eitaa logo
شیدا.
25 دنبال‌کننده
3 عکس
7 ویدیو
0 فایل
مگر لیلی کند درمان، غم مجنونِ شیدا را. -نوشته‌های من- https://abzarek.ir/service-p/msg/5424888
مشاهده در ایتا
دانلود
شیدا.
«اِلی! یه تار، یه تار مونده؛فقط یه تار مو مونده تا افکار چرت و پرتمو بالا بیارم! الی! من آدم خوبی بو
سکوت. فضا، لبالب از سکوت بود. دلش‌ تنگ‌ بود. لااقل بگذارید اینطور فکر کنم که دلش در سیم‌های خاردار غمی‌، تنگ‌ْ فشرده شده‌بود. به او گفتم: «عاشق پرستوها هستم. دیوانه‌ها عاشق چیزهایی می‌شوند که هرگز آن‌ها را به دست نمی‌آورند.» گفتم: «به دست آوردن برای دیوانه‌ها یعنی مرگ! که اگر به دست آوردنی باشد دیوانه‌ای نیست که در غمِ سحرگاهانِ روزگارْ بگِرید.» آن‌گاه گریست. هوا هم. باران بند نمی‌آمد. گفتم: «خدا برای ما صحبت‌ها دارد! ببین پرستوها را که در آن کنج دنج‌ نشسته‌اند و در انتظار پایان باران‌اند.» هیچ نگفت. باران بود و سکوت. باران بود و یک دل سیر، سکوت. -شیدا.
شیدا.
آزاد ام. مانند پرستوی کوچیده از دسته‌ی‌ خویش. یا همانند برگی که می‌داند درخت چناری که به او دلبسته بود، رهایش کرده به حقیقت. در بُهتی کم‌نظیر. شبیه درخت سرو کهنسالی که در تلخی‌ِ عزایِ درختان مجاور، به صداقت مرگ، خمیده شده. و دستانش آشیانهٔ‌ ماکیانی‌ست که روزی سلامش‌ کردند و روزی تَرکش‌ می‌کنند؛ به آرامی. -شیدا.
مادربزرگ دعاهای عاقبت به‌خیری‌ات‌ برایم جواب نداد.. حالا من، تنها؛ عاقبت به‌غم شده‌ام. -شیدا.
شیدا.
سکوت. فضا، لبالب از سکوت بود. دلش‌ تنگ‌ بود. لااقل بگذارید اینطور فکر کنم که دلش در سیم‌های خاردار غ
«کاش خدا برای هر غمی در جهان، یک درخت می‌کاشت. کاش خدا برای من‌هم‌ یک سرو می‌کاشت.» دور شد. قدم‌هایش را تندتر کرد. لابد چون دلش نمی‌خواست اشک‌هایش را ببینم. اما از پل که گذشت، برگشت و نگاهم کرد. چشم‌هایش ابری شد. چیزی نگفت و رفت. -شیدا.
خنجری بده! تا که سینه‌ام را از عشق تو چاک کنم‌. -شیدا.
فتنه‌انگیزِ جهان؛ غمزه‌ی‌ جادوی‌ تو بود..
و خدا از یَوم‌اَلَسْت، درَفشِ سکوت را در اعماق غم، بنا نهاده‌بود. و چه می‌دانست این‌را، آن آدمی که «بلی‌ٰ» را از یاد برده‌بود.. -شیدا.