eitaa logo
کانال مولودی مداح دلسوخته(مداحان خورشید)
2.2هزار دنبال‌کننده
502 عکس
616 ویدیو
73 فایل
لینک های کانال های مداح دلسوخته: کانال مداح اهل بیت (ع) حاج یوسف ارجونی http://eitaa.com/yousofarjonei مولودی و عروسی @MadahanKhoorshed نوحه و روضه @Arsheyan_Eshgh روضه دفتری @Taranom_Noor ختم خوانی https://eitaa.com/joinchat/4272554106C86c6a6b80a
مشاهده در ایتا
دانلود
📲 🌺 (ع) 📡حداقل برای☝️نفر ارسال کنید.
4_6041627106830452393.mp3
7.48M
شاه اومد به شب تیره بگید ماه اومد نصر من الله اومد پسر علی ولی الله اومد 🔊 🎙 (ع)🌺
. سالار زینب(س) روی شانه بار سبو می کشم سر راه میخانه هو می کشم کمی تربت کربلا دستم است به یاد حرم باز بو میکشم شبی خواب دیدم کنار فرات نماز است و مسّ وضو میکشم اگرچه ز شش گوشه جامانده ام ولی مستم و زیر و رو میکشم سری خانهء فاطمه می زنم فقط منت لطف او می کشم شراب طهورای من خانگی است حسین آمده وقت دیوانگی است گل پنج تن آخرش شد حسین سفارش ز پیغمبرش شد حسین دل مادرش فاطمه آب شد که جاری ترین کوثرش شد حسین لب ذوالفقار علی شد دو دم حسن جلوهء دیگرش شد حسین چه سرمایه ای دست ما آمده صدف عالم و گوهرش شد حسین رسد نوکر او نمازش به عرش اگر ذکر انگشترش شد حسین اگرچه فقط دردسر داشتیم چه رزقی از این سفره برداشتیم اگر جلوهء او در عالم نبود میان دل ما خدا هم نبود نمیشد بگرید برای حسین اگر ترک اولای آدم نبود به والله فطرس بدون حسین دلش پیش آن عرش اعظم نبود اگر دست من را رها کرده بود دو دستم به نخهای پرچم نبود همین زندگانی صفایی نداشت اگر شور و حال محرم نبود تو را دوست دارم عزیزم حسین بگو جان به پایت بریزم حسین چرا بین کوی و گذر میروی غریبانه داری سفر میروی سرت را تراشیده ای یا که نه؟ به این حج چرا بی خبر میروی مسیری که دیدم پر از نیزه است چرا در پی دردسر میروی لباس نو و کهنه داری ببر که داری میان خطر میروی چه انگشتری دست کردی حسین از این شهر، تحت نظر میروی هلالم کمی تاب برداشتی برای علی آب برداشتی؟ ✍ .
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فطرس که نوشته شده، یا حسین رو پراش پیغام من و می‌بره، تا به کرببلاش 📺 🎙 (ع)🌺
. آسمان در سوم شعبان که مهتابی تر است چشم های نوکران در وقت بی تابی،تر است قلب سائل ها در این ایام اربابی تر است آمده ارباب،اما چشم اصحابی تر است می رود تا عرش اعلا جمله ی مولی الکونین اهل عالم این حسین از من و من هم از حسین ای حسینٌ منی پیغمبر خاتم حسین ای قبول توبه های حضرت آدم حسین نام زیبای تو داده جلوه بر پرچم حسین باز دم ذکر حسن جان است،ذکر دم حسین مجتبی غرق شعف شد،تا که آقا آمدی بهر دیدار حسن،شش ماه دنیا آمدی.... آمده در بیت وحی انگار نور دیگری یا که موسی آمده امشب به طور دیگری آمده قرآن و انجیل و زبور دیگری آمد آنکه دوستش داریم جور دیگری آمده آقای عالم فخر کل کائنات امشب اندازد خدا در آب کشتی نجات جلوه ای دارد اگر این آسمان چون ماه اوست ما هدایت گشته ایم  اینجا اگر مصباح اوست ما رعیت زاده ای هستیم ،شاهنشاه اوست سِرّ توحید است او ،یعنی که وتر الله اوست اوست معشوق خدا او هست مجنون خدا آمده در خانه ی شیر خدا خون خدا ناجی امروز من ای شافع فردای من ای دم وقت مماتم،عشق تو محیای من جان فدای نام زیبای تو ای،دنیای من اشهدُ ان حسین بن علی آقای من فطرس از جام لبانت واله و مدهوش شد دوزخ از یُمْن قدم های شما خاموش شد می‌رسد بر دست ما فیض عجیب کربلا پر شده در کُل هستی عطر سیب کربلا ای حبیب کربلا، آمد حبیب کربلا آشنای عالمی هست و غریب کربلا موسی عمران به لب دارد انا عبدالشبیر شاه ستار العیوب ای ناجی حُر و زهیر محضرش جبریل چون طفلی مودب آمده از وقارش جان عزرائیل بر لب آمده مژده که آقای جون و عون و شوذب آمده عالم هستی مبارک ،هست زینب آمده منزوی خوش گفته ای حک روی پرچم زینب است این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است فکر هر شام است او،اذکار هر روز است او خوش به حال هر که اینجا دانش آموز است او پیش او خورشید شرمنده،جهان سوز است او ورد لب های کسی چون حاج فیروز است او پور زهرا هستی و ناجی پور مریمی یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی تو که ذکر ذاکران و شعر های شاعری تو که مقصود دعا و گریه های زائری تو که در بزم عزایت حاضری و ناظری تو غریب مادر اشعار سید ذاکری ساقیا در باز کن که راهی مِی خانه ام آه زنجیری بیاور در غمت دیوانه ام اصل اسلام خدایی اصل ایمانی حسین قلب عالم دست تو یاسین قرآنی حسین ای تو محبوب دل مُلای زنجانی حسین بی سر و سامانیِ عمان سامانی حسین نِی خدا را میشناسم نی نبی،عمان بخوان من حسینی میشناسم بن علی،عمان بخوان کار تو آقایی و کار گداهم نوکری ای سلیمانا نگاهی گاه بر این پا دری پیش تو فرقی ندارد اولی با آخری عشق بازی می کنم با جمله های آذری در قیامت میزنم این جمله را فریاد حسین جان عالم،جان سنه گوربان،اوین آباد حسین.... در گرفتاری همیشه تو رسیدی دادمان روضه های تو رسانده خیر بر اجدادمان می رسد حب تو از ما ارث بر اولادمان بغض دشمن را که داد اسفندیاری یادمان رحمت حق بر کسی که در عزایت زد نفس لعنت حق بر سنان و خولی و شمر و شبث آه از عشق تو دل از این قرن کندیم ما با وجود تو دگر از ما و من کندیم ما بر حصیری بسته دل را از کفن کندیم ما در عزای تو اگر که پیروهن کندیم ما این مواسات است با تو سیدالعریان حسین زینت دوش نبی ای سید العطشان حسین سید و مولا ست او این بنده را سائل بخوان در حضورش دفعه ای این عبد ناقابل بخوان در شب میلاد آقایت بیا از دل بخوان اشک میریزد خدا پس بیتی از مقبل بخوان شد هوای دشت از باد مخالف قیرگون شاه عالی مرتبه از صدر زین شد سرنگون دم گرفته حاج مرزوق و بنالد شهریار میزند بر  سر فرزدق محتشم شد بی قرار فاطمه میگفت من را با یزیدی ها چه کار سوخت قلب عالمی با شعر های سازگار پس بخوان با او؛ ملائک رو در این هامون کنید مادرش اینجا نشسته شمر را بیرون کنید کشته ی دور از وطن ای صید افتاده به خون ای الفبای محبت،ای الفبای جنون ای حروف اسم اعظم حاوسین و یا نون ما که هستیم از تو، پس، انا الیه راجعون بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا ✍ .
. هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد خوشا به حال خیالی که در حرم مانده و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد به یاد چایی شیرین کربلایی‌ها لبم حلاوت «احلی من العسل» دارد چه ساختار قشنگی شکسته است خدا درون قالب شش‌گوشه یک غزل دارد بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟ بگو محبت ما ریشه در ازل دارد غلامتان به من آموخت در میانهٔ خون که روسیاهی ما نیز راه حل دارد .
. السلام علیک یا اباعبدالله الحسین باز هم شد آسمان عرش، لبریز از سحاب آمده باران رحمت بر سر ما بی حساب سرزده از مشرق چشمان زهرا آفتاب لاله ی لبخند، روییده به لعل بوتراب چون‌که بردارد علی از روی زیبایش نقاب می شود شرمنده از ماه رخش هر دُرّ ناب بی گمان حبّش برای باغ رضوان گشته باب شیعه خود را نوکر دربار او کرده خطاب می رود جنّت یقیناً بی حساب و بی کتاب یک سلام ما ببر فطرس بیاور یک جواب تا شود پرونده ی اعمال ما غرق ثواب عرض ما را می رسانی محضر عالی جناب لحظه ای خورشید زهرا بر دل زارم بتاب تا شوم جزء غلامان سرایت انتخاب بوسه بارانت نموده حضرت ختمی مآب بوسه هایی که گرفته از گل چشمش گلاب روضه خواند از کام خشک تو کنار نهر آب روضه ی اکبر ، تن صدپاره و موی خضاب می شود با یک سه شعبه خواهش تو مستجاب ناله ی تو می شود ای وای از قلب رباب وای از وقتی که دستانش رود بین طناب می شود لالایی اش اصغر به روی نی بخواب من به پای نیزه هاو تو سر سرنیزه ها شیر دارم اصغرم از روی نی پایین بیا ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. محبـوب خلق و عرش معلی خوش آمدی جان علی(ع) و حضرت زهرا(س) خوش آمدی فرمود«از من است حسین(ع) و من از حسین(ع)» ای نور چشم حضرت طاها(ص)، خوش آمدی دار الشفاست کوی تو و چای روضه هات دارد همیشه هرم مسیحا ،خوش آمدی ای پنجمین حقیقت اهل کسا حسین(ع) بر شام تار ،ماه دلارا،خوش آمدی چشـم امید ما به تو روز قیامت است ای کشتـی نجـات به دنیـا خوش آمدی