eitaa logo
Mansoori.Art
103 دنبال‌کننده
38.8هزار عکس
22.4هزار ویدیو
572 فایل
ارتباط با ادمین @MohammadMahdiMansoori سفارشات تایپوگرافی ، خوشنویسی و گرافیک پدیرفته می شود. درباره من: ارسال mart به 10008590
مشاهده در ایتا
دانلود
الله اکبر ... الله اکبر ... جهت شرکت در پویش اذان، در حیاط، بالکن، پشت‌بام منزل یا در محل کارتان، بگویید و فیلم آن را برای ما ارسال نمایید تا در کانال منتشر کنیم. @haerishirazi
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸اگر اذان گفتن را زنده کنید، نماز زنده می‌شود🔸 اگر شما اذان را زنده کنید زنده می‌شود. اذان اگر احیاء شد، نماز احیاء می‌شود. شیطان چه می‌کند برای اذان؟ برای این که نماز را بشکند چه می‌کند؟ « وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا» وقتی اذان برای نماز گفته می‌شود، می‌کنند. اذان، . اگر انسان این سلاح را درست به کار بگیرد، جرأت امر به معروف و نهی از منکر پیدا می‌کند. چرا؟ چون می‌گویید « إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ» نماز است که نهی از فحشاء و منکر می کند. یعنی شما با ارتباط به مبدا، حالت و و تفوق پیدا می کنید که بتوانی معروف را در طرف جا بیاندازی. از این جهت در حینی که می خواهی امر به معروف کنی، باید حال ارتباط با خدا داشته باشی. فطرتت باید امر به معروف کند، نه طبیعت شما. بسیاری امر به معروف می‌کنند، اما نه با فطرتشان، بلکه با طبیعتشان. می خواهد طبیعت خودش را بر طبیعت دیگری چیره کند. @haerishirazi
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸تقید به اذان، پرده را از جلوی چشم بر می‌دارد🔸 شما نمی‌دانید نواب چه کسی بود! وقتی به او خبر دادند که الآن حکم اعدامت آمد، سجده شکر کرد. این خیلی مهم است. این روحیه، بخاطر همین گفتنش بود. یک بار اذان بگویید؛ آن وقت می‌فهمید یعنی چه؟ آنقدر ملامتت می‌کنند، آنقدر نق بهت می‌زنند که توبه کنی و دیگر نکنی؛ اما باید حریف باشی، وقتی حریف شدی؛ مستحق می‌شوی. بعد یک وقتی، از جلوی چشمت باز می‌شود؛ می‌بینی جز خدا هیچ چیز نیست: «بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند». پیش می‌آید برایت! من به شما که هرکدامتان تقید به اذان کردید، به این برسید. و البته سخت است، خیلی نادر، انسان‌هایی به این می‌رسند. خدای تعالی هم وقتی می‌خواهد بین همۀ عالم، یک مؤمنی را به عنوان نمونه مثال بزند، همسر فرعون را مثال میزند: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ» چون او «الذاكِرُ في الغافِلينَ» (یادکننده خدا در میان غافلان) است. @haerishirazi
. 🕌 ثواب برای اذان گفتن: مَنْ أَذَّنَ مُحْتَسِباً يُرِيدُ بِذَلِكَ وَجْهَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْطَاهُ اَللَّهُ ثَوَابَ أَرْبَعِينَ أَلْفَ شَهِيدٍ وَ أَرْبَعِينَ أَلْفَ صِدِّيقٍ وَ يَدْخُلُ فِي شَفَاعَتِهِ أَرْبَعُونَ أَلْفَ مُسِيءٍ مِنْ أُمَّتِي إِلَى اَلْجَنَّةِ هركس بقصد قربت بگويد و تنها رضاى خدا را طلب كند، خداوند ثواب ، و به او عطا فرمايد، و به شفاعت او چهل هزار تن از امت من كه گنهكار باشند بسوى بهشت روند. (من لا يحضره الفقيه، جلد ۴، صفحه ۳) @haerishirazi
