گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت سوم سخنرانی ۲۲بهمن 🔸گفتارگاه: #مسعود_پزشکیان، در ۲۲ بهمن، درست همانجا که با
پزشکیان: ترامپ میگوید میخواهم مذاکره کنم و همزمان میخواهد تمام راهها را به روی ایران ببندد! تو اگر اهل مذاکره بودی از این غلطها نمیکردی!
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت سوم سخنرانی ۲۲بهمن 🔸گفتارگاه: #مسعود_پزشکیان، در ۲۲ بهمن، درست همانجا که با
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تجلیل رهبر انقلاب از سخنان صریح و راهگشای رئیس جمهور در روز ۲۲ بهمن: این سخنان مکمل حرکت بزرگ مردم بود.
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت سوم سخنرانی ۲۲بهمن 🔸گفتارگاه: #مسعود_پزشکیان، در ۲۲ بهمن، درست همانجا که با
برشی از متن:
پزشکیان، این همه وقت از وفاق گفت، اما قالیباف نهتنها او را تخریب نکرد، بلکه خود نیز در همین مسیر حرکت کرد، آیا نتیجهاش چیزی جز این شد که رئیسجمهور، بهجای نشان دادن ضعف، محکم بایستد؟
کشتیبان را سیاستی دگر باید، نه مقصری تازه!
🔸گفتارگاه: مسئله بحران اقتصادی و افزایش سرسامآور قیمت ارز، این روزها به نقطهای حساس رسیده است. در این میان، بحث استیضاح وزیر اقتصاد، آقای #همتی، به یکی از محوریترین مباحث سیاسی بدل شده است. اما رئیسجمهور #پزشکیان، در بازدیدی سرزده از وزارت اقتصاد، تأکید کرد که سیاستهای پولی، بانکی و ارزی، محصول تصمیمگیریهای جمعی در سطح سران قوا، با حضور تیم اقتصادی دولت، رؤسای کمیسیونهای اقتصادی مجلس و کارشناسان است. او معتقد است که نسبت دادن تمامی مشکلات اقتصادی کشور به یک نفر، یعنی وزیر اقتصاد، غیرمنصفانه است و برای برونرفت از این وضعیت، نیازمند همکاری جمعی و ارادهای قوی هستیم. اما آیا این موضعگیری، دردی از مردم دوا میکند؟
بیایید مسأله را دقیقتر ببینیم. اگر تمامی این تصمیمات در #شورای_عالی_هماهنگی_سران_قوا گرفته شده است، پس باید بپذیریم که مسئولیت نتایج آن نیز متوجه همان شورا و در رأس آن، رئیسجمهور است. این استدلال که «همه تصمیمگیر بودهاند» شاید در ظاهر به تقسیم مسئولیت کمک کند، اما در عمل چیزی جز گریز از پاسخگویی نیست. شورای عالی هماهنگی سران قوا، نهادی موقتی بود که برای شرایط اضطراری تشکیل شد، اما در گذر زمان، از مأموریت اولیه خود فاصله گرفت و به تصمیمگیرنده اصلی در اقتصاد کشور بدل شد، بیآنکه مکانیزمی شفاف برای نظارت و بازخواست تصمیماتش وجود داشته باشد.
اگر خروجی این شورا، همین وضعیتی است که امروز در آن قرار داریم، آیا نباید در ادامه کار آن بازنگری کرد؟ نمیتوان از یک سو مسئولیت تصمیمات اقتصادی را به یک جمع نسبت داد و از سوی دیگر، هیچکس را پاسخگو ندانست. این نوع مواجهه، نه تنها کمکی به دولت نمیکند، بلکه به اعتماد عمومی نیز ضربه میزند. در نهایت، مردم با بحران معیشتی روبهرو هستند و از دولتمردان انتظار دارند که مسئولیت بپذیرند و برای حل مشکلات، راهکار ارائه دهند، نه آنکه صرفاً نقش تقسیم تقصیرها را ایفا کنند. سیاستگذاری اقتصادی نیازمند شجاعت در پذیرش خطا و اصلاح مسیر است، نه فرار به جلو و گریز از پاسخگویی.
