eitaa logo
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
63 دنبال‌کننده
99 عکس
83 ویدیو
1 فایل
تایید میکند هر آنچه را میگویم دوست دارد کسی را که به او عشق می ورزم میسوزد با آهی که از درون میکشم و میسازد با اخلاقی که تا ثریا خراب آباد است از محبت های او زنده میشود دلی که خفته است آری خانواده ام را میگویم
مشاهده در ایتا
دانلود
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
#رمان✨ #عطیه تا به محمد گفتم میخام یه چیزی بگم اما اول چاییتو بخور سریع چاییشو خورد تا بهش بگم خبر
تا عطیه اسم ریحانه رو آورد لبخندی زدم و گفتم به به پس بلاخره خانوم میخوان منت بذارن یه سر بزنن بهمون. عطیه گفت بنده خدا اونم درگیره گفتم بله بله کاملا حق با شماست حالا کی میرسه؟ عطیه گفت فردا صبح پرواز داره دیگه اگر توی تهران به ترافیک نخوره ناهار پیشمونه فقط محمد جان، سعی کن فردا ظهر خونه باشی، اصلا ظهر بیا ناهار بخور یه استراحت هم بکن دوباره عصر برو. خندیدم و گفتم عطیه اروم باش من که فکر نمیکنم ناهار بتونم بیام. پرونده جدید داریم. اگر تونستم شام میام خوبه؟ عطیه اخم کرد و گفت اقا محمد شما دفعه قبل هم که مامانم اینا اومدن گفتی شام میام ولی خبری نشد. عطیه ادامه داد اصلا اگر ریحانه پرسید چرا محمد اینقدر دیر به دیر میاد خونه من چی بگم بهش؟ گفتم ریحانه میدونه من پلیسم. درباره جزئیات چیزی نمیدونه، اگر لازم شد تو هم بگو محمد یه افسر ساده آگاهیه. عطیه تیکه انداخت و گفت بله همه افسر ساده ها چند روز خونه نمیان. خندیدم که عطیه خودش هم خندش گرفت و سمت اتاق حلما رفت
بچه ها این آخرین روزیه که میتونید با من حرف بزنیداااا حرف بزنید پس بعدن حسرت نشه براتون😌🙄