❣﷽❣
⭕️#شام_غریبان
🚩#دودمه_شام_غریبان
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
شمع دل می سوزد و شام غریبان امشب است
موپریشان زینب است
گم شده طفلان و حیران در بیابان زینب است
موپریشان زینب است
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
زینب سوخته دل بی کس و کار است اخا
بنگر حال مرا
پای طفلان حرم آبله دارداست اخا
بنگر حال مرا
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
امشب حرم آل عبا یار ندارد
امان از دل زینب
مردی به جز از عابد بیمار ندارد
امان از دل زینب
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
جان زینب در شب شام غریبان گم شده
یاریم کن یاحسین
دخترت با گوش پاره در بیابان گم شده
یاریم کن یاحسین
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
بین هر خیمه پرستویی خدایی می شود
کربلا آتش گرفت
صورت پروانه ها کرب بلای می شود
کربلا آتش گرفت
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
شمع دل میسوزد و شام غریبان امشب است
مو پریشان زینب است
گم شده طفلان و حیران در بیابان زینب است
مو پریشان زینب است
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
آسمان کربلا تیره شده واویلتا
حضرت زهرا بیا
سر به روی نی تن شه مانده زیر دست و پا
حضرت زهرا بیا
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
ای زنان باید به دورِ ذوالجناح شیوَن کنید
کار مولا شد تمام
بعد از اين رَخت اسارت را دگر بر تن کنید
كار مولا شد تمام
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
ای وای از آن وقت و از آن ساعت
که زیوَرِ اهلِ حرم شد غارت
⬛️◼️◾️▪️◾️◼️⬛️
آسمان خون و، زمين خون و، جهان غوغا شده
شام عاشورا شده
در غمِ شاه شهيدان روضه خوانْ زهرا شده
شام عاشورا شده
***
جسم شهيدان بر روی زمین است
قلب اسیران زین عزا حزین است
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
👇صلوات حذف نشه لطفا👇
◼️هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)◼️
4_5940408583228229670.mp3
3.63M
🔳 #واحد #شام_غریبان #محرم
🌴خیمه ها میسوزد و شمع شب تارم شده
🌴در شب بیماریم آتش پرستارم شده
🎤 #سید_مجید_بنی_فاطمه
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده
ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
از چه پس این شعله ها یار دل زارم شده
ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده
خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده
جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهائیم تنها همین یارم شده
من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده
بس که اشک آید به چشمم خواب شب را راه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده
جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
زمزمه روز یازدهم محرم
زبانحال حضرت زینب کبری س
➖ای همسفر زینب رفتیم وخدا حافظ
➖ای تاج سر زینب رفتیم خدا حافظ
ای پادشاه خوبان ای تشنه لب عطشان
از کوی تو با افغان رفتیم وخدا حافظ
➖ ای همسفر زینب رفتیم وخدا حافظ
➖ای تاج سر زینب رفتیم خدا حافظ
➖ای همسفر زینب رفتیم وخدا حافظ
➖ای تاج سر زینب رفتیم خدا حافظ
ماندی وتو سردارت عباس علمدارت
ماهمره بیمارت رفتیم وخداحافظ
➖ای همسفر زینب رفتیم وخدا حافظ
➖ای تاج سر زینب رفتیم خدا حافظ
➖ای همسفر زینب رفتیم وخدا حافظ
➖ای تاج سر زینب رفتیم خدا حافظ
در این سفر پر غم مارا بنگر همدم
با این همه نا محرم رفتیم وخداحافظ
➖ای همسفر زینب رفتیم وخدا حافظ
➖ای تاج سر زینب رفتیم خدا حافظ
این ذاکر دل خسته با خاطر بشکسته
چون من به تو دل بسته رفتیم وخدا حافظ
4_5881761732514284093.mp3
18.08M
🔊 روضه حضرت زینب سلام الله علیها ۹۹
🎶 [مگر به نیزه چه گفتی؛ که بی هوا زدنت]
#مناجات_کربلا 🕌
🎤 حاج حيدر خمسه
14000527-narimani-monajat.mp3
2.67M
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
|⇦•هر آنکه گریه برای تو کرد... #قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اجرا شد
|⇦•هر آنکه گریه برای تو کرد...
#قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب شام غریبان محرم ۱۴۰۰ به نفس سید رضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
هر آنکه گریه برای تو کرد آقا شد
کسی که رنگ شما را گرفت زیبا شد
به روسیاه، همیشه تو آبرو دادی
همینکه رود به دریا رسید دریا شد
مگر نه اینکه شفا با دَمِ حسین رسید
گدای خانه ی تو هرکه شد، مسیحا شد
دوباره پرچم سرخت بلند شد آقا
بساط گریه ی ما باز هم مهیّا شد
چه خاطرات خوشی که زروضه ات دارم
همیشه حال خوشم بین روضه پیدا شد
همیشه نام تو را بردم و دلم لرزید
همیشه نام تو را بردم و گره وا شد
همیشه بدرقه ی راه کربلایی ها
دعای مادر پهلو شکسته، زهرا شد
*امشب خیلی زینب، مادر! مادر! گفت... روایت میگه: هر کی میره کربلا، حضرت زهرا سلام الله علیها براش دعا میکنه که میره کربلا، بی بی جان! یه دعایی هم امشب برای ما بکن، اربعین نزدیکه، مزد نوکری ما این ده شب یه سفرِ کربلا باشه... بی بی جان! دست های شکسته رو امشب بالا بیار، برای گریه کن های حسین یه دعا بکن، بگو: خدایا! این نوکرای بچه ام رو ببر کربلا...*
مرا ببر، نبری می روم زدست حسین!
