آیپلن؛ آموزش تهیه نقشه راه
✅🔔۲۲🔔✅. 💚هوالهادی💚 👈 تحلیل خواستهها 👉 سلام دوستان عزیز آیپلنی تو مباحث گذشته به یه تعریف قرص و
نیاز مساوی است با ضرب تعاملات (فرصتها؛ خطرها؛ انتظارات ذینفعان) در کاستیها
#آیپلن
@Iplan_modir
https://eitaa.com/Iplan1
✅🔔۲۳🔔✅.
💚هوالهادی💚
👈 تحلیل داشتهها 👉
سلام دوستان عزیز آیپلنی
یه بار دیگه این تعریف قرص و محکم از مقصد رو مرور کنیم که میگه:
✅ مقصد نقطه حاصل از برآیند خواستههای اساسیه که ذیل بایستههای اصولی تعیین شده باشه، و با داشتههای کلیدی تعدیل شده باشه.
این تعریف میگه سه مؤلفه در تعیین مقصد نقش دارن: بایستهها، خواستهها، و داشتهها.
نسخه بایستهها رو قبلا پیچیدیم (اگه گفتید کجا؟).
خواستهها رو هم مبحث قبلی مرور کردیم.
ممانه شی؟
داشتهها
داشتهها رو هم مرور کنیم، میتونیم بریم سروقت این که چجوری از دارت راهبرد برای تعیین مقصد استفاده کنیم.
🔴داشتهها رو چجوری تحلیل کنیم؟
🔔بازم با سه تا پرسش ساده. دقت کنید:
1⃣ کدوم جلوه از داشتهها به ما توان میده تا خواستههامون رو تأمین کنیم؟
ما داشتههای زیادی داریم، اما وقتی یک داشته ما رو در تأمین خواستهها کمک میده که به یک "قابلیت" تبدیل شده باشه. به یک توانمندی بالفعل تبدیل شده باشه. قابلیت وجه انتهایی داشتههایه.
2⃣ ریشه قابلیتهای ما تو چیه؟
اگه ما قابلیت دفاع از کشورمون رو داریم، ریشهش تو زیرساختهای دفاعیه که ایجاد کردیم. اگه ما میخوایم قابلیت تأمین مسکن داشته باشیم، باید زیرساخت مالیش رو فراهم کنیم. زیرساختهای اقتصادی، فناورانه، انسانی، دانشی، فرهنگی، ... باید ایجاد بشن تا بتونیم به قابلیتهایی که لازمه برسیم. همین منطق ساده میگه 🔸ریشه قابلیتهای ما تو زیرساختهای مایه🔸.
3⃣ چه چیزی زیرساختهای ما رو به قابلیت تبدیل میکنه؟
داشتن زیرساخت به خودی خود منجر به ایجاد قابلیت نمیشه.
میشه؟
نمیشه
❓ اگه کلی پول داشته باشی، آیا قابلیت تولید ثروت برات ایجاد میکنه؟؟؟
❗️بستگی داره.
❓به چی؟
❗️ّبه این که با این پول (زیرساخت) کار کنی یا نه.
❇️ هر زیرساختی برای این که به قابلیت تأمین نیاز تبدیل بشه، باید توی یه فرایند اکتساب قرار بگیره.
💥فرایند اکتساب قابلیت همون وجه سوم داشتههاست که زیرساخت رو به قابلیت تبدیل میکنه.
آموزش کارکنان یه فرایند اکتساب قابلیت یا مهارته. خود نیروی انسانی به تنهایی به عنوان یک زیرساخت ایجاد قابلیت نمیکنه. کارکنان همواره باید برای کسب قابلیت تأمین نیازهای سازمان آموزش ببینن.
👌 حواستون هست زیرساختها رو هم قبلا شناسایی کردیم؟
تو تحلیل محیط درونی قوتها و ضعفها رو شناختیم. زیرساختها رو تو فهرست نقاط قوت میشه پیدا کرد.
⚠️پس تو تحلیل داشتهها نیاز نیست بریم دنبال دادهبرداری. دادهها رو داریم، فقط باید در هم ضربشون کنیم یعنی تحلیل کنیمشون.
چجوری؟
1⃣ یه جدول ایجاد کنید که ستون اولش زیرساختهای برگرفته از قوتها نوشته شده و ردیف اولش قوتهای بالقوه یا همون فرایندهای اکتساب؛ نام ستون اول رو بذارید "زیرساختها" نام ردیف اول رو هم بذارید "فرایندهای اکتساب"؛
2⃣ هر زیرساخت رو از ستون اول با هر فرایند اکتساب از ردیف اول تناظر بدید (اصطلاحا ضرب بنمایید)؛
3⃣ اگر تناظر یا همون ضرب، یک «قابلیت» رو پدیدار کرد، تو تقاطع زیرساخت- فرایند یادداشتش کنید؛ و اگر به قابلیت تبدیل نشد، تو تقاطع یا خط تیره بذارید یا هیچچی نذارید (هر رقم خودتون حال میکنید)؛
4⃣ گزارههایی که به عنوان «قابلیت» نوشتید رو جمعبندی کنید؛
انشاالله تو گفتوگوهای بعدی مثال هم میارم.
❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️
#آیپلن
@Iplan_modir
https://eitaa.com/Iplan1
❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️
🟢 ما عزاداریم،... اما جنس عزای ما همچون جنس عزای سیدالشهدا علیهالسلام "زندهکننده و پیشبرنده" است.
💐سیدحسن رو زدن. 💥یک داشته کلیدی از جبهه مقاومت کم شد. ⚠️این تحلیل سادهایه که با هر الگوی طرحریزی راهبردی میشه نتیجه گرفت. حتی رهبر انقلاب هم به سنگین بودن این ضربه اشاره فرمودن. ✅اما تو نگاه آیپلنی، رویکردها، نیازها، و قابلیتها از هم تأثیر میپذیرن (که بخشی از این تأثیر و تأثر رو تو مبحث ۲۱ گفتیم و انشاالله تو مباحث بعدی بازترش میکنیم). اگه داشتههای محور مقاومت با رفتن سیدحسن آسیب دید، در عوض بایستههای محور مقاومت نه تنها آسیب ندید، بلکه در جهت مثبت بازآرایی اصولی شد. ارزشها در جبهه مقاومت بازآرایی شد، نگرشها به عاملهای محیط دور و محیط تعاملی بازآرایی اساسی شد که نتیجه این بازآرایی رو در حماسه وعده صادق۲ دیدیم.
♻️یک جبهه مقاومت ناب جبهه مقاومتی نیست که «سیدحسن نصرالله» داشته باشه؛ یک جبهه مقاومت ناب جبههایه که «علمدار» داشته باشه. سیدعباس رفت، سیدحسن اومد؛ سیدحسن هم رفت، علمدار دیگهای علم رو برمیداره. در این صورت این جبهه مقاومت یک جبهه مقاومت نابه. این معیار ارزیابی محور مقاومته. 👈این ارزش محور مقاومته.
و این بایستهی ناب اندیشه شیعیه که جبهه معارض کوتولهتر از اون بوده و هست که این بایسته رو درک کنه. اگه بنا بود اندیشه شیعی با کاستن از داشتهها و ضربه زدن به زیرساختهای انسانیش نابود بشه، عاشورای ۶۱ هجری باید پایان شیعه میبود. اما شیعه با تمرکز بر بایستههاش، همواره داشتههاش رو بازآرایی کرده. این حقیقت هیچگاه نابودشدنی نیست.
❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️
✌️موفقیم به امید خدا🤲
#آیپلن
@Iplan_modir
https://eitaa.com/Iplan1
به نام خدا
👈سند راهبردی نقشه راه ملی توسعه هوش مصنوعی چقدر عیار راهبردی دارد؟
👈استحکام فرایندی سند چقدر است؟
👈مرغوبیت گزارههای سند در چه ترازی است؟
⚠️آیا این سند میتواند راهنمای توسعه ملی هوش مصنوعی باشد؟
🎤سخنرانی مجازی با موضوع:
♻️ارزیابی کارشناسی سند "نقشه راه ملی توسعه هوش مصنوعی" با رویکرد آیپلن♻️
یکشنبه ۱۵ مهر ۴۰۳
ساعت ۱۹ تا ۲۰
دکتر عباس خسروی
نشانی محل مجازی:
https://gharar.ir/r/430ad4d3
آیپلن؛ آموزش تهیه نقشه راه
https://eitaa.com/Iplan1
دوستانی که موفق به شرکت تو نشست مجازی نشدن، سند متنی ارزیابی نقشه راه هوش مصنوعی رو برای مطالعه تقدیمشون میکنم
آیپلن؛ آموزش تهیه نقشه راه
به نام خدا 👈سند راهبردی نقشه راه ملی توسعه هوش مصنوعی چقدر عیار راهبردی دارد؟ 👈استحکام فرایندی سند چ
My Recordingجلسه علمی آیندهپژوهان- دکتر خسروی.mp3
زمان:
حجم:
82.8M
فایل صوتی ارزیابی سند نقشه راه هوش مصنوعی- دکتر عباس خسروی- ۴۰۳۰۷۱۵
✅🔔۲۴🔔✅.
💚هوالهادی💚
👈 افق زمانی چجوری انتخاب میشه؟ 👉
سلام دوستان عزیز آیپلنی
🧐احتمالا برای یک بار هم که شده تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا روی اسناد راهبردی نوشته میشه برنامه ۱۰ ساله، یا ۵ ساله، یا ۲۰ ساله، یا حتی ۵۰ ساله.
😐ولی هیچوقت گفته نمیشه مثلا برنامه ۹ ساله، یا ۶ ساله، یا ۱۶ ساله، یا ۴۲ ساله.
چرا؟
🤔مبنای انتخاب این عددای گرد و خوشگل چیه؟
⚠️راستش هیچچی
🔻مبنای متداول تعیین افق زمانی اسناد راهبردی همین خوشگلی و گرد بودن این عددایه. و الا هیچ آیهای برای این که برنامه راهبردی باید ۱۰ ساله باشه و ۸.۵ ساله نباشه نیست.
❓حالا اگه گفتید مبنای انتخاب ۱۴۰۴ چیه؟ این که گرد و خوشگل نیست.
عدد ۱۴۰۴ گرد و خوشگل نیست، اما مبنای انتخاب این عدد هم دقیقا برمیگرده به منطق مستحکم گرد و خوشگل بودن عدد (اگه گفتید چطوری؟).
خب گرد و خوشگل بودن عدد افق زمانی خوبه ولی نه این که مهمترین تصمیم سازمان رو وصل کنیم به خوشگلی یه عدد و از واقعیات زمانی زمینه سازمان غفلت کنیم⚠️.
🤔پس شی بکنیم تا افق زمانی رو با منطق بهتری انتخاب کنیم؟
برگردیم به الگوی دارت راهبرد و چگونگی تعیین مقصد
👇👇👇👇👇👇
تو مباحث گذشته به یه تعریف قرص و محکم از مقصد رسیدیم که میگه:
✅ مقصد نقطه حاصل از برآیند خواستههای اساسیه که ذیل بایستههای اصولی تعیین شده باشه، و با داشتههای کلیدی تعدیل شده باشه.
بایستهها، خواستهها، و داشتهها رو هم با یک الگوی لایهای که ریشه تو منطق سیستم داره، تحلیل کردیم که میگه:
✅ رویکرد (دکترین)؛ وجه خروجی بایستههایه که ریشه در ارزشها داره؛ و عاملی که ارزشها رو به رویکرد تبدیل میکنه، چگونگی جهتگیری ما در روبروشدن با کلانروندهای محیط دوره؛
✅ نیاز؛ وجه خروجی خواستههاست که ریشهش تو نداشتهها و کاستیها و ضعفهای مایه؛ و عاملی که این کاستیها رو به نیاز تبدیل میکنه، زمینههای بروزیه که تو محیط تعاملی پیش میاد یعنی فرصتها و خطرها و انتظارات آرمانی ذینفعان)؛
✅ قابلیت؛ وجه خروجی داشتههاست که ریشهش تو زیرساختها و نقاط قوت بالقوه ماست؛ و عاملی که این زیرساختها و قابلیتهای بالقوه رو بالفعل میکنه و به قابلیت تبدیل میکنه، برنامههای اکتساب مایه؛
👇👇👇👇👇👇👇👇
🤌 نکته خیلی مهم که خیلی باید بهش توجه کرد اینه که این سه گستره (بایستهها، خواستهها، و داشتهها) گسترههای جداگانهای هستن که میشه روی هرکدومشون به تنهایی تحلیل انجام داد و مثلا مطالعات راهبردی و آیندهپژوهی داشت.
👌مثلا با شناخت ارزشها (که در دورههای طولانی ثابتند) و شناخت و تحلیل کلانروندهای محیط دور، میشه تو گستره رویکرد تحلیل راهبردی انجام داد و آیندهپژوهی رویکردها (دکترین) رو انجام داد؛
👌مثلا با شناخت کاستیهای اساسی؛ و شناخت و تحلیل زمینههای بروز در محیط تعاملی، میشه تو گستره خواستهها تحلیل راهبردی انجام داد و آیندهپژوهی نیازها رو انجام داد؛
👌مثلا با شناخت زیرساختهای کلیدی، و شناخت برنامههای اکتساب محیط درونی، میشه تو گستره داشتهها تحلیل راهبردی انجام داد و آیندهپژوهی قابلیتها (مثلا فناوری) رو انجام داد؛
🔔 تحلیل راهبردی و آیندهپژوهی جداگانه هرکدوم از این گسترهها نقاط کلیدی رو روی محور زمان برای هر گستره نشون میده.
👈مثلا میگه رویکرد جمهوری اسلامی ایران در حوزه اقتصاد دیجیتال در طول زمان چه تغییراتی خواهد کرد و آخرین تغییراتی که میشه تحلیل کرد تو زمان (ب) رخ خواهد داد؛
👈یا مثلا میگه نیازهای کشور در حوزه ساخت و ساز مسکن در طول زمان چه تغییراتی خواهد کرد و آخرین تغییراتی که میشه تحلیل کرد تو زمان (خ) رخ خواهد داد؛
👈یا مثلا میگه قابلیت ما در زمینه تبدیل مواد خام نفتی به مواد اولیه مورد نیاز صنعت کشور در طول زمان چه تغییراتی خواهد کرد و آخرین تغییراتی که میشه تحلیل کرد تو زمان (ق) رخ خواهد داد؛
(آرزو که بر جوانان عیب نیست؛ اینام آرزوهای آیپلنی یک جوان قدیمیه که دلش میخواد کشورش به جای این همه مراکز مطالعات راهبردی متعدد مترجمپایه وابسته به متون اینترنتی، یه همچین ساختارهای آیندهپژوه تحلیلپایه وابسته به دادههای زمینه داشته باشه؛ که البته چندتایی داریم ولی درصدشون نسبت به همه مراکز مطالعات راهبردی خیلی خیلی خیلی پایینه)
♻️حالا فرض کنید تو مقایسه زمانی آخرین تغییرات هرسه گستره بایستهها، خواستهها، و داشتهها یه همچین رابطهای برقرار باشه:
زمان (ب) > زمان (ق) > زمان (خ)
یعنی فرض کنید ما زمان (ب) یا همون تغییرات بایستهها و رویکردها رو تا ۴۲ سال دیدبانی کردیم (بعدش رو نتونستیم، یا عدم قطعیتش خیلی رفت بالا)؛ زمان (خ) یا همون تغییرات خواستهها و نیازها رو تا ۶ سال دیدبانی کردیم و بعدش رو نتونستیم؛ و زمان (ق) یا همون تغییرات قابلیتها و داشتهها رو تا ۱۶ سال دیدبانی کردیم و بعدش رو نتونستیم؛
⁉️به نظر شما افق زمانی برنامهریزی راهبردی ما تو محدوده زمانی کدوم گستره تنظیم مره: ۴۲ سال (افق تغییرات رویکردها)؟ ۶ سال (افق تغییرات نیازها)؟ یا ۱۶ سال (افق تغییرات قابلیتها)؟
❌اگه افق زمانی بالاتر (۴۲ سال) رو انتخاب کنیم، خب تغییرات رویکردی رو میبینیم، ولی تغییرات نیازها و قابلیتها رو برای ۴۲ سال نمیبینیم. پس برنامه دچار خطا میشه؛
❌اگه افق زمانی میانی (۱۶ سال) رو مبنا قرار بدیم، تغییرات قابلیتها رو میبینیم، تغییرات رویکردها رو هم میبینیم حتی بیشتر از افق ۱۶ سال، اما تغییرات نیازها رو بعد از ۶ سال قادر به دیدنشون نیستیم و این برنامهریزی رو موهومی میکنه؛
نمیکنه؟
میکنه.
✅اما اگه افق زمانی پایین (۶ سال) رو انتخاب کنیم، تا ۶ سال تغییرات هرسه گستره رو میبینیم و رجاء واثق میرود که برنامهریزی راهبردی با کمترین عدم قطعیت و کمترین خطا تنظیم بشه (انشاالله).
❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️
🕎 سگ هار ۱۶ سال آینده (۱۳۹۴-۱۴۰۳) رو نخواهد دید. رویکردتون رو برای بازه بعد از ۱۶ سال (و حتی خیلی زودتر) برای منطقه بدون سگ هار تنظیم کنید.
💐 ان وعدالله حق💐
❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️
✌️موفقیم به امید خدا🤲
#آیپلن
@Iplan_modir
https://eitaa.com/Iplan1
✅🔔۲۵🔔✅.
💚هوالهادی💚
👈 ارتباط لایهای اهداف 👉
سلام دوستان عزیز آیپلنی
تو مبحث ۲۱/۲ و توضیح دارت راهبرد گفتیم که:
👌 دارت راهبرد میگه مقصد سه لایه داره:
1⃣ لایه اهداف آرمانی؛ که میگه به دنبال چه جایگاه و چه تراز و چه سهمی از رقابت باشیم؛
2⃣ لایه اهداف آمادی (خروجیها)؛ که میگه برای رسیدن به اون جایگاه و تراز و سهم رقابت، باید چه خروجیهایی داشته باشیم؛
3⃣ لایه اهداف آمایشی (زیرساختها)؛ که میگه برای دستیابی به اون خروجیها چه زیرساختهایی باید داشته باشیم.
🤌 حالا پرسش کلیدی اینجایه که ارتباط این سه لایه با هم چجوری تعریف میشه؟ یعنی چجوری تعیین هدف آرمانی ترار مثلا رتبه اول اقتصادی منطقه منجر به تعریف هدف آمادی افزایش فلان درصدی تولید فلان محصول نفتی یا غیرنفتی میشه؟ افزایش تولید حاصل تعادل نیاز و ظرفیته، رتبه اول اقتصادی حاصل تعادل رویکرد و نیازه. رویکرد و نیاز هم که تو مباحث ۱۸ و ۲۲ دیدیم مستقل از هم تحلیل و تعیین میشن.
❓پس ارتباط اهداف آرمانی با اهداف آمادی کجا برقرار مره؟ یا همینطور ارتباط اهداف آمادی و اهداف آمایشی؟ و شاید از اینا پیچیدهتر:
❓❓آیا ارتباطی بین اهداف آمایشی (پایینترین لایه) و اهداف آرمانی (بالاترین لایه) هست؟
🟢 یک بار دیگه به نمای دارت راهبرد نگاه کنید
👇👇👇