هدایت شده از نیافته''
یلدا در افسانهها و اساطیر ایرانی حدیث میلاد عشق است که هرسال در
- خرم روز - مکرر می شود.
ماه دلداده مهر است و این هر دو
سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه
شب است و مهر روزها بر میآید.
ماه بر آن است که سحرگاه،
راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد،
اما همیشه در خواب میماند و روز فرا میرسد که ماه را در آن راهی نیست.
سرانجام ماه تدبیری میاندیشد و ستارهای را اجیر میکند، ستارهای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار میکند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او میدهد.
ماه به استقبال مهر میرود و راز دل میگوید و دلبری میکند و مهر را از رفتن باز میدارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش میکنند و عاشقی پیشه میکنند و مهر دیر بر میآید و این شب، - یلدا - نام میگیرد.
از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر میرسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست .
- چلّه به نیکی 🌱♥️:›
اما اگر هیچ چیز نتواند ما را از مرگ برهاند،
لااقل عشق از زندگی نجاتمان خواهد داد...
گاهی آدم ترجیح می دهد با گوسفندها زندگی کند که لال اند و فقط دنبال آب و غذا هستند، یا ترجیح می دهد مثل کتاب ها باشد که وقتی آدم دلش می خواهد گوش بدهد، داستان های باور نکردنی برایش تعریف می کنند.
وقتی با آدمها حرف میزنی، چیزهایی می گویند که نمیدانی چه جوری به گفتگو ادامه بدهی…
آدمها حرف های غریبی می زنند!
「کیمیاگر| پائولو کوئیلو」
#تیکهکتاب