eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
816 دنبال‌کننده
73 عکس
13 ویدیو
111 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
بیان شبهه تاریخی درباره مقدمه تفسیر استرآبادی از زبان آیت الله شبیری زنجانی «در مقدمه اين تفسير مطلبى است كه انتساب آن به امام هادى عليه السلام از جهت تطبيق تاريخى ممكن نيست و تطبيق آن با زمان امام حسن عسكرى نيز خالى از اشكال نيست. در مقدمه آمده است: در زمان داعى اول يعنى حسن بن زيد كه از سال ۲۵۰ تا ۲۷۰ در طبرستان و محيط زيدی‌ها - كه كم و بيش از اماميه هم در آنجا بسر مى‌بردند - حكومت داشته است، نزد او از دو نفر بنام محمد بن سيار و محمد بن زياد سعايت مى‌كنند، آن دو بر جان خود مى‌ترسند و با پسران خود به عراق مى‌گريزند و بر امام عسكرى عليه السلام وارد مى‌شوند. حضرت به آن دو مى‌فرمايد: نگران نباشيد، وقتى به شهر خود باز گرديد، جانتان در امان است و اموالتان كه مصادره شده، باز گردانده مى‌شود، كسانى كه نزد داعى از شما شكايت كرده‌اند، وضعشان به گونه‌اى مى‌شود كه شما را شفيع خود نزد او قرار مى‌دهند. آن دو نفر، به شهر و ديار خود بازگشتند و همانطور كه حضرت پيش‌بينى كرده بود، اتفاق افتاد. پسران آن دو كه نزد حضرت امام حسن عسكرى بودند و از تغيير اوضاع كه حضرت خبر داده بود، اظهار شگفتى مى‌كردند، حضرت به آنان فرمود: اگر مطلب بر شما واضح شد، به شما تفسير قرآن ياد مى‌دهم. به شكرانه اينكه مطلب بر شما روشن شد. بعد از چندى، نامه‌اى از پدرشان آمد كه داعى بر ما لطف كرده و وعده بازگرداندن اموالمان را داده است و ما نگرانى نداريم و منشأش اين است كه داعى، فردى را مى‌كشد و زيديها از بلاد مختلف به او اعتراض مى‌كنند و نامه مى‌نويسند كه او از بهترين افراد زيديه بود و سعايتى بيجا درباره او شده، او نيز اضعاف ديه مى‌پردازد و تصميم مى‌گيرد در خصوص مذهب اشخاص متعرض آنان نشود. چندى بعد نامه ديگرى مى‌نويسند و مژده دريافت اموالشان را مى‌دهند. در مقدمه از قول پسران آنها آمده كه ما هفت سال نزد حضرت تفسير قرآن آموختيم. اين خلاصه داستانى كه در مقدمه اين تفسير آمده است. سؤال اين است كه نزد كداميك از امامان درس خوانده‌اند، امام هادى يا امام حسن عسكرى‌؟ امام هادى عليه السلام در سال ۲۵۴ وفات يافته، در حاليكه حكومت داعى از سال ۲۵۰ در طبرستان آغاز شده است، لذا هفت سال تحصيل آنان پس از داستان فوق در محضر امام هادى ممكن نيست. و اگر مراد، امام حسن عسكرى باشد، مدت امامت آن حضرت پنج سال و هشت ماه و اندى بوده است، اگر آنان بخواهند از سامرا به مازندران بروند، سپس اموال آنان توسط داعى بازگردانده شود و نامه به پسران خود بنويسند و به شكرانه آن در محضر حضرت درس بخوانند، على القاعده بايد مدت شش ماه در شرائط آن روز، با توجه به نامه‌نگاريها و امثال آن طول كشيده باشد. لذا بيش از پنج سال نمى‌توانستند در محضر حضرت درس بخوانند، پس چگونه با ادعاى هفت سال سازگار است‌؟ مگر آنكه بجاى پنج سال، هفت سال اشتباهاً گفته شده باشد. اين شبهه در خصوص اين تفسير با توجه به مطلبى كه در مقدمه آن آمده، وجود دارد» (شبیری زنجانی، دروس خارج خمس، ج۱، ص۱۸۰_۱۸۲). البته این اشکال را می‌توان با دقت در جزئیات سرگذشت حسن بن زید داعی و امام حسن عسکری علیه السلام تقویت کرد و نادرستی داستان نگارش را بهتر نشان داد. @gholow
وثائق تحریف الأحادیث فی کتب أهل السنة – الجزء الأول https://deraayaat.ir/wathaiq @gholow
انگشت‌سوزی میرداماد (نمونه‌ای از تحوّل یک داستان در زمان‌ها، مکانها و فرهنگ‌های مختلف) در ادبیات منبری ما داستان مشهوری وجود دارد از این قرار که دختر شاه عباس، شب‌هنگام به حجره‌ی طلبگی میرداماد پناهنده می‌شود و میرداماد که خود را از پذیرفتن او ناچار می‌بیند؛ برای غلبه بر شهوت، شب تا صبح انگشتانش را روی چراغ می‌سوزاند. شاه عباس پس از اطّلاع از ماجرا او را به دامادی خود در می‌آورد. در جزئیات این داستان اختلافاتی میان نقل‌های مختلف شفاهی و کتبی دیده می‌شود. از نظر تاریخی وقوع چنین داستانی ممکن نیست و اساساً میرداماد هیچ گاه داماد شاه عباس نبوده است. نکته مهمّ آن است که سال‌ها پیش از به دنیا آمدن میرداماد، محمّد بن القاسم الرصّاع این داستان را -با اندکی اختلاف- به طلبه‌ای در مدرسه‌ی فاس (از بلاد مغرب) نسبت داده است. جالب‌تر آن که در منابع کهن اسلامی، داستان مشابهی را از وهب بن منبّه درباره‌ی عابدی اسرائیلی نقل کرده‌اند. با جستجوی بیشتر روشن می‌شود که داستان این عابد -با اندکی تفاوت در پایان قصه- در منابع کهن مسیحی نیز روایت شده است. این منابع اتّفاق دارند که اصل داستان مربوط به سرزمین مصر است. هم‌زمان با میرداماد، کشیشی روسی به نام آواکوم، ماجرایی از زندگی خود نقل می‌کند که الهام‌گرفته از همین داستان مصری است. بنابر آن چه ذکر شد، شکّی نیست که افسانه‌ی میرداماد، ریشه در تاریخ پیش از اسلام دارد. تفصیل بحث را در وبلاگ آثار بخوانید: http://alasar.blog.ir/1398/12/11/mirdamad @gholow
بهره‌گیری از کتب ادب در حدیث‌سازی؛ نمونه: الکامل مُبرِّد https://deraayaat.ir/mubarrid/ شیخ صدوق (ره) تنها دو حدیث به طریق «دقاق - اسدی - برمکی - حسین بن هیثم - عباد بن یعقوب» روایت کرده است. در این نوشتار توضیح داده شده که این دو حدیث ظاهراً برگرفته از متن «الکامل في اللغة والأدب» نوشته ابوالعباس مبرّد است و انتساب آن به اهل بیت (ع) محل اشکال است. @gholow
بررسی_تطبیقی_گزارشِ_تفسیرِ_عرفانی_سوره_توحید_به_روایتِ_ابن_بابویه.pdf
حجم: 1.1M
بررسی تطبیقی گزارشِ تفسیرِ عرفانی سوره توحید به روایتِ ابن بابویه و تفاسیر خراسانی حدیث حوزه، ش20، 1399ش ابن بابویه از راویانی ناشناس حدیثی طولانی درباره تفسیر سوره توحید از امام صادق (ع) روایت کرده که بیش‌تر فرازهای آن در منابع فرق به شخصیت‌هایی دیگر منسوب است. این روایت متنی ترکیبی و متأخّر است که از روش‌هایی چون تفسیر حروفی، برای تفسیر آیات توحید بهره می‌برد. ارتباط متن با سند آن نیز ضعیف است. وجود شاخصه‌های مکاتب فلسفی و عرفانی و بافت زبانی متأخر و ناهمگون با دیگر روایات نیز نادرستی نسبت کل روایت به امامان را تقویت می‌کند. مشابه همین روایت را ابو‌عبد الرحمن سلمی، در تفسیر خود با سندِ پرآسیب دیگری به امام صادق (ع) و ابن عطا نسبت داده است. در دیگر کتاب صوفیانه، علم القلوب نیز برخی فرازهای گزارش ابن بابویه به جعفر خلدی نسبت داده‌ شده، که ظاهراً نتیجه سهو است. بخش کوچکی از آن را نیز ماتریدی بدون ذکر سند از امیرالمؤمنین (ع) نقل کرده است. بررسی‌های متنی و سندی نشان می‌دهد که روایت ابن بابویه و سلمی، به متنی مکتوب از سنت فکری خراسان وابسته است، و با روش تفسیری صوفیان تناسب دارد. @gholow
ابتذال در جعل (تحریری از قصه دشت ارژن) محمدتقی مامقانی، نیر تبریزی (م1297ش) از نویسندگان بزرگِ شیخیه در صحیفة الابرار داستانی از فوحات القدس استرآبادی نقل می‌کند که بر پایه داستان دشتِ ارژن جعل شده است (صحیفة الابرار، 1425ق، ج3، ص107). استرآبادی هم آن را از منبعی ضعیف تر از خود (خواص مداح) نقل کرده است! (فوحات القدس، ج1، ص660) تکرار در مکان و زمان یکی از کلیشه های رایج قصص غالیانه است که هر دو در این قصه دیده می‌شود. در این داستان ادعا شده سلمان در جنگ نهروان حضور داشته و در بازگشت از این جنگ، امیرالمؤمنین قصه دشت ارژن را به او یادآوری کرده است. واضح است که سلمان، زمان حکومت امیرالمؤمنین ع را درک نکرده است. خود نویسنده فوحات القدس متوجه این ناسازگاری شده؛ ولی گویی این بدیهیات تاریخی نزد مامقانی هیچ ارزشی نداشته است! @gholow
سخن میرزا شریف شیروانی درباره ظهور امیرالمؤمنین (ع) در امت‌های پیشین «غلات قایل اند ... روح مقدس جناب أمیر مؤمنان، علیه السّلام، در ابدان متغایره از زمن حضرت آدم، علیه السّلام، تا وقت بعثت جناب خاتم الأنبیاء، صلّی الله علیه و آله و سلّم، در میان قوالب و صور، متقلّب می‌بود و در زمان حضرت نوح و ابراهیم و موسی، علیهم السّلام، بود و به ایشان اعانت می نمود. و این مذهب بعینه، مذهب اهل تناسخ است. که تمامی علماء اسلام ایشان را تکفیر نموده و بطلان مذهب ایشان را از ضروریات اسلام شمرده اند ... الحاصل بطلان این قول از اَبده بدیهیات است. و در خصوص تقلّب جناب أمیر مؤمنان، علیه السّلام، در ابدان و هیاکل و صور مختلفه، در أزمنه سابقه، دلیلی از نصوص موجود نیست و حدیثی که رجب بُرسی در مشارق روایت نموده، دالّ بر این که آن جناب با أنبیاء سابقه بود سراً، و با جناب خاتم أنبیاء بود جهراً، در کتاب‌های أخبار موجود نیست و ظاهراً مثل سایر روایات او موضوع باشد ...» 📚میرزا شریف شیروانی، مرغم الغلاة ______ ۱. در خور توجه است که حضور ائمه و امیرالمؤمنین ع در امم پیشین از منفردات اخبار منابع شدیداً ضعیف و به ویژه اخبار غالیانه آثار نصیریان است. آیات قرآن بارها پس از ذکر قصص امت‌های پیشین تأکید می‌کند که رسول الله ص پیشتر آن جا نبوده و ایشان و امتش پیش از وحی الهی از آن قصص آگاه نبوده‌اند؛ برای نمونه: هود: 49؛ قصص: 44، 46، 86؛ آل عمران: 44؛ یوسف: 102؛ نیز نک‍: عنکبوت: 48؛ شوری: 52 و... مرحوم شیروانی در ادامه نقدهای ارزشمند دیگری نیز بر این اخبار آورده است. پیش‌تر هم بررسی برخی از مستندات این انگاره مانند خبر موسوم به نورانیت و خطبة البیان ارائه شد، و امیدواریم ان شاء الله در پژوهش مجزایی با تفصیل بیشتر از تحقیقات پیشین (نمونه: اکبری، نصیریه، بخش3-4-3)، به این انگاره بپردازیم. ۲. مرغم الغلاة، کتابی است که میرزا شریف شیروانی در حدود 180 سال پیش نگاشته است. در این کتاب ضمن تأکید بر عقاید اصیل شیعه و برشمردن بسیاری از فضائل اهل بیت (ع)، عقاید باطلِ غلات و مفوّضه، مانندِ خالقیّت و رازقیّتِ اهل بیت (ع)، تناسخ، انکار شهادتِ امامان (ع) و... مورد انتقاد قرار گرفته و درباره مباحث سودمندی ارائه شده است. تلاش فکری و دقّت نظر نویسنده با وجود محدودیت‌های آن روزگار، جالب و ستودنی است. ۳. جاعل روایتی که شیروانی اشاره کرده، خود رجب برسی نیست و این روایت در منابع ضعیف قبل از او هم نقل شده است. @gholow
📜«بررسی روایات موهم اهانت زراره به امام ع» ✍️عمیدرضا اکبری، سایت درایات احادیث معتبر بسیار در جایگاه والای زرارة بن اعین نزد امامان، ارتباط گستردۀ او با ایشان، و فقاهت و علمش در دست است، ولی اخیراً برخی ردیه‌نگاران سلفی از سویی، و کانال‌های غلوگرا از سوی دیگر، این صحابی را آماج طعن و تکفیر خود قرار داده‌اند. از این رو در این نوشتار ابتدا به گوشه‌ای از قرائن مدح زراره اشاره کرده و اشکالات مهم‌ترین روایات ذم و لعن زراره مرور خواهد شد. سپس از میان مستندات مخالفان او به بررسی دسته‌ای می‌پردازیم که ممکن است از آن اهانت زراره به امام برداشت شود، و قرائن ضعف سندی و دلالی و معارض‌های آن‌ها را بررسی می‌کنیم. بنا بر تحقیقات، برخی از این روایات دست‌خوش تحریف و جعل بوده‌اند، و گاهی اختلاف نسخ زمینۀ سوءبرداشت شده است. نمونه‌هایی نیز مربوط به مباحثات آغاز آشنایی زراره با امام باقر (ع) بوده و در همان جلسات با رهنمودهای امام ارشاد شده است. فضای عمومی روایات لعن زراره نیز بیشتر مرتبط با نزاع بر سر استطاعت است. بنا بر مجموعه مستنداتی، امام زراره را حتی از روی تقیه لعن نکرده‌اند، بلکه روایات لعن و برائت از زراره حاصل دو فرایند بدفهمی از رد برخی نظرات زراره از سوی امام از طرفی و جعل برخی روایات از سوی دیگر بوده است. البته (از روایات مدح زراره) دو روایت تقیه‌ای‌بودن لعن زراره و سرگردانی هر دو مخدوش هستند. متن مقاله: deraayaat.ir/Zurarah @Gholow
ایام شهادت حضرت سید المرسلین و خاتم النبیین أبوالقاسم محمد المصطفى صلّی الله علیه و آله و سلّم، و سید شباب أهل الجنة الإمام أبومحمد حسن بن علي المجتبی سلام الله علیه و امام أبوالحسن علي بن موسى الرضا علیه السلام تسلیت و تعزیت باد.