『 مأمول 』
- بسم رب القلم قدمزدن در مسیر اربعین، فقط راهرفتن نیست. دلسپردن است. گذاشتن هر گام، مثل ورق
سلام روزتون بخیر
امیدوارم داستان "یحیی" رو
خونده و لذت برده باشید 🌱
خوشحال میشم نظراتتون رو
با ما به اشتراک بزارید🤍
@Mamol_affice
『 مأمول 』
سلام روزتون بخیر امیدوارم داستان "یحیی" رو خونده و لذت برده باشید 🌱 خوشحال میشم نظراتتون رو با ما
اینجا میتونید بصورت ناشناس با ما صحبت کنید ✨
https://daigo.ir/secret/31606832161
『 مأمول 』
اینجا میتونید بصورت ناشناس با ما صحبت کنید ✨ https://daigo.ir/secret/31606832161
بعنوان کامنت اول بسیار نور نوری بود:)✨✨✨
سلام و نور و روشنایی:)✨
چون پیگیریهاتون رو در
لینک ناشناس و پیوی دیدم
زودتر خودمو رسوندم🤍
بریم سر صحبتهامون؟
『 مأمول 』
「 آغاز 」 امروز، ۱/۱، مأمولِ زیبایِ ما قدم به عرصه رسانه گذاشت. البته که تولد حقیقیاش در قلب و روح
از روز اولی که مأمول به وجود اومد
دوست داشتیم تو چندتا حیطه خاص
هنرمندا رو دور هم جمع کنیم و براتون
کااااملا دلی تولید محتوا کنیم:)
قدم اول نویسندگی بود
چون نویسندگی و قلم، عمیقترین هنره
و نویسندهها، پاکترین قلبها رو دارن
پس دوست داشتم شروع کار تیم مأمول،
با نویسندههای عزیزم باشه🫂
این روزها واقعا با عشق و دلی کنار هم
کار کردیم، نوشتیم، نقد کردیم، دست همو
گرفتیم و واژه واژه نوشتههامون رو به
چشم پاک شما رسوندیم:)
با این امیدِ قلبی که
هر سخن کَز دل بر آید
لا جرم بر دل نشیند🩵
میخواستم خبر خوب بدم ولی
حرفام شبیه غزل خداحافظی شد!
برگردیم سر توضیح فرصتی که
قولش رو داده بودم
اینسری موقع خوندن کانالهایی
که در تقدیمی شرکت کرده بودن،
متوجه یه فصل مشترک بین بسیاری
از ما شدم!
"میل به ثبت کردن در قالب واژهها"
حالا یا خاطرات رو، یا احساسات رو،
یا تخیلات رو، یا صحنههای ناب رو،
و... و... و...
ما با ذوق برای هم مینویسیم،
و صدها نفر با ذوق نوشتههای هم
رو میخونیم.
خیلیهامون فارغ از دیلیها، کتابهای
فراوونی میخونیم و تو دنیاشون غرق
میشیم.
فیلمها و سریالهایی میبینیم که از
خلاقیت نویسنده فیلمنامهشون دچار
شعف میشیم!
و خیلیهامون وقتی از استعداد یا
علاقهمون میخوایم صحبت کنیم،
میگیم: نویسندگی🫀✨️
وقتی بهش فکر کردم
اینکه ما مینویسیم، اما هنوز
نویسنده نیستیم، ۲تا دلیل اصلی
داره!
۱. انتظار میره یه نویسنده دستش
به قلم باشه! بتونه راحت بنویسه و
از موضوعات الهام بگیره، اما نوشتن
برای خیلی از ما، خیلی وقتا جدا یه
عذابه! انگار قلممون خشک شده و
هر چیام التماس کنیم واژهها کنار
هم ردیف نمیشن:)
کسی نمیتونه برای نوشتن روی ما
حساب کنه و خودمون گاهی شک
میکنم چه جور نویسندهای هستم
که اینهمه داستان نصفه نصفه و
ایده نوشته نشده دارم.
چرا علاقه دارم، حتی شاید کلاس
رفتم و نویسندگی یاد گرفتم! ولی
نمیتونم بنویسم 🤧
۲. خیلیامونم اتفاقا خیلی دست به
قلم هستیم!
خیلی مینویسیم، به نویسندگی علاقه
داریم و سرمون درد میکنه برا خوندن و
نوشتن! کلی ایده و سناریو داریم...
ولی در عمل، سواد نویسندگی نه!
ذوقش رو داریم اما آموزش نویسندگی
ندیدیم... و این باعث شده اصلا حرفهای
نباشیم🥲
^^حالا شما بگید؟
دغدغهتون بیشتر کدومشه؟
یا غیر از اینا، درباره نویسندگی چه حسی
یا سوالی دارید که دوست دارید با ما در
میون بزارید؟
- اینجا ناشناس بگو
- اینجا شناس!
بقیه بحث با کمک صحبتای شما پیش میره
پس منتظرتون هستیم💕
فکر کنم این دو تا پیام به هم مربوط
بودن درسته؟🤍
بله کاملا درک میکنم
ذهنهای خیلی خلاق
و گاهی مغزهای کمالگرا
و بعضا هم اهمالکاری و تنبلی
به ما این اجازه رو نمیدن که علیرغم
داشتن ایده، داشتن مهارت، و...
اثری شایسته رو خلق کنیم.
حالا آیا باید این ذهن خلاق مهار
بشه که من نویسنده بشم؟
نه! خشک کردنش بزرگترین اشتباهه:)
جالبه بدونید تمریناتی هست که از
همین پتانسیل ذهن شما استفاده میکنه
و منجر به خلق شاهکار میشه✨
همچنين، اون هیجان مغز رو تخلیه میکنه
تا شما برای نوشتن هدفمند آماده بشید.