eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
815 دنبال‌کننده
73 عکس
13 ویدیو
111 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
تفويض خلق و تدبير عالم به امام، به هر دو وجه، باطل است ✍ شيخ جعفر سبحانی إن التفويض يفسر بوجوه: الأول: تفويض خلقة العالم إلى النبي والأئمة (ع) وأنهم هم الخالقون والرازقون والمدبرون للعالم. وغير خفيّ أن التفويض بهذا المعنى شرك على وجه، وباطل على وجه آخر. فلو قالوا بأن الله سبحانه فوض أمر الخلق والتدبير اليهم (ع) واعتزل هو عن كل شيء، فهذا هو الشرك والكفر، يخالفه العقل والبرهان، ويضادّه صريح الآيات ... ولو زعموا أن النبي والأئمة من جملة الأسباب لخلق العالم وتدبيره، وأن الفاعل الحقيقي والسبب الواقعي هو الله سبحانه، وهو لم يعتزل بعد، وإنما جعلهم في مرتبة الاسباب والعلل، فهذا القول وإن كان لا يوجب الشرك، لكنه غير صحيح، فإن النبي والأئمة (ع) ليسوا من أسباب الخلقة، بل هم يستفيدون من تلك الاسباب الطبيعية وتتوقف حياتهم على وجود العلل والأسباب المادية، فكيف يكونون في مرتبة العلل والأسباب؟ فالنبي والإمام يستنشقان الهواء، ويسدّان جوعهما بالطعام، ويداويان بالادوية إلى غير ذلك من الاُمور التي يتصف بها كل الناس. ... فليس النبي والإمام من أسباب الخلق والتدبير، وإنما هم وسائط بين الخالق والخلق في إبلاغ الاحكام وإرشاد العباد، وسائر الفيوض المعنوية من الهداية الظاهرية والباطنية ...» 📚كتاب كليات في علم الرجال، ص٤١٩-٤٢٩ 🔹ترجمه فارسی: «تفویض به وجوه مختلف تفسیر می‌شود: اول: تفویض آفرینش عالم به نبی و امامان (ع) و این که آن‌ها خالق و رازق و مدبر جهانند. مخفی نیست که تفویض به این معنا، در یک وجه شرک است و در وجه دیگر باطل؛ اگر بگویند خدا امر خلق و تدبیر را به آن‌ها واگذار کرده و خود از همه چیز کناره گرفته، این همان شرک و‌ کفر است که عقل و برهان با آن مخالف است و آیات صریح قرآن بر ضد آن است ..‌. و اگر بگویند نبی و امامان از جمله اسباب خلق و تدبیر عالمند و سبب واقعی خدا است که کناره نگرفته؛ بلکه آن‌ها را در مرتبه اسباب و علل قرار داده؛ این سخن اگر چه موجب شرک نیست، ولی نادرست است؛ زیرا پیامبر و امامان (ع) از اسباب خلقت نیستند؛ بلکه از آن اسباب طبیعی استفاده می‌کنند و حیاتشان بر وجود علل و اسباب مادی، متوقف است؛ پس چگونه در مرتبه علل و اسباب باشند؟ نبی و امام، هوا استنشاق می‌کنند و گرسنگی را با غذا رفع می‌کنند و با داروها درمان می‌کنند و مانند اینها از اموری که همه مردم به آن وصف می‌شوند؛ پس نبی و امام از اسباب خلق و تدبیر نیستند ‌.‌.. بلکه تنها واسطه‌هایی بین خالق و‌ مخلوق در ابلاغ احکام و ارشاد بندگان و دیگر فیوضات معنوی از هدایت ظاهری و باطنی‌اند. ...» ▪️نویسنده در میانه و ادامه بحث، نکات دیگری نیز بیان کرده و به برخی اشکالات و مستندات تفویض پاسخ داده است‌؛ هر چند برخی از نظرات ایشان در این بحث، قابل تأمل است. @Gholow
وثائق تحریف الأحادیث فی کتب أهل السنة 📗الجزء الأول: https://deraayaat.ir/wathaiq 📙الجزء الثاني: https://deraayaat.ir/wathaiq2 @gholow
نظر آیت الله سید محسن حکیم درباره حدود غلو سید محسن حکیم اختصاص این صفات به خداوند و نفی آن‌ها را از انبیاء و امامان، ضروری دین شمرده است: ۱. خالق بودن ۲. رازق بودن ۳. هیچ گونه غفلتی نداشتن ۴. به هیچ کاری از کار دیگر بازنماندن متن اصلی به زبان عربی: لا إشكال في نجاسة الغلاة [۱] [۱] بلا كلام ـ كما عن جامع المقاصد ـ وعن ظاهر جماعة وصريح روض الجنان والدلائل الإجماع عليه. وهو واضح جداً لو أريد منهم من يعتقد الربوبية لأمير المؤمنين (ع) أو أحد الأئمة (ع) ـ كما في كشف الغطاء ـ لأنه إنكار لله تعالى وإثبات لغيره فيكون كفرا بالذات فيلحقه حكمه من النجاسة. أما لو أريد منهم من يعتقد حلوله تعالى فيهم أو في أحدهم ـ كما هو الأظهر عند شيخنا الأعظم [ ره ] ـ فالنجاسة مبنية على أن إنكار الضروري كفر تعبدي فان لم يثبت أشكل الحكم بها. ودعوى الإجماع لعلها مبنية على ذلك المبنى فيشكل الاعتماد عليها. وكذا الحال لو أريد من الغلو تجاوز الحد في صفات الأنبياء والأئمة (ع) مثل اعتقاد أنهم خالقون أو رازقون أو لا يغفلون أو لا يشغلهم شأن عن شأن أو نحو ذلك من الصفات. ولذا حكي عن ابن الوليد أن نفي السهو عن النبي (ص) أول درجة الغلو. فالنجاسة في مثل ذلك أيضاً مبنية على الكفر بإنكار الضروري. ودعوى القطع بعدم الكفر بمثل ذلك غير واضحة. وكأن وجهها إنكار كون مثل ذلك إنكارا للضروري. ولكنها‌ كما ترى لوضوح كون اختصاص الصفات المذكورة به جل شأنه ضروريا في الدين. نعم ما لم يبلغ اختصاصه حد الضرورة فالدعوى المذكورة فيه في محلها. 📚 السيد محسن الحكيم، مستمسك العروة الوثقى، ج١، ص٣٨٦_٣٨٧ @Gholow
▪️دیدگاه آیت الله مکارم شیرازی درباره تدبیر جهان به دست اهل بیت (ع) مکارم شیرازی تفویض را به صورت زیر تقسیم کرده است: ۱. تفویض کلی ۱.۱. تفویض تدبیر همه عالم به معصومان (ع) ۱.۲. جریان مشیت خدا مقارن با مشیت اهل بیت (ع) در همه امور ۲. تفویض جزئی در معجزات و کرامات او تفویض کلی نوع اول (تدبیر عالم به دست اهل بیت ع) را شرک آشکار دانسته است. تفویض کلی نوع دوم (توافق المشیئتین) را نیز مخالف ظاهر آیات قرآن و احادیث صریح دانسته است. اما تفویض جزئی یعنی معجزات موردی را پذیرفته است. متن اصلی به عربی: «الرّابع- التفويض في أمر الخلقة ولا إشكال أيضاً في بطلانه، إذا كان المراد التفويض الكلّي بمعنى أن الله خلق رسول الله (صلى الله عليه و آله) والأئمّة المعصومين وجعل أمر خلق العالم ونظامه وتدبيره إليهم، فإنه شرك بيّن. ومخالف لآيات القرآن المجيد الظاهرة، بل الصريحة في أن أمر الخلق والرزق والربوبية وتدبير العالم بيد الله تعالى لا غيره. نعم يظهر من بعض كلمات العلّامة المجلسي معنى آخر للتفويض الكلّي بمعنى جريان مشية الله على الخلق و الرزق مقارناً لإرادتهم ومشيتهم، وأنه لا يمنع العقل من ذلك، ولكن صرّح بأن ظاهر الأخبار بل صريحها بطلان ذلك، ولا أقل من أن القول به قول بما لا يعلم. قلت: بل ظاهر الآيات القرآنية مخالف له أيضاً، وإن أمر الخلق والرزق والإماتة والإحياء بيد الله ومشيته لا غير ... نعم ورد في بعض الروايات الضعيفة مثل خطبة البيان التي نقلها المحقّق القمي (قدس سره) في جامع الشتات مع الطعن فيها، أن أمرها بيد الأئمّة (عليهم السلام) أو بيد أمير المؤمنين علي (عليه السلام)، لكنّه ضعيف جداً مخالف لكتاب الله عزّ و جلّ. ولكن ظاهره المعنى الأوّل الذي لا يمكن القول به، ولا يوافق الكتاب ولا السنّة، بل قد عرفت أنه نوع من الشرك أعاذنا الله تعالى منه ... وأمّا «التفويض الجزئي» في أمر المعجزات والكرامات إليهم، كشق القمر وإحياء بعض الموتى بأيديهم وشبه ذلك فهو ممّا لا مانع منه عقلًا ونقلًا ...» 📚ناصر مكارم شيرازي، بحوث فقهية هامة، ج١، ص٥٤٨-٥٥٠ @Gholow
ساختگی بودن داستان قرآن خواندن امیرالمؤمنین علیه السلام هنگام تولد https://alasar.blog.ir/1404/10/12/TalawatTawallud @Gholow
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔵 پدر یتیمان مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ قَالَ: جَاءَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع عَسَلٌ وَ تِينٌ مِنْ هَمْدَانَ وَ حُلْوَانَ‌ فَأَمَرَ الْعُرَفَاءَ أَنْ يَأْتُوا بِالْيَتَامَى فَأَمْكَنَهُمْ مِنْ رُءُوسِ الْأَزْقَاقِ يَلْعَقُونَهَا وَ هُوَ يَقْسِمُهَا لِلنَّاسِ قَدَحاً قَدَحاً فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا لَهُمْ يَلْعَقُونَهَا فَقَالَ إِنَّ الْإِمَامَ أَبُو الْيَتَامَى‌ وَ إِنَّمَا أَلْعَقْتُهُمْ هَذَا بِرِعَايَةِ الْآبَاءِ. 📘الكافي، ج١، ص٤٠٦ از حبیب بن ابی ثابت روایت شده است که گفت: عسل و انجیری از همدان و حلوان برای امیرالمؤمنین (ع) آورده شد؛ پس به نمایندگان قبائل دستور داد که یتیمان [هر قبیله] را بیاورند. در حالی که عسل را میانِ [همه] مردم، قدح قدح تقسیم می‌کرد، [به طور ویژه] به یتیمان اجازه داد که سر مشک‌ها را بلیسند. برخی گفتند: ای امیرالمؤمنین (ع) چرا باید [فقط] این بچه‌ها آن‌ها را بلیسند؟ علی (ع) فرمود: امام پدر یتیمان است و من این‌ عسل را به آن‌ها دادم تا برایشان پدری کنم. --------------------- أخبرني علي بن محمد بن الحسين عن إبراهيم بن مسلم الفساطيطي مولى بني أسد قال رأيت أبا بكر بن عياش يوما ذكر عليا فبكى حتى رأيت دموعه في الأرض وجعل يقول يجمع ‌اليتامى ويلعقهم ‌العسل. 📙المتفق والمفترق، ١/ ٢٢٦ روایت شده است که روزی ابوبکر بن ابی عیاش، علی (ع) را یاد کرد؛ پس گریست تا اشکهایش بر زمین ریخت و گفت: او یتیمان را جمع می‌کرد و به آن‌ها عسل می‌داد.  🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 🔵 ای کاش یتیم بودم! أنا الْمُؤَمَّلُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، أنا سُفْيَانُ، أنا سَعِيدُ بْنُ عُبَيْدٍ الطَّائِيُّ، عَنْ رَجُلٍ مِنْ قَوْمِهِ يُقَالُ لَهُ الْحَكَمُ قَالَ: لَقَدْ رَأَيْتُ عَلِيًّا قَسَمَ رُمَّانًا، فَأَصَابَ أَهْلُ مَسْجِدِنَا سَبْعَ رُمَّانَاتٍ، وَلَقَدْ رَأَيْتُ عَلِيًّا جَاءَهُ ‌عَسَلٌ، فَدَعَا ‌الْيَتَامَى ، فَقَالَ: «ذُبُّوا وَالْعَقُوا» قَالَ الْحَكَمُ: حَتَّى تَمَنَّيْتُ أَنِّي يَتِيمٌ، فَقَسَمَهُ حَتَّى بَقِيَ مِنْهُ زِقٌّ، فَأَمَرَ أَنْ يُسْقَاهُ أَهْلُ الْمَسْجِدِ، ثُمَّ قَالَ: «إِنَّهُ يَأْتِينَا أَشْيَاءُ، إِذَا رَأَيْنَاهَا اسْتَكْثَرْنَاهَا، فَإِذَا قَسَمْنَاهَا اسْتَقْلَلْنَاهَا، وَإِنِّي قَاسِمٌ فِيكُمُ الْقَلِيلَ وَالْكَثِيرَ. 