eitaa logo
مشکات !
86 دنبال‌کننده
997 عکس
85 ویدیو
0 فایل
مولانا: پس زخم‌هامان چه؟ شمس: نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود... . . اگر خسته جانی بگو ؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/2135837
مشاهده در ایتا
دانلود
شرح دلتنگی من بی‌‌تو فقط یک جمله‌ست : «تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم»
قصد مهاجرت کردن از زمین رو دارم. برخلاف میل قلبی‌م کرکره‌‌های اینجا رو می‌کشم پایین، اما تردیدی ندارم که دووم نخواهم آورد، بوی نارنگی، منو بر می‌گردونه، خاطرات دوباره منو برمی‌گردونن. با اولین برگی که به زمین بیفته، من هم به زمین برمی‌گردم، به خاطرات!
؛
پاییز؟
برخلاف تمام دلتنگی‌ها و تمناها برای رقم کردن دوباره و آرامشی که نوشتن بر ذهن حاکم می‌کنه، مدتی ذهنم رو پوچ از کلمات پیدا کردم، درحالی که برای توصیف احوالاتش تقلا می‌‌کرد و پوچ می‌دید خودش رو.. مثل کودکی که نیازمند بهونه‌ای باشه برای برگشتن به آنچه که بهش تعلق داره... بهونه‌ی دوباره‌ای پیدا کردم برای رقم کردن..
رقم کردن! و چه واژه‌‌ی دل‌انگیزی، به خصوص اونجایی که هم وزن و هم‌آهنگ میشه با رقم زدن، و مگر نه اینکه فعل هر علاقه‌مندی‌به‌نوشتن پیش از هر رقم زدنی، رقم کردن هست؟ ] *در اینجا فردعلاقمند‌به‌نوشتن، جایگزین واژه نویسنده شد چون خودم رو [هنوز] لایق این واژه و هرکس که دست به قلم شد را نویسنده نمی‌بینم.
و حالا این بهونه اگرچه تکراری و بارها موضوع هر متن و قصه‌ای بوده اما برای من تازگی داره... مست شدن در عطر پاییز و سرخی انارها بهونه‌ی ِتکراری ِجدیدی‌ هست برای رقم کردن، البته اگر بشه متن های درهم‌آویخته‌ی ِ برهم‌ریخته من رو رقم کردنی در نظر گرفت، این افتخار دوباره رو دارم که بنویسم و دل خوش کنم به این متن‌ها‌ی کوتاه و بلند از دل داستان های کوچک و بزرگ زندگی نامنسجم من، تا شاید نشانه‌ای، یادگاری، خاطره‌ای و یا پندی باشه برای منی که در آینده خواهد بود و خواهد شد.
هدایت شده از مشکات !
-Paeiz.mp3
زمان: حجم: 9.1M
غم ِچشمان ِتو بر این دل ِدیوانه نشست...
https://eitaa.com/Alcatraz450/4595 نصیحت این زندانبان رو بپذیرید...
طفلی به نام «شادی» دیری‌ست گم‌شده است، با چشم‌های روشن براق، با گیسویی بلند به بالای آرزو هرکس از او نشانی دارد، ما را کند خبر این هم نشان ما ؛ یک سو خلیج‌فارس، سوی دگر خزر...