|⇦•سلام و درود خدا...
#سرود وتوسل تقدیم به ساحت مقدس راوی دشتِ کربلا اماممحمد باقر علیه السلام اجرا شده به نفس حاجمیثممطیعی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
سلام و درود خدا به تو
صلواتِ اهل سما به تو
سلام ما به تو، سلامما به تو
سلام همه انبیا به تو
تَحیَّت خَیرُالوَری به تو
سلام ما به تو، سلامما به تو
آینهی حُسنِ طاهایی وارثِ شکوه مولایی
نام حسنین از تو زنده نورانیت تو زهرایی
شیدای روی تو جابر ای عشقِ اول و آخِر
ای جانِ حضرت سجاد مولانا حضرت باقر
«مولانا حضرت باقر....»
نورِ محفلِ تو نورِ حراء
اعجاز تو اعجاز انبیاء
ای گل مصطفی
ای آینهی قدر و هَل أَتی
ای کوثر حُسن بیانتها
ای گل مصطفی
با تو شده این مکتب زنده
با تو شده شیعه پاینده
خورشیدِ کلامِ تو مولا چلچراغ راه آینده
دلها تا کوی تو راهی عِلم تو نامتناهی
روشن با مهرِ تو جانها نور تو نور الهی
«مولانا حضرت باقر...»
تویی که نَه هستی خدا، علی
نَه از خدا یک دم جدا علی
علی و یا علی...
تویی سَید الاوصیا، علی
جانِ شیرینِ مصطفی علی
علی و یا علی..
عالمی به زیر دِیْنِ تو
ندیدیم آقایی عینِ تو
زُهد و عدالت معنا میشد
با وصلههای نعلین تو
مولای ما همه حیدر نورِ بیخاتمه حیدر
مدّاحِ فضلِ تو قرآن ای جانِ فاطمه حیدر
#شاعر: یوسف رحیمی
|⇦•سلاممقصد پنجم...
#مدح وتوسل تقدیم به ساحت مقدس راوی دشتِ کربلا اماممحمد باقر علیه السلام اجرا ۱۴۰۱ شده به نفس سید محمد رضا نوشه ور •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
رسیده ماه رجب در سرم هوای مدینه
نوشته اند دوباره مرا گدای مدینه
گرفته است بهانه دلم برای مدینه
فدای چهارم امام گره گشای مدینه
کبوتر دل من تا بقیعگشته مسافر
سلام مقصد پنجم سلام حضرت باقر
نبود این دل ما حیدری اگر تو نبودی
نبود روزی ما نوکری اگر تو نبودی
نداشت دین خدا لشکری اگر تو نبودی
نداشت جسم تشیع سری اگرتو نبودی
بزرگ و کوچک ما زیر دین راه نجاتت
غلام حیدر و زهرا شدیم با زحماتت
تویی همان که پیمبر رسانده است سلامت
تویی که درک خلایق نمیرسد به مقامت
شبیه زینب کبری حماسه داشت کلامت
شدست منبر روضه حیات بخش ز بیانت
همیشه کرده حدسث تو گرم روضه مارا
نتیجه تلاش توییم و صادقت آقا
امام پنجم عالم، امید پنج تنی تو
بزرگ تر ز تمام تصورات من تو
فدای عزم بلندت امام بت شکنی تو
خودت بگو بنویسم حسینی یا حسنی
تویی که وارث جمع فضایل حسنینی
امام امتی و میوهی دل حسنینی
همیشه مثل حسن بود عادت تو کرامت
زبان زد است همیشه جود وعطایت
بزرگواری فقیر دارد پیش تو حرمت
و در مرام شما نیست دین به غیر محبت
تو و کرم تو و بخشش تو عطای فراوان
همیشه لطف تو شده است شامل مهمان
تویی که حاصل عمرت همه معارف دین است
به زیر رچمت آقا کسی که سایه نشین است
به دست او رگ خواب همه زمان وزمین است
بقیع حرمت بهشت اهل یقین است
به رقم خواسته منکران اصل ولایت
حرم نداشتنت نکرد هم کم ز مقامت
#شاعر:محمدحسین رحیمیان
🌹#سرود بسیاربی نظیر👌👌👌👌
🌹#ولادت امام زمان(عج)
🌹#مناسب کف زنی
🌹#شاعر: محمدحسین رحیمیان
🌹#سبک ومولودی🎤🎤: کربلایی مهدی رنجبران
🌹#تقدیم به ساحت امام زمان(عج)
🌹#به نیت فرج امام زمان(عج)
💠💫💠💫💠💫💠💫💠💫💠💫💠💫
سلام ای محرم رازم ، کس و کارم ، اباصالح
می دونم که ، به تو خیلی ، بدهکارم ، اباصالح
توو روزای ِ ، گرفتاری ، تویی یارم اباصالح
دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم اباصالح
تویی ماه ِ ، شبای من
نمی خوای جز خوبی ، برای من
تو روز و شب ، دعام کردی
صدات کردم هر وقت ، نگام کردی
اباصالح ، اباصالح ، اباصالح مولا ، اباصالح
💠✨💠✨💠✨💠✨💠
سلام ای حضرت صاحب ، ابر قدرت اباصالح
چه قد داده ، به تو آقا ، خدا عزت اباصالح
کسی اصلا ، حریفت نیس ،توو این خلقت اباصالح
میگم هر دم ، به بدخواه ِ شما لعنت اباصالح
سلام آقا ، سلام آقا
سلام ای خونخواه ِ بنی الزهرا
سلام آقا ، سلام آقا
چه قد خالیه جات ، توو این دنیا
اباصالح ، اباصالح ، اباصالح مولا ، اباصالح
💠✨💠✨💠✨💠✨💠✨
سلام ای وارث تیغ ِ ، علی عالی اعلا
سلام ای حضرت منجی ، با تو دنیا ، میشه دنیا
سقیفه با ، شما میشه ، توو عالم آخرش رسوا
بیا و از ، سعودی ها ، بقیع و پس بگیر آقا
بزن تکیه ، به بیت الله
قیامت کن یابن رسول الله
بزن تکیه ، به بیت الله
بگو از ثارالله ، سلام الله
💠✨💠✨💠✨💠✨💠✨💠✨💠✨
🌹#سرود بسیاربی نظیر👌👌👌👌
🌹#ولادت امام زمان(عج)
🌹#مناسب کف زنی
🌹#شاعر: محمدحسین رحیمیان
🌹#سبک ومولودی🎤🎤: کربلایی مهدی رنجبران
🌹#تقدیم به ساحت امام زمان(عج)
🌹#به نیت فرج امام زمان(عج)
.
|⇦•حالا که زائر نیستم..
#مناجات و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده #شبِ_دهم_محرم به نفسِ حاج عباس واعظی
●━━━━━━───────
حالا که زائر نیستم؛ بگذار
در روضهها دور و برت باشم
دستِ مرا هم بند کن جایی
بگذار، من هم نوکرت باشم
چشم و چراغ روضهات روشن
از گریهکنها دعوتت با من
حالا که دور از گنبدم؛ بگذار
تا کفترِ نامهبرت باشم
هر جا که رودِ اشک، جاری بود
از چشم ابر انداختم خود را
میخواستم یک گوشه از دریا
جزو سیاهی لشکرت باشم
از خوبهایت نیستم؛ اما
نامِ مرا بنویس، در بدها
خوشبختی محض است، بگذاری
تا لابلای دفترت باشم
حسین آرام جانم
حسین روح و روانم...
*اسمم رو خط نزن آقا جان!
خدا اون روز رو نیاره اسمم از قلم بیوفته، چجوری چشمای خیسم دوباره به حرم نیوفته...*
در جمع سرسبزانِ پُربارت
این شاخهی خشک است، سربارت
ختمِ به خیرم کن؛ مرا بشکن
تا تکهای از منبرت باشم
* ابی عبدالله! شاخه خشک هم که باشم یه روزی به دردت میخورم*
خاکم کن و گِل کن؛ خرابم کن
شرمندهام؛ یک کاسه آبم کن
بگذار، وقتی آب مینوشی
من ساغرِ آبآورت باشم
سنگم؛ ولی سنگی که میخواهد
یک تکه از فرشِ حرم باشد
اهلِ بهشتم کن؛ شبی بگذار
تا زیر پای مادرت باشم
اینکه تو را دارم؛ اگر رویاست
از خواب، بیدارم نکن دیگر
ترکم نکن رویای خوابآور!
بگذار، تا در محضرت باشم
#شاعر رضا قاسمی
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#مناجات_با_امام_حسین
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_دهم_محرم
#امام_حسین
#شب_عاشورا
#حاج_عباس_واعظی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.
4_5789690432690588057.mp3
5.59M
🏴#مادر
🏴#دشتی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
خداوندا دلم صد غصه داره2
چه جوری این دلم طاقت بیاره
خداوندا تویی دار وندارم 2
به کی بگم که من مادر ندارم
چراغ خونه بودی مادر من2
فلک چه خاکی کردی بر سر من
الهی ای فلک دیگر نگردی2
عزیز من به زیر خاک و کردی
مادر،،،،
جوون بودی نه وقت رفتنت بود2
نه وقت زیر خاک و خفتنت بود
سیاهه روزگارم بی تو مادر2
میسوزم بیقرارم بی تو مادر
مگر مادر دیگه دوستم نداری?
صدات کردم جوابم رو ندادی
تورفتی سر روی خاکا میذارم
کجا رفتی بگو دار وندارم
خدا شاخه گلم از ریشه چیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن
#شاعر مریم صالحی مرزیجرانی
اجرای سبک#با نوای مداح اهل بیت ع استاد بختیاری کربلایی پیام شاعر و مداح کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان )
@khatmkhanimajma
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
4_5997025224376190572.ogg
649.2K
🖤🍃💦🍃🥀💦🥀🍃
🍃💦🍃🥀
💦🍃🥀 ﷽
🖤🥀
🍃
#نوحه
#ختم_پدر
#ختم_مادر
#ختم_جوان
🖌#شاعر_رسول
#چهارمحالی(ساقی)
#سبک_دشتی
سر خاکت منم با اشک و زاری
امان از درد دوری داغ داری
😭😭😭
سر خاکت سرشک از دیده جاری
تو رفتی و منم در سوگواری
سر خاکت عزیزان غرق آ ه اند
همه در انتظار یک نگاه اند
سر خاکت دلم را خاک کردم
دلم را از غمت صد چاک کردم
سر خاکت شکست بال و پر من
بیا بنگر تو چشمان تر من
سر خاکت دلم آتشفشان است
ببین که مادر تو روضه خوان است
دلم با غربت و غم آشنا شد
زمانی که دلم از تو جدا شد
نوایی جان فزا آ ید ز خاکت
فرستم فاتحه بر روح پاکت
عزیزان قدر یکدیگر بدانیم
بیا یک لحظه دور از هم نمانیم
سر خاک تو من منزل گرفتم
در این طوفان غم ساحل گرفتم
خموش ساقی ز داغ و درد و ماتم
دلم را ماتمش بنموده در غم
🖌#شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
✍#شاعر_مداح_سبک_گذار🎤
🎧#استاد_حاج_پیرزاده🖌
#پیشنهاد_دانلود👌
#التماس_دعای_فرج
🍃
🖤🥀
💦🍃🥀
🍃💦🍃🥀
🖤🍃💦🍃🥀💦🥀🍃
#روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام
بیا بریم کربلا، شبِ هشتمِ، شبِ علی اکبرِ حسینِ، همچین که میخواست بره میدان، اومد دَمِ خیمه ی زنها شروع کرد خداحافظی کنه، قدری خداحافظی طول کشید، ابی عبدالله صدا زد به زنها: علی اکبر رو رها کنید، علی غرقِ در خداست، رهاش کنید بره میدان تا به آرزوش برسه، همچین که میخواست بره، ابی عبدالله بهش فرمود: علی جان! یه مقداری جلویِ چشمای من قدم بزن، میخوام قد و بالات رو ببینم، اما نوشتن: نگاه حسین، نگاهِ نا اُمیدانه بود به علی اکبر، یه نگاهی به علی اکبرش کرد، انگار دیگه آخرین نگاهش به جوانشه، انگار دیگه تمومه، انگار دیگه علی رو نمیتونه ببینه، روایت میگه: دست به محاسنش گرفت، اومد تا وسطِ میدان، صدا زد: اِبن سعد! خدا رَحِمت رو قطع کنه، که داری اینجوری بچه های من رو ازم میگیری، این محاسن رو در دست گرفت، صدازد: خدا شاهد باش، خودت میدونی من چه کسی رو می فرستم میدان، کسی که شبیه ترین فرد،خُلقَاً، خَلقاً، منطقاً به رسولِ خداست...
علی اکبر رفت میدان و رزمِ عجیبی کرد، یه لحظه دیدن دوباره برگشت، صدا زد: بابا! این زره داره من رو اذیت میکنه... میدونی چرا این حرف رو زد؟ بعضی از بزرگان میگن: هنوز حسین چشم از علی برنداشته بود، هنوز دل از علی نکنده... بابا! تشنگی خیلی من رو داره اذیت میکنه، ابی عبدالله زبانِ مبارک رو تو دهان علی اکبرش گذاشت، یعنی علی جان! ببین من از تو تشنه ترم...*
صحنهٔ روضه در این جمله مجسم باشد
پشت هر قدّ رشیدی دو قَدِ خم باشد
مادری تر زهمه، راه برو، کیف کنم
دیدن قامت تو لذت عمرم باشد
*آرزویِ همه ی پدرا همینه، ببینن پسرشون قد کشیده، جلوشون قدم بزنه...*
در پی ات آمدم از خیمه محاسن بر دست
بسکه شأن تو در این رتبه معظم باشد
با زمین خوردن تو زندگی ام ریخت بهم
حق بده تا به قیامت کمرم خم باشد
از کجا تا به کجا پیکر تو ریخته است
هرچه می چینم عزیزم بدنت کم باشد
*آی پدرهای شهدا! آیا وقتی اومدید کنارِ جنازه بچه تون، آیا کسی بود بخنده؟ هلهله کنه؟ کف بزنه؟...چی میخوام بگم؟...*
تاکه زانوم زمین خورد همه خندیدند
باغمت شادی این قوم فراهم باشد
چه کنم پیکر تو از بغلم می ریزد
صد و ده تا پسر امروز به دستم باشد
تو چه گفتی که چو مادر دهنت را بستند
دنده ی خورد شده شاهد حرفم باش
کوچه ای باز شد و از دوطرف می خوردی
جای صد ضربه به روی بدنت هم باشد
پای ناموس وسط آمده برخیز علی
عمه ات بی من و تو بی کس و مَحرم باشد
#شاعر قاسم نعمتی
*علی جان! نگاه کن، عمه چجوری داره از دَمِ خیمه میدوه، همه ایستادن دارن نگاش میکنن، زینبی که تا حالا کسی قد و بالاش رو ندیده، هی تویِ سرش میزنه: " وامُحمدا! وا حُسینا!"...*
خیز از جا آبرویم را بخر
عمه را از بینِ نا مَحرم ببر
* شیخ جعفر شوشتری میگه: ابی عبدالله وقتی نگاش به بدنِ علی اکبر افتاد، همون جا محاسنش سفید شد؛ پیر شد حسین... اما یه جایِ دیگه هم همچین که سَرِ ابی عبدالله رو آوُردن تویِ مجلسِ عُبِیدُالله، وقتی سَرِ ابی عبدالله رو تویِ تشت گذاشتن جلوش، این چوبِ دستیش رو برداشت، هی به این لبها میزد، هی این چوب رو میزد زیرِ لبِ حسین، با لبها بازی میکرد، هی میزد به محاسنِ حسین، حسین! پیر شدی؟ یهو یه زن از وسطِ جمعیت بلند شد، نزن نامرد، داداشم لحظه ای که اومد بالا سَرِ جوانش پیر شد...
یکی هم تویِ کوچه ها امام حسن رو دید، گفت: حسن! پیر شدی؟ تو که سن و سالی نداری، چرا محاسنت سفید شده؟ آقا جوابش رو داد: ما بنی هاشم زود پیر میشیم... اگه پیشِ چشم شما هم مادرتون رو زده بودن پیر میشدید... حسین!...*
ـــــــــــــــــ
تو یک تنه لشکری، مثل خود حیدری
بذار تماشات کنم، این لحظه ی آخری
تو فکر رفتنی و من برام نمونده طاقتی
دارم میخونم از چشات، که تشنه ی شهادتی
اذان بگو دلم یکم آروم بشه
شاید صدات حریف این، بغض توی گلوم بشه
آه! پسرم، دلخوشی اهل حرم
میری میسوزه جگرم، آه! پسرم
این دنیا نفسگیر میشه، اشکام سرازیر میشه
جَوُون خوش قامتم، بری بابات پیر میشه
یه عده بی حیا میخوان، تو رو بگیرن از بابات
میخوان مثه مدینه باز، یه کوچه وا کنن برات
داغ تو رو، اینا به سینه ام میذارن
با کشتنت اینا میخوان، اشک منو دربیارن
خوب میدونند، که با غم تو میتونند
دل منو بسوزونند
*تو روایت نوشته تا زمین نیوفتاده بود:" فَضَرَبُوهُ بِأَسْيَافِهِمْ" فقط ضربه میزدن، اما همچنین که زمین خورد نوشتن" فَقَطَّعوهُ بِسُیوفِهِمْ اِرْبَاً اِرْبَاً"یعنی شمشیر رو نمیزدند دربیارن... شمشیر و میزد میکِشید توی بدن...*
با نفسِ آخرت، من و صدا میزنی
جلوی چشمام داری، تو دست و پا میزنی
باید که از رو پیکرت، سر نیزه ها رو دور کنم
باید تا عمه میرسه، تنت رو جمع و جور کنم
چاره ای نیست با این پاهای نیمه جون
روی عبا میبرمت، حتی شده کِشون کشون
.
|⇦•حالا که اومدی پیشم...
#قسمت_اول #روضه و توسل به #حضرت_رقیه سلام الله علیها اجرا شده #شب_سوم_محرم۱۴۰۲ به نفس سیدمهدی میرداماد
●━━━━━━───────
"يَا سَرِيعَ الرِّضَا ، اِغْفِرْ لِمَنْ لاَ يَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُيَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ ، وَذِكْرُهُ شَفَاءٌ ، وَطَاعَتُهُ غِنىً ، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَسِلاَحُهُ الْبُكَاءُ .."
*بری سوریه وارد حرم بشی رو به روت یه کاشی فیروزه ای رنگ این بیت روش نوشته ...*
«آن کو که در این مزار شریف آرمیده است
امُّ البُکاء رقیه ی محنت کشیده است»
*گریه سپره معمولا بچه ها از این سلاح استفاده می کنند.تا دعواشون میکنی گریه میکنن دست برمیداری. هر دختر بچه ای رو بخوای بزنی گریه کنه دلت به رحممیاد اما کربلا برعکس شد هروقت این سه ساله گریه کرد زدنش ..میگفتن گریه نکنی نمیزنیمت. میگفت :نه!من با بابام قرار گذاشتم..*
«گر به من گویند بابا را نخوان سیلی نخور
صورتم سازم سپر گویم که بابا بهتر است»
*گریه کرد،گریه کرد تا بالاخره به مراد دلش رسید یه وقت دید سر باباش جلو چشماشه..*
حالا که اومدی پیشم بازم آغوشتو واکن
بغل کن بغضم بازم، غریبیمو تماشا کن
حالا که اومدی پیشم بزار خلوت کنم باتو
بزار تعریف کنم بعدش، ببین من پیر شدم یا تو
تو وقتی اومدی گفتمکه تقصیرِ دل من بود
تو که دیدی بابات خوابه چه وقته گریه کردن بود
ببخش حرفای تعریفیم، دیگه حرفای خوبی نیست
ببخش واسه پذیرایی، خرابه جای خوبی نیست
خرابه بِسترش خاکه، خرابه بالشش خِشته
تو خیلی خاکیی اما، برای دخترت زشته
برای دخترت زشته که خونه اش این طوری باشه
بزار چیزی نگم شایدتو حرفام دلخوری باشه
*خیلی حرفا آماده کرده بود بزنه اما تا نگاش به سر بریده ی باباش افتاد زِبونش بند اومد..بریده بریده گفت :أبَ..*
کدوم خانوم با این حالش، پیش مهمون معذب نیست
ببخش از راه طولانی، سر و وضعم مرتب نیست
اگه مهمون داری باید، براش با جون مهیّا شی
خجالت می کشی وقتی، نتونی از زمین پاشی
نگی من بی ادب بودم
نگی این دختر عاشق نیست
نمی تونم پاشم از جام
پاهام پاهای سابق نیست
«بس که دوید عقب قافله واویلا واویلا
پای من از ره شده پر آبله واویلا واویلا»
حالا چشمای کم سومو
به هر چی جز تو می بندم
به زورم باشه پا میشم
به زورم باشه می خندم
*بابا! یه نگاه کن به دخترت چرا چشاتو بستی؟یه نگاه کرد به باباش گفت..*
مگه تو صورتم امشب، بغیر از خنده چی دیدی
که از وقتی پیشم هستی، یه بار حتی نخندیدی
#شاعر:هادی جان فدا
*توکه هر وقت من ومیدیدی میخندیدی توکه هر وقت دخترتو میدیدی لبخند میزدی! مدینه هم پیغمبر هر وقت فاطمه اش رو میدید می گفت :"السَّلامُ عَلیکَ یا أَبَتاه"پیغمبر گُل از گُلش می شکفت.هر وقت حضرت زهرا سلام الله می گفت أبتاه پیغمبر خوشحال میشد لبخند میزد. یه روز پیغمبر اومد دید لحن فاطمه عوض شد نگفت بابا، گفت یا رسول الله ! پیغمبر تعجب کرد گفت دخترم هر بار من رو یه جور دیگه صدا میزدی میگفتی :یاأبتاه حالا میگی یا رسول الله!حضرت فرمود:آره بابا
از سلمان شنیدم آیه نازل شده همه باید با این لفظ شما رو صدا بزنن بگن یا رسول الله! منم گفتم احترام کنم بگم یا رسول الله. پیغمبر فرمود این آیه درسته اما تو دختر منی، تو پاره ی تن منی، تومیخوای من رو صدا بزنی بگو بابا. هروقت میگی بابا آرام میشم خوشحال میشم ...
ــــــــــــــــــ
#روضه_حضرت_رقیه
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#شب_سوم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#پنجم_صفر
#سید_مهدی_میرداماد
#تو_وقتی_اومدی_گفتم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
264.2K
#اجرای_مداح_اهل_بیت_
🎧#استاداشرفی🎤
بنام یگانه منجی عالم
مناجات با امام زمان (ع)
به قلم #استادراحیل
#شاعر و مداح اهل بیت (ع)
ای بهارم ؛ای زمانم در خزانم
چاره ام باش و ببین که در نهانم
ای غریب فاطمه جانم فدایت
کن عنایت لحظه ای؛ کن تو صدایم
ای امامم در فراغت کن دعایم
ای غریب فاطمه جانم فدایت
در نهایت ای امامم کن شفاعت
دل پریشانم بکن بر من عنایت
ای غریب فاطمه جانم فدایت
کی به دادم میرسی ای تو امامم
ای امامم ؛ای بهارم؛ ای تمامم
ای امامم؛ سر نهانم ،بر دلم را
روز جمعه در دعا ها کرده غوغا
ای غریب فاطمه جانم فدایت
صبح جمعه کاش آیی ای تو سرور
ای امامم میکند دل با تو باور
ای غریب فاطمه جانم فدایت
ای امامم گر ببخشی هر گناهم
بینوایم سائلی ام کن به راهم
ای غریب فاطمه جانم فدایت
شددلم شیدا بگیرد تا سراغت
تا بیایی خرمی بینم به باغت
ای غریب فاطمه جانم فدایت
از غریبی ات چه سازم ای امامم
از برایت خوانده ام بازم ای امامم
ای غریب فاطمه جانم فدایت😢😢
۱۴۰۳/۳/۳۰
.
|⇦•برسانید نگار....
#مناجات_با_امام_رضا علیه ااسلام اجرا شده به نفسِ حاج عباس واعظی
●━━━━━━───────
برسانید نگار و سر و سامان مرا
بگذارید سر راه حرم، جان مرا
کعبه یک سنگ نشان است، خدا کم نکند
لطف پی در پی سلطان خراسان مرا
گر جدا ماندم از آن ماه، ملامت نکنید
چه کنم؟ چرخ فلک سرزده فرمان مرا
چند وقت است نخورده به ضریحش دستم
بفرستید به مشهد، غمِ تهران مرا
آی مردم همه آبرویم دست رضاست
من گنه کردم و داده همه تاوان مرا
گریه ام خنده ندارد، دل من تنگ شده
باز کن گوشه ای از خلوت ایوان مرا
حال شبهای گدا را چه کسی می داند
صبح کن جان جوادت شب هجران مرا
از همین فاصله دور، سلام آقا جان
مهربان! دست بکش موی پریشان مرا
تن بیمار مرا باز در آغوش بگیر
اینقدر طول نده مهلت درمان مرا
قبرم از شوق وصال تو به هم می ریزد
قدمی رنجه کن آن لحظه پایان مرا
نمک سفره ما چیست؟ اباعبدالله
می دهند از سر این سفره فقط نان مرا
گفت گودال برای بدنم تنگ شده
با نوک پا نشکن سنگ سلیمان مرا
ازلب خشک وترک خورده من دست بکش
با ته نیزه نزن اینهمه دندان مرا
#شاعر: #رضا_دین_پرور
ایام #شهادت_امام_رضا
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#حاج_عباس_واعظی
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
﷽
#دوبیتی_امام_عسکری_ع
دوبیتی شهادت امام عسکری ع
#صلوات_امام_عسکری_ع
بر عسکری آن نور ولایت صلوات
بر آن گل گلزار رسالت صلوات
خواهی که خدا گناه تو عفو کند
بفرست بر آن روح کرامت صلوات
◾️◾️◾️
#ترکی
دلا دئ آل عبانین جلالینه صلوات
پیمبرین اؤزیده همده آلینه صلوات
معطّر ایله بو ذکریله محفل عشقی
امام عسکرینون گول جمالینه صلوات
✍#سیدبشیرحسینی_میانجی
◾️◾️◾️
عسکری از دار فانی دیده بسته
گرد ماتم بر رخ مهدی نشسته
گشته سامرا دوباره وادی غم
بر پدر، صاحب زمان بگرفته ماتم
◾️◾️◾️
امشب که زمین و آسمان میگرید
از ماتم عسکری، جهان میگرید
جا دارد اگر که شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان میگرید
◾️◾️◾️
گه نگاهت را به در ، با یاد مادر دوختی
گه ز فرط تشنگی در خویش می افروختی
کاسه آبی تا که بر لبهای عطشان تو خورد
یاد تشت و خیزران و راس بی تن سوختی
🎧#شاعر: رضا_رسولی
◾️◾️◾️
در ماتم عسکری سما می گرید
ارواح تمام انبیاء می گرید
زهرا به بقیع حسین در کرببلا
در طوس غریب الغربا می گرید
◾️◾️◾️
شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
محسن بلنج
◾️◾️◾️
هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو
آتش گرفت سوخت وجودش برای تو
گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود
افتاده بود پرچم و گلدسته های تو
محسن بلنج
◾️◾️◾️
رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت ؟
قربان ریشه های نخ شال گردنت
آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مرد سیاه پوش، خداوصبرتان دهد
محسن بلنج
◾️◾️◾️
قبر مطهر تو اگر چه خراب شد
یا بر حریم تو ستم بی حساب شد
و آن دلربا ضریح نهان در تراب شد
هرچند قلب شیعه از این غم کباب شد
محسن بلنج
◾️◾️◾️
پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش
پسری اشک فشان است به حال پدرش
پدری جام شهادت به لبش بوسه زده
پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش
◾️◾️◾️
گشت بابای تو مسموم از جفا یابن الحسن
سوخت از زهر ستم سرتا بپا یابن الحسن
عسکری شد کشته از زهر جفای معتمد عالمی
ماتمسرا شد زین جفا یابن الحسن
◾️◾️◾️
ما راه تو را با دل و جان می پوئیم
با تو ز غریب سامرا می گوئیم
بر بزم عزای پدر مظلومت
از مقدم تو نشانه ای می جوئیم
◾️◾️◾️
از دیده سرشک غم ببارد مهدی
بر قبر پدر جبین گذارد مهدی
هر جا که عزای عسکری منعقد است
بر بزم عزا حضور دارد مهدی
◾️◾️◾️
هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو
آتش گرفت سوخت وجودش برای تو
گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود
افتاده بود پرچم و گلدسته های تو
◾️◾️◾️
شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
◾️◾️◾️
در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن
آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم
خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن
◾️◾️◾️
عاشقان دارد صفایى سامرا
بارگاه جانفزایى سامرا
کعبه دلهاى عاشق سامرا
قبله جانهاى مایى سامرا
◾️◾️◾️
هم نجف هم مشهدى و هم بقیع
کاظمینى، کربلایى سامرا
زائر هر روز تو مهدى بُوَد
با نوایش آشنایى سامرا
◾️◾️◾️