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸اگر مرد میدان هستید، هر وقت اذان گفتند همانجا اذان بگویید🔸 یکی از امر به معروف‌ها اذان گفتن است؛ چون مؤذن وقتی می‌گوید: «حی علی الصلاه» دارد امر به معروف می‌کند. من به مغازه دارها، به بسیجی‌ها و انجمن اسلامی‌ها و کل حزب اللهی‌ها، این‌هایی که دلشان می‌خواهد با منکرات مبارزه کنند، اول یک توصیه می‌کنم: اگر تو رویت می‌شود اول ظهر اذان بگویی، تو به درد کارِ نهی از منکر می‌خوری. اما اگر خجالت می‌کشی از «امر به معروف»، تو چه طور از عهدۀ «نهی از منکر» بر می‌آیی؟ تو که اول اذان شد، عارت می‌آید دستت را بگذاری پشت گوشت و بگویی: «الله اکبر» و صدایت را به اذان بلند کنی، چه طور مرد میدان هستی که بیایی به یک کسی بگویی: «خانم این مویت بیرون نباشد بهتر است»؟ نه! شما یک هفته اذان بگویید ببینید مزه‌اش چطور است؟ یک خورده ببین این و آن به تو نق می‌زنند می‌توانی تحمل کنی؟ ببین مردش هستی؟ موقع اذان به هرجا رسیدی، وسط راه، وسط پیاده رو، در حال رفتن، اگر اذان شد، اذانت را بگو. بسیجی‌ها این کار را بکنند و روز بسیج هم این برنامه اذان گفتن را انجام بدهند. بسیجی‌ها سر چهار راه‌ها بایستند و اذان بگویند. @haerishirazi
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸 ترویج اذان‌گویی، روشی غیر مستقیم برای حل مسألۀ حجاب🔸 از اذان گفتن غافل نباشید. اول ظهر که شد بروید بایستید و اذان بگویید. نه اینکه همیشه اذان رادیو را باز کنید. اذان شما یک اثر دیگری دارد. شما می‌توانید مسألۀ بدحجابی را به طور غیر مستقیم حل کنید. بوی اسلام که آمد، بوی اذان که آمد، صدای اذان که بلند شد، یک عده بلند می‌شوند و می‌روند وضو می‌گیرند و نماز می‌خوانند. شما می‌خواهید مسئله حجاب را با گفتن حل کنید، توی روی خودش بگویید و حل کنید، اما این گاهی جواب نمی‌دهد. غنچۀ گل را با دست باز نمی‌کنند! اگر غنچۀ گل را با دست باز کنند، گل دیگر گل نمی‌شود، گل را باید گذاشت تا خودش باز شود. این امور را باید مثل گل آبش بدهی، هوایش را درست کنید؛ خودش به موقع باز می‌شود. @haerishirazi
♨️ حجه الاسلام فرحزاد ⚠️ تأثیر اذان در جمع کردن بساط گناه از محله⚠️ 💠 یکی از روحانیون اهل شیراز که پدر شهید هم بود می‌گفت: قبل از انقلاب وضع مالی من خیلی بد بود. یک خانه کوچک با مبلغ جزئی اجاره کرده بودم. ولی اجاره همان را هم نمی توانستم بدهم. 💠 برای اجاره خانه جدید به بنگاه رفتم. هر کجا به ما آدرس می دادند، همان مبلغ یا بیشتر از آن بابت اجاره می‌خواستند. ما هم توانایی نداشتیم. 💠 یکی از روزها که به بنگاه رفتم. بنگاه دار به من گفت: حاج آقا، شما خسته شدید. می‌دانم وضع مالی شما خوب نیست، اما من می‌خواهم تو را خانه دار کنم. گفتم: ما نمی توانیم اجاره بدهیم، تو می‌خواهی ما را خانه دار کنی؟! 💠 گفت: یک زمینی است فلان قسمت شهر شیراز، که صاحب آن می‌خواهد خیلی ارزان بدهد. مثلاً اگر آنجا زمین متری هزار تومان است، این متری صد تومان می‌خواهد بدهد. 💠 صد متر، دویست متر برای تو می خرم، دیواری بساز، سقفی بزن و داخل آن برو. از مستأجری هم راحت می‌شوی. گفتم: من پول ندارم. گفت: از یک جایی قرض کن. این بهتر است. 💠 گفتم: چطور است که این قدر ارزان است؟ اول نمی خواست بگوید. بعد که یک مقدار تحقیق کردیم، معلوم شد این زمین کنار جایی است که محل فحشا و منکر است. چون قبل از انقلاب فحشا و منکر رسمی بود. پروانه می‌دادند. 💠 گفت: اینجا افراد بد هم نمی‌روند سکونت کنند، چه برسد به افراد خوب! ولی اینجا زمینی است که صاحب آن خیلی ارزان می‌دهد. گفتم: من روحانی، با عبا و عمامه، به آنجا بروم؟! این چه حرفی است که می‌زنی؟! من با زن و بچه به اینجا بروم؟! 💠 ولی این قدر فقر به من فشار آورد که مجبور شدم پولی قرض کنم و همان زمین را به قیمت خیلی ارزان بخرم. ولی بدنم می‌لرزید. نشستم به خدا متوسل شدم: خدایا، ما را اینجا آورده‌ای؟ ما کجا و اینجا کجا؟ 💠 خدا به من کرد: هیچ نگران نباش! من تو را حفظ می‌کنم. بعد به وسیله تو کار بزرگی انجام می‌دهم. هیچ کاری نداشته باش. فقط موقع صبح، موقع ظهر، موقع مغرب، روی پشت بام خانه خود برو و بگو. اذان هم که ممنوع نیست. 💠 گفت: فردا ظهر اول وقت رفتم کنار محل فحشاء اذان گفتم. موقع مغرب بلند شدم به پشت بام رفتم و «الله أکبر» و «أشهد أن لا إله إلا الله» گفتم. صبح هم همین طور. صدا به محلی می‌رفت که محل فحشا و منکر بود. بدن آن بیچاره‌ها به لرزه می‌افتاد. 💠 پیش خود می‌گفتند: ما آمده ایم اینجا گناه کنیم، یک نفر «أشهد أن محمدا رسول الله» می‌گوید. وای بر ما! ما کنار اسم پیغمبر گناه کنیم؟ این اذان مداوم ما باعث شد که مشتری‌های اینجا کم شود. ما اذان را ادامه دادیم. 💠 به برکت اذان ما دیگر هیچ کسی به آنجا نمی‌آمد و مرکز فحشا هم تعطیل شد. 📚 زیبایی های نماز ؛ خلاصه ای از صفحه 166 تا 170. @haerishirazi
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸اذان گفتن، مقدمۀ انقطاع الی الله🔸 هرکس توانست اذان بگوید و زورش به خودش رسید، زورش به هم می رسد، زورش به هم می رسد. چون تا خواستی اذان بگویی این دکان می گوید: «نچ! چطور شده؟ تازه مسلمان شدی؟!!» دکان آن طرفی می گوید: «مبارک است!!»، شیطان همه را تحریک می کند که بیایید، بیایید یک لغزکی به این بگویید، یک متلکی به این بگویید. خب ! باید آدم از این هفت خان رستم بگذرد تا بتواند کار کند! هر کس زورش رسید خوش به حالش! چون آن وقتی که آدم می خواهد برود توی قبر، فقط انسان هست و خدا. خدا هست و انسان. همه دود می شوند! خبر از احدی نیست حتی بچه ی انسان. هیچ. یک پرده ای کشیده می شود تمام ارتباط ها قطع می شود. یک خلوتی است آنجا. خدا و انسان خلوت می کنند با هم. هر کسی توی دنیا بیشتر با خدا خلوت کرده، جریان قبر و اینها برایش آسان تر می گذرد. هر کس همیشه سرش گرم با مردم بوده وقتی می رود آنجا شوکه می شود. انسش با بچه هایش بوده، این انس قطع می شود. امر به معروف از جمله چیزهایی است که انسان را از همه قطع می کند به خدا وصل می کند. هر کس زورش رسید امر به معروف بکند مرگ برایش سهل می شود. چرا؟ چون خیلی کسی را تشویق نمی کنند به امر به معروف و نهی از منکر. @haerishirazi
🕌 حجه الاسلام قرائتی: طلبه اگر نتواند اذان بگوید چطور می‌خواهد زنجیر را از پای مردم باز کند؟ من در خانه یکی از بزرگان مهمان بودم. اول اذان بلند شدم در حیاط و یک اذان گفتم. صاحبخانه بلند شد گفت راستش من هم دوست دارم اذان بگویم ولی خجالت می کشم. گفتم در خانه خودت هم خجالت می‌کشی؟ گفت بله. گفتم پس زیر لحاف بگو! آخر بابا، الله اکبر در خانه خجالت دارد؟ آخر توی [طلبه] چطور می‌خواهی زنجیر را از پای مردم باز کنی درحالیکه خودت گیر هستی؟! @haerishirazi
🕌 گفتن شهید سپهبد صیاد شیرازی در قطار @haerishirazi
20.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️ ایدۀ یکی از معلمین عزیز برای تشویق دانش‌آموزان به اذان گفتن 👇 سلام بعد از پویش اذانی که در کانال راه انداختید، به لطف خدا تصمیم گرفتم وقت اذان سه چهار دقیقه ای کلاس رو به این موضوع اختصاص بدم و هر جلسه یکی از بچه ها اذانگوی کلاس باشد. فطرت بچه ها بسیار پاک و اذان در رشد معنوی بچه ها تاثیر بسیاری دارد. دانش آموزان کلاس چهارم مدرسه ی شهید مصطفی خمینی قم @haerishirazi
