4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاقا شـوما خَفن تر از این میخوای💀
#خفنهامون🕶
Join: @IRANN_114🤍
اگه این چند روز از شهید علیخانی بیشتر فعالیت میکنم باید بگم که این چند وقت درگیر اعدام قاتل های این شهید بزرگوار هستند و یه عده دارن سنگ میندازن ومیگن نه چرا باید اعدام بشن. ولی من میگم فدای یه تار موی #شهیدمصطفیعلیخانی🌱
Join: @IRANN_114🤍
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دربار شاه ؛ کربلا کربلا 🫀✨
#نبض_کربلا🫀
Join: @IRANN_114🤍
بابت اینکه با دیدنش تا اخر امروز غمگینی ازت معذرت میخوام...💔
#مینابِایران🖤
Join: @IRANN_114🤍
#رُمـانِایـرآن پارت ۱۴۷
/_سارا:
وارد اتاق محمد یاسر شدم و بدون معطلی.
حاجی از جان بلند شد و گفت:
حاجی: میرم نماز.
بلافاصله نشستم رو صندلی حاجی.
محمد یاسر خواب بود.
این چند وقته خیلی خسته شده بود:)))
همش ماموریت بود.
الان بعد مدت ها بالاخره آروم خوابیده.
سارا: ایلیا ارومتر حرف بزن یاسر خوابه.
ایلیا: چشم.
ایلیا داشت با مهلا در مورد پرونده صحبت میکرد.
ولی من همهٔ فکر و ذکرم احسان بود:))
پسر کوچولوی خانواده حسینی که خودشو گذاشته بود کنار و داشت با کار کردن خودشو نابود میکرد الان داشت استراحت میکرد...
اروم دستمو رو موهاش کشیدم و سرشو بوسیدم...
من محمد یاسرو بیشتر از خودم دوست دارم:))))
تو همین فکر ها بودم که صدای دکتر من رو به خودش اورد.
دکتر: خانم ایرانی!؟
سارا: ب.بله اقای دکتر؟
دکتر: اجازه میدید وضعیت بیمار رو چک کنم؟
سریع از جام بلند شدم و گفتم.
سارا: بله معذرت میخوام بفرمایید...
دکتر بعد از چکاپ محمد یاسر گفت:
دکتر: نگران نباشید وضعیتشون بهبود پیدا کرده همه چیز خوبه حتی شرایطشو دارن که مرخص بشن فقط...
سارا: فقط چی؟
دکتر: برادرتون خون زیادی از دست داده و این برای وضعیتشون اصلا خوب نیست.
سارا:چکاری از دستم برمیاد؟
دکتر: دعا کنید فردا تو روند اهدای خون مشکلی نداشته باشیم، باقیش دست خداست.
این داستان ادامه دارد...☘
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: نـاریـا. 🇮🇷
IRAN. ¹¹⁴
#رُمـانِایـرآن پارت ۱۴۷ /_سارا: وارد اتاق محمد یاسر شدم و بدون معطلی. حاجی از
پارت امروز با عشق تقدیم به شما:)☕️
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه قبل اربعین چشامو بستم چی؟!💔
#نبض_کربلا🫀
Join: @IRANN_114🤍