چه می شود بنویسی برات امضا شد؟
#شاعر وحید محمدی
14000527-narimani-roze.mp3
3.04M
|⇦•همیشه یاد غمت بی بهانه...
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب شام غریبان محرم ۱۴۰۰ به نفس سید رضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
|⇦•همیشه یاد غمت بی بهانه... #قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اجرا ش
همیشه یاد غمت بی بهانه می بارم
به یاد آن لحظاتی که باز غوغا شد
به یاد آن لحظاتی که نیزه بالا رفت
میان پیکر تو نیزه هایشان جا شد
به یاد آن لحظاتی که سنگ ها بارید
هزار و نهصد و پنجاه جوی خون وا شد
ز بس که زخم بر آن جسم پاره پاره زدند
تنت میانه ی گودال چون معمّا شد
به یاد آن لحظاتی که روی سینه نشست
به یاد آن لحظاتی که با سرت پا شد
#شاعر وحید محمدی
* هلال بن نافع میگه دیدم این لبهای حسین مثل دو تا چوب خشک به هم میخوره، هی داره با صدایِ بی رمق میگه: جگرم داره از تشنگی میسوزه...سپری برداشتم، آب داخلش ریختم تا برایِ عزیزِ زهرا آب ببرم، اون نامرد جلوم رو گرفت، برا کی داری آب میبری؟ گفتم: مگه نمی بینی عزیزِ زهرا تشنه است؟ گفت: نمیخواد آب ببری، من خودم الان سیرابش کردم... یه مرتبه نگاه کردم دیدم از لایِ عباش یه سَرِ بریده درآوُرد...
بی بی زینب رسید، اما دیر رسید، دید عجب غوغایی است، هی صدا میزد: "أ أنتَ أخی؟"...*
به سمتِ گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتربود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تورو بردن دیر رسیدن من
ــــــــــــــــــــــــ
از صدای اِلیَّ... گفتن تو
جگرم از غمت کباب شده
چند ساعت شبیه عُمری رفت
بدنم را ببین چه آب شده
*نشست کنارِ بدنِ برادرش، حالا تصور کن این صحنه رو...*
نیزهها را یکی یکی ... ای وای
از تنت ای برادرم ... ای وای
چند تا تیر، بد قلق اما
جانِ شیرینِ مادرم ای وای
*کی میگه: شمشیرها و نیزها رو کنار زد؟ نه! همچین که اومد کنار بدنِ داداشش، یکی یکی شمشیرها رو نیزها رو در آوُرد...*
سر نداری به پیکرت اما
چند جمله ز خواهرت بشنو
حرفهایی به قلب من مانده
که نگویم به هیچکس جز تو
خیمهها را یکی یکی گشتم
با همین حال زار و پر دردم
همه را جمع کردم آخر، وای
جز دو تا کودکی که گم کردم
دستهاشان به هم گره کرده
پای یک بوته خار خوابیدند
عاقبت ترس ... یا نمیدانم
آن دم آخری چه میدیدند
من شنیدم که یک نفر میگفت
زدن دختران مباح شده ...
سپر کودکان شدم تو ببین
صورتم را، چطور سیاه شده
شعلهها را ز دامن همهی
کودکانت گرفتهام اما
آنقدَر سوخت دستم آخر که
ضعف سختی گرفت جانم را
به خودم آمدم وَ دیدم که
رفته بودم دقایقی از هوش
دختری گفت زیر لب با بغض
عمه مویم نمیکنی خاموش؟
کودکان را چه سخت خواباندم
ولی اما رباب را چه کنم
هر دقیقه ز خواب میپرد و
نالهی آب آب را چه کنم
#شاعر حسین کریمی
*امشب این زن و بچه ها همه بدنشون درد میکنه، گوشاشون درد میکنه، آخه هی می دویدن با شلاق دنبالشون، می اومدن جلوی این بچه ها این مردای گنده با دستای سنگین، بی هوا میزدن تویِ صورتِ بچه ها، آخه بچه وقتی یه مرد میبینه، مخصوصاً اگه بابا نداشته باشه، فکر میکنه اومده کمکش کنه...
میگه: یکی از این بچه ها دامنش آتیش گرفته بود، هی فرار میکرد، یکی از اینها دنبالش میکرد، تا رسید به اون، گفت: آقا! من گوشواره ندارم، گوشواره ام رو یکی دیگه برده، چیزه دیگه ای هم ندارم، دیدم مثل بید بدنش داره میلرزه، گفتم: کاری بهت ندارم، میخواستم دامنت رو خاموش کنم...
میگه:وقتی دید من دلم به رحم اومده، گفت: آقا! شنیدم آب آزاد شده، میشه یه کم آب بهم بدی؟ رفتم یه ظرف آب برداشتم اومدم، فکر کردم تشنه است، دیدم ظرف آب رو گرفت، چرا نمیخوری؟ گفت: اقا شما بلدی گودالِ قتلگاه کدام طرفِ؟کجا میخوای بری؟ برا چی میخوای بری؟
آقا! وقتی دَمِ خیمه بودم، صدایِ بابام رو میشنیدم، هی داره داد میزنه: جگرم داره از تشنگی میسوزه...
#روضه