هدایت شده از 『حـَلـٓیڣؖ❥』
✨🌿به تو از دور سلام..
✨🌿به حسین از طرف وصله ناجور سلام🖐🏻
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین 🕊🌹
#فرمانده
#حلیف
#صبحانه
@Hlifmaghar313
هدایت شده از چند متری خدا
mohammad_hossein pouyanfar_deltange_samera 128.mp3
8.52M
آقـایِ پویانفـر چقـدر دلی خوندیـد
برای نورِ چَشمِ امام جواد :)
و همون جملهیِ معروف که میگن:
هادی اگر تویی ، که کسی گم
نمیشود💛🌱
هدایت شده از بی نهایت
پیرو سوال رفقا، در حالیکه هزاران نفر پشت درب سامانه بینهایت🚪، منتظر شروع دوره هستن🥺،
بینهایت هم درتلاشه تا با فراهم کردن شرایط، تا آخر سال، به امید خدا دوره جدید رو شروع کنه!
پیش ثبت نام رو انجام بدید و نگران بقیه اش نباشید☺️
به محض شروع دوره مجازی بینهایت براتون پیامک میاد!
👈 پیش ثبت نام : Bn.javanan.org
#دهه_هشتادیا
♾ @binahayat_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥#کلیپهایحجاب
📌قسمت چهارم
🔸اختلاط ضروری و غیر ضروری
👌ما همینطوری اختلاط ضروری داریم ، سخن بر سر اختلاط غیر ضروری درست کردن است...
🎤دکتر غلامی
👌نشر حداکثری
#حجاب
#خط_شکن
سلامرفقا👀🤚🏻
شرمندهنشدهیئتروبرگزارکنیمولیهمینالانبرگزارمیکنیم✨🌿
ویهمحفلهمداریم.👀💚
#حنین
مجری:
بسماللهالرحمنالرحیم
سلام وعرضادبدارمخدمتاعضایکانالحلیف
شهادتامامهادی(علیهالسلام)تسلیتعرضمیکنم🖤
یهمداحیمیزاریمودعوتمیکنیمازسخرانخوبمون🖤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 آیا کسی هست من کمکش کنم؟
♡همینالانمتوسلبشینبهاباعبدالله♡
#حنین
#هیئت:)شهادتامامهادی(علیهالسلام)
༺✨⃟ 🖤 ¦⇢@Hlifmaghar313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#شهادت_امام_هادی(ع) تسلیت باد.
✨السلامعلیکمیااهلبیتالنبوه✨
#حنین
#هیئت:)شهادتامامهادی(علیهالسلام)
༺✨⃟ 🖤 ¦⇢@Hlifmaghar313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ما سامرا نرفتہ
گداے تو مےشويم
اے مهربان امام
فداےتو مےشويم
هادےِ خلق،
ڪورے چشمان گمرهان
پروانگان شمع
عزاے تو مےشويم
#حنین
#هیئت:)شهادتامامهادی(علیهالسلام)
༺✨⃟ 🖤 ¦⇢@Hlifmaghar313
بسماللهالرحمنالرحیم
محفلامروزمربوطمیشهبهدروغ✨
دروغ:) خلاف واقعیت/منبع غیرواقعی
در بعضی موقع ها استثنا دارد دورغهها ولی اشکال نداره.
🌿☁️مثلا
دوتا خانواده اختلاف پیدا کردن ولی ریشه دار شده. شما برای ایجاد صلح یه دروغ کوچک میگی مثلا میگی فلانی تو اینجا از تو دفاع کرد.
به این کار میگن:
( اصلاح ذات البین)
یامثلا👀☁️
برای فریب دشمن.
البته بگم که اول باید از روشهای درست حلال استفاده کنیم اگر راه دیگری نبود میتونیم دروغ بگیم البته در این شرایطی که گفتم.
حالا علت ناپسند دروغ چیه؟
۱. از بین رفتن اعتماد
۲. ناراحتی دیگران
۳. به مرور زمان باعث ضعف ایمان
۴. بدبینی دیگران نسبت به ما
۵. ضعف اراده
۶. پایین آمدن جایگاه خودمان
و...
نظرشما😇
ب نظر من کسی ک دروغ میگه خودشو کوچیک میبینن و این خیلی بده
نظر شما چیه؟!
داخل ناشناس خودسازی بفرستین
#حنین
#هیئت:)شهادتامامهادی(علیهالسلام)
༺✨⃟ 🖤 ¦⇢@Hlifmaghar313
هدایت شده از ‹ مـیثـٰاق ›
سلام خوبید، امروز سالـروز شھادٺامامھادیعلیہالسلام هستتسلیتعرض میڪنم(:🖤
زیارٺ جامعہکبیره از امامعلےالنقیعلیہالسلام هستوامامزمانعجاللهخیلے خواندناینزیارتروتأڪیدکردند.
بیایدامروز این زیارٺ رو بخونیموتقدیمکنیمبهامامهادیعلیهالسلام(:🖤
🌳🌳🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳
🌳🌳
🌳
رمان✨امنیتی ✨
#در_قلب_خطر_به_دنبال_امنیت
#پارت_صد_سی_پنجم
#رسول
با نرجس و نیما و نرگس خانم و کیمیا خانم و پدر و مادرش و فامیل ها رفتیم خونه ما ...
رها هنوز بیمارستان بود ...