✍🏻 ۳ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
کمتر، بهتر است: داستان گرجستان، روایتی از قیام علیه بروکراسی. 🔘قسمت دوم بدون کارخانه، ولی صادرکننده
کمتر، بهتر است: داستان گرجستان، روایتی از قیام علیه بروکراسی.
🔘قسمت سوم
خصوصیسازی در گرجستان؛ از ویرانههای دولتی تا سازندگی اقتصادی
🔸گفتارگاه: خصوصیسازی در #گرجستان پس از انقلاب گل سرخ، از جمله اصلاحاتی بود که دولت برای عبور از ناکارآمدی اقتصادی به آن روی آورد. #نیکلا_گیلائوری در کتاب #اقتصاد_در_میدان_عمل این روند را به پنج مرحله تقسیم میکند که یکی از آنها بازسازی شرکتهای دولتی است. اما چرا چنین اقدامی ضروری بود؟ پاسخ ساده است: شرکتهای دولتی گرفتار ناکارآمدی بودند و این ناکارآمدی، ریشه در عوامل متعددی داشت.
نخست، این شرکتها بیشتر از آنکه محل تولید و بهرهوری باشند، به محلی برای استخدامهای رانتی و سیاسی بدل شده بودند. کارمندان، نه براساس توانایی و تجربه، بلکه به واسطهی روابط و مصلحتهای سیاسی جذب میشدند. این وضعیت باعث شد که هزینهی ادارهی این شرکتها روزبهروز افزایش یابد، در حالی که خروجی و کارآمدی آنها کاهش پیدا کند.
دوم، مدیریت در این شرکتها بیش از آنکه مبتنی بر شایستگی باشد، تابع ملاحظات سیاسی بود. مدیران نه بر اساس مهارتهای مدیریتی یا تجربهی اقتصادی، بلکه بر مبنای نزدیکی به مراکز قدرت و وفاداری به جریانهای سیاسی منصوب میشدند. طبیعی است که چنین مدیریتی، بیش از آنکه دغدغهی اصلاح امور را داشته باشد، به حفظ منافع گروهی و سیاسی خود فکر میکند.
سوم، قراردادهای پرهزینه و فسادزا نیز مزید بر علت شد. بسیاری از شرکتهای دولتی به دلیل تعهدات سنگین مالی که عمدتاً در سایهی روابط خاص و نه بر اساس منطق اقتصادی بسته شده بودند، در وضعیت بحران قرار گرفتند. این قراردادها نه تنها منابع مالی شرکتها را میبلعید، بلکه گاهی آنها را به بنگاههای زیاندهی تبدیل میکرد که صرفاً از طریق تزریق بودجهی دولتی سرپا نگه داشته میشدند.
در چنین فضایی، خصوصیسازی نهتنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی برای نجات اقتصاد گرجستان بود. اصلاحات اقتصادی پس از انقلاب گل سرخ نشان داد که بازسازی ساختاری این شرکتها، پیش از واگذاری به بخش خصوصی، گامی حیاتی برای تضمین موفقیت خصوصیسازی است. دولت گرجستان، برخلاف بسیاری از کشورهایی که خصوصیسازی را به شکلی شتابزده و بدون اصلاحات پیشزمینهای اجرا کردند، ابتدا اقدام به حذف نیروهای مازاد، اصلاح ساختار مدیریتی و شفافسازی قراردادهای مالی کرد.
درس مهمی که از تجربه گرجستان میتوان گرفت، این است که خصوصیسازی زمانی موفق خواهد بود که با اصلاحات ساختاری، شفافیت اقتصادی و نظارت دقیق بر عملکرد شرکتهای واگذار شده همراه باشد. در غیر این صورت، خصوصیسازی صرفاً به انتقال انحصارات دولتی به انحصارات خصوصی خواهد انجامید، بدون آنکه تغییری در بهرهوری و کارآمدی اقتصادی ایجاد شود.
✍🏻 ۵ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: #شهید_سیدحسن_نصرالله، رهبری که نامش با عزت و مقاومت گره خورده است، نه فقط برای لبنان یا جهان اسلام، بلکه برای تمام آزادیخواهان، به نمادی از استقامت و ایستادگی تبدیل شد. او نه با شعار، بلکه با عمل، نشان داد که قدرت واقعی در ایمان، بصیرت و اتحاد نهفته است. آنچه نصرالله را از دیگر رهبران متمایز میکرد، ترکیب شگفتانگیز از ایمان عمیق، تحلیل دقیق و شجاعتی بینظیر بود. او با کلامی نافذ و منطقی، دلها را مجذوب میکرد و با ارادهای پولادین، جبههی مقاومت را از دل سختترین بحرانها عبور میداد. #مقاومت در نگاه او، تنها به معنای جنگیدن در میدان نبرد نبود. او معتقد بود که جنگ اصلی، جنگ برای حفظ هویت، استقلال و کرامت است. به همین دلیل، جبههی مقاومت نه فقط در عرصهی نظامی، بلکه در فرهنگ، رسانه و اجتماع نیز به نیرویی تعیینکننده تبدیل شد. سیدحسن نصرالله، فراتر از یک رهبر، یک مکتب بود؛ مکتبی که به همهی ملتهای تحت ستم آموخت چگونه میتوان با تکیه بر خداوند، اعتماد به نفس و وحدت، قوی شد و در برابر ظلم ایستاد.
✍🏻 ۶ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
حضور محمدجواد ظریف در برنامه "گفتوگوی ویژه خبری" به مناسبت تشییع پیکر شهید سید حسن نصرالله،
🔸گفتارگاه: اینگونه نمیشود! نمیشود که ما از صبح تا شب، از هر تریبونی که دستمان میرسد، به #ظریف حمله کنیم، او را خائن، واداده، بیبصیرت و از این دست برچسبها بنامیم، اما همین که شرایط منطقه حساس میشود، باز هم او را علم کنیم و از ادبیاتش خرج کنیم! این چه منطقی است که تا دیروز، هرچه توانستیم، او را زیر ضرب بردیم و به خیانت به خون #حاجقاسم محکومش کردیم، اما امروز که پای اعتبار مقاومت در میان است، او را به تلویزیون دعوت میکنیم تا بگوید: مقاومت زنده است؟! نمیشود که ما در بوق و کرنا بدمیم که ظریف خائن است، او را از دایرهی انقلابیگری بیرون بیندازیم، اما آنگاه که نوبت به ستایش #سیدحسن_نصرالله میرسد، از وزیر خارجهی دولت روحانی بخواهیم که بیاید و نقش سخنگوی مقاومت را ایفا کند! اگر خائن است، پس چرا برای روایتگری مقاومت سراغش میرویم؟ و اگر هنوز او را در چارچوب کلیت نظام تعریف میکنیم، پس این حجم از هجمه چه توجیهی دارد؟ این دوگانگی، تنها و تنها به فرسایش اعتماد عمومی میانجامد. مردم وقتی میبینند که یک نفر را در روز، به چوب خیانت میزنیم و در شب، از او برای استدلال آوردن و تبیین حقیقت کمک میگیریم، میپرسند: پس در نهایت، چه کسی راست میگوید؟ شما که او را خائن میخوانید یا شما که در بزنگاهها به او پناه میبرید؟
✍🏻 ۶ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
هدایت شده از کانال خبری رجانیوز
918.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تکبیر نمایندگان مجلس پساز اعلام برکناری عبدالناصر همتی از وزرات اقتصاد و نتایج رای گیری
✅ @Rajanews_com
گفتارگاه
🎥 تکبیر نمایندگان مجلس پساز اعلام برکناری عبدالناصر همتی از وزرات اقتصاد و نتایج رای گیری ✅ @Rajan
🔸گفتارگاه: صدای تکبیر، برای بسیاری از ما یادآور لحظاتی است که جامعه در هیجان یک پیروزی ملی یا یک اتفاق سرنوشتساز غرق بود. روزگاری این فریاد در لحظه ورود رزمندگان به خرمشهر طنینانداز شد؛ روزی دیگر، وقتی بنیصدر با رأی قاطع مجلس از ریاستجمهوری کنار گذاشته شد. در آن روزها، این تکبیرها از جنس دیگری بود. اما حالا، در صحن مجلس، پس از برکناری یک وزیر، صدای همان تکبیر بلند شد. همان لفظ، همان آهنگ، اما تهی از معنای آن روزها. این چه تکبیری است که بوی غنیمتهای سیاست میدهد نه عطر ایثار؟ آیا این هم در زمره همان لحظات تاریخی بود؟ آیا تغییر یک وزیر، هرچند در بستر قانونی و با استفاده از ابزار استیضاح، بهگونهای است که گویی دروازهای گشوده شده، قلهای فتح شده و ملتی از بند اسارت رها شده است؟ سؤال اینجاست که چرا و چگونه بخشی از نمایندگان، استیضاح یک وزیر را نه یک اقدام اجرایی معمول بلکه یک "فتح" تعبیر کردند؟ آنهم در دولتی که رهبری، موفقیت آن را موفقیت کل کشور دانستهاند. آیا مسئله چیزی بیش از نقد یک وزیر است؟ آیا چنین تکبیری، که از قضا شباهت لفظی به تکبیرهای خرمشهر دارد، معنایی همسنگ آن دارد؟ بیشک، استیضاح ابزار قانونی مجلس است. اما وقتی با آن چنان برخورد میشود که گویی دشمنی سرسخت از میدان به در شده، این سؤال مطرح میشود که زاویه نگاه برخی از نمایندگان نسبت به دولت چیست؟ آیا تغییر یک وزیر، باید با لحنی جشنگونه همراه باشد؟در پس این رفتارها، شکاف میان مجلس و دولت به شکلی عیانتر دیده میشود. نه از آن جهت که مجلس وظیفه نظارتی خود را انجام داده، بلکه از این نظر که رفتار برخی نمایندگان بیشتر به یک منازعه سیاسی شباهت دارد تا یک اقدام در مسیر اصلاح.
تکبیر را خرج کنید، اما نه بیمقدار. نه بیجا. نه بیمعنا.
✍🏻 ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
🚩چای دبش را دولت رئیسی تلخ کرد، نه جنجال آفرینان!
🚩دولت، خودش فساد را افشا کرد؛ کاسبان جنجال، پیراهن عثمانش کردند!
🔸گفتارگاه: سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد که در پرونده #چای_دبش، دو وزیر دولت شهید رئیسی—ساداتینژاد و فاطمیامین—به جرم معاونت در اخلال اقتصادی، یکی به دو سال و دیگری به یک سال حبس تعزیری محکوم شدهاند. کافی بود این خبر منتشر شود تا همانهایی که سالها با فساد رفیق گرمابه و گلستان بودند، هجوم بیاورند به دولت رئیسی، گویی عقدههای کهنهشان تازه سر باز کرده!
اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که همین تخلف و فساد را چه کسی کشف کرد؟ دولت رئیسی! چه کسی گزارش داد؟ بازرسی ویژه دولت و وزارت اطلاعات! اگر پیگیریهای آن دولت نبود، شاید تخلف پشت پرده میماند، مثل خیلیهای دیگر که سالها مکتوم ماند و آبی از آب تکان نخورد. #دولت_رئیسی خودش فساد را افشا کرد، وزیر خاطی را برکنار کرد و پرونده را تحویل قوه قضائیه داد. این یعنی همان شفافیتی که مدعیان دروغینش، سالها در دولتهای قبلی فقط از آن حرف میزدند، اما وقتی پای رفقای خودشان وسط بود، سکوت میکردند یا پشتشان در میآمدند!
۱۵ آذر ۱۴۰۲، رئیسی در دانشگاه شهید بهشتی صریح و بیپرده گفت:
«نه بنده، نه فقط وزرا، بلکه همه کسانی که به نام دولت کار میکنند، باید نسبت به فساد حساس باشند. این دولت خودش پیشقدم شد، متخلفان را شناسایی کرد، برکنار کرد و تحویل قوه قضائیه داد.»
خرداد امسال، #محسنی_اژهای، رئیس قوه قضائیه، در جمع دانشجویان دانشگاه یاسوج شهادت داد که:
«در پرونده چای دبش، این خود دولت بود که از همان روز اول پیگیری کرد و مسئله را مطرح ساخت.»
این یعنی همان فرق اساسی میان دولت رئیسی و بقیه! یعنی مرزبندی با فساد، بدون اما و اگر! اما آنهایی که دیروز شریک فساد بودند، امروز طلبکار شفافیت شدهاند! چقدر آشناست این قصه...
✍🏻 ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
🚩«بفرما وزیر شو» سیاست نیست، شوخی هم نیست، فاجعه است!
🔘قسمت اول
🚩کودکانه، بیمایه، عبث!
🔸گفتارگاه: در فضای سیاست، آنچه انتظار میرود، عقلانیت و نقدهای سازنده است؛ اما آنچه گاه دیده میشود، چیزی فراتر از کنایههای کودکانه نیست. نمونهی اخیرش، ماجرای کارزاری است که برخی فعالان رسانهایِ منتسب به جریان انقلابی، علیه #سعید_جلیلی به راه انداختهاند. این گروه، که از مخالفان سرسخت جلیلی هستند، به بهانهی استیضاح وزیر اقتصاد، از رئیسجمهور خواستهاند که او را بهعنوان وزیر جدید معرفی کند. دلیلشان؟ اینکه جلیلی، علیرغم فقدان سابقهی اجرایی، همواره مدعی داشتن برنامه برای ادارهی کشور بوده است. پس حالا وقت آن است که به میدان بیاید و خودش را محک بزند. اما این درخواست، بیش از آنکه نقدی جدی بر عملکرد جلیلی یا جریان متبوعش باشد، چیزی جز یک کنایهی سیاسی نیست. نه دغدغهی اصلاح در آن دیده میشود، نه تلاشی برای بهبود شرایط. بلکه بیشتر شبیه همان بازیهای کودکانهی دوران مدرسه است که یک گروه، برای تحقیر رقیبشان، او را به انجام کاری دعوت میکنند که از پیش مطمئناند آن را رد میکند. به زبان ساده، این حرکت، نوعی تمسخر است، نه نقد. در فضای سالم سیاسی، نقد واقعی بر دو پایهی استدلال و هدفمندی استوار است. یعنی منتقد، بهجای آنکه برای به رخ کشیدن ضعفهای طرف مقابل، صحنهای از پیش طراحیشده بسازد، به دنبال تحلیل نقاط قوت و ضعف او بر اساس واقعیتها خواهد بود. اما در این ماجرا، چنین چیزی دیده نمیشود. هدف، نه روشن شدن حقیقت، نه اصلاح امور، بلکه صرفاً تحقیر و اثبات یک گزارهی از پیش تعیینشده است: «دیدید که عرضهی کار اجرایی ندارد؟!» این رفتارها، بیش از آنکه به سطح سیاستورزی کمک کند، آن را به ابتذال میکشاند. سیاستورزی، عرصهی حلوفصل امور از طریق گفتوگو و اندیشه است، نه صحنهی جنگهای زرگری که در آن، هر گروهی صرفاً به دنبال تخریب دیگری است. چنین رویکردهایی، نه تنها به حل مشکلات کشور کمکی نمیکند، بلکه سطح تحلیلها را پایین آورده و فضای سیاسی را بیش از پیش به سمت مجادلات بیحاصل میبرد. اگر قرار است فردی چون جلیلی نقد شود، بهترین راه، بررسی واقعی دیدگاههای اوست، نه اینکه با طرح پیشنهادهای کنایهآمیز، او را در دام قضاوتهای از پیشساختهشده بیندازیم. در غیر این صورت، این رویکرد، نه یک تحلیل عمیق، که چیزی جز انتقامگیری رسانهای نخواهد بود.
✍🏻 ۱۵ اسفند ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah