خواستند بکنند
کلا کنترل خشم رو هیچکدوم بلد نیستیم
نگران بچه هام هستندنمیدونم چه کنم
امیدوارم همه کار ها ومسئولیت گردن من نیفته
سلام جناب استاد
خانمی هستم که درمورد لمس کردن که گفتید خشم رو پایین میاره، و حس خوب میده، درمورد من این موضوع اصلا صدق نمی کنه و موقع عصبانیت فقط دوست دارم همسرم به حرف من گوش کنه و هرکار دیگه بیشتر عصبیم میکنه.
علتش چیه؟
و اینکه بخاطر ناراحتی زیاد از اخلاق و برخورد همسرم هیچ لذتی از رابطه با اون نمیبرم و بنابراین هیچ تمایل جنسی به همسرم ندارم باوجود اینکه میل جنسی سرکوب شده در وجودم زیاد هست و احساس خشم زیاد نسبت به همسرم در وجودم کاملا مشهوده و حتی گاهی در رابطه انقدر فشار عصبی بهم وارد میشه که ناخودآگاه خشمم رو ابرازمیکنم.
چطور میتونم همسرم رو دوست داشته باشم و نسبت به اون میل جنسی پیداکنم؟
سلام تشکر از زحمات شما...
سوالم اینه که از کجا بفهمیم که مشکل خشم ما از مزاج جبلی هست از غذا یا ...