شخصیتبازینعمتالهی💕
#رمان✨ #محمد تماسم با محسن تموم شد، کمی توی فکر رفتم، یعنی چه اتفاقی افتاده بود؟ چرا محسن چیزی ن
#رمان✨
#عطیه
تا به محمد گفتم میخام یه چیزی بگم اما اول چاییتو بخور سریع چاییشو خورد تا بهش بگم خبر چیه
بعد از اینکه من هم چاییمو خوردم سینی رو کنار گذاشتم و به محمد نگاه کردم که از سر کنجکاوی اخمی کمرنگ روی صورتش نشسته بود و منو نگاه میکرد
لبخندی به این حالتش زدم:
_ خیلی خب میگم حالا چرا اینجوری نگاه میکنی جناب فرمانده!
خنده ای کرد که ادامه دادم:
_ البته باید اول مشتلق بدی آقا محمد... خبر دست اول دارم برات اونم چه خبری...
با تعجب و لبخند بهم نگاه کرد:
+ مشتلق برا چی!؟ داری شوخی میکنی عطیه!؟
_ نخیر... خواهر ته تغاریتون... ریحانه خانوم قراره تشریف بیارن از شیراز
شخصیتبازینعمتالهی💕
#رمان✨ #عطیه تا به محمد گفتم میخام یه چیزی بگم اما اول چاییتو بخور سریع چاییشو خورد تا بهش بگم خبر
#رمان✨
#محمد
تا عطیه اسم ریحانه رو آورد لبخندی زدم و گفتم به به پس بلاخره خانوم میخوان منت بذارن یه سر بزنن بهمون.
عطیه گفت بنده خدا اونم درگیره
گفتم بله بله کاملا حق با شماست
حالا کی میرسه؟
عطیه گفت فردا صبح پرواز داره دیگه اگر توی تهران به ترافیک نخوره ناهار پیشمونه
فقط محمد جان، سعی کن فردا ظهر خونه باشی، اصلا ظهر بیا ناهار بخور یه استراحت هم بکن دوباره عصر برو.
خندیدم و گفتم عطیه اروم باش
من که فکر نمیکنم ناهار بتونم بیام. پرونده جدید داریم. اگر تونستم شام میام خوبه؟
عطیه اخم کرد و گفت اقا محمد شما دفعه قبل هم که مامانم اینا اومدن گفتی شام میام ولی خبری نشد.
عطیه ادامه داد اصلا اگر ریحانه پرسید چرا محمد اینقدر دیر به دیر میاد خونه من چی بگم بهش؟
گفتم ریحانه میدونه من پلیسم. درباره جزئیات چیزی نمیدونه، اگر لازم شد تو هم بگو محمد یه افسر ساده آگاهیه.
عطیه تیکه انداخت و گفت بله همه افسر ساده ها چند روز خونه نمیان.
خندیدم که عطیه خودش هم خندش گرفت و سمت اتاق حلما رفت
بچه ها این آخرین روزیه که میتونید با من حرف بزنیداااا حرف بزنید پس
بعدن حسرت نشه براتون😌🙄
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
چرا آخرین روز!؟😂 #حنانه
ناشناس میگه فکر کنم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بچه ها این آخرین روزیه که میتونید با من حرف بزنیداااا حرف بزنید پس بعدن حسرت نشه براتون😌🙄 #رسول
استاد پرونده جدید داریم تو هنوز لنگ ناشناست هستی؟ 😂
#محمد
شخصیتبازینعمتالهی💕
خب بازم میزاری دیگه... #حنانه
نه دیگه اون موقع به عنوان رسول نیستم
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
استاد پرونده جدید داریم تو هنوز لنگ ناشناست هستی؟ 😂 #محمد
عهههه آقاااا نزن تو ذوقم دیگههه ممبرا ناراحت میشنا😅😂
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه دیگه اون موقع به عنوان رسول نیستم #رسول
چرا!؟😭😂
پس چی ای!؟
نمیفهممت...😂🤣
#حنانه
شخصیتبازینعمتالهی💕
استاد پرونده جدید داریم تو هنوز لنگ ناشناست هستی؟ 😂 #محمد
ناشناس گذاشتن شمارم میبینیم آقا محمدددد
#رسول