eitaa logo
كشكول جودی
166 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
3.2هزار ویدیو
52 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم . کشکول مطالب روز ، آموزنده ، ادبی ، روانشناسی ، تربیتی ، حقوقی ، علمی ، اخلاقی ، عرفانی
مشاهده در ایتا
دانلود
1402-05-07(hosseinighomi).mp3
12.13M
📚 موضوع : نقش انحرافات تاریخی در حادثه عاشورا 🕐 ۱۴۰۲ @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
1402-05-12 Ameli.mp3
13.1M
📚 موضوع: شعارهای حسینی در قیام عاشورا @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
1402-05-09(panahian).mp3
13.02M
📚 موضوع : نگرش صحیح به دین و مفاهیم دینی 🕐 ۱۴۰۲ @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
زندگی کودکان و بزرگترها 1.mp3
1.45M
گاهی زندگی کودکان و بزرگترها تفاوتی باهم ندارد ...... @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
7.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👈 شفا گرفتن چشمان آیت‌الله العظمی بروجردی 🌺 @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
19.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرحوم حضرت آیه الله نجفی مرعشی حق پدر و مادر حاج آقا دارستانی @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
33.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی قدیمی از : سینه زنی ماه محرم با مداحی حاج حسین محلوجی در تکیه حاج سید حسن قم سال ۱۳۹۰ بخشــودگی‌اهــلِ‌گــنه‌درصـــفِ‌محـشر وابسته‌به‌یک‌گردش‌چشمان‌حسین‌‌است 🆔 @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 تقویت تمرکز و ذهن در کودکان و بزرگسالان 👤 حکیم حسین خیراندیش 🍏 @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
@KashkulJudy 🎙 مرحوم آیه اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری (رضوان اللّه علیه) نقل می کنند: 🔹هنگامی که من در کربلا بودم شبی که شب سه شنبه بود در خواب دیدم شخصی به من گفت: شیخ عبدالکریم کارهایت را انجام بده سه روز دیگر خواهی مرد. من از خواب بیدار شدم و متحیر بودم گفتم: البته خواب است و ممکن است تعبیر نداشته باشد. 🔸روز سه شنبه و چهارشنبه مشغول درس و بحث بودم تا خواب از خاطرم رفت روز پنج شنبه که تعطیل بود با بعضی از رفقاء به طرف باغ مرحوم سید جواد رفتیم، در آنجا قدری گردش و مباحثه علمی نمودیم تا ظهر شد ناهار را همانجا صرف کردیم پس از ناهار ساعتی خوابیدیم. 🔹در همین موقع لرزه شدیدی مرا گرفت رفقاء آنچه عبا و روانداز داشتم روی من انداختند ولی همچنان بدنم لرزه داشت و در میان آتش تب افتاده بودم، حس کردم که حالم بسیار وخیم است به رفقا گفتم مرا به منزلم برسانید، آنها وسیله ای فراهم کرده و زود مرا به شهر کربلا آوردند و به منزلم رساندند. 🔸در منزل بی حال و بی حس افتاده بودم، بسیار حالم دگر گون شد، در این میان به یاد خواب سه شب پیش افتادم علائم مرگ را مشاهده کردم با در نظر گرفتن خواب احساس آخر عمر کردم. 🔹ناگهان دیدم دو نفر ظاهر شدند و در طرف راست و جپ من نشستند و به همدیگر نگاه می کردند و گفتند: اجل این مرد رسیده مشغول قبض روحش شویم. ⭕️ در همین حال با توجه عمیق قلبی به ساحت مقدس حضرت اباعبداللّه (سلام الله علیه) شدم و عرض کردم: ای حسین عزیز دستم خالی است! کاری نکردم و زادی تهیه ننموده ام؛ شمارا به حق مادرتان زهرا (علیها السلام) از من شفاعت کنید که خدا مرگ مرا تاءخیر اندازد تا فکری به حال خود نمایم. 🔹بلافاصه پس از توسل دیدم شخصی نزد آن دو نفر که می خواستند مرا قبض روح کنند آمد و گفت: حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیه) فرمودند: شیخ عبدالکریم به ما توسل کرده و ما هم در پیشگاه خدا از او شفاعت کردیم که عمرش را تاءخیر اندازد. 🔸خداوند اجابت فرموده بنابر این شما روح او را قبض نکنید در این موقع آن دو نفر به هم نگاه کردند و به آن شخص گفتند: سَمْعا وَ طاعَهً، سپس دیدم آن دو نفر و فرستاده امام حسین (سلام الله علیه)، صعود کردند و رفتند. 🔹در این موقع احساس سلامتی کردم صدای گریه و زاری شنیدم که بستگانم به سر و صورت می زدند آهسته دستم را حرکت دادم و چشمم را گشودم، دیدم چشمم را بسته اند و به رویم چیزی کشیده اند خواستم پایم راجمع کنم ملتفت شدم که شستم (انگشت بزرگ پایم) را بسته اند. 🔸دستم را برای برداشتن چیزی بلند کردم شنیدم می گویند: ساکت شوید گریه نکنید که بدن حرکت دارد آرام شدند رواندازی که برروی من انداخته بودند برداشتند و چشمم را گشودند و پایم را فوری باز کردند، با دست اشاره به دهانم کردم که به من آب بدهند آب به دهانم ریختند کم کم از جا برخاستم و نشستم. 🔹تا پانزده روز ضعف و کسالت داشتم و به حمداللّه از آن حالت به کلی خوب شدم این موهبت به برکت مولایم آقا سیدالشهداء (سلام الله علیه) بود آری به خدا. 📎 منبع : کرامات الحسینیه، ص۱۵۹. 🆔 @KashkulJudy
۱۴ مرداد ۱۴۰۲