eitaa logo
💫 معراج
3.6هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
2.8هزار ویدیو
35 فایل
آیات اخلاقی، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه، اعتقادات، سیاسی، نشر احادیث با منبع معتبر (متن و صوت) ادعیه و احکام و مناسبت ها کانال های ما در ایتا https://eitaa.com/sebghatallahh تبلیغات می‌پذیرم 👇 آیدی @Sarbazvelayat313emam
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❁﷽❁ 🥀🌱 🥀 📖پای منبر رسول خدا(ص)📖 🌱 سفارش های خدا 🌱 🌹فرمودند : "پروردگارم مرا به ۹ چيز توصيه كرده است : اخلاص در نهان و عيان، عدالت در حال آرامش و غضب، ميانه‌روى در فقر و غنا، عفو کسی که بر من ستم كرده و پيوند با کسی كه از من بريده، فكر هنگام سكوت، ذكر هنگام گفتار و عبرت وقت نگاه."🌹 📘تحف العقول،ج۱،ص۳۶ 📃 متن روایت👇 🥀روی ان قَالَ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) : "أَوْصَانِي رَبِّي بِتِسْعٍ أَوْصَانِي بِالْإِخْلاَصِ فِي اَلسِّرِّ وَ اَلْعَلاَنِيَةِ وَ اَلْعَدْلِ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلْقَصْدِ فِي اَلْفَقْرِ وَ اَلْغِنَى وَ أَنْ أَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنِي وَ أُعْطِيَ مَنْ حَرَمَنِي وَ أَصِلَ مَنْ قَطَعَنِي وَ أَنْ يَكُونَ صَمْتِي فِكْراً وَ مَنْطِقِي ذِكْراً وَ نَظَرِي عَبَراً ."🥀 🌱مورد غبطه ترین افراد🌱 🌿فرمودند:" مورد غبطه قرارگيرنده‌ترين دوستان از امّتم نزد من، مردى است اندك مال، بهره‌مند از نماز ؛ درنهان،پروردگارش را به خوبى عبادت نمايد،گمنام در بين مردم است، روزيش به اندازه گذرانش می باشد و بر آن شكيبا است و چون بميرد ميراثش كم و گريه‌كنانش اندكند."🌿 📘 تحف العقول،ج۱، ص۳۸ 📃 متن روایت👇 🍂روی ان قَالَ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) : "أَغْبَطُ أَوْلِيَائِي عِنْدِي مِنْ أُمَّتِي رَجُلٌ خَفِيفُ اَلْحَاذِ ذُو حَظٍّ مِنْ صَلاَةٍ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ فِي اَلْغَيْبِ وَ كَانَ غَامِضاً فِي اَلنَّاسِ وَ كَانَ رِزْقُهُ كَفَافاً فَصَبَرَ عَلَيْهِ وَ مَاتَ قَلَّ تُرَاثُهُ وَ قَلَّ بَوَاكِيهِ."🍂 🌱خشوع منافقانه🌱 🍃فرمودند: "مبادا خشوع منافقانه كنيد! و آن اين است كه تن خشوع دارد و دل خشوع ندارد."🍃 📘تحف العقول،ج۱، ص۶۰ 📃 متن روایت👇 🌷روی ان قَالَ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) : "إِيَّاكُمْ وَ تَخَشُّعَ اَلنِّفَاقِ وَ هُوَ أَنْ يُرَى اَلْجَسَدُ خَاشِعاً وَ اَلْقَلْبُ لَيْسَ بِخَاشِعٍ."🌷 🌱 کنترل زبان🌱 🍁مردى به پيامبر اکرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) عرض کرد: به من نصيحتى فرما! آن حضرت فرمودند : "زبانت را نگهدار"؛ سپس گفت:اى پيامبر خدا، نصيحتى ديگرم فرما! فرمود: "زبانت را نگهدار"؛ آنگاه گفت: اى رسول خدا، نصيحتم فرما! فرمود: "واى بر تو! آيا جز اين است كه مردم به جهت آنچه با زبان درو می كنند با صورت به دوزخ افكنده می شوند؟"🍁 📘تحف العقول،ج۱، ص۵۶ 📃 متن روایت👇 🍂 قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِي فَقَالَ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): "اِحْفَظِ لِسَانَك" ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا  رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِي قَالَ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) : " اِحْفَظِ لِسَانَك"َ ثُمَّ قَالَ يَا  رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِي فَقَالَ :" وَيْحَكَ وَ هَلْ يَكُبُّ اَلنَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِي  اَلنَّارِ إِلاَّ حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ."🍂 ✳️ کانال ✳️ @Merajnor
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اذان ظهر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 💫 معراج
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است بال و پر دارد اللهم عجل لولیک الفرج ‌‌‌‌‌‌✳️ کانال ✳️ @Merajnor
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❇️ وصیّت حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در نزدیک ارتحال (۱) ✅ شیخ مفید و شیخ طبرسی روایت کرده اند: چون حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از حجّة الوداع مراجعت نمود بر آن حضرت معلوم شد که رحلت او به عالم بقا نزدیک شده است، پیوسته در میان ایشان خطبه می‌خواند، ایشان را از فتنه‌های بعد از خود و مخالفت فرموده‌های خود حذر می‌نمود و وصیّت می‌فرمود ایشان را که دست از سنّت و طریقه او بر ندارند و بدعت در دین الهی نکنند و متمسّک شوند به عترت و اهل بیت او به اطاعت و نصرت و حراست و متابعت ایشان را بر خود لازم دانند و منع می‌کرد ایشان را از مختلف شدن و مرتد شدن. ✅ مکرّر می‌فرمود: ایّها النّاس من پیش از شما می‌روم و شما در حوض کوثر بر من وارد خواهید شد از شما سؤال خواهم کرد که چه کردید با دو چیز گران بزرگ که در میان شما گذاشتم: ✅ کتاب خدا و عترت که اهل بیت منند، نظر کنید که چگونه خلافت من خواهید کرد در این دو چیز به درستی که خداوند لطیف خبیر مرا خبر داده است که این دو چیز از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند به درستی که این دو چیز را در میان شما می‌گذارم و می‌روم پس سبقت مگیرید بر اهل بیت من و پراکنده مشوید از ایشان و تقصیر مکنید در حقّ ایشان که هلاک خواهید شد و چیزی تعلیم ایشان مکنید به درستی که ایشان داناترند از شما، چنین می‌یابم شما را که بعد از من از دین برگردید و کافر شوید و شمشیرها به روی یکدیگر بکشید پس ملاقات کنید من با علی را در لشکری مانند سیل در فراوانی و سرعت و شدّت، بدانید که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام برادر و وصیّ من است و قتال خواهد کرد بر تأویل قرآن چنانچه قتال کردم بر تنزیل قرآن از این باب سخنان در مجالس متعدّد می‌فرمود. ✅ پس اسامة بن زید را امیر کرد و لشکری از منافقان و اهل فتنه و غیر ایشان برای او ترتیب داد، امر کرد او را که با اکثر صحابه بیرون رود به سوی بلاد روم به آن موضعی که پدرش در آن‌جا شهید شده بود و غرض حضرت از فرستادن این لشکر آن بود که مدینه از اهل فتنه و منافقان خالی شود و کسی با حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام منازعه نکند تا امر خلافت بر آن حضرت مستقر گردد و مردم را مبالغه بسیار می‌فرمود در بیرون رفتن و اسامه را به حرب فرستاد و حکم فرمود که در آن‌جا توقّف نماید تا لشکر بر سر او جمع شوند و جمعی را مقرّر فرمود که مردم را بیرون کنند و ایشان را حذر می‌فرمود از دیر رفتن. ✅ پس در اثنای آن حال آن حضرت را مرضی طاری شد که به آن مرض به جوار رحمت الهی واصل گردید، چون آن حالت را مشاهده نمود، دست حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام را گرفت و متوجّه بقیع گردید، اکثر صحابه از پی او بیرون آمدند؛ ✅ فرمودند: حق تعالی مرا امر کرده است که استغفار کنم برای مردگان بقیع، چون به بقیع رسید، گفت: السّلام علیکم ای اهل قبور، گوارا باد شما را آن حالتی که صبح کرده اید در آن و نجات یافته اید از محنت‌هائی که مردم را در پیش است به درستی که رو کرده است به سوی مردم محنت‌های بسیار مانند پاره‌های شب تار. ✅ پس مدّتی ایستاد و طلب آمرزش برای اهل بقیع نمود و رو آورد به سوی حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام، فرمود: جبرئیل در هر سال قرآن را یک مرتبه بر من عرض می‌کرد