مشکات !
....
یه جایی هم توی کتاب رازِتنهایی،
نرجسشکوریانفرد مینویسه که؛
همیشه از چشمانِ هم، حرفهایهم را
میخواندند و خیلی وقتها نیاز نبود
که کلامی بینشان رد و بدل بشود...:)
#تیکهکتاب
مشکات !
گاهی حس میکنم قلبم..، یا شاید هم تکهای از وجودم رو لابهلای صفحات کتابها جا گذاشتم.....:))) #خودن
عجیب نیست؛
یک کتاب بعد از چندینبار
خوانده شدن، چاقتر میشود!
انگار چیزی لابهلای صفحات جا میماند،
چیزهایی مثل، صداها، حساسات، افکار...
ز تمام بودنیها، تو همین
از آن من باش!
که به غیر با تو بودن
دلم آرزو ندارد..
#حسینمنزوی