081 فقه ۲۷ بهمن ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
11.3M
081 خارج فقه ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۳
عروه، کتاب الطهاره
الماء المشکوک نجاسته
قاعده فراغ
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
082 اصول ۲۸ بهمن ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
12M
082 خارج اصول ۲۸ بهمن ماه۱۴۰۳
تعارض ادله
مرجحات باب تزاحم
تقدیم فریضه بر سنة
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
082 فقه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
14.5M
082 خارج فقه ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۳
عروه، کتاب الطهاره
الماء المشکوک نجاسته
مساله ۱۲
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
083 اصول ۲۹ بهمن ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
11.4M
083 خارج اصول ۲۹ بهمن ماه۱۴۰۳
تعارض ادله
مرجحات باب تزاحم
تقدیم اهم بر مهم
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
083 فقه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
13.3M
083 خارج فقه ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۳
عروه، کتاب الطهاره
الماء المشکوک نجاسته
مساله ۱۲
قاعدهی اتلاف
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
084 اصول ۳۰ بهمن ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
10.7M
084 خارج اصول ۳۰ بهمن ماه۱۴۰۳
تعارض ادله
مرجحات باب تزاحم
تقدیم اهم بر مهم
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
084 فقه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
14.2M
084 خارج فقه ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۳
عروه، کتاب الطهاره
الماء المشکوک نجاسته
مساله ۱۲
قاعدهی اتلاف
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
085 اصول ۱ اسفند ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
11.6M
085 خارج اصول ۱ اسفند ماه۱۴۰۳
تعارض ادله
مرجحات باب تزاحم
تقدیم اهم بر مهم
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
085 فقه ۱ اسفند ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
14.1M
085 خارج فقه ۱ اسفند ماه ۱۴۰۳
عروه، کتاب الطهاره
الماء المشکوک نجاسته
مساله ۱۲
قاعدهی اتلاف
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
دروس خارج استاد حسینی نسب
083 خارج اصول ۲۹ بهمن ماه۱۴۰۳ تعارض ادله مرجحات باب تزاحم تقدیم اهم بر مهم کانال خلاصهی دروس خار
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
#خارج_اصول
۵. مرجح پنجم: تقدیم اهم بر مهم (مرجح امضایی نه تاسیسی)
این مرجح را همه قبول دارند که عقلی و عقلائی است فقط بحث اصلی در تشخیص اهم است که تفاوت بین مبانی، آشکار میشود
الف) توضیح آقا ضیاء عراقی: عقل میگوید که همهی تکالیف الزامی باید انجام شود (اشتغال یقینی یقتضی فراغ یقینی)، و در جایی که نمیتواند همه را امتثال کند، تکلیف به انجام همه تکلیف به ما لایطاق است پس بر اساس "ما لایدرک کله لایترک کله" حکم میکند که قدرت صرف عملی شود که ملاک و حسن بیشتری دارد عند مولای عرفی یا مولای شرعی و ترک کند عملی را که تفویتش عند مولا قبح کمتری داشته باشد.
ب) توضیح مرحوم امام بر اساس خطابات قانونیه: سیره و رویهی عقلاء هم همین است که در نظامات قانونیهشان وقتی دو تکلیف (هر دو فعلی هستند) تزاحم پیدا میکند تکلیف ترک تکلیف مهم را معذور میدانند ولی اگر اهم و مهم را ترک کند شخص عاصی را مستحق دو عقاب میدانند.(جواهر الاصول ۳ : ۱۳۰ ، حيث يكون المكلّف أمام الأمرين المتزاحمين، و يكون له قدرة على الإتيان بكلّ واحد منهما، فإن صرف قدرته في أحدهما يكون معذوراً في ترك الآخر...احکام قانونیه باقیه علی قوتها الفعلی)
ج) توضیح نائینی و خویی بر اساس انحلالی ترتبی: چون فقط قدرت شرط فعلیت است پس فقط یک تکلیف فعلی شده است و قدرت باید صرف اهم شود ولی اگر قصد عصیان اهم را داشت باید مهم را اتیان کند. (استاد: تفاوت مرحوم امام و خویی فقط همین است که امام اهم و مهم هر دو را فعلی میداند و آقای خویی فقط اهم را فعلی میداند که بر میگردد به اختلاف در خطابات و انحلال)
د) شهید صدر: خطابات شارع قیود لبّیه دارند که قیود موضوعاند (اذا لم یکن الفعل ضرریا، اذا کان مقدورا، اذا کان عاقلا) و وقتی تزاحم امتثالی شکل میگیرد چون عبد بر یکی فقط قدرت دارد در واقع خطاب مهم اصلا موضوع پیدا نمیکند (موضوع از اول ضیق هست، به تبع انشاء و فعلیت هم ضیق است) چه برسد به فعلیت و فقط خطاب اهم موضوعش بلا معارض میماند.
نقد استاد: این برداشت خلاف ظاهر ادله است زیرا شرط قدرت از آیهی "لا یکلف الله نفسا الا وسعها..." آمد، چه بیان مرحوم امام و ما باشد که میگوییم ایجاد کلفت و منجز نمیکند، چه بیان آقای خویی باشد که میگوید تکلیف فعلی نمیکند، در هر دو تفسیر خطاب رفته بر روی حکم
هه) آقای شبیری زنجانی: باید دید ارتکاز متشرعه و عقلاء در تزاحم اهم و مهم در چیست؟
استاد: روش خوب و عرفی هست ولی این برمیگردد به مبنای ما در سیره که امضایی است یا احراز عدم ردع یا عدم احراز ردع، آقای شبیری عدم احراز ردع است و خیای وسیع میشود ولی ما که احراز عدم ردعیم در امضائیات و امضایی هستیم در تاسیسیات اضیق از ایشان میتوانیم استفاده کنیم.
روشهای تشخیص اهم و مهم
۱.۵ رجوع به ارتکاز متشرعه و عقلا است که آقای شبیری در کتاب النکاح برای حل تزاحم خیلی استفاده کرده است، ایشان وقتی ارتکازی را پیدا کردند و در روایات و ادله ردعی را احراز نکردند آن ارتکاز را اخذ میکنند.
استاد: گفتیم که این مساله بر میگردد به مبنای شما در سیره که امضایی هستید یا احراز عدم ردع یا عدم احراز ردع، که ما بر اساس روایت "حقا علیکم ان تجیبونا" گفتیم که وقتی اصحاب میپرسیدند وقتی حجت از ناحیهی دیگر تمام شده باشد حضرت وظیفه ندارد که پاسخ دهد چه برسد به سیره که کسی چیزی نپرسیده از حضرت تا بخواد ردع یا امضا کند.
۲.۵ بررسی روایات
۱.۲.۵ آثاری که برای آن عمل گفته میشود در مقایسه با آثار عمل متزاحم.
۲.۲.۵ مبادی و مصالح و مفاسدی که برای دو عمل متزاحم گفته شده.
۳.۲.۵ لسان ادلهی دو عمل متزاحم
۴.۲.۵ میزان تکراری که در روایات دارد
https://eitaa.com/HOSEYNINASAB
دروس خارج استاد حسینی نسب
084 خارج اصول ۳۰ بهمن ماه۱۴۰۳ تعارض ادله مرجحات باب تزاحم تقدیم اهم بر مهم کانال خلاصهی دروس خار
۳۰ بهمن ۱۴۰۳
#خارج_اصول
۲.۵ تشخیص اهم و مهم با بررسی روایات به لحاظ مبادی و علل (مصالح و مفاسد)
صحیحهی زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ قَالَ زُرَارَةُ فَأَيُّ ذَلِكَ أَفْضَلُ فَقَالَ الْوَلَايَةُ أَفْضَلُهُنَّ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ قُلْتُ ثُمَّ الَّذِي يَلِي ذَلِكَ فِي الْفَضْلِ قَالَ الصَّلَاةُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّينِ قَالَ قُلْتُ ثُمَّ الَّذِي يَلِيهِ فِي الْفَضْلِ قَالَ الزَّكَاةُ لِأَنَّهُ قَرَنَهَا بِهَا وَ بَدَأَ بِالصَّلَاةِ قَبْلَهَا وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الزَّكَاةُ تَذْهَبُ بِالذُّنُوبَ قُلْتُ فَالَّذِي يَلِيهِ فِي الْفَضْلِ قَالَ الْحَجُّ لِأَنَّ اللَّهَ قَالَ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَحَجَّةٌ مُتَقَبَّلَةٌ خَيْرٌ مِنْ عِشْرِينَ صَلَاةً نَافِلَةً وَ مَنْ طَافَ بِهَذَا الْبَيْتِ طَوَافاً أَحْصَى فِيهِ أُسْبُوعَهُ وَ أَحْسَنَ رَكْعَتَيْهِ غُفِرَ لَهُ وَ قَالَ يَوْمَ عَرَفَةَ وَ يَوْمَ الْمُزْدَلِفَةِ مَا قَالَ قُلْتُ ثُمَّ مَاذَا يَتْبَعُهُ قَالَ الصَّوْمُ قُلْتُ وَ مَا بَالُ الصَّوْمِ صَارَ آخِرَ ذَلِكَ أَجْمَعَ فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ... (المحاسن جلد1 صفحه286)
استاد: شهید صدر و بقیه ذکر کردند ولی باید در نظر گرفت که خطابات حیثی (رجوع شود به مبنای ما در حیثی و فعلی خطابات) است یعنی باید دید از چه حیثیت افضل است، مثلا این روایت از حیث اینکه حج مقدم است یا ادای قرض و دَین نیست (کما اینکه در مرجح حق الله و حق الناس گذشت) و اطلاقی ندارد، بعضی از این روایات بیان علت کرده اند که البته کم هستند.
