eitaa logo
گفتارگاه
343 دنبال‌کننده
376 عکس
105 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت اول پزشکیان 🔸گفتارگاه: مسعود پزشکیان همان کسی که در روزهای تبلیغات، با شعار مذاکره آمد، از گفت‌وگو گفت، از بستن با دنیا، از باز شدن قفل‌هایی که کلیدش نه در دستان خودمان، بلکه در جیب دیگران بود! او می‌گفت که باید با جهان تعامل کرد، باید از دشمنی‌های بیهوده پرهیز کرد، باید منافع کشور را در نظر گرفت، نه غرور و تعصب را. اما سیاست، صحنه عمل است، نه تریبون وعده و وعید! انتخابات که تمام شد، تازه بازی واقعی شروع شد. دیگر بحث مناظره و سخنرانی و جلب آرا در میان نبود؛ حالا باید تصمیم گرفته می‌شد، آن‌هم نه در فضای انتخاباتی، بلکه در دنیای واقعی، در میدان سخت سیاست. درست در زمانی که بحث مذاکره در کشور داغ بود ناگهان شرایط  تغییر کرد، معادلات بین‌المللی چرخید و ناگهان ، رئیس‌جمهور آمریکا، سندی را امضا کرد که معنای آن برای همه روشن بود: فشار حداکثری علیه ایران. در این بین هم در تحلیل این وضعیت، نه از سر احساسات و نه تحت تأثیر فضای سیاسی داخلی، بلکه بر اساس تجربه‌ای که پیش‌تر آزموده شده بود، موضعی روشن اتخاذ کردند و با صراحت و قاطعیت اعلام کرد: که مذاکره با آمریکا نه هوشمندانه است، نه عاقلانه و نه شرافتمندانه. و مهم‌تر از همه، هیچ تأثیری در حل مشکلات کشور ندارد، دلیل: تجربه. حالا وقت آن بود که مدعیان وفاق، پای کار بیایند. اینجا باید دید چه کسی مرد میدان است و در این میدان، اولین کسی بود که صفش را مشخص کرد. او که روزی با پرچم مذاکره آمده بود، حالا بدون هیچ تردیدی، پشت سر رهبری ایستاد. این یعنی چه؟ آیا پزشکیان تغییر کرده بود؟ آیا پزشکیان، آن پزشکیان سابق نبود؟ آیا او که روزی از مذاکره می‌گفت، حالا راه دیگری را برگزیده بود؟ یا اینکه سیاست، میدان لجاجت نیست، بلکه عرصه‌ای است که باید با زمانه حرکت کرد؟ پزشکیان، شاید هنوز به همان باورهای گذشته خود معتقد باشد، اما به‌خوبی دریافت که سیاست، عرصه انعطاف است. وقتی شرایط تغییر می‌کند، سیاستمداری که بخواهد همچنان بر مواضع پیشین خود پافشاری کند، نه سیاستمدار است و نه واقع‌بین. این فقط پرده اول نمایش بود. پزشکیان با مواضع خود به نحوی اعلام کرد که مگر می‌شود وقتی شرایط تغییر کرده، باز هم بر حرف گذشته اصرار ورزید؟ سیاست، میدان لجاجت نیست، و این همان نقطه‌ای بود که نشان می‌داد پزشکیان، مرد سیاست است. ✍🏻 ۲۸ بهمن ۱۴۰۳ 🔹@GoftarGah
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت اول پزشکیان 🔸گفتارگاه: مسعود پزشکیان همان کسی که در روزهای تبلیغات، با شعار
پزشکیان: ترامپ می‌گوید می‌خواهم مذاکره کنم و همزمان می‌خواهد تمام راه‌ها را به روی ایران ببندد! تو اگر اهل مذاکره بودی از این غلط‌ها نمی‌کردی!
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت اول پزشکیان 🔸گفتارگاه: مسعود پزشکیان همان کسی که در روزهای تبلیغات، با شعار
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت دوم قالیباف 🔸گفتارگاه: قالیباف، از آن دست چهره‌هایی است که همیشه زیر ضرب تندروها بوده است. یک روز متهم به سازش می‌شود، روز دیگر به تک‌روی. گاهی برچسب می‌خورد که بیش از حد با دولت‌ مماشات می‌کند، گاهی هم از او چهره‌ای می‌سازند که در پی قبضه کردن قدرت است. اما فارغ از همه این روایت‌ها، یک چیز در کارنامه او روشن است: او اهل کار است. از همان روزهای شهرداری تهران که خاک پروژه‌ها را می‌خورد تا حالا که ردای ریاست را بر تن کرده، اهل کار بوده. وقتی دولت جدید روی کار آمد، می‌توانست به رسم سیاست‌بازی‌های همیشگی، شمشیر را از رو ببندد. می‌توانست بنشیند و بشمارد که دولت کجاها ضعف دارد، کجاها کم آورده، کجاها ناکارآمد است. فرصت کم نبود! می‌توانست زمین بازی را برای دولت سخت کند، خودش را اپوزیسیون درون‌حکومتی جا بزند اما این کار را نکرد! مسیر دیگری را انتخاب کرد: همراهی، نه مقابله. تعامل، نه تخریب. همکاری، نه کارشکنی. این یعنی چه؟ یعنی او فهمیده که این کشور، جای دعواهای بی‌پایان جناحی نیست. یعنی او فهمیده که بازی سنتی سیاست، که در آن هر جناحی فقط به فکر حذف رقیب است، به بن‌بست رسیده. نه اصلاح‌طلبان، نه اصول‌گرایان، نه حتی آنان که خود را فراتر از این دو می‌دانند، هیچ‌کدام با حذف دیگری نمی‌توانند کشور را اداره کنند. اینجا همان جایی است که قالیباف مسیرش را از خیلی‌ها جدا می‌کند. او، به جای آنکه مثل برخی، از تریبون‌ها برای کوبیدن دولت استفاده کند، دست به کار شد تا کار زمین‌مانده را جلو ببرد. نه اینکه بی‌نقص باشد، نه اینکه اشتباه نداشته باشد. برای او، مجلس، نه پایگاهی برای جنگ قدرت، که ابزاری برای مدیریت کشور است. اما این روش، دشمن هم دارد! قالیباف، همان‌طور که میان کارگزاران نظام، مقبولیت دارد، در میان تندروها، همواره زیر ضرب بوده است. در این میان، هم مسیری مشابه را انتخاب کرد. او که روزی پرچم مذاکره را بالا برده بود، حالا در چارچوب جدید سیاست خارجی کشور، از تصمیم کلان حاکمیت حمایت کرد. او فهمید که سیاست، بازی لجاجت نیست. اگر روزی مذاکره را لازم می‌دانست، حالا به این نتیجه رسیده که باید پشت تصمیمی بایستد که منافع ملی را تأمین می‌کند. اما این انتخاب، کار آسانی نبود. هم قالیباف، هم پزشکیان، هر دو می‌توانستند مسیرهای دیگری بروند. می‌توانستند وارد بازی‌های سیاسی شوند، می‌توانستند روی موج انتقاد سوار شوند و برای خودشان پایگاه جدیدی بسازند. اما ترجیح دادند به‌جای آنکه در نقش مخالف‌خوان ظاهر شوند، در مسیر همکاری قدم بردارند. ✍🏻 ۲۹ بهمن ۱۴۰۳ 🔹@GoftarGah
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت دوم قالیباف 🔸گفتارگاه: قالیباف، از آن دست چهره‌هایی است که همیشه زیر ضرب تند
برشی از متن: هم قالیباف، هم پزشکیان، هر دو می‌توانستند مسیرهای دیگری بروند. می‌توانستند وارد بازی‌های سیاسی شوند، می‌توانستند روی موج انتقاد سوار شوند و برای خودشان پایگاه جدیدی بسازند. اما ترجیح دادند به‌جای آنکه در نقش مخالف‌خوان ظاهر شوند، در مسیر همکاری قدم بردارند.
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت دوم قالیباف 🔸گفتارگاه: قالیباف، از آن دست چهره‌هایی است که همیشه زیر ضرب تند
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت سوم سخنرانی ۲۲بهمن 🔸گفتارگاه: ، در ۲۲ بهمن، درست همان‌جا که باید، همان حرفی را زد که باید. بی‌هیچ تعارف، بی‌آنکه بخواهد بازی کلمات کند، بی‌آنکه در لحنش لرزشی باشد، گفت آنچه را که باید گفته می‌شد: «اصلاً آمریکایی‌ها دنبال مذاکره نیستند که حالا بخواهیم با ترامپ مذاکره کنیم یا نکنیم!» سیاست ایران، طی چند ماه اخیر در چنبره‌ی این پرسش دست‌وپا زد که مذاکره کنیم یا نه؟ اما پزشکیان، با یک جمله، پرونده‌ی این خیال‌بافی را بست. مذاکره، وقتی معنا دارد که طرف مقابلت، اهل معامله باشد، نه آنکه هر بار، تحریمی تازه رو کند و مدام نقشه‌ی براندازی بکشد! آمریکا، نه با اوبامایش، نه با ترامپش، نه با بایدنش، دنبال مذاکره نبوده و نیست. این را تاریخ بارها ثابت کرده است. هدف همیشه یک چیز بوده: ایران را در دو راهی تسلیم یا تحریم نگه دارد. فشار بیاورد، وعده بدهد، یکی را عملی کند، یکی را معلق نگه دارد، درست تا لحظه‌ای که طرف مقابل، خودش برای تسلیم شدن پیش‌قدم شود. این را ندیدیم؟ مگر در برجام جز این شد؟ مگر قرار نبود تحریم‌ها لغو شوند؟ مگر قرار نبود گره‌های اقتصادی باز شوند؟ اما هر بار، چیزی جز فشار بیشتر نصیب ایران نشد. این درس را تاریخ داده است، اما چه سود که بعضی هنوز باور ندارند! اما پزشکیان، درس دیگری هم داد؛ او نه دوقطبی ساخت، نه سیاست را به میدان شعار تبدیل کرد. نگفت یا تسلیم یا جنگ! نگفت یا مذاکره یا نابودی! بلکه حرف حساب زد: «مذاکره با آمریکا، وقتی که خودش دنبال مذاکره نیست، فقط خیال‌پردازی است!» چند روز بعد، وقتی از مواضع پزشکیان تجلیل کرد، معلوم شد که این جمله، فقط یک اظهار نظر نبود؛ بالاخره کسی که درست ببیند، درست بفهمد، و درست موضع بگیرد، مورد تأیید قرار می‌گیرد. پزشکیان، از آن دسته رؤسای‌جمهور نبود که با نوسان دلار، موضع‌شان هم نوسان کند. از آن‌ها نبود که یک روز در کنار رهبری باشند و روز دیگر، با دوقطبی‌سازی، خود را در نقطه‌ی مقابل قرار دهند. نه! پزشکیان، این اشتباه را نکرد. او فهمید که سیاست خارجی، یعنی داشتن موضعی درست، در زمان درست، در مکان درست. و این همان چیزی بود که در ۲۲ بهمن، با قاطعیت اعلام کرد: «اگر آمریکا واقعاً دنبال مذاکره بود، از این غلط‌ها (اشاره به سیاست فشار حداکثری ترامپ) نمی‌کرد!». اما یک سؤال: آیا این ایستادگی، این قاطعیت، این هماهنگی با حاکمیت، تنها نتیجه‌ی نگاه پزشکیان بود؟ یا رفتار هم در این مسیر بی‌اثر نبود؟ اینکه پزشکیان، این همه وقت از وفاق گفت، اما قالیباف نه‌تنها او را تخریب نکرد، بلکه خود نیز در همین مسیر حرکت کرد، آیا نتیجه‌اش چیزی جز این شد که رئیس‌جمهور، به‌جای نشان دادن ضعف، محکم بایستد؟ اینجاست که تفاوت قالیباف با دیگران مشخص می‌شود. نه مثل بعضی‌ها چوب لای چرخ دولت گذاشت! نه دنبال تسویه‌حساب جناحی بود. و این، همان سیاستی بود که ایران به آن نیاز داشت. اینکه اگر دولتی سر کار است، کمک شود؛ اگر اشتباهی دارد، نقد شود؛ اما نه آن‌طور که دشمن، ذوق‌زده شود! و حالا پزشکیان ایستاده! و این ایستادن، نتیجه‌ی همان همکاری است که قالیباف از روز اول نشان داد! ✍🏻 ۲ اسفند ۱۴۰۳ 🔹@GoftarGah
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت سوم سخنرانی ۲۲بهمن 🔸گفتارگاه: #مسعود_پزشکیان، در ۲۲ بهمن، درست همان‌جا که با
پزشکیان: ترامپ می‌گوید می‌خواهم مذاکره کنم و همزمان می‌خواهد تمام راه‌ها را به روی ایران ببندد! تو اگر اهل مذاکره بودی از این غلط‌ها نمی‌کردی!
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت سوم سخنرانی ۲۲بهمن 🔸گفتارگاه: #مسعود_پزشکیان، در ۲۲ بهمن، درست همان‌جا که با
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تجلیل رهبر انقلاب از سخنان صریح و راهگشای رئیس جمهور در روز ۲۲ بهمن: این سخنان مکمل حرکت بزرگ مردم بود.