بابا هم تو کما ...
داغ مامان خیلی سخت بود و رها خیلی بی تاب بود ...
چایی برای مهمون ها آوردم که گوشیم زنگ خورد ...
شماره رها بود
جواب دادم
رسول:جانم رها جان؟
رها:رسول میتونی بیای بیمارستان ؟
رسول:چرا آبجی ؟
رها: بابا حالش بد شده !
رسول:چی !!!
رها: میگم بابا حالش بد تر شده خودتو برسون رسول ... میترسم بابا هم بره !
رسول:این چه حرفیه میزنی ! الان میام آبجی نترس بابا خوب میشه خوب ؟
رها:اگه مثل مامان ...
وسط حرفش پریدم
رسول:حرفشم نزن رها ، خوب؟ الان میام !
نرگس خانم مثل خواهر خودم بود ...
نمیشد مهمون ها رو تنها بزارم به نرگس خانم و کیمیا خانم گفتم شما اینجا باشید بابام حالش بد شده باید برم بیمارستان !
نرجس:رسول منم میام !
رسول:نه عزیزم تو وایسا اینجا زشته ... مهمون ها تنها بمونن منم اگه مجبور نبودم نمی رفتم !
نرجس:باشه پس به منم خبر بده !
رسول: چشم ، یا علی
نرجس:خدا حافظ...
از مهمون ها معذرت خواهی کردم و توضیح دادم که چی شده و با ۱۰۰ تا سمت بیمارستان روندم ...
پ.ن: 💔
ادامه دارد...🖇🌻
آنچه خواهید خواند:
نمیشه جلوی خون ریزی رو گرفت !!
✨با ما همراه باشید ✨
نویسنده:آ.م
🌳🌳🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳
🌳🌳
🌳
رمان✨امنیتی ✨
#در_قلب_خطر_به_دنبال_امنیت
#پارت_صد_سی_ششم
#رسول
در بیمارستان پارک کردم و به سمت داخل حرکت کردم ...
رسیدم در اتاق که دکتر با عجله از اتاق بیرون اومد ...
سد راهش شدم و گفتم
رسول:چی شده دکتر !
دکتر: خون ریزی مغزی کرده !
رسول: یا قرآن !
به دیوار تکیه دادم و سر خوردم پایین !
حتما به رها همه ماجرا رو نگفتن که گشت گوشی گریه نکرد !
اگه بفهمه !
دکتر دوباره رفت توی اتاق
بعد چند دقیقه اومد بیرون و به سمتم اومد ...
رسول: چی شد؟
دکتر:نمیشه جلوی خون ریزی رو گرفت !!
رسول:یعنی !...
دکتر: امیدی نیست ، احتمال زنده موندم ۱۰ درصده ))))))
دیگه رسما بریده بودم ...
اگه پای نرجس و رها وسط نبود مطمئنا دیگه امیدی به زندگی نداشتم ...
با خودم تکرار میکردم خدا بزرگه ! خدا بزرگه !
هرچی خدا بخواهم !
مگه امام حسین کل خانوادش رو از دست نداد !؟
حالا خوبه من فقط مادرم فوت کرده !
ما که الگوی خودمون رو حضرت ابوالفضل انتخاب میکنیم ! باید تحمل و شجاعن و ایمانمون هم مثل اون باشه!
پ.ن:بازم اوخی💔🥀
ادامه دارد...🖇🌻
آنچه خواهید خواند:
نه خواهر نگران نباش ! چیزی نیست !
✨با ما همراه باشید ✨
نویسنده:آ.م
🌳🌳🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳🌳
🌳🌳🌳
🌳🌳
🌳
رمان✨امنیتی ✨
#در_قلب_خطر_به_دنبال_امنیت
#پارت_صد_سی_هفتم
#رسول
بلند شدم و سمت اتاق رها رفتم ...
کلی تمرین کردم که مثل همیشه باشم .
شاد ، سر زنده ، خندان ، وقت گیر حرفه ای 😂💔
با لبخند وارد شدم که با تعجب بهم نگاه کرد ...
رفتم کنارش و روی سرشو بوسیدم و گفتم
رسول:سلام آبجی رها ، چطوری؟
رها:سلام داداش ممنون شما خوبی؟
رسول:بعععلعههع
رها:بابا چی خوبه ؟ دوستام هنوز برام از بابا خبر جدیدی نیاوردن !
یکم این پا اون پا کردم ...
برای اینکه اشک تو چشمام رو نبینه رفتم سمت یخچال و آبمیوه ایی رو بیرون اوردم ...
مشغول باز کردنش بودم که دوباره سوالش رو تکرار کرد ...
سرم رو بلندکردم و نگاش کردم ...
منتظر بود .
در عمرم بهش دروغ نگفته بودم..
حالا چطور باید بهش میگفتم ؟
اولین دروغ عمرم به رها رو گفتم
رسول: خوبه حالش ، نفسش کند شده بو که برگشت 😊
رها: اها !
لیوان اب میوه رو دستش دادم ..
چند جرعه ازش خورد و گفت
رها:رسول؟
رسول:هم؟
رها:نگام کن ؟
پ.ن: رها گناه داره 💔
ادامه دارد...🖇🌻
آنچه خواهید خواند:
مامان رو کجا سپردید ؟
✨با ما همراه باشید ✨
نویسنده:آ.م