صدای رسول و احسان میومد
احسان از دیشب طبقه منو عمو بود
توجهی نکردم و چشمامو بستم
نه به قصد خواب،به قصد آرامش
#امیرحسین
( توی صحبتم سعی میکردم مثل همیشه و عادی باشم ولی فکر نمیکنم چهرمو تونسته باشم حفظ کنم)
سلام داداش
سلام بابا خوبین؟
بعدم دست دادم باهاشون ولی امیر نبود
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
( توی صحبتم سعی میکردم مثل همیشه و عادی باشم ولی فکر نمیکنم چهرمو تونسته باشم حفظ کنم) سلام داداش س
آروم تو گوشش گفتم :
هر چی میخوای بگی بگو، اما باهات حرف دارم
حرفی که اینجا نمیتونم بزنم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آروم تو گوشش گفتم : هر چی میخوای بگی بگو، اما باهات حرف دارم حرفی که اینجا نمیتونم بزنم #احسان
نبابا چی بگم حرفی ندارم من
بزار یه ساعت دیگه باهم بریم بیرون بگو
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
نبابا چی بگم حرفی ندارم من بزار یه ساعت دیگه باهم بریم بیرون بگو #رسول
چشمات پر حرفن
یعنی میخوای بگی هیچی تو دلت نیست!؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه چیزی نیس بزا برم بابارو ببینم بعدش بریم امیر خوابه ؟ #رسول
باورم که نشد
فقط فکر کنم تو هم منو غریبه میدونی
ولش کن
نه امیر رفته تو اتاقش
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
باورم که نشد فقط فکر کنم تو هم منو غریبه میدونی ولش کن نه امیر رفته تو اتاقش #احسان
پس خودتم قبول داری که غریبه میدونی
بیا تا هواسشون نیست پس بریم ما
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
پس خودتم قبول داری که غریبه میدونی بیا تا هواسشون نیست پس بریم ما #رسول
تو منو غریبه میدونی آقا رسول
که حتی از گفتن گلایه هات هم ابا داری
گردن من از مو باریک تر بگو
#احسان
(از اتاق رفتم بیرون بدون توجه بهشون یه لیوان آب خوردم و برگشتم اتاق)
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
تو منو غریبه میدونی آقا رسول که حتی از گفتن گلایه هات هم ابا داری گردن من از مو باریک تر بگو #اح
ولش کن احسان مهم نیست...
من گلایه ای ندارم
#رسول