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 📗 📝داستانی بسیاااار زیبا و تاثیر گذار👌 ✍به عیادت دوستی رفته بودم، پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجاحضور داشت. چند دقیقه بعد از ورود ما مغرب گفتند آقای پیرکراواتی، باشنیدن اذان ، درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نماز شد.!! برای من جالب بود که یک پیرمرد صورت تراشیده کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد. از او دلیل نماز خواندن اول وقتش را پرسیدم؟ 🔹در جوانی مدتی از طرف مسئول اجرای طرح تونل کندوان در جاده چالوس بودم. ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!! روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد🕌 برویم و دست به دامن امام رضا(علیه السلام) بشویم. 🔸آن موقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادر بچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم. رسیدیم مشهد و بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی گریه می‌کرد. گفت برویم داخل حرم که من امتناع کردم بچه را گرفت و گریه کنان داخل آقا رفت. 🔹پیرمردی توجه ام را به خودش جلب کرد که رو زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن بود. هرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان میرفت! به خود گفتم عجب مردم ساده ای داریم پیرمرد چطور همه را دل خوش كرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات! 🔸پيرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید : حاضری باهم شرطی بگذاریم؟⁉️ گفتم:چه شرطی و برای چی؟ شیخ گفت : قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه را اذان بخوانی.! متعجب شدم که او قضيه مرا ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد... 🔹خلاصه گفتم : باشه قبوله و با اینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.! همین که گفتم قبوله آقا، دیدم سر و صدای مردم بلند شد و در ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش چون گرفته وخوب شده بود. من هم از آن موقع طبق قول و قرارم با مرحوم "شیخ حسنعلی نخودکی" نمازم را سر وقت می‌خوانم. 🔸روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتند رضا شاه جهت بازدید آمده. درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید شاه نمازم را بخوانم. چون به خودم قول داده بودم وضو گرفتم و ایستادم به نماز. رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم. 🔹نمازم که تمام شد بلند شدم دیدم درست پشت سرم ایستاده. گفتم : قربان درخدمتگذاری حاضرم. رضاشاه هم پرسید : مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟ گفتم : قربان از وقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون در حرم امام رضا(علیه السلام) شرط کردم. رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم به یکی زد و گفت: 🔸مردیکه پدرسوخته، کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده، و نماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.! اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد! بعدها متوجه شدم، آن شخص زیر آب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند. اما نمازخواندن من، نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود. از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم 🔹و به روح مرحوم"شیخ حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم. 📚خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان  به کانال داستانهای آموزنده بپیوندید 👇👇👇👇👇👇 @Dastanhaeamozande