شخصیتبازینعمتالهی💕
( توی صحبتم سعی میکردم مثل همیشه و عادی باشم ولی فکر نمیکنم چهرمو تونسته باشم حفظ کنم) سلام داداش س
آروم تو گوشش گفتم :
هر چی میخوای بگی بگو، اما باهات حرف دارم
حرفی که اینجا نمیتونم بزنم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آروم تو گوشش گفتم : هر چی میخوای بگی بگو، اما باهات حرف دارم حرفی که اینجا نمیتونم بزنم #احسان
نبابا چی بگم حرفی ندارم من
بزار یه ساعت دیگه باهم بریم بیرون بگو
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
نبابا چی بگم حرفی ندارم من بزار یه ساعت دیگه باهم بریم بیرون بگو #رسول
چشمات پر حرفن
یعنی میخوای بگی هیچی تو دلت نیست!؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه چیزی نیس بزا برم بابارو ببینم بعدش بریم امیر خوابه ؟ #رسول
باورم که نشد
فقط فکر کنم تو هم منو غریبه میدونی
ولش کن
نه امیر رفته تو اتاقش
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
باورم که نشد فقط فکر کنم تو هم منو غریبه میدونی ولش کن نه امیر رفته تو اتاقش #احسان
پس خودتم قبول داری که غریبه میدونی
بیا تا هواسشون نیست پس بریم ما
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
پس خودتم قبول داری که غریبه میدونی بیا تا هواسشون نیست پس بریم ما #رسول
تو منو غریبه میدونی آقا رسول
که حتی از گفتن گلایه هات هم ابا داری
گردن من از مو باریک تر بگو
#احسان
(از اتاق رفتم بیرون بدون توجه بهشون یه لیوان آب خوردم و برگشتم اتاق)
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
تو منو غریبه میدونی آقا رسول که حتی از گفتن گلایه هات هم ابا داری گردن من از مو باریک تر بگو #اح
ولش کن احسان مهم نیست...
من گلایه ای ندارم
#رسول
احسان تو ماشین منتظرتم
بعدم بلند گفتم همگی فعلا خدافظ برمیگردیم زود
تو ماشین نشستم منتظر احسان قبل از اینکه بیاد یه مسکن خوردم برا سرم چون مطمئن بودم دوباره قراره بحثمون بشه
#رسول