و در این سال دو مرتبه عرض نمود، چنین گمان دارم که این برای آن است که وفات من نزدیک شده است. ✅ پس فرمود: یا علی به درستی که حق تعالی مرا مخیّر گردانید بر میان خزانه‌های دنیا و مخلّد بودن در آن یا بهشت، من اختیار لقای پروردگار خود کردم، چون بمیرم عورت مرا بپوشان که هر که به عورت من نظر کند کور می‌شود. ✅ پس به منزل خود مراجعت نمود و مرض آن حضرت شدید شد بعد از سه روز به مسجد در آمد عصابه بر سر مبارک بسته و به دست راست بر دوش امیر المؤمنین و به دست چپ بر دوش فضل بن عبّاس تکیه فرموده بود تا آن‌که بر منبر بالا رفت نشست و فرمود: ✅ ای گروه مردم! نزدیک شده است که من از میان شما غایب شوم هر که را نزد من وعده ای باشد بیاید وعده خود را بگیرد، هر که را بر من قرضی باشد مرا خبردار گرداند و استیفای دین خود نماید، ای گروه مردم! نیست میانه خدا و میانه احدی وسیله ای که به سبب آن خیری بیابد یا شرّی از او دور گردد مگر عمل به طاعت خدا. ادامه دارد... 📚 جلاء العیون، ص ۸۴ - ۸۸. ✳️ کانال ✳️ @Merajnor
❇️ وصیّت حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در نزدیک ارتحال (۲) ✅ ایّها النّاس! دعوی نکند دعوی کننده ای که من بی عمل رستگار می‌گردم و آرزو نکند آرزو کننده ای که بی طاعت خدا به رضای او می‌رسم به حقّ آن خداوندی که مرا به حق به خلق فرستاده است که نجات نمی دهد از عذاب الهی مگر عمل نیکو یا رحمت حق تعالی و اگر من معصیت کنم هرآینه به جهنّم می‌روم، خداوندا آیا رسانیدم رسالت تو را؟ ✅ پس از منبر فرود آمد و با مردم نماز سبکی ادا کرد و به خانه امّ سلمه برگشت، یک روز یا دو روز در آن‌جا ماند، پس عایشه زنان دیگر را راضی کرد و به نزد حضرت آمد و التماس کرد آن حضرت را به خانه خود برد چون به خانه عایشه رفت مرض آن حضرت شدید شد پس بلال هنگام نماز صبح آمد در آن وقت حضرت متوجّه عالم قدس بود، چون بلال ندای نماز را داد حضرت مطّلع شد، پس عایشه گفت: ✅ أبو بکر را بگوئید که با مردم نماز کند ✅ و حفصه گفت: عمر را بگوئید که با مردم نماز کند، حضرت چون صدای ایشان را شنید و غرض فاسد ایشان را دانست، فرمود: ✅ دست از این سخنان بردارید که شما به زنانی می‌مانید که یوسف را می‌خواستند گمراه کنند. چون حضرت امر کرده بود که أبو بکر و عمر با لشکر اسامه بیرون روند در این وقت از سخنان عایشه و حفصه یافت که ایشان برای فتنه و فساد به مدینه برگشته‌اند، بسیار غمگین شد و با آن شدّت مرض برخاست که مبادا أبو بکر یا عمر با مردم نماز کنند که این باعث شبهه مردم شود، دست بر دوش امیر المؤمنین و فضل بن عبّاس انداخت با نهایت ضعف و ناتوانی پاهای خود را می‌کشید تا به مسجد در آمد، چون نزدیک محراب رسید دید که أبو بکر سبقت کرده است و در محراب به جای آن حضرت ایستاده و به نماز شروع کرده است، پس به دست مبارک خود اشاره کرد که پس بایست، خود داخل محراب شد و نشست با مردم نماز را نشسته ادا کرد، نماز را از سر گرفت و اعتنا نکرد به آن‌چه أبو بکر کرده بود. چون سلام نماز گفت به خانه برگشت، ✅ أبو بکر و عمر و جماعتی از مسلمانان را طلبید فرمود: من نگفتم که شما با لشکر اسامه بیرون روید؟ ✅ گفتند: بلی یا رسول اللّه گفتی، فرمود: پس چرا امر مرا اطاعت نکردید؟ ✅ أبو بکر گفت: من بیرون رفتم و برگشتم برای آن‌که عهد خود را با تو تازه کنم. ✅ و عمر گفت: یا رسول اللّه من بیرون رفتم و برگشتم برای آن‌که نخواستم که خبر بیماری تو را از دیگران بپرسم. ✅ پس حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: روانه کنید لشکر اسامه را و بیرون روید با لشکر اسامه، خدا لعنت کند کسی را که تخلّف نماید از لشکر اسامه، سه مرتبه این سخن را فرمود و مدهوش شد از تعب رفتن به مسجد و برگشتن و از حزن و اندوهی که عارض شد آن حضرت را به سبب آن‌چه مشاهده نمود از اطوار ناپسندیده منافقان و دانست از نیّت‌های فاسد ایشان. ✅ پس مسلمانان بسیار گریستند و صدای گریه و نوحه از زنان و فرزندان آن حضرت بلند شد و شیون از مردان و زنان مسلمانان برخاست، پس حضرت چشم مبارک گشود و به سوی ایشان نظر کرد فرمود: ✅ بیاورید از برای من دواتی و کتف گوسفندی تا بنویسم از برای شما نامه ای که گمراه نشوید هرگز. ✅ پس یکی از صحابه برخاست که دوات و کتف را بیاورد، عمر گفت: برگرد که این مرد هذیان می‌گوید و بیماری بر او غالب شده است، ما را کتاب خدا بس است؛ پس اختلاف کردند آن‌ها که در آن خانه بودند. ✅ بعضی گفتند: قول قول عمر است و بعضی گفتند: قول قول رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و گفتند: در چنین حالی چگونه مخالفت حضرت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روا باشد؟ ✅ پس بار دیگر پرسیدند: آیا بیاوریم آن‌چه طلب کردی یا رسول اللّه؟ فرمود: بعد از این سخنان که من از شما شنیدم مرا حاجتی به آن نیست و لیکن وصیّت می‌کنم شما را که با اهل بیت من سلوک کنید و رو از ایشان نگردانید؛ ایشان برخاستند. 📚 جلاء العیون، ص ۸۴ - ۸۸. ✳️ کانال ✳️ @Merajnor
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🩸یا علی! آیا آن دَمی که فاطمه‌ات را کتک می‌زنند و تو را کشان‌کشان به مسجد می‌برند، صبر می‌کنی ؟! در نقلی آمده است: 🥀 لحظات آخر عمر مبارک رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بود که رو به امیرالمومنین علیه‌السلام نمودند و فرمودند: 📋 أتَصبِرُ إذا قادوكَ بِحَمائلِ سَيفك؟ أو تَصبِر إذا قادوكَ في مِحرابِك؟ أو تَصبِرُ إذا هُتِكتِ الحُرمة؟ ▪️آن دَم که تو را شمشیر بر کمر، می‌کشاندند، آیا صبر می‌کنی؟ یا آن ساعتی که حُرمت ها هتک شده و کشان کشان تو را به سمت محرابت می‌برند، صبر می‌کنی؟! 📋 نَكَسَ بِرأسِه و هُوَ يَبكي ... ▪️در این هنگام امیرالمومنین علیه‌السلام سرش را به زیر انداخت و گریه می‌کرد‌... 🥀 رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ادامه داد: 📋 أو تَصبِرُ إذا حَرَقوا بابَ دارِك ؟ أو تَصبِر إذا ضَرَبوا فاطمة؟ أو تَصبِر إذا أنبَتوا المِسمارَ في صَدرِها ؟ أو تَصبِر إذا أسقَطوا جَنينها؟ ▪️آیا آن دَمی که درب خانه‌ات را به آتش می‌کشند و فاطمه سلام‌الله‌علیها را کتک می‌زنند، صبر می‌کنی؟! آیا بر آن لحظه‌ای که میخ، در سینهٔ فاطمه‌ات جا کرده و جنین او را سقط می‌کنند، صبر می‌کنی؟! 🥀 در این هنگام امیرالمؤمنین علیه‌السلام با چشمی گریان فرمود: 📋 أصبِرُ يا رسول الله ! آری صبر می‌کنم ای رسول خدا! 📚الطریق،کاشی، ج۳ص ۴۱ ✍ نفسم در شماره افتاده رنگ و رویم پریده است علی سر من را بگیر بر زانوت وقت رفتن رسیده است علی گرچه زود و سریع طی شد و رفت چقدر روزگار سخت گذشت همۀ سال‌های تبلیغم به من بی‌قرار سخت گذشت دل من را همیشه توهینِ بی حیاها شکست، یادت هست سنگ باران کودکان لجوج سر من را شکست، یادت هست در اُحد که غریب ماندم من بغض کفار داشت وا می‌شد یک تنه جوشنم شدی تو علی تو نبودی، سرم جدا می‌شد اثر آفتاب شِعب این بود در سرم شعله‌های تب مانده به کف پای من از آن‌موقع خارهای ابولهب مانده چه کنم وقت رفتن آمده است دل ندارم که روضه‌خوان باشم کاش می‌شد زمان حمله به در زنده باشم، کنارتان باشم ظاهراً مؤمن و مسلمان‌اند با تو و فاطمه بد اند علی صبر کن صبر کن برای خدا همسرت را اگر زدند علی صبر کن آن زمان که با سیلی قصد دارند بر رویش بزنند یا که در پیش دست بسته‌ی تو با قلافی به بازویش بزنند تازه این اول مصیبت‌هاست کربلای حسین نزدیک است مثل زهرا قرار سوختن بچه‌های حسین نزدیک است... ✳️ کانال ✳️ @Merajnor
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا