📣موسسه راه بهتر برگزار میکند:
✴️ کارگاه یک جلسه رایگان «هفت خان خانواده » ✴️
🔺آشنایی با اولین، برترین و ضروری ترین مهارت زندگی
🔻برای چی این کارگاه مفیده؟🔺
🔹 آمادگی برای ازدواج
🔹 انتخاب همسر
🔹همسرداری
🔹تربیت فرزند
🔺برای چه کسانی مفیده ؟🔻
🔶 مجردین
🔶متاهلین
🔶والدین
🔶مدرس: استاد محمود یزدانی (پژوهشگر، مشاور و مبدع نظریه هفت خان خانواده)
⏰زمان : چهارشنبه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳
ساعت ۱۸ تا ۱۹
📍مکان : خیام ۱۱ پلاک ۹۳ مرکز مشاوره راه بهتر
🔶ثبت نام:
سایت www.rahbeh.ir
تلفن:09373405875 - 05137629891
〰〰〰〰〰
💟 راه بهتر | مرکز تخصصی خانواده و سبک زندگی اسلامی
@rahbeh_ir | ایتا، تلگرام، اینستاگرام
----------------------------------
https://eitaa.com/behtarafariny
https://eitaa.com/islamic_psycho
جای همه شما خالی ...
💬 بخشی از کارگاه هفت خان خانواده و نظرات عزیزانی که امروز میزبان شون بودیم
منتظر کارگاه های بعدی باشید... 😉
〰〰〰〰〰
💟 راه بهتر | مرکز تخصصی خانواده و سبک زندگی اسلامی
@rahbeh_ir | ایتا، تلگرام، اینستاگرام
----------------------------------
https://eitaa.com/behtarafariny
https://eitaa.com/islamic_psycho
📣📣📣 دعوت به همکاری پاره وقت
🟢 به یک دانشجو یا فارغالتحصیل ارشد روانشناسی یا مشاوره جهت دستیاری در امر گردآوری و تدوین محتوا در موضوع «بهداشت روانی» با پرداخت حقالزحمه به صورت پاره وقت در مشهد نیازمندم.
علاقهمندان لطفا به آیدی زیر در تلگرام یا ایتا پیام دهند.
@mahmood_yazdani
🔷با احترام
محمود یزدانی
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
📣📣📣 «من منجی کوچک ام، پس هستم»
#یادداشت_۶۴
⏪ از آن زمانی که رنه دکارت فرانسوی آن جمله مشهورش را بیان کرد که «من می اندیشم، پس هستم»، این جمله با تعبیرات و تغییرات مختلفی بیان شده است. در زمان شاه، آن هنگام که تازه تولید پیکان شروع شده بود، به طنز برخی که صاحب پیکان شده بودند، می گفتند : «من پیکان دارم، پس هستم»، اما اگر امروزه کسی بگوید «من پیکان دارم، پس هستم» با طنز و یا تمسخر به او می گویند : «مطمئن هستی که هستی؟ مطمئنی که وجود داری ؟»
اما همه این جملات بیانگر تمایل به تحقق یک کنش (رفتار) یا نحوه وجود هست که فرد بواسطه آن کنش یا نحوه وجود، «احساس وجود» می کند.
❇️ در روان ما انسان ها گویی میلی است که می خواهد ما بروز و ظهور داشته باشیم. می خواهد ما «احساس وجود» کنیم و بدانیم و بشناسانیم که «من هستم». و برای اینکه به خودمان ثابت شود که «من هستم» ، دست به کارهایی می زنیم که تاییدکننده این باشد که براستی در این جهان هستی «من هستم».
شاید همه کارهایی که می کنیم، درسی که می خوانیم، کنکوری که می دهیم، ادامه تحصیلی که می دهیم، سر کاری که می رویم، پولی که در می آوریم، به مهمانی که می رویم، به مسافرتی که می رویم، سلفی که می گیریم، عکسی که از خود در پروفایل مان می گذاریم، استوری و لایوی که می گذاریم و ... همه و همه برای این باشد که به خودمان و دیگران می گوییم که ببین «من این کارها را می کنم، پس هستم» .
❗️اما براستی ما با این کارهایمان «واقعا هستیم» ؟ نکند در جواب این کارهایمان، مثل جواب حرف همان کسی که در این زمانه بگوید «من پیکان دارم، پس هستم » به طنز و تمسخر بگویند : «مطمئن هستی که هستی؟ مطمئنی که وجود داری ؟»
✅ راستی چه رفتار یا کنشی از ما (doing)، یا چه نحوه ای از بودن ما (being)، باعث می شود که واقعا «وجود داشته باشیم» یا «احساس وجود» کنیم ؟ من از کجا بدانم که «هستم»؟ در جمله «من .... پس هستم» جای نقطه چین ها چه بنویسیم که بعدا به ما نخندند و خودمان هم پشیمان نشویم. چه چیزی می تواند واقعا باعث «احساس وجود» در من شود ؟
⬅️ جمله «من می اندیشم، پس هستم» بیانگر این است که «اندیشه» شاخص «هست بودن» من است. اما فارغ از اینکه بخواهیم نقدی بر این جمله دکارت داشته باشیم، اندیشه تا به عمل در نیاید، نوعی درخودماندگی است. ضمن اینکه چه نوع اندیشه ای می تواند معرف و شاخص «هست بودن» من باشد ؟ آیا هر اندیشه ای ؟
بگذریم، بحث در این زمینه زیاد است.
⁉️ اما واقعا چه چیزی به ما «احساس وجود» می دهد؟ احساسی که باعث می شود از خودمان راضی باشیم.
🔴 اگر به پیش فرض ها و استدلالات این بحث کاری نداشته باشیم، موضوع «نجات» می تواند «احساس وجود» به ما بدهد .
«تقلای وجود» زمانی است که «وجود» به خطر بیفتد و لذا اگر خطری باشد و ما کاری نکنیم، گویی که «نیستیم»، و «تقلای نجات» باعث شکل گیری «حس وجود» در ما می شود. بنابراین «نجات» می تواند «احساس وجود» را در ما زنده کند. مثلا اگر خطری برای خودمان و دیگری باشد و کاری نکنیم، ما را سرزنش خواهند کرد که مگر تو نبودی؟ و یا اینکه حواست کجا بود ؟ ضمن اینکه خودسرزنشی هم خواهیم داشت.
🔶 بنابراین «نجات» و «منجی گری» می تواند «احساس وجود» را در ما زنده کند و شاید زنده بودن ما به «منجی گری» ما باشد. به نجات خودمان و نجات دیگران. وبه میزان تلاش مان در امر نجات، احساس وجود خواهیم کرد.
☪ ما همچنانکه با «منجی گری» خودمان، احساس وجود خواهیم کرد، با هر «منجی» نیز احساس اتحاد خواهیم کرد. بنابراین همه ما در روان مان از انسان های منجی خوشمان خواهد آمد. و شاید به همین دلیل باشد که هم می خواهیم خودمان منجی باشیم و هم منجی ها را تحسین می کنیم و هم منتظر منجی هستیم.
🔔🔔اما یک خطر بزرگی اینجا هست. وقتی گستره مشکلات و خطرها را در سطح وسیع اجتماعی و جهانی نگاهی بیندازیم، و از طرف دیگر به توان منجی گری خودمان نظری بیندازیم، ممکن است یک یأس و ناامیدی به ما دست دهد که آیا می توانیم کاری کنیم ؟
اینجا پاسخی که می توان داد، «منجی گری به قدر توان» است. ما «منجی بزرگ بشریت» و جهان هستی نیستیم، اما می توانیم «منجی های کوچک» باشیم. اول از همه منجی خودمان، سپس خانواده مان و سپس اطراف مان به قدر توان و امکانات مان.
💐💐 کار این دنیا با «منجی بزرگ» سامان می یابد، اما منجی بزرگ تا هزاران «منجی کوچک» نداشته باشد، کاری از پیش نخواهد برد.
منجی بزرگ منتظر منجی های کوچک است. منجی هایی در قد و قواره من و شما. و زمانی ما می توانیم بگوییم که منتظر منجی بزرگ هستیم، که خودمان منجی کوچکی شده باشیم. آن وقت است که اتفاق نیکویی رقم خواهد خورد.
❇️ بنابراین اگر تلاش کنیم که منجی کوچکی شویم و بتوانیم بگوییم که «من یک منجی کوچک ام» آن وقت با اطمینان خاطر و آرامش می توان گفت که «پس هستم».
✍ محمود یزدانی
✅ @behtarafariny
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
📣📣📣 یک عیدی ناب از امام رضا علیه السلام که می تواند حال مان را، و از آن مهمتر زندگی و سرنوشت خودمان و خیلی ها را عوض کند.
#یادداشت_۸۵
✍ محمود یزدانی
✅ معمولا رسم است که عید می شود، افراد توقع عیدی می کنند. یعنی یک تحفه ای، یا یک چیزی که خوشحال کننده باشد.
اگر از عیدی های بی حد و حصری که ائمه اطهار علیهم السلام در اعیاد و غیر اعیاد دارند، بگذریم، و فی المثل از امام رضا علیه السلام بخواهیم که آقاجان یک دستورالعملی بده که یک خوشحالی بادوام برای ما به داشته باشد و به نوعی رمز و راز خوشحالی و شادکامی و موفقیت و سعادت باشد، فکر می کنید حضرت چه می فرمایند ؟
👌👌 قطعا امام رضا علیه السلام فرمایشات گرانبهای زیادی دارند، ولی با عقل ناقص من یکی از جامعترین دستورالعمل های سعادت و شادکامی که میشه ساعت ها درباره آن بحث کرد، و اصلا یک دوره آموزشی و درمانی فوقالعاده بر اساس آن طراحی کرد، همین حدیثی است که خدمت شما عرض خواهم کرد.
📖 سُئِلَ عَنِ عَلِیٍّ ابنِ مُو سَی الرِّضا (ع) عَن خِیارِ العِبادِ، َ«اَلَّذینَ اِذا اَحسَنُوا أَستَبشَروُا وَ اِذا اَسائُوا اِستَغفَروُا وَ اِذا اُعطوُا شَکَروُا وَ اِذَا ابتَلَوا صَبَرُوا وَ اِذا غَضِبُوا عَفَوا».(مسند الامام الرضا (ع)، ج 1 ص 284)
« از امام رضا (ع) درباره بهترین بندگان پرسیدند. فرمود: آنان که هرگاه نیکی کنند، خوشحال می شوند، و هرگاه بدی کنند، استغفار می کنند، و هرگاه چیزی به آنان عطا شود، سپاس می گویند، و هرگاه مبتلا و گرفتار شوند، صبر و شکیبایی می کنند، و هرگاه خشمگین شوند، عفو و گذشت می کنند.»
🤔🤔 من حدیث فوق را که دیدم، مدتها درباره آن مطالعه و فکر میکردم و از جامعیت، سهولت، عمق، و کاربردی بودن آن به شگفت درآمده بودم.
🙈🙈 من در نوشتن تنبل هستم، ولی برعکس در حرف زدن خیلی وراج هستم، و اگر جایی گوش مفت پیدا کنم، ساعت ها میتونم درباره این حدیث حرف بزنم. ولی اینجا فقط درباره قسمت اول این حدیث فوقالعاده ناب یک توضیح خیلی اندکی می دهم.
❇️ بر اساس بخش اول این حدیث - «اَلَّذینَ اِذا اَحسَنُوا أَستَبشَروُا : آنان که هرگاه نیکی کنند، خوشحال می شوند - پایدارترین عامل سعادت و شادکامی منشأ درون فردی دارد و دو عامل می تواند مانع اصلی این سرچشمه پایدار شادکامی باشد.
۱ - انجام ندادن کار خوب
۲ - خوشحال نشدن از انجام کار خوب
🔶 سعادت و شادکامی اصیل، شادکامی است که ناشی از انجام یک کار خوب یا احسان گری می باشد . یعنی اگر کار خوبی انجام نمی دهیم، توقع شادکامی هم نبایستی داشته باشیم. اما صرف انجام کار خوب، نمی تواند الزاما منجر به شادکامی بشود، بلکه شادکامی یک عملی است که بایستی صورت بگیرد، نه وضعیتی که به آن دچار شویم.
بدین معنا که برای شادکامی دو کار بایستی انجام دهیم :
۱ - کار خوب انجام دهیم.
۲ - از انجام کار خوب مان دست افشانی و پایکوبی کنیم تا شادمان شویم.
☑️ مثال بزنم.
خیلی از پدر و مادرها برای بچه های شان زحمت می کشند ولی حال خوبی ندارند، چون فکر می کنند که بچه هایشان قدردان زحمات آنها نیستند. همین وضعیت را ممکن است برخی همسران نیز داشته باشند و از اینکه قدر زحمات شان دانسته نمی شود، سرخورده هستند.
راحت تر بگویم برخی مردان احساس حمال بودن دارند و برخی زنان احساس کلفت بودن دارند.
واقعا این افراد چگونه می توانند از این احساسات منفی بیرون بیایند ؟
آیا آنها کارهای خوبی نمی کنند ؟
پاسخ این است که اتفاقا خیلی هم کار خوب زیادی انجام می دهند.
خب اگر اینطور است پس چرا حالشان بد است ؟ چرا کارهای خوب شان، حالشان را خوب نکرده است ؟
پاسخ این است که خب درسته کار خوب کردند، اما «کار خوب چه ربطی به حال خوب دارد ؟ »
🔔🔔 تمام دعوا سر همین نکته ظریف است که «انجام کار خوب ربطی به داشتن حال خوب ندارد». حتی انجام کار خوب، پتانسیل این را دارد که حال ما را بدتر نیز بکند.
یکی ممکن است از صبح تا شب یکسره بشورد و بسابد و خانه را مثل دسته گل کند و کلی پخت و پز کند، اما حالش خراب خراب باشد. چرا ؟
بخاطر اینکه منتظر است یکی دیگر بازخورد قدرشناسانه ای به این کارهای خوبش بدهد و او «از قدرشناسی دیگران، حالش خوب بشود». یعنی این فرد کار خوبش را شایسته خوشحال شدن خودش نمی داند، بلکه قدرشناسی دیگران را پیش شرط خوشحال شدنش می داند.
فارغ از اینکه این فرد ریسک بزرگی می کند که خوشحال شدن را به قدرشناسی دیگران گره زده است، اما گویی فرمول شادکامی را درست فهمیده است.
ادامه در فرسته بعدی 👇👇👇
@aghazy_no
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
ادامه از فرسته قبلی 👆👆👆
❗️❗️حالا فرمول چی هست :
شادکامی = کار خوب + قدرشناسی از کار خوب (به وجدآمدن از کار خوب)
⏮ یعنی فرمول شادکامی تک مولفه ای نیست و دو مولفه ای است.
تمام تفاوت آدم ها، تفاوت شان در فرمول شادکامی شان است.
😇😂بهترین آدم ها : انجام کار خوب + قدرشناسی کار خوب شان و به وجدآمدن از کار خوب شان
😒😔آدم های معمولی و یا آدم های با حال خراب : انجام کار خوب + منتظر قدرشناسی دیگران از کار خوب شان برای شادمانی کردن
🟢 بنابراین کار خوب، صرفا ماده اولیه شادکامی و سعادت را فراهم می کند، نه اینکه کار تمام شده باشد. از باب مثال، کار خوب را برای شادکامی مانند گوشت و برنج خام می توان فرض کرد که برای خوردن غذا لازم هست، ولی کافی نیست. همچنانکه گوشت برای اینکه قابل خوردن شود، احتیاج به پختن دارد، و برنج هم احتیاج به دم کردن دارد، کار خوب هم احتیاج به پخت و پز دارد، و تا کار خوب در درون ما نپزد، حال ما خوب نخواهد شد.
و چگونه کار خوب تبدیل به حال خوب می شود؟
وقتی که کار خوب مان را خوب خوب نگاه کنیم و از توفیقی که بدست آورده ایم، شادمان گردیم و خوشحالی کنیم.
یعنی خوشحالی کردن از جنس فعل است که بایستی توسط خود ما صورت بگیرد. نه احساسی که منتظرش بمانیم تا سر و کله اش پیدا شود. یعنی همچنانکه کار خوب را بایستی انجام دهیم، شادمانی از کار خوب را هم بایستی انجام دهیم تا حال مان خوب شود.
📣 خب حالا اگر از کار خوب مان به وجد بیاییم چه اتفاقی می افتد ؟
اتفاقات خیلی خیلی خوبی می افتد. از باب مثال :
۱ - کنترل حال مان دست خودمان است، و وابسته به واکنش دیگران نیست.
۲ - حال مان خوب می شود.
۳ - چون حال مان خوب می شود، کار خوب بیشتری انجام می دهیم. بخاطر اینکه از درون، خودمان را تقویت می کنیم.
۴ - آدم خیلی خوبی می شویم. چون وقتی کارهای خوب زیادی انجام دهیم، هر دفعه با انجام یک کار خوب، آدم بهتری می شویم.
۵ - و خیلی اتفاقات مثبت را بخاطر کارهای خوبی که داریم انجام می دهیم، برای دیگران رقم می زنیم
۶ - و خانواده بهتر و جامعه بهتری را برای دیگران می سازیم.
۷ - دنیای دیگر خودمان را آباد می کنیم.
🔷 و همه اینها فقط و فقط از یک کار کوچولو، اما خیلی خیلی مهم شروع می شود: هر وقت کار خوبی کردیم، همان لحظه که داریم کار خوبی انجام می دهیم - حتی اگر شستن یک ظرف باشد - لبخند بزنیم و شادمانی کنیم.
همین لبخند زدن و شادمانی کردن، سرنوشت خودمان را قطعا، و سرنوشت خیلی های دیگر را با احتمال خیلی زیاد عوض می کند.
🙈🙈توضیحات زیاد است، بقیه اش با خودتان که بروید فکر کنید. مخصوصا درباره بخش های دیگر این حدیث ناب
پ ن : این حدیث اینقدر جامع است که ارزش دارد چندین پایان نامه دکترا درباره آن نوشته شود. و میشه بر اساس آن یک دوره آموزشی و درمانی فوقالعاده طراحی کرد.
و اگر کسی خواست یک دوره آموزشی و درمانی بر اساس آن طراحی کند، با کمال افتخار آماده همکاری هستم.
✍ محمود یزدانی
@aghazy_no
آقای محمدرضا سلامتنشست رونماییِ کتاب «روحدرمانی».mp3
زمان:
حجم:
17.2M
نشست رونماییِ کتاب «روحدرمانی»
بخش اول: سخنرانی آقای محمدرضا سلامت (مترجم)
آقای شهبازینشست_رونماییِ_کتاب_«روحدرمانی»_2.mp3
زمان:
حجم:
41.5M
نشست رونماییِ کتاب «روحدرمانی»
بخش دوم: سخنرانی آقای ایرج شهبازی
آقای مصطفی ملکیاننشست_رونماییِ_کتاب_«روحدرمانی»_3.mp3
زمان:
حجم:
42.9M
نشست رونماییِ کتاب «روحدرمانی»
بخش سوم: سخنرانی آقای مصطفی ملکیان