هدایت شده از [. کــافه رَسـتاک .]
این عادتِ احمقانه را دارم که فکر کنم همه چیز بهتر میشود، حتی وقتی تمام شواهد بر چیز دیگری دلالت دارند. حتی مواقعی که همه چیز بدتر و بدتر و بدتر میشود.
•جزء از کل
•استیو تولتز
پارسال یه معلم ریاضی داشتیم،
ماه شب چهارده رو دیدین که؟
به همون اندازه دوستداشتنی و زیبا بود:))
همیشه آخر کلاسها که وقت اضافه میآوردیم یه شعر، جمله و یا داستانی رو برامون میگفت...
اون ذوقش، زیبایی مطالبی که میگفت و لحنش همه و همه باعث میشد ما هم کلییی ذوق کنیم!
از اون موقعها و از بین اون همه شعر و قصه،
یه بخشی از یکی از شعرهای قیصر امینپور رو که برامون گفته بود،
من خیلی ازش خوشم اومده بود و هرگز هم فرامشش نکردم...
و این روزها خیلی با خودم تکرارش میکنم؛
[ باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظهی عزیمت تو ناگزیر میشود
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود...]
#خودنوشت
https://eitaa.com/idontknooow/4006
با حرص خوردن که چیزی درست نمیشه عزیز ِ جان!
بنظرم ما هایی که توی امنیت و آسایشیم بار بیشتری روی دوشمونه،
ما باید بلند بشیم برای یاری مظلوم توی این روزگار ظالم و صداشون رو برسونیم به گوش جهان...