📗الأموال لابن زنجويه، ٢/ ٥٦١؛ و نیز نک‍: أنساب الأشراف، ٢/ ١٣٥ از حکم طائی روایت شده است که گفت: دیدم علی (ع)، مقداری انار را تقسیم کرد؛ پس به اهل مسجد ما هفت انار رسید! و دیدم برای علی (ع) عسل آمد؛ پس یتیمان را صدا زد و فرمود: بلیسید. حکم گفت: تا جایی که من آرزو کردم ای کاش یتیم بودم! آن عسل را تقسیم کرد و یک مشک باقی ماند. پس دستور داد که آن را به اهل مسجد بنوشانند. سپس گفت: چیزهایی برای ما می آید که وقتی می‌بینیمش زیاد به نظر می‌رسد و وقتی تقسیمش می‌کنیم، کم به نظر می‌رسد و من بین شما کم و زیاد را تقسیم می‌کنم.  ------------------------- أبو الطفيل: رأيت عليا كرم الله وجهه يدعو ‌اليتامى فيطعمهم ‌العسل، حتى قال بعض أصحابه: لوددت أني كنت يتيما. 📔ربيع الأبرار ونصوص الأخيار، ٢/ ٣٠٥؛ مناقب آل أبي طالب، ج٢، ص٧٥ از ابو الطفیل روایت شده است که گفت: دیدم علی (ع) یتیمان را صدا می‌زد و به آن‌ها عسل می‌داد تا جایی که برخی از اصحابش گفتند: دوست داشتم که یتیم بودم! در میلاد مولا امیرالمؤمنین (ع) به یاد یتیمان باشیم. @Gholow
آشفتگی اسناد در روایاتِ محمد بن ابراهیم، شیخِ بنان https://deraayaat.ir/muhammadibnibrahim/ @Gholow
dnra-islamia.pdf
حجم: 1M
📘نظرة إسلامية حول الولاية التكوينية ✍ السيد محمد حسين فضل الله در این کتاب، نکات مفیدی درباره «ولایت تکوینی» و «علم غیب» مطرح شده است. در بعضی دیدگاه‌های نویسنده درباره معجزات عملی، شب قدر و ... اشکالاتی به نظر می‌رسد؛ اما کلیت کتاب، سودمند و در نقد دیدگاه‌های تفویضی، استوار و به حق نزدیک‌ است‌. @Gholow
بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان، عميدرضا اکبري، پژوهش‌هاي رجالي، ش5، 1401ش.pdf
حجم: 1M
📜 بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان ✍️ عمیدرضا اکبری   پژوهش‌های رجالی، ش5 تا سدۀ یازدهم، استناد به تضعیفات رجالیان قدیم، میان عالمان امامی رایج بود. اما از زمان محمدتقی مجلسی، نگاهی منفی به تضعیفات و شخص ابن غضائری شکل گرفت. بیش از همه، نوۀ مجلسی، وحید بهبهانی تخطئۀ تضعیفات مرتبط با غلو را رواج داد. آنان بیشترِ تضعیفات، و حتی بسیاری از تضعیفات غیراختلافی متقدمان را نتیجۀ سستیِ باورهای خودِ تضعیف‌گران و کم‌تحملی‌شان نسبت به معارف امامان دانسته‌اند. حال آیا منتقدان تضعیفات، شواهد مقبولی بر این نسبت عقیدتی به متقدمان و تأثیر آن در تضعیفات دارند؟ در این راستا دلایل منتقدان، و کلمات ابن غضائری تحلیل، و با اطلاعات منابع شیعه و غالیان، دربارۀ متهمانی که متقدمان درباره‌شان اختلاف نکرده‌اند، مقایسه شده است. بنا بر کلام رجالیان قدیم، تضعیفاتشان دلایل تاریخی، جریان‌شناسی و کلامی دیگری داشته ‌است. متأخران از ادلۀ گستردۀ غلو پیشوایانِ غالی، مانند ابن مهران، اسحاق بصری و خصیبی آگاه نبوده، و بی‌توجه به منابع غلو و پیچیدگی‌های آن، بر ابن غضائری تاخته‌اند. همچنین، ابن غضائری با دسترسی به منابع سری خطابیه، به ناشناختگیِ برخی راویان مختص به منابع غالی اشاره کرده که کتب نویافتۀ نصیریه نیز غالیانه‌ترین مضامین را از الوهیت و بابیت تا تکفیر امامیان، از همین راویان نقل می‌کنند. اما در مکتب وحید بهبهانی، این ناشناختگان را با تکلف، بر راویان برخی اسانیدِ نادر در منابع امامی تطبیق داده‌اند. بر پایۀ این شواهد، قضاوت ابن غضائری واقع‌بینانه و حتی محتاطانه است. مقالات مرتبط @gholow