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت سوم سخنرانی ۲۲بهمن 🔸گفتارگاه: #مسعود_پزشکیان، در ۲۲ بهمن، درست همان‌جا که با
برشی از متن: پزشکیان، این همه وقت از وفاق گفت، اما قالیباف نه‌تنها او را تخریب نکرد، بلکه خود نیز در همین مسیر حرکت کرد، آیا نتیجه‌اش چیزی جز این شد که رئیس‌جمهور، به‌جای نشان دادن ضعف، محکم بایستد؟
کشتیبان را سیاستی دگر باید، نه مقصری تازه! 🔸گفتارگاه: مسئله بحران اقتصادی و افزایش سرسام‌آور قیمت ارز، این روزها به نقطه‌ای حساس رسیده است. در این میان، بحث استیضاح وزیر اقتصاد، آقای ، به یکی از محوری‌ترین مباحث سیاسی بدل شده است. اما رئیس‌جمهور ، در بازدیدی سرزده از وزارت اقتصاد، تأکید کرد که سیاست‌های پولی، بانکی و ارزی، محصول تصمیم‌گیری‌های جمعی در سطح سران قوا، با حضور تیم اقتصادی دولت، رؤسای کمیسیون‌های اقتصادی مجلس و کارشناسان است. او معتقد است که نسبت دادن تمامی مشکلات اقتصادی کشور به یک نفر، یعنی وزیر اقتصاد، غیرمنصفانه است و برای برون‌رفت از این وضعیت، نیازمند همکاری جمعی و اراده‌ای قوی هستیم. اما آیا این موضع‌گیری، دردی از مردم دوا می‌کند؟ بیایید مسأله را دقیق‌تر ببینیم. اگر تمامی این تصمیمات در گرفته شده است، پس باید بپذیریم که مسئولیت نتایج آن نیز متوجه همان شورا و در رأس آن، رئیس‌جمهور است. این استدلال که «همه تصمیم‌گیر بوده‌اند» شاید در ظاهر به تقسیم مسئولیت کمک کند، اما در عمل چیزی جز گریز از پاسخ‌گویی نیست. شورای عالی هماهنگی سران قوا، نهادی موقتی بود که برای شرایط اضطراری تشکیل شد، اما در گذر زمان، از مأموریت اولیه خود فاصله گرفت و به تصمیم‌گیرنده اصلی در اقتصاد کشور بدل شد، بی‌آنکه مکانیزمی شفاف برای نظارت و بازخواست تصمیماتش وجود داشته باشد. اگر خروجی این شورا، همین وضعیتی است که امروز در آن قرار داریم، آیا نباید در ادامه کار آن بازنگری کرد؟ نمی‌توان از یک سو مسئولیت تصمیمات اقتصادی را به یک جمع نسبت داد و از سوی دیگر، هیچ‌کس را پاسخگو ندانست. این نوع مواجهه، نه تنها کمکی به دولت نمی‌کند، بلکه به اعتماد عمومی نیز ضربه می‌زند. در نهایت، مردم با بحران معیشتی روبه‌رو هستند و از دولتمردان انتظار دارند که مسئولیت بپذیرند و برای حل مشکلات، راهکار ارائه دهند، نه آنکه صرفاً نقش تقسیم تقصیرها را ایفا کنند. سیاست‌گذاری اقتصادی نیازمند شجاعت در پذیرش خطا و اصلاح مسیر است، نه فرار به جلو و گریز از پاسخ‌گویی. ✍🏻 ۳ اسفند ۱۴۰۳ 🔹@GoftarGah
گفتارگاه
کمتر، بهتر است: داستان گرجستان، روایتی از قیام علیه بروکراسی. 🔘قسمت دوم بدون کارخانه، ولی صادرکننده
کمتر، بهتر است: داستان گرجستان، روایتی از قیام علیه بروکراسی. 🔘قسمت سوم خصوصی‌سازی در گرجستان؛ از ویرانه‌های دولتی تا سازندگی اقتصادی 🔸گفتارگاه: خصوصی‌سازی در پس از انقلاب گل سرخ، از جمله اصلاحاتی بود که دولت برای عبور از ناکارآمدی اقتصادی به آن روی آورد. در کتاب این روند را به پنج مرحله تقسیم می‌کند که یکی از آنها بازسازی شرکت‌های دولتی است. اما چرا چنین اقدامی ضروری بود؟ پاسخ ساده است: شرکت‌های دولتی گرفتار ناکارآمدی بودند و این ناکارآمدی، ریشه در عوامل متعددی داشت. نخست، این شرکت‌ها بیشتر از آنکه محل تولید و بهره‌وری باشند، به محلی برای استخدام‌های رانتی و سیاسی بدل شده بودند. کارمندان، نه براساس توانایی و تجربه، بلکه به واسطه‌ی روابط و مصلحت‌های سیاسی جذب می‌شدند. این وضعیت باعث شد که هزینه‌ی اداره‌ی این شرکت‌ها روزبه‌روز افزایش یابد، در حالی که خروجی و کارآمدی آنها کاهش پیدا کند. دوم، مدیریت در این شرکت‌ها بیش از آنکه مبتنی بر شایستگی باشد، تابع ملاحظات سیاسی بود. مدیران نه بر اساس مهارت‌های مدیریتی یا تجربه‌ی اقتصادی، بلکه بر مبنای نزدیکی به مراکز قدرت و وفاداری به جریان‌های سیاسی منصوب می‌شدند. طبیعی است که چنین مدیریتی، بیش از آنکه دغدغه‌ی اصلاح امور را داشته باشد، به حفظ منافع گروهی و سیاسی خود فکر می‌کند. سوم، قراردادهای پرهزینه و فسادزا نیز مزید بر علت شد. بسیاری از شرکت‌های دولتی به دلیل تعهدات سنگین مالی که عمدتاً در سایه‌ی روابط خاص و نه بر اساس منطق اقتصادی بسته شده بودند، در وضعیت بحران قرار گرفتند. این قراردادها نه تنها منابع مالی شرکت‌ها را می‌بلعید، بلکه گاهی آنها را به بنگاه‌های زیان‌دهی تبدیل می‌کرد که صرفاً از طریق تزریق بودجه‌ی دولتی سرپا نگه داشته می‌شدند. در چنین فضایی، خصوصی‌سازی نه‌تنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی برای نجات اقتصاد گرجستان بود. اصلاحات اقتصادی پس از انقلاب گل سرخ نشان داد که بازسازی ساختاری این شرکت‌ها، پیش از واگذاری به بخش خصوصی، گامی حیاتی برای تضمین موفقیت خصوصی‌سازی است. دولت گرجستان، برخلاف بسیاری از کشورهایی که خصوصی‌سازی را به شکلی شتاب‌زده و بدون اصلاحات پیش‌زمینه‌ای اجرا کردند، ابتدا اقدام به حذف نیروهای مازاد، اصلاح ساختار مدیریتی و شفاف‌سازی قراردادهای مالی کرد. درس مهمی که از تجربه گرجستان می‌توان گرفت، این است که خصوصی‌سازی زمانی موفق خواهد بود که با اصلاحات ساختاری، شفافیت اقتصادی و نظارت دقیق بر عملکرد شرکت‌های واگذار شده همراه باشد. در غیر این صورت، خصوصی‌سازی صرفاً به انتقال انحصارات دولتی به انحصارات خصوصی خواهد انجامید، بدون آنکه تغییری در بهره‌وری و کارآمدی اقتصادی ایجاد شود. ✍🏻 ۵ اسفند ۱۴۰۳ 🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: ، رهبری که نامش با عزت و مقاومت گره خورده است، نه فقط برای لبنان یا جهان اسلام، بلکه برای تمام آزادی‌خواهان، به نمادی از استقامت و ایستادگی تبدیل شد. او نه با شعار، بلکه با عمل، نشان داد که قدرت واقعی در ایمان، بصیرت و اتحاد نهفته است. آنچه نصرالله را از دیگر رهبران متمایز می‌کرد، ترکیب شگفت‌انگیز از ایمان عمیق، تحلیل دقیق و شجاعتی بی‌نظیر بود. او با کلامی نافذ و منطقی، دل‌ها را مجذوب می‌کرد و با اراده‌ای پولادین، جبهه‌ی مقاومت را از دل سخت‌ترین بحران‌ها عبور می‌داد. در نگاه او، تنها به معنای جنگیدن در میدان نبرد نبود. او معتقد بود که جنگ اصلی، جنگ برای حفظ هویت، استقلال و کرامت است. به همین دلیل، جبهه‌ی مقاومت نه فقط در عرصه‌ی نظامی، بلکه در فرهنگ، رسانه و اجتماع نیز به نیرویی تعیین‌کننده تبدیل شد. سیدحسن نصرالله، فراتر از یک رهبر، یک مکتب بود؛ مکتبی که به همه‌ی ملت‌های تحت ستم آموخت چگونه می‌توان با تکیه بر خداوند، اعتماد به نفس و وحدت، قوی شد و در برابر ظلم ایستاد. ✍🏻 ۶ اسفند ۱۴۰۳ 🔹@GoftarGah
حضور محمدجواد ظریف در برنامه "گفت‌وگوی ویژه خبری" به مناسبت تشییع پیکر شهید سید حسن نصرالله،