۳.۵ از طریق بررسی لسان و سیاق دلیل
مثلا کسی که حج را ترک میکند در روایت یهودی خوانده شده است این علامت محبوبیت حج عند الشارع است. (شهید صدر، بحوث فی علم الاصول ۷ : ۹۷) (أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا يُطِيقُ مَعَهُ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّا...)
استاد: آقای احمدی شاهرودی نقضها محکمی وارد میکردند و میفرمودند اگر قرار باشد از یک روایت اهم و مهم را تشخیص دهیم پس باید به روایات زیر ملتزم باشید در صورتی که هیچکس ملتزم نیست حتی خود شهید صدر.
الف) در تزاحم بین غیبت و زنا شخص برود زنا کند چرا که روایت داریم: الغیبة أشد من الزنا.
ب) در تزاحم بین قطع سر مرده و زنده (به فرمان سلطان جائر) باید گفت سر زنده را قطع کرده چرا که روایت داریم: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: قَطْعُ رَأْسِ الْمَيِّتِ أَشَدُّ مِنْ قَطْعِ رَأْسِ الْحَيِّ. (الکافی ۷ : ۳۴۸)
ج) نقض سوم: در تزاحم بین زنا و ربا باید گفت ربا را مرتکب شود چون روایت داریم: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ مِنْ سَبْعِينَ زَنْيَةً كُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ. (الکافی ۵ : ۱۴۴)
د) نقض چهارم: در تزاحم بین شرب خمر و کذب، باید گفت شرب خمر کند چون روایت داریم: عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَابِ. (الکافی ۲ :۳۳۹)
استاد: اگر مراد شهید صدر این بوده که از تک روایت اهم را تشخیص دهد این نقضها وارد است، زیرا این خطابها حیثی اند مثلا روایت اول از این حیث اشدیت غیبت را بیان میکند زانی اگر توبه کند خدا میبخشد ولی غیبت کنند بخشیده نمیشود مگر به رضایت عیبت شونده (لِأَنَّ الرَّجُلَ يَزْنِي فَيَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ، وَ الْغِيبَةُ لَا تُغْفَرُ حَتَّى يَغْفِرَهَا صَاحِبُهَا) نه حیثیات دیگر مثل مصالح و مفاسد که در تزاحم مرجحات خواهیم گفت اگر چه در این روایت ترک غیبت اهم است و اگر چه حق الناس است ولی در مجموع روایات ترک زنا اهم عند الشارع است. (این جوابها در بقیه هم میآید) اگر مراد شهید صدر بررسی مجموع ادله و مذاق است راهکار بسیار خوبی است و ما میپذیریم.
https://eitaa.com/HOSEYNINASAB
دروس خارج استاد حسینی نسب
085 خارج فقه ۱ اسفند ماه ۱۴۰۳ عروه، کتاب الطهاره الماء المشکوک نجاسته مساله ۱۲ قاعدهی اتلاف کا
#خارج_اصول
۱ اسفند ۱۴۰۳
۴.۵ رجوع به روایات به لحاظ آثار (ثواب و عقابی) که ذکر شده مثلا ترک حج واجب فقط عذاب دارد و شکستن نذر هم عقاب دارد و هم کفاره دارد، صاحب جواهر از این راه زیاد استفاده میکند.
استاد: آقای احمدی شاهرودی این راه را نقض میکرد با محرِمی که دفعهی اول و دوم شکار میکند و هر دو بار کفاره باید بدهد ولی اگر دفعهی سوم شکار کرد دیگر برای دفعهی سوم کفاره ندارد، کفارهای که قرار است مخفف عذاب باشد در دفعهی سوم که شخص جریتر شده است چرا کفاره ندارد؟!
یا مثلا کثرت ثوابی که برای زیارت سید الشهداء وارد شده قابل مقایسه با ثوابهای خیلی از واجبات نیست و ما نمیتوانیم در فرض تزاحم به خاطر مستحبی حکم به ترک واجبی دهیم. احتمال میرود به خاطر تشویق بر این مستحب این روایات وارد شده. این راه را هم کامل نمیدانیم و باید با راههای دیگر و مذاق تکمیل شود.
۵.۵ خصوصیاتی که دربارهی واجب یا آن فعل ذکر شده مثلا "الصلات لاتترک بحال" که شارع در هر حالی یک بدلی برایش گذاشته مثلا ایستاده نمیتوانی نشسته بجا بیاور.
استاد: بدل داشتن یا نداشتن نمیتواند ملاک شود برای اهمیت بعضی وقتها عملی که بلابدل است اهم است چون جایگزین ندارد و شارع همان را فقط میخواهد مثل حفظ جان معصوم، نمیتوان گفت که بجایش جان اصحاب را حفظ کنیم، همهی اغراض اهم شارع اینگونه است. لذا این راه را هم ما با مذاق و به همراه بقیهی راهها کامل میدانیم نه مستقلا.
۶.۵ کثرت و ندرت مساله در روایات:
یعنی اگر تعداد روایت یک مسالهای زیاد باشد نسبت به مسالهی دیگر آن مساله اهم و مقدم میشود بر مسالهی دیگر البته در جایی که علت کثرت همان اهمیت باشد نه چیز دیگر مثلا مبتلا به بودن. مثلا در مورد آب قلیل تقریبا ۳۰۰ روایت داریم ولی در مورد بقیهی آبها تقریبا ۱۰۰ روایت داریم این به خاطر محل ابتلای مردم آن زمان بوده (کثرت ابتلا داشته) نه به خاطر اهمیت آب قلیل.
نقد استاد: این راه را نمیتوانیم بپذیریم، زیرا عوامل بسیاری است که بر کثرت و ندرت نقل تاثیر گذار بوده است، البته خود شهید صدر هم یک نکتهای را بیان کردند که جایی میتوان از این مرجح استفاده کرد که عاملی غیر از اهمیت تاثیری نداشته باشد، ما میگوییم کبری را قبول داریم ولی همین را نمیشود احراز کرد و مناقشهی صغروی و اثباتی داریم زیرا اولا خیلی از روایات (کثرت و ندرت واقعی روایات صادره نه روایات موجوده) در دست ما نیست مثلا محمد بن مسلم را میگویند ۳۰ هزار روایت نقل کرده که ۲ هزار آن موجود است، روایات موجود را شیخ صدوق و شیخ طوسی و ... به صورت اجتهادی گزینش کردهاند. ثانیا دواعی بر نقل نکردن نیز بسیار بوده مثل مسالهی طاغوت (حتی زمان شیخ مفید که حکومت شیعی آل بویه بود و ایشان اشاره به حکومت طاغوت کرده است تبعیدش کردند) و ... و دواعی بر جعل روایت هم بسیار است تا شخص اسم خودش را جزء راویان مطرح کند؛ لذا اگر میتوانستیم همهی انگیزههای نقل حدیث را بررسی کرد و بقیهی انگیزهها را منتفی کرد الا اهمیت را میتوانستیم بپذیریم ولی نمیشود به همین خاطر این راه را کلا نمیپذیریم حتی به همراه مداق هم نمیپذیریم.
خلاصهی کلام همهی این راه ها را ما با مذاق و بررسی مجموع ادله پذیرفتیم زیرا مثلا با مجموع ادلهی ثواب نمیتوان تصمیم گرفت چون احتمال است که تفضل باشد.
https://eitaa.com/HOSEYNINASAB