-
القصه پیِ شکستِ ما بسته صفی
مرگ از طرفی و زندگی از طرفی ..
👤ابوسعید ابوالخیر
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزیزِدلم عزیزِدلم عزیزِدلم :*)))))))))))
‹مـٰاهِ مَـڹ›
- منو بشناس؛ که من ایرانم*
-
من فارغ از انتقاد هایی که بهت دارم،
فارغ از کسری هات،
فارغ از اذیت هایی که شدم یه جاهایی از جانبت،
فارغ از کنایه هایی که بخاطرت شنیدم،
من فارغ از همه چیز، دوست دارم ..
من میدونم تو اونی که باید باشی نیستی!
من میدونم اینهمه خونی که برات ریخته شده، باز هم تورو درست نکرده که زمینه ساز ظهور عزیزدلمون باشی؛ ولی غصه نخور.
من میسازمت، برات میجنگم، دوستت میدارم، مراقبت هستم، بخاطرت جلوی خواسته های خودم میایستم و برای بهتر شدنت تمومتلاشم رو میکنم.
من بهت قول میدم همیشه بمونم پای این پرچمقشنگت.
من فارغ از همهی عیب و ایرادات و انتقاد هایی که ازت دارم،
بازم دوستت دارم و تولد چهل و هفت سالگیت رو با یه ذوق زیاد و غم پشت گلویی، تبریک میگم.
آقای جمهوری اسلامی عزیز،
دوباره تولدت مبارك :'))))))))).
الهی بهتر بشی، بهتر تر بشی،
الهی توی بهتر شدنت اثر گذار باشم.
-
[ گذر؛
بوقت چهل و هفت سالگی عزت ایرانم* ]
هدایت شده از ‹مـٰاهِ مَـڹ›
@zekrroozane ذکرروزانه@zekrroozane ذکرروزانه - صلوات شعبانیه(سماواتی).mp3
زمان:
حجم:
10.6M
مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي ..
در حالي كه دلشكسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو اميدوار(:🤍″
‹مـٰاهِ مَـڹ›
هدایت شده از ϙᴜᴇʀᴇɴᴄɪᴀ
-
من آدم های خودم رو دارم و دقیقا سه سال میشه که دیگه بر اساس هیجان، کسی رو به عنوان آدم خودم انتخاب نکردم!
هرکسی هم از این به بعد توی زندگیم میاد، قطعا به سبب دلیل مشخصی انتخاب شده و اصلا اون دلیل خوش گذرونی محض و لذت بردن چند دقیقه ای و چند ساعتی و درک شدن چند روزی نبوده و نه خواهد بود.
به سبب برخی تفاوت ها، به هیچ عنوان نمیتونم به یسری آدم ها گره بخورم و این واقعا برام هم شکنجهاس و هم مزیت.
شکنجه بخاطر این که دقیقا نمیدونم چطور به اون آدم نشون بدم که "تو آدم زندگی من نیستی و من به هیچ عنوان نمیتونم با تو از یه حدی بیشتر صمیمی و راحت باشم."
و مزیت بخاطر این که تکلیفم با خودم و علاقه هام و مسیرم و هدف هام و البته آدم هایی که دارم، کاملا واضح و مشخصه!
فلذا در نهایت باید بگم:
اگر حتی حس میکنی که من با تو راحت نیستم و آدم امن من نیستی،
لطفا کمتر نزدیکم بشو و نه خودت رو عذاب بده، نه من رو!
اگر این تصورت اشتباه باشه، که در نهایت من خودم بهت ثابت میکنم و اگر درست باشه، باعث شدی من دعات کنم که مثل چسب بهم نچسبیدی و منو با این رفتار آزار دهنده، اذیت نکردی!
من مهربونم باهات و دوست دارم،
منتهی اندازهی خودت و حدی که لازمه :))
همین.
-
[ این مدت مرورت منو زنده نگه داشته،
و امیدوار..
عزیزِدلمون، عزیزدلم، عزیز دل من ]
-
امروز:
بر مال و جمال خویش غره مشو
کآن را به شبی برند و این را به تبی ..
👤ملا احمد نراقی
-
روزهای پایان، برایم مثل بغل آخر میماند. بغل آخر هنگام خداحافظی.
بغل آخر شعبانی که بسیار دوست داشتمش. شعبانی که درونش متولد شدم. شعبانی که لحظه لحظه اش " رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي " بود برایم. شعبانی که میدانستم "تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي" بود و هرچه بود، امید بود و رحمت و معجزه و اشک شوق.
شعبان امسال، شعبان تر بود.
به صاحب شعبان قسم که من، هیچ ماهی در عمرم اینقدر پشت سر هم خوشبختی را زندگی نکرده بودم. من در این ماه انگار دوباره و دوباره و دوباره و بارها، متولد شدم و لوح وجودم از بدی سفید سفید سفید شد.
شعبان به پایان میرسد و من مثل همیشه به تو فکر میکنم. تویی که سوم ماه و هر شب جمعه و هر صبح و هر غروب و هر شبم را ثبت محبتت کرده ای.
تویی که عزیزی، دوری، مهربانی، کریمی، آغوشی، نجات دهندهای، تسکینی، امنی، پدری، مادری، عشقی، شوقی، روحی، جسمی، قلبی، فکری؛
تویی که سفینة النجاتی و مُّمِدُ الحَیاتی و نبض روشنایی بخش تمام لحظات تاریک زندگی منی.
شعبان تمام میشود و این بار محبتت، بیشتر درونم ریشه میزند.
شعبان تمام میشوم و من دلم را گره میزنم به کتیبهی سبزی که روبه ایوان مقصوره بود و نام تو چون خورشید روشنش کرده بود.
شعبان تمام میشود، اما تو نه عزیزِدلم!
بیشتر میشوی درونم؛ و میجوشد محبتت درون سینه ام؛ و شوقم نسبت به تو بیشتر میشود اما هرگز ذره ای دلتنگی ام نسبت به تو کم نمیشود.
شعبان تمام میشود ولی من این شعبان شروع شدم.
امسال همراه تولدت، من نیز به دنیا آمدم.
اباعبدالله قلب های بی قرار؛
این سه روز آخر شعبان را، روزهای عاقبت بخیری ما قرار بده ..
•
بیاد کتیبهی قشنگ ایوان مقصوره برایت با دلتنگی آن لحظه ها میخوانم:
عالم همه محو گل رخسار حسین است*
و من نیز عالمی هستم که محو محبتت شده ام رفیق همیشگی .
[ #زینببهار| برای عزیز عراقی ام؛
شعبانی که شد